پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » چگونه با مدر شوهرم کنار بیام ؟ اون با من مشکل داره!
1 امتیاز
Vote Con!

چگونه با مدر شوهرم کنار بیام ؟ اون با من مشکل داره!

کمکم کنید

با سلام
خوشحالم که این سایت رو به طور اتفاقی دیدم
مشکل من با مدر شوهرمه و من 17 ماه هست که عقد کرده ام همسرم تهران و ما شیراز هستیم
مادر شوهرم همش میخواد منو کوچیک کنه ازش متنفرم …….. من چقدر اخه باید طاقت بیارم
از همون روز اول موقع خواستگاری همش خودش حرف میزد خودش مدیریت خونشون بر عهده داره
موقع حلقه گفت اینو بخرید منم دوست نداشتم یکی دیگه خریدم و اون ازم کینه به دل گرفت
همش میخواد خودشو به من نشون بده بخدا ازش خسته شدم به من میگه اینجور آرایش نکن اینونپوش و …..
من دانشجوی سال اخر پرستاری هستم بعد میاد جلو من پشت سر پرستارا حرفهای بد میزنه بعدم میگه تو که پرستار نیستی به من میگه تو دیپلمی
امسال عید هم امدن شیراز کلا دعوا کردن که که مامانت بهت چیزی یاد نداده تو بهمون عزت و حترام نمیزاری همش پسرم براتون چیز میخره بخدا دروغ میگه همسرم وقتی میاد شیراز ما نمیزاریم هیچی برامون بخره
همش بهم توهین میکنه به خانوادم به من
الانم همش تو خونه همسر بیچارم نفرین میکنه همش تو خونه باهاش دعوا میکنه شام بهش نمیدن و…..
بعدم زنگ میزنه خونمون به مامانم میگه به خاطر بی احترامیاتون رابطه ها و رفت و امد ها قطع بشه
شما بگید من بدبخت چیکار کنم ؟
من 23 سالمه اما نگار 40 سالمه مدرشوهرم 47 سالشه انگار 20 سالشه
همش منو و همسرم زجر میده
توروخدا بگید من چیکار کنم ؟

توسط sahar درازدواج · پاسخ 3087 روز 22 ساعت 27 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 8

 

پاسخ (15)

  1. 1 vote

    به نام خدا
    دوست عزیز سلام، در مواردی که دیگران رفتارشون با ما نامناسبه ما کار کمی سخت می شه چون ما نمتونیم شخصیت اون افراد رو عوض کنیم یا باهاشون دعوا کنیم. بهترین کار این هست که شما با وجود رفتارهایی که ایشون میکنن:
    1. احترام ایشون رو به خاطر مادر بودنشون واینکه مادر همسرتون هستن ورابطه عاطفی فرزند ومادری بین آنها برقرار هست حفظ کنید.
    2. بیش از قبل به ایشون محبت کنید.
    3. به علائق ایشون توجه کنید مثلا اگر دوس داره شما بهش زنگ بزنید شما این کار و انجام بدید هر چند شما رو ناراحت کرده.
    4. هیچ وقت با همسرتون بخاطر این مسئله دعوا نکنید و احترام همسرتون رو حفظ کنید، این بی احترامی های رو مدام بر سر همسرتون نکوبید ، ایشون از رفتار مودبانهو محترمانه شما متوجه میشود که مادرش اشتباه می کند پس شما دیگر تکرار نکنید.
    5.قرآن و دعا بخوانید تا آرامش بیشتری پیدا کنید.
    موفق باشید.

    توسط خانم م - طالبی · 3087 روز 11 ساعت 41 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 1 vote

    با سلام و تشکر فراوان
    پیرو صحبت های شما
    ببخشید اما من هرچقدر فکر میکنم واقعا نمیتونم با مادر همسرم ارتباط برقرار کنم من دمی نیستم که بهم توهین بشه بعد هیچی نگم
    این مادرشوهرم دیگه تا اخر عمرش با من خوب رفتار نخواهد کرد ایشون کسی هست که کینه چندین ساله افراد مختلف هنوز توی دلشه اما به ظاهر خودش رو فردی بسیار مذهبی نشون میده اما نمیدونم چرا فقط حجاب داره دیگه هیچی نداره . اگر من برم زنگ بزنم نه تنها به من بی محلی میکنه در ثانی چون اون گفته ارتباطات قطع بشه محاله دیگه هیچ ارتباطی برقرار کنه چون اون فوق العاده آدم مغروریه بخدا دیگه نمیدونم چیکار کنم این فرد اخلاقش اینجوریه که دیگه منو از ذهنش پاک کرده ما قرار شده تابستان تازه عروسی کنیم و من مطمین هستم برای عروسیمون هم هیچکدومشون نمیان چون تمام افراد خانواده کاملا تحت کنترلش هستن
    اصلا هیچ وقت احوال پرسی منو از همسرم نمیکنه خوب منم انتظاراتی دارم برای تولد من انگار نه انگار که منم هستم منو یک موجود اضافی میدونن وسایلهای منو از توی کمد همسرم بیرون ریخته
    با این حساب ایا من برم بهش زنگ بزنم ؟
    من بهش چی بگم ؟ این آدم خودبرتر بینی داره بجز خودش کسی رو نمیبینه برای من هیچکار نمیکنن یه شال ساده بهم کادو نمیدن
    هرچی هم میخره همسرم میخره بعدم میگه ما که هیچی برات کم نزاشتیم تازه زیادیت هم بوده شما برای ما کاری نکردین هر چیزی هم خریدین علی پسرم خریده ! در صورتی که این حرفش صحت نداره
    خواهش میکنم منو راهنمایی کنید اون به خانوادم و من توهین کرده بعد برم التماسش کنم ؟ این راه درسته ؟
    ممنون که شما هستید که من و امسال من رو راهنمایی کنید واقعا ممنون اجرتون با خدا

    توسط sahar · 3087 روز 3 ساعت قبل

    سوال: 3 پذیرفته شده: 1 ( 33% ) | امتیاز: 2

  3. 1 vote

    به نام خدا
    دوست عزیزم سلام،‌ تلفن زدن را به عنوان یک مثال گفتم چون نمی دانستم ایشان اینطور برخورد می کنند و منظورم این بود که کارهایی را انجام دهید نمودش برای ایشان محبت و توجه و تایید باشد ولی در عمل کار خودتان را انجام دهید . ایشان در اشتباه هستند و رفتار زشتی تاکنون انجام داده اند متاسفانه رفتارهای بد و ناراحت کننده در ذهن انسان باقی خواهد ماند. ولی نکته مهمی که بنده نمیدانستم این است که فکر کردم شما وارد زندگیتان شده اید و آن پیشنهادات را خدمت شما دوست عزیزگفتم اما اکنون شرایط شما را بیشتر متوجه شدم . از آنجاییکه هنوز وارد زندگی نشده اید سوالی برایم ایجاد شده که از چه زمانی ایشان چنین برخوردی با شما داشته اند؟ آیا شما تنها عروس این خانواده هستید؟ آیا ایشان از ازدواج شما ناراضی بودند به چه علتی؟ رفتار وواکنش و نظر همسر شما در این خصوص چیست؟ نظر خانوادتان چطور؟
    اگر چه حق با شماست ولی مورد 1و 4 توصیه قبلی را فراموش نکنید. و قبل از اینکه وارد زندگی شوید حتما وحتما این مسئله را باید حل کنید وگرنه بعد از آن بیشتر اذیت خواهید شد. موفق باشید.

    توسط خانم م - طالبی · 3087 روز 1 ساعت 8 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  4. 1 vote

    با سلام و تشکر که این همه وقت میزارید واقعا لطف دارید
    چند سوال از از بنده پرسیده بودید
    من تنها عروس این خانواده هستم همسرم تک پسره با دوتا خواهر
    موقع عقد ایشون بسیار راضی و راغب بودند باورتون نمیشه در هفته 5_6 دفعه با من تماس میگرفتند برای احوال پرسی و مثلا رسم و رسومات و این جور صحبت ها . هر چند من انتخاب همسرم بودم اما خانوادش مخالف نبودن وگرنه من قبول نمیکردم اوایل خیلی خوب بودن البته گاه گاهی تیکه های مادر شوهری میپراند اما قابل تحمل بود ولی بعد حدودا 6-7 ماه پیش به طور جدی برخورد هاشون شروع شد همش اولش میگفت من به چشم دخترم بهت نگاه میکنم اما اصلا اینجوری نبود من توقع ندارم به چشم دخترش ببینه ولی دوست نداشتم اینو بگه . دیگه خسته شدم از یه طرف دوری از همسرم از یه طرف این حرفا از یه طرف برخوردشون با همسرم که فوق العاده بد برخورد میشه الان ده روزه به همسرم شام نمیدن باهاش حرف نمیزنن من واقعا توقع همچین برخوردی از همچین کسی که بیش از اندازه از خودش در حفظ خانواده تعریف میکنه رو ندارم .
    همسرم هم میدونه و قبول داره که مادرش مقصر ه اما کاری از دستش بر نمیاد .کادو هایی که من برای همسرم درست کرده بودم کاردستی بود معلوم نیست برداشته چیکارش کرده مدام توی وسایل های همسرم چک میکنه نامه های محرمانمون خونده در صورتی که دختراش کاملا آزاد هستند . خانواده من همش ناراحت هستند همش غصه میخورن اما چون همسرم خیلی خوبه چیزی. نمیگن اما میدونم خیلی ناراحت شدن خانواده من یک خانواده شهرستانی بسیار ساده هستند که توی هیچ کاری دخالت نمیکنن اما وضع مالی بدی نداریم و همیشه کمکمون میکنن و خدایی هیچ وقت هم منت نمیزارن بعد تازه به من میگن پاشو روز مادر زنگ بزن باهاش حرف بزن
    اونا به چشم موجود اضافی به من نگاه میکنن یعنی کلا منو حذف کردن خواهر شوهرام همیشه به من زنگ میزدن الان جواب پیام هم نمیدن چون مادرشون کاملا تسلط داره روشون
    ازتون خواهش میکنم به من بگید چیکار کنم. همش فقط غصه میخورم از اول عید همش گریه کردم .نمیدونم این با من و پسرش چه دشمنی داره همش میخواد منو کوچیک کنه اما نمیتونه دعوا راه میندازه کلا دیگه حیا رو کنار گذاشته هر حرفی از دهنش در بیاد به من میگه کسی هم چیزی بهش نمیگه چون کاملا مدیره شغلش هم خانه داره. مدام از خودش تعریف میکنه الان دیگه تو این چند ماه به زور من که زنگ میزدم احوالپرسی میکرد الان از عید که رفتن دیگه باهاشون صحبت نکردم .بعد ش هم رفتن شمال همسرم خونه ما بود حتی به همسرم هم نگفتن رفتن شمال خیلی ناراحت شدم . بگید من الان باید چه عکس العملی نشون بدم اینا حتی برای عروسی منم نمیان اخرشم مجبور میشم بدون سر و صدا برم ماه عسل . ناراحتم بخدا فکر کنم افسردگی گرفتم ازتون خواهش میکنم راهنمایی کنید ?! یعنی من اگر تهرانم برم ببینن من پشت در هستم در رو باز نمیکنن
    حالا با این حساب من چیکار کنم ?! زنگ بزنم ?! روز مادر ?! ناگفته نماند این خودش با کل فامیل هم قبلا مشکل دداشته
    خواهش میکنم کمکم کنید
    از حوصله شما ممنون

    توسط sahar · 3086 روز 19 ساعت 52 دقیقه قبل

    سوال: 3 پذیرفته شده: 1 ( 33% ) | امتیاز: 2

  5. 1 vote

    به نام خدا
    دوست خوبم سلام، از اینکه شما هم به سوالات با دقت جواب دادی ممنونم، ولی ننوشتی که هفت ماه پیش چه چیزی باعث شد آنها تغییر رویه بدهند و به شما بی اعتنایی کنند ؟ یک اتفاقی افتاده یا حرفی زده شده است که احتمالا ایشان برخوردشان را عوض کرده اند ؟ ممکن است حتی بهانه کوچکی از شما داشته باشند ؟
    در هر صورت همان طور که عرض کردم افرادی با این شخصیت تغییر نمیکنند و این مادر شما را همچون رقیبی برای خودش در نظر گرفته که پسرش را از ایشان گرفته اید .
    درسته که ایشان به شما بی احترامی کرده اند وکارشان بسیار بد بوده ولی سعی کنید اشتباه آنان را درنظرتان بزرگ نکنید مثلا مدام نگویید:منو به چشم موجود اضافی می بینن!!! منو حذف کردن !!!
    آیه یأس نخونید : عروسی هم نمیان !! من باید فقط برم ماه عسل !!! اگر برم تهران درو به روی من بازنمی کنن!!!
    یادت باشه : ما هیچ وقت نمی تونیم دیگران را وادار کنیم دوستمون داشته باشند ولی می تونیم به کسی تبدیل بشم که دیگران ما رو دوست دارند. شما زندگی خودت رو بکن و هر کاری درسته انجام بده و مدام به این فکر نکن که چرا محبت نمی کنن چرا هدیه نخریدن حتی یک شال ساده ….چرا…. چرا… با این چراها فقط خودت اذیت می شی.
    برای اینکه آرامش داشته باشی از دیگران توقع نداشته باش! وقتی به کسی محبت می کنی منتظر جواب نباش تا کمتر اذیت بشی. تو بی ردیغ محبت کن و با خواندن قرآن از خدا کمک بگیر.
    دوری مسافت و تفاوت فرهنگی هم به این ناراحتی ها دامن زده و آنها را تشدید کرده .
    کار همسر شما خیلی سخت می شه از طرفی باید احترام مادر و خانوادش رو حفظ کنه چون این یک مسئله خانوادگی است وحق بی احترامی و توهین و طرد کردن خانوادش رونداره از طرفی باید این درگیری ایجاد شده رو حل و فصل کنه در چنین شرایطی به آقایون خیلی فشار می یاد و بین مادر و همسرشون قرار می گیرند از طرفی هر دو رو دوست دارند و از طرفی هر دو نفر با هم بد هستند و از طرفی باید احترام هر دو نفر رو حفظ کنن.
    پس یادت باشه به همسرت سرکوفت نزنی مدام از رفتارهای مادرش صحبت نکنی و ایراد نگیری، از اینکه مورد بی احترامی واقع شدی گریه وزاری نکنی تا همسرت از اینجا رونده واز اونجا مونده نشه ” یعنی بالاخره یه جایی بتونه ارامش داشته باشه” یادت باشه برای اینکه توجه همسرت رو به خودت جلب کنی مظلوم نمایی نکنی و مادر و خانواده همسر رو آدمای ظالم وبدی وانمود نکنی” اون ها هر طور که باشن پسرشون همه رو میبینه و میتونه در مورد شما وخانوادش قضاوت کنه”
    شما باید قبل از اینکه وارد زندگی بشید یک نفر واسطه بشه و این مسئله رو حل کنید . اگر مادر ایشون مشکلش با شما حل نشه تو زندگی بیشتر به شما سخت میگذره علت اینکه رفتار ایشون با شما تغییر کرد و خوب فکر کنید و بنویسید تا ان شاء الله حل بشه .
    تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که خواسته ها و انتظارات و توقعات مادرشوهرتان از شما چیست ؟

    توسط خانم م - طالبی · 3086 روز 9 ساعت 27 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  6. 1 vote

    با سلام و درود بر شما واقعا فکر نمیکردم این سایت تا این حد عالی باشه و تا این اندازه به فکر کاربران باشه از همه دست اندرکاران این مجموعه که واقعا زحمت میکشن ممنونم و تشکر ویژه خدمت سرکار خانم طالبی عزیز
    من از یک خانواده مذهبی هستم توی شهر خودم چادری هستم اما اونجا که میرم چادر سرم نمیکنم و یه آرایش ساده اولین تلنگرش به من این بود که تو آرایش میکنی در صورتی که من این حرفهارو برای خودم صحیح نمیدونم من زیاد آرایش نمیکنم اما اون به من گفت برو به خاطر گناهات توبه کن تو پسرهای زیادی رو اغفال کردی برو سجده کن بعدم که من به همسرم گفتم و به مادرش گفت دیگه دعوا شد من حالم بد شد و…. بعدم زیر بار نرفت گفت من مستقیم بهت نگفتم غیر مستقیم گفتم تو به خودت گرفتی بعدشم تازه معذرت خواهی هم کرد اما دیگه محل نذشت و از اون موقع داره همسرم اذیت میکنه همسرم به من زیاد از جریانات خونشون نمیگه که من بدونم مشکل این خانم با من چیه اما همش میگه شما نحوه آشناییتونو دروغ گفتین همش میکوبه تو سرمون و تهمت بی جای بی جا میزنه که در شان ما نیست .
    مثلا یک بار رفتیم با هم مسافرت اونا ساکشون جمع کردن من از قبل جمع بود بعد رفتم تو اتاق گفتم خوب چیزی از وسایل من جا نمونده بعد گفت ما کاری به وسایل های شما نداریم ما دست به وسایل هاتون نزدیم از اون موقع من دیگه شک کردم که این توی وسایل هام میگرده چون من اصلا همچین سوالی نپرسیده بودم . هر رفتاری همسرم میکنه میگه تو که این جوری نبودی خجالت بکش با من درست صحبت کن اینارو جلو من میگه تا همسرم جلو من خورد بشه . مثلا شبا به دختراش میگفت بچه ها بیاین قرص آهن بخوریم بعد به من نمیگفت پس چرا میگه من تورو مثل دخترم حساب میکنم ؟ این حالا برای مثال بود . خیلی از این جور مسایل مثلا به خواهرم میگه دستپخت تو بهتره یا سحر بعد خوب خدایی دستپخت من بهتره بعد خواهرم میگه دستپخت سحر بعد به خواهرم میگه اها مدونم داری فداکاری میکنی ! اصلا نظرات منو نه به عنوان عروسش نه به عنوان یه پرستار قبول نداره مدام حرف خودش تکرار میکنه .
    من با همه اینا کنار اومدم ولی همسرم در جریان گذاشتم . به من میگه سه تا بچه بیار تو میتونی علی رو راضی کنی اگه نیاری یعنی تو نخواستی . مدام از این جور حرفا میزنه وقتی همسرم میاد اینجا اگه در روز دوبار به خونشون زنگ نزنه اون زنگ میزنه گریه زاری که چرا منو فراموش کردی بعد زهرمون میکنه . همش میخواد بگه تو هیچی بلد نیستی اما من به جرعت میتونم بگم آشپزیم و خیلی چیزای دیگه بهتر از اونه که اینا اونو آزار میده
    حالا به من بگید چیکار کنم ؟

    توسط sahar · 3086 روز 8 ساعت 37 دقیقه قبل

    سوال: 3 پذیرفته شده: 1 ( 33% ) | امتیاز: 2

  7. 1 vote

    من نمیدونم مادرشوهرم چه توقعاتی از من داره چون با من که حرف نمیزنه من هم الان 7 ماه خونشون نرفتم و تماسی هم اگر بوده در حد احوالپرسی اما فکر میکنم دوست نداره من سر کار برم دوست نداره من پیشرفت کنم چون با ارشد خوندن من مخالف بود بعد میگه منم دانشگاه قبول شدم نرفتم کلا خودشو با من مقایسه میکنه اگه منو با دخترش مقایسه میکرد یه چیزی اون همسن مادر منه اما من و با خودش مقایسه میکنه
    مثلا تو خونشون که میرم نمیزاره من هیچ کاری انجام بدم در صورتی که من آدمی نیستم که کار نکنم تنبل نیستم بعد میگه اره من همه کاراتو انجام میدم تو هیچ کاری بلد نیستی اگه بخوای کاری کنی تا صبح طول میکشه و از این جور صحبتا دیگه
    فکر کنم توقع داشته باشه من همیشه چادر سرم باشه من هر جا لازم باشه چادر سرم میکنم اما حجابم رعایت میکنم
    واقعا به این فکر نکردم که چی از من میخواد فکر میکنم فقط میخواد من نباشم اصلا دوست ندارم بدونم اون چی میخواد چرا اون فکر نمیکنه من چی میخوام ؟ همش جلو من به همسرم دستور میده این کارو کن اون کار نکن اینجا بشین اینجا نشین و…… همسرمم مجبوره بر خلاف میلش که غرورش جلو من خورد میشه اما انجام بده
    حالا مشکل من گذشته نیست با اونا کنار میام من فقط تا این مدت که عروسی میکنیم که چند ماهی وقت داریم با این چیکار کنم من نمیدونم اس بدم زنگ بزنم چیکار کنم من حتی به پدر شوهرمم زنگ نمیزنم . من عید وقتی جلو همه بهم همه چیز گفت حالم بد شد رفتم بیمارستان اما اون براش مهم نبود البته وقتی دعوا کرد منم جواب دادم بعد زد زیر گریه که تو روی من وایسادی و از این جور حرفا که من جلو همه معذرت خواهی کردم اما دیگه فرداشم رفتن بعدش که همسرمم رفت باهاش دعوا کردن بعدمکه زنگ زد خونمون گفت بخاطر توهین هاتون رفت و آمد ها قطع بشه منم دیگه نه زنگ زدم نه چیزی
    میدونم اونا عین خیالشون نیست چون وقتی زنگ میزنم به همسرم صدای خندشون همیشه میاد همسرمم گفت اره اینا عین خیالشون نیست
    فقط این وسط منو خانوادم و همسرم داریم زجر میکشیم بخدا من مشکل جسمی و روحی پیدا کردم به خاطر این قضایا
    فقط دلم میخواد یکی بهم بگه چیکار کنم تا آروم شم من آدم معتقدیم قرآن و دعا زیاد میخونم ولی از شما هم خواهش میکنم منو راهنمایی کنید میدونم خیلی وقتتون هم میگیرم اما براتون دعا میکنم که تا این اندازه به کاربراتون بها میدین ممنونم

    توسط sahar · 3086 روز 6 ساعت 40 دقیقه قبل

    سوال: 3 پذیرفته شده: 1 ( 33% ) | امتیاز: 2

  8. 1 vote

    چطور اون فکر میکنه من پسرش ازش گرفتم در صورتی که کوچکترین بهایی بهش نمیدن بهش تو خونه اصلا اهمیت نمیدن لباساش نمیشورن هیچ کاری براش نمیکنه باهاش حرف نمیزنن کاری به کارش ندارن مسافرت میرن به همسرم نمیگن اون فقط به دختراش اهمیت میده و خودش کاری به همسرم ندارن براش یه کادو تولد نمیخرن اما واسه خودشون جشن میگیرن حتی تمام مخارج عقد رو پدرم داد اگرم ما میرفتیم خونشون همسرم خرج میده کوچکترین هزینه ای واسه من نکردن و نخواهند کرد من قبلا به همسرم به قول معروف سرکوفت این رفتارارو میزدم اونم همه رو قبول داره اما با گفته های شما دیگه تکرارش نکردم و تاثیرش مثبت بود

    توسط sahar · 3086 روز 6 ساعت 29 دقیقه قبل

    سوال: 3 پذیرفته شده: 1 ( 33% ) | امتیاز: 2

  9. 1 vote

    به نام خدا
    دوست خوبم سلام
    از لطف شما ممنونم ‌،‌ما وظیفمون رو انجام می دیم تا شاید بتونیم آرامش رو به افرادی که گمش کردن برگردونیم. بهترین جمله نوشته های شما جمله آخری بود که خوندم: تکرار نکردن سرکوفت ها به همسرت
    ببین عزیزم دعوایی که بین شما و مادر همسرت ایجاد شده یک دعوای زنانه هست دعوایی که علت منطقی و صحیحی نداشته صرفا احساس رقابت و مقایسه وحس زنانگی بین شما دو تا خانم ایجاد شده اگرچه ایشون بد با شما صحبت کرده ولی شما هم جوابش رو دادی بالاخره ایشون بزرگتر بوده وقطعا ناراحتیش بیشتر از شماست در ضمن بعضی وقتها مادرشوهرها عروسشون رو امتحان می کنن مثل مادر شوهر شما که میخاسته ببینه شما جوابش رو میدی یا نه بعد همین رو بهانه ای برای ناراحتی ها قرار بده
    حس عروس ومادرشوهرگری هنوز تو بعضی خانواده ها وجود داره مثلا این مواردی که شما گفتید به دخترخانوماشون اهمیت می دهند ولی به شما نه تو خانواده های اینچنینی وجود دارد کار اشتباهی هم هست ولی دلیل نمیشه شما هر روز بخاطر این مسئله خودتون روناراحت کنید و غصه این بی توجهی رو بخورید !‌ هیچ وقت از دیگران توقع نداشته باش !‌هیچ وقت
    نکته بعدی اینه که بالاخره ایشون مادر همسر شما هستن و چندین سال زحمتش رو کشیدن هیچ وقت نمی تونیم بین مادر وفرزندانش جدایی بندازیم و یا این رو تصور کنیم مطمئن باش که مادرایشون بیشتر از شما نگران فرزندش هست اگرچه در ظاهر نشون نده این رو وقتی مادر شدی متوجه می شی عزیزم
    در مورد بعضی مسائل هم خیلی حساسیت به خرج میدی مثل آشپزی که مثال زدی من از جواب ایشون واقعا چیز بدی برداشت نکردم ولی شما ناراحت شدی پس این نشون میده شما نسبت به جواب های ایشون حساسیت الکی داری
    پس از این به بعد:
    1. منتظر تایید دیگران نباش آدم هایی که خودشون رو قبول دارن منتظر این نیستن که کسی اون ها رو تایید کنه و ازشون تعریف کنه
    2. یک روز ایشون به خوبی ها و هنرهای شما پی میبره و مستقیما به خودتون میگه
    3. اگر واقعا از زندگیت دنبال آرامش هستی به خدا توکل کن و به بزرگتر بی احترامی نکن و سعی نکن مدام خواهران همسرت رو به خودت مقایسه کنی چون هیچ کسی با دیگری قابل مقایسه نیست،‌ سعی نکن از وقایع خونه همسرت مطلع بشی و اگر هم ایشون خواست چیزی بگه ازش بخواه که دیگه این کار و نکنه
    4. 90 درصد اختلاف ادم ها بخاطر سوء برداشت حرفاشونه پس شما که تحصیلات داری بهتره اعصابت رو بخاطر سوء برداشت ها خرد نکنی
    5. مثبت فکر کن و مثبت ببین چون ایشون از شما عذرخواهی هم کرده من خیلی ها رو میشناسم که جرآت عذرخواهی از عروسشون رو ندارد
    6. برخی از آثار مانوس شدن با قرآن آرام شدن‌،دوری از رذائل اخلاقی ، ایجاد حسن خلق ، بشاشیت ،‌دوری از مشاجرات و مجادلات بی مورد ،‌پرهیز از حسادت ها و رقایت های زنانه و……است در قرآن هم آمده الا بذکرالله تطمئن القلوب سعی کنید با بیشتر مانوس شدن با قرآن آرامشان را حفظ کنید.
    موفق باشید.

    توسط خانم م - طالبی · 3085 روز 1 ساعت 13 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  10. 1 vote

    با سلام دوباره ببخشید من از بس وقت شما رو گرفتم دیگه خجالت میکشم پیام بدم اما بخاطر اینکه شرایط مشاوره حضوری رو ندارم و این سایت هم خیلی عالی هست مزاحم شما میشوم
    با صحبت های شما واقعا تغییراتی رو در خودم حس کردم چون قبلا واقعا خودخوری میکردم که هم خودم پ همسرم اذیت میشدیم اما الان یک آرامش نصبی که خیلی دل انگیزه دارم
    با صحبت های شما میخوام به همسرم بگم روز مادر بره از دل مادرش بیرون بیاره هر چند مقصر نیست اما باید این سیاست تا قبل از عروسیمون حفظ بشه . خودمم روز مادر زنگ میزنم حالا یا جواب میده یا نمیده
    فقط این وسط نمیدونم خانواده ها چطور بهم وصل کنم که اینم میسپارم به خدا
    قبل از مشورت با شما چون احتیاج به یک نفر داشتم تا باهاش صحبت کنم میخواستم به دوستم بگم اما الان میگم خوب شد نگفتم
    از شما بسیار سپاسگذارم
    فکر میکنم هنوز عروس نپخته ای هستم
    شاید بعدها از مادر شوهرم بپرسم از من چه توقعاتی داره
    ایشالله که رفتارام درست بشه
    ممنونم

    توسط sahar · 3084 روز 21 ساعت 4 دقیقه قبل

    سوال: 3 پذیرفته شده: 1 ( 33% ) | امتیاز: 2

  11. 1 vote

    با سلام دیدید درست نشد همه چیز داره خراب میشه روز مادر به مادر همسرم اس ام اس دادم جواب نداد حتی نوشتم میتونم باهاتون تماس بگیرم جواب نداد
    خانوادم که انتظار چنین رفتاری رو نداشتن گفتن میخوایم زنگ بزنیم به همسرت بگیم این چه رفتاری هست که با دخترمون میشه اگه میخواد اینجوری ادامه داشته باشه دیگه ……………
    من زندگیم دوست دارم من همسرم دوست دارم اما مادرش زندگیم داره خراب میکنه با کاراش دیگه خسته شدم از کار و زندگی افتادم . من باید چیکار کنم من از پس این مشکلات بر نمیام برام سنگینه چیکار کنم ؟

    توسط sahar · 3079 روز 11 ساعت 13 دقیقه قبل

    سوال: 3 پذیرفته شده: 1 ( 33% ) | امتیاز: 2

  12. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    رابطه عروس و مادر شوهر همیشه ی تاریخ و درهمه جای این کره خاکی جای حرف و حدیث فراوان داشته است.
    همه ما طالب آزادی هستیم و دوست نداریم از کسی اطاعت محض کنیم. اما احترام گذاشتن، مدارا کردن و توجه کردن به خواسته های مادر همسر ، اطاعت و بردگی نیست.

    بنابراین برای داشتن آرامش در زندگی بعد از ازدواج باید تفاوتهای بین مادر خود و همسر را بفهمید و بپذیرید

    آگاهی پیدا کردن نسبت به خلق و خوها، خواسته ها ونیازهای مادر همسر از بروز بسیاری از مشکلات نه تنها جلوگیری می کند بلکه رعایت کردن هرکدام از این موارد می تواند به شکل گیری یک رابطه مثبت نیز بیانجامد.

    اگر هرکدام از طرفین(عروس و مادر شوهر) نسبت به یکدیگر شناخت و آگاهی پیدا کنند از بروز رفتارهای حساسیت برانگیز خودداری می کنند.

    رابطه میان عروس و مادر شوهر در بسیاری از اوقات آغشته به پیش داوری است. شاید اگر دختران جوان طوری تربیت نشوند که ذهنیت بدی از مادر شوهر داشته باشند بسیاری از مشکلات میان آنها و مادر شوهرشان بوجود نخواهد آمد.

    برای اینکه درست قضاوت کنید هردفعه که قرار است مادر همسرمان را ببینیم باید ذهنمان را از رفتارها و حرفهای آنها پاک کنیم، فکر کنیم هر بار اولین باری است که آنهارا می بینیم . گذشته با تمام خوبی ها و بدی هایش تمام شده است.

    توسط آقای ص - غفاری · 3078 روز 6 ساعت 3 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  13. 1 vote

    با سلام و احترام
    من یک سال و نیم هست که ازدواج کردم خودم 24 سالم هست و همسرم 26 سال . شوهر خوبی دارم اما مادر شوهرم هنوز فکر می کنه پسرش بچست و بهش می گه اینو بپوش اونو نپوش اینجا برو این کارو بکن و …
    شوهرم هم خیلی زود تحت تاثیر حرف های مادرش قرار می گیره . مادر شوهرم دوست نداره شوهرم به من محبت کنه و چندبار دیدم که بهش چشم غره می ره . یا وقتی من خونشون هستم یواشکی در گوشش پچ پچ می کنه و تا من میرم پیششون حرفشو قطع می کنه . هرجا می ره می گه عروسم مثل دخترمه جلوی بقیه باهام خوب رفتار می کنه اما واقعا تنها که هستیم نمی تونه تحملم کنه . شوهرم میگه این رفتار به خاطر اینه که هنوز توی عقدیم ، بریم خونه خودمون درست می شه اما من نمی تونم باور کنم که چیزی درست بشه . نمی دونم چیکار کنم .خیلی گوشه گیر شدم .کمکم کنید لطفا

    توسط samira69 · 2976 روز 9 ساعت 5 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

  14. 1 vote

    samira69,

    سمیراخانم این کاملا” طبیعیه که مادرا دوست دارن شرایط بعد از ازدواج پسراشون مثل قبل خوب و آروم باشه …

    بهت یک توصیه میکنم و اونم اینه که شدیدا” به مادرشوهرت محبت کن و ازش در حضور دیگران و هر جایی به خوبی تعریف کن …

    مطمئن باش اگه بتونی توجه و محبتشو جلب کنی ، هم مادرشوهرت و هم شوهرت رو باهم خواهی داشت …
    و بقول معروف چونکه 100 آید 90 هم پیش ماست …
    و میتونی خیلی از خواسته هات رو از طریق مادر شوهرت به شوهرت برسونی ….

    مشاوره آنلاین با شماره تلفن های :
    ۸۸۴۲۲۴۹۵
    ۸۸۴۷۲۸۶۴
    سایت تخصصی مشاوره
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 2976 روز 7 ساعت 31 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  15. 1 vote


    sahar,

    دوست عزیز در این مورد بهتره اینو به یاد داشته باشید که هر کسی اخلاق خاص خودش رو داره و در این مورد ایشون هم مستثنا نیست …
    پس باید تحمل کنید … شاید این رابطه از حالت خود خواهی بیرون بیاد … به هرحال ایشون فکر میکنه شما میخوایت پسرشو از زندگی محروم کنید و ازدواج با شما بیهوده است ولی خب بهتره تا وقتی که زیر یک سقف برید تحمل کنید …. چون هر چیزی در دنیا دوایی داره ولی اخلاق بد درد بی درمانه …

    مشاوره آنلاین با شماره تلفن های :
    ۸۸۴۲۲۴۹۵
    ۸۸۴۷۲۸۶۴
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 2964 روز 21 ساعت 35 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است