پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » چه راهی؟
1 امتیاز
Vote Con!

چه راهی؟

انتخاب درست یا اشتباهسردرگمی

با سلام
من یک دختر 22 ساله ،فروردین 92با حمیدآشنا شدم که اولین مردی بود که وارد زندگی ام شده بود
من و حمید 1 ماه بعد از آشنا یی تصمیم به ازدواج گرفتیم و چند ماه بعد خانواده ها رو در جریان گذاشتیم . من اوایل این امر رو زیاد جدی نگرفته بودم . اما آرامش خاصی که حمید در رفتارش داشت و نماز خوندنش و همینطور کمک کردن به مادرش و اهمیت دادن اون به زندگی منو امیدوار به زندگی بااون کرده بود.
من همیشه اعتقادات خاص خودم را داشتم و حتی حاضر نبودم مردی دستم را بگیرد مگر زمانیکه ازدواج کرده باشم اما بعد از 3 ماه که هر روز من وحمید باهم بیرون بودیم با ترفندهایش دستم را گرفت و منم واقعا کم آوردم.
الان یک سال از رابطه ما میگذره و خیلی بیشتر از دست دان به هم شده از طرفی من با یکسری اخلاقیات حمید مشکل پیدا کردم من از علاقم کم شده و تو این مدت خیلی خیلی عصبی شدم و کمی از علتش اینه که وقتی به این موضوع فکر میکنم و اینکه هیچوقت مهناز قبل نمیشم و اون نجابتم رو از دست دادم عذابم میده و همیشه به خودخواهیه حمید پی میبرم که چرا منو تو این رابطه آورده و فکر کردن به همه اینا زجرم میده. از طرفی میدونم حمید خیلی خیلی دوسم داره و حاضره هرکاری برام بکنه اما من با عصبانیتم همه روزامونو خراب میکنم .
یکسری اخلاقای حمید از یک طرف دیگه خیلی اذیتم میکنه و اون بد دلیاشه. خیلی وقتا به حرفام شک میکنه و از یک راهی چک میکنه ببینه من راستشو گفتم یا نه واین رفتارش غیر قابل تحمله . میدونم دست خودش نیست و واقعا اعتماد داره بهم اما بازم با چک کردناش ناراحتم میکنه.
چندماه پیش که واسه خواستگاری اومده بودن خانواده ها زیاد موافق نبودن و فعلا همه چی کنار گذاشته تا ببینیم چی پیش میاد.
من سوالم از خدمت شما اینه که به نظرتون انتخابم درسته یا نه؟ بیشترین هدفم ازین انتخاب اینه که نمیخوام مرد زندگیم دوتا بشه و به هیچ وجه حاضر نیستم خودمو تو زندگی با یکی دیگه ببینم. به نظرتون من باید چکار کنم؟
خواهش میکنم کمکم کنید تا زودتر ازین بلا تکلفی در بیام.
با سپاس فراوان

توسط mahnazi درازدواج · پاسخ 1884 روز 5 ساعت 48 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

 

پاسخ (14)

  1. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    من یکی از کابرایه اینجا هستم به نظر من دوست داشتن تو و حمید درسته ولی با خودت فکر کردی وقتی باهاش زندگی کنی و اخلاقش تغییر نکنه باعث تنفرت از حمید میشه واقعا میخوای اینطور شه؟؟؟
    این دوستی به ازدواج ختم نمیشه مگر با نارضایتی خانواده ها که خودش مشکل سازه
    به نظر من اگه این دوستی تورو اذیت میکنه تمومش کن و به ازدواج فکر نکن بعد از یه مدت به زندگی عادیت بر می گردی
    ببخش اینطور ج دادم چون من احساستو تجربه کردم

    توسط heliya · 1884 روز 4 ساعت 52 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 5

  2. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    هر اندازه دختر و پسر از نظر ویژگی های گوناگون نزدیكتر باشند تركیب آن دو در زندگی زناشویی استوارتر و عمیق تر خواهد بود. این مجموعه ویژگی ها در منابع اسلامی با عنوان كفویت عنوان شده است كه در ابعاد گوناگونی چون: سن، وضعیت روانی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و تحصیلی قابل بررسی است.ازدواج یك پدیده اجتماعی است. بدون تردید انتخاب همسر یكی از مهمترین تصمیم ها در طول زندگی ماست و در حقیقت همه هیجانات، تولید مثل، تربیت نسل آینده، درآمد، مسئولیت، تامین نیازها و چالش های آینده زندگی ما به آن بستگی دارد.
    زن و مرد به عنوان مكمل یكدیگر بسیاری از نیازهای روانی- اجتماعی هم را برآورده می كنند. و سه دلیل عشق، مصاحبت و دستیابی به انتظارات و توقعات برای ازدواج مطرح است و توجه به این نكته كه هر اندازه انتظارات و توقعات دختر و پسر قبل از ازدواج و در زندگی زناشویی واقع بینانه تر باشد، زندگی زناشویی موفقیت آمیزتر خواهد بود.راي جلب رضايت خانواده خود بايد از راهكار محبت، انديشه، عشق ورزي و مصلحت انديشي خانوادگي استفاده نماييد. همچنين از همكاري و ميانجي گري خيرانديشان و فاميلهاي نزديك و صاحب نفوذ بر روي آنها بهره بگيريد و اصرار و سماجت آميخته به محبت و فرمانبري و دعا به درگاه حضرت حق را فراموش نكنيد.

    در امر ازدواج نبايد قبل از انتخاب، عاشق و دلباخته‏ كسى شد (نه پسر نسبت به دختر و نه دختر نسبت به پسر)؛ البته علاقه در حدّى كه انگيزه‏اى شود براى انتخاب اشكالى ندارد بلكه لازم است اما اگر اين علاقه تبديل به عشق شد مشكلات زيادى را دارد از جمله اينكه عشق‏هاى اين چنيني كه جنبه‏ احساسى دارد عليرغم اينكه پايدار نيست اما موجب مى‏شود كه فرد مورد نظر را بخوبى نتوانيم ارزيابى كنيم و جنبه‏هاى مثبت و منفى او برایمان پنهان بماند؛ چنين عشق‏هايى مى‏تواند بطور كلى قدرت انتخاب را از انسان سلب كند. بنابراين علاقه‏هاى اوليه را بايد مهار كرد. اگر بعد از تحقيقات لازم، انسان به اين نتيجه رسيد كه مورد مناسب است، آنگاه علاقه‏ ها را تقويت كرد؛ ولى اگر مورد مناسب نيست يعنى كفو نيست و فقط ظاهر او چشم انسان را گرفته اما ساير شرايط را ندارد و حتى اعضاء خانواده نيز موافق نيستند، طبيعى است كه در اين صورت بايد آن علاقه‏هاى خام اوليه را نيز از صفحه‏ دل زدود، زيرا دليلى ندارد به فردى كه همسر آينده ما نيست عشق بورزيم و علاقه‏ او را در دل خود جاى دهيم.
    همانطور كه خودتان مي دانيد ازدواج بي بهره از سرمايه رضايت والدين در واقع به نوعي ازدواج بي بهره از موفقيت كامل خواهد بود. اما آيا مفهوم اين سخن آن است كه به محض مخالفت والدين با ازدواج خاصي بايد از آن دست شست؟ نه بلكه بايد در تحصيل رضايت آنها كوشيد.
    بكارگيري تمام راهكارهاي ارائه شده قلب والدين را به اعلام رضايت خاطر، آن هم از صميم دل نرم مي سازد. لازم به يادآوري است كه اگر آنها علي رغم سعي و تلاش شما رضايت ندادند به مصلحت شماست كه از اين ازدواج دست بكشيد و حتي در برخي موارد از گذر زمان به عنوان يك عامل مؤثر و هموار كننده در مسير نيل به هدف بهره بگيريد. به هر حال بدون رضايت والدين اقدام نكنيد؛ مگر آنكه مخالفت آنها را برطرف ساخته و به رضايت بكشانيد.

    توسط آقای ص - غفاری · 1884 روز 4 ساعت 45 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

    • سلام،زنی 23 ساله ام،2.5 پیش عقد کردیم،الان هم تو عقدیم،اوایل شوهرمو دوست داشتم ولی مدتیه که علاقم بهش کم شده،از اینکه عروسیمونو نمتونه بگیره خیلی ناراحتم و مدام اینو بهش میگم،بعضی رفتاراش خیلی ازارم میده مثلا خواب بد میبینه به جای اینکه برای من تعریف کنه سریع به مامانش زنگ میزنه،به نظرم منو اصلا به حساب نمیاره من دوست دارم تو جمع خیلی هوامو داشته باشه ولی اون اصلا حواسش به من نیست،با من اصلا حرف نمیزنه و من هروقت ناراحتیمو بیان میکنم سروصدا میکنه،احساس میکنم روز به روز افسرده تر دارم میشم،به نظرتون باید چی کار کنم

      توسط 136500 · 1573 روز 15 ساعت 36 دقیقه قبل

      • خب دوست عزیز ایشون سالها در کنار خانواده اش بوده و در مواقع ناراحتی همیشه به مادرش پناه میاورده به همین خاطره که هنوز هم در این موارد به مادرش مراجعه میکنه ... از طرفی رفتار شما نسبت به بعضی اتفاقات مثل مراسم عروسی ایشون رو از شما دور کرده ... به هرحال وقتی زندگی مشترکتون شکل بگیره این روابط و احساسات به خانواده کاهش پیدا میکنه و شما در این تغییر نقش بزرگی دارید ... پس صبور باشید و برای حل مشکلتون تلاش کنید و سعی نکنید با حرفهای سردی که هیچ تاثیری روی روند کارها هم نداره ، شرایط رو بحرانی کنید ...و اینو بدونید هر چه قدر رابطه عقد شما بیشتر طول بکشه برخوردهای شما هم بیشتر خواهد شد

        توسط مدیریت سایت - محمدی · 1573 روز 4 ساعت 17 دقیقه قبل

  3. 1 vote

    با سلام مجدد
    ازینکه اینقدر سریع پاسخ دادید سپاسگذاری میکنم .
    من چندبار از حمید خواستم که این رابطه باید تموم بشه اما نذاشت و نتونست طاقت بیاره از طرفی خودمم نتونستم با این قضیه کنار بیام اما هیچوقت نذاشتم که حمید بفهمه جدایی واسه منم سخته.
    مشکل اصلی خانواده من با شرایط اقتصادی حمید و پدرم با اینطور ازدواجا مشکل دارن و اهمیتی به این افراد از جمله حمید نمیدن و میدونم این قضیه در آینده منو ناراحت میکنه.
    مشکل اصلی منم با حساسیتای بیش از حد حمیده واخلاقای خاصش که خیلی تلاش میکنه رفتارشو عوض کنه اما به قول هلیا جان میترسم تو زندگی این اتفاق نیفته . در کنار اینا باید بگم منم خیلی عصبی شدم و واقعا یک آدم دیگه شدم که واسه هر اتفاق کوچیکی با حمید دعوا میکنم و متاسفانه بی احترامی میکنم.
    من نظرم اینه که بالاخره هرکسی باید ازدواج کنه و نمیتونه تنها بمونه پس باید یکجوری با حمیدکنار بیام تا تو زندگی دچار عذاب وجدان نشم چون واقعا نمیخوام با کسی ازدواج کنم.
    بازم منتظر پاسختون هستم.
    با سپاس

    توسط mahnazi · 1884 روز 4 ساعت 12 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

  4. 1 vote


    mahnazi,

    مهنازخانم در مورد این که درست انتخاب کردید یا خیر باید با مراجعه به روانشناس در این مورد مطمئن بشید …
    چون باید در مورد رفتارهای خاص خودتون تستهایی رو بدی و مشخص بشه که بدرد هم میخورید یا خیر؟ … البته این مورد رو هم بگم که مردها همون اخلاقی رو که دارن ..همون رو حفظ میکنن … و کاریش نمیشه کرد …پس دراین مورد باید خوب تصمیم بگیری …
    ولی اینکه نمیتونی به زندگی با مرد دیگه فکر کنی و ممکنه این ازدواج سر نگیره باید بگم تفکر غلط و محدود کننده ایه …
    شما نباید برای خودت در رابطه عاطفی که هنوز به نتیجه نرسیده مرز و حدود مشخص کنید …اصلا”

    درضمن برای مشاوره ، به سایت تخصصی مشاوره مراجعه فرمایید .
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1776 روز 15 ساعت 14 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  5. 1 vote

    با سلام .خسته نباشید.یک ونیم سال با پسری اشنا شدم به قصد ازدواج .ایشان 29ساله و من 21.خونواده هامون تا حدودی از ارتباطمون خبر دارن .و هر دو مذهبی هستیم..پارسال نزدیک تولدشون من کادو بهشون دادم و ایشون بهم گفتن بدلیل مسافرت کاری دو هفته میرن ترکیه حس کردم داره دروغ میگه ..دو هفته گذشت بهش گفتم پاسپورتتو بیتر باور کنم همش امروز و فردا کرد آخر سر هم گفت آبجی هام نذاشتن برم بخودش هم بهم دروغ میگی ..باید از اول بلوف نمی اومدی ..به چه دلیل الکی گفتی میری سفر ..از این دروغا چن بار بهم گفته بخودشم گفتم ولی به روی خودش نمیاره ممیگه نه دروغ نمیگم وچن هفته پیش سر چیزای الکی دعوامون شد قهر کردم چن بار زنگ زد ج ندادمدیگه زنگ نزد چن روز بعد خودم زنگیدم اون م نداد بعدش بهم اس داده میگه من خواهرشم رفته کما ..باز باور نکردم مطمین بودم خودشه داره اس میده گفتم دروغ میگی ..گفتم اگه راست میگی زنگ بزن صدات رو بشنوم یا بگو کدوم بیمارستان دیگه جوابی نداد ..الان سه هفتس زنگ نزده .من دانشجو هستم و ایشون دیپلم..لطفا بگین چیکار کنم ..با سپاس

    توسط sevil · 1751 روز 15 ساعت 56 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

  6. 0 votes

    من خیلی هم حساس و زودرنجم ولی خیلی منطقی هسم .بخود ایشون هم گفتم ..چیزی بگو که با عقل جور دربیاد ..با این کاراش نسبت بهش سرد شدم واز طرفی بهشون وابستم موندم تموم کنم یا نه؟؟

    توسط sevil · 1751 روز 15 ساعت 49 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

  7. 1 vote

    sevil,

    دوست عزیز به هرحال هر انسان عاقلی باید بتونه با استفاده از نشونه های که در اطرافش وجود داره .. بتونه آینده رو برای خودش روشن کنه … شما خیلی راحت میتونید خودتون رو در جایی از زندگی آینده قرار بدید و ببینید آیا میتونید 5سال و یا 10 سال و یا بیشتر با این اخلاق و رفتار زندگی کنید …. ؟ مسلما” اگه برای ازدواج با ایشون پافشاری میکنید باید با مشورت کردن توسط مشاور به نتیجه روشنی برسید و در این مرحله از زندگی باید خیلی خوب و روشن تصمیم گیری کنی چون مسئله یک عمر زندگیه

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1750 روز 23 ساعت 1 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  8. 0 votes

    سلام ممنون از سایت خوبتون
    خواهر من 4 ماه پیش با پسری که فکر میکرد همسن خودشه آشنا شد ولی 2ماه بعد فهمید که اون پسر دروغ گفته و خواهرم 2 سال از اون پسر بزرگتره که با هم دعواشون شد و 3 بار همو دیدن که وقتی خواهرم بهش گفت رابطه تمومه اون قبول نکرد و اسرار کرد و گفت میخواستم بگم ولی میترسیدم ولم کنی چون میگفتی برات سن مهمه برای همین میخواستم اول از نزدیک همو ببینیم بعد بهت بگم چون ما ساکن مشهد هستیم و اون پسر ساکن اصفهان و همو تو دنیای مجازی دیده بودن ولی بعد از اولین دیدار خواهرم دیگه نمیخواد ادامه بده ولی میترسه دل اون پسر بشکنه و ناراحت بشه و بفهمه که به خاطر ظاهرش هم هست تا الان 2 بار هم باهاش تموم کرده ولی اون مدام اسرار میکنه و ابراز علاقه وخواهرم نمیدونه الان باید چکار کنه هم عذاب وجدان داره اگه تموم کنه اون پسر به خواهرم وابسته شده وهم نمیخواد با اون ازدواج کنه حال باید چه کار کرد؟؟؟
    مسئله دوم اینکه 2 ماه یعد از این دوستی یکی از دوستان اون پسر که همکلاسی خواهرم در دانشگاه هست به خواهرم پیشنهاد آشنایی و ازدواج داده که خواهرم از ایشون تقریبا خوشش اومده ولی ایشون هم 2 سال یا 2.5 سال از خواهرم کوچکتر هستند حالا باید در مورد ایشون چکار کرد ؟؟؟؟آیا باید به ایشون جواب منفی داد چون با دوستشون رابطه احساسی و عشقی داشتن ؟؟؟؟
    ممنون از راهنمایی جناب عالی

    توسط pari ahuraei · 1436 روز 13 ساعت 4 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

  9. 0 votes

    سلام ممنون از سایت خوبتون
    خواهر من 4 ماه پیش با پسری که فکر میکرد همسن خودشه آشنا شد ولی 2ماه بعد فهمید که اون پسر دروغ گفته و خواهرم 2 سال از اون پسر بزرگتره که با هم دعواشون شد و 3 بار همو دیدن که وقتی خواهرم بهش گفت رابطه تمومه اون قبول نکرد و اسرار کرد و گفت میخواستم بگم ولی میترسیدم ولم کنی چون میگفتی برات سن مهمه برای همین میخواستم اول از نزدیک همو ببینیم بعد بهت بگم چون ما ساکن مشهد هستیم و اون پسر ساکن اصفهان و همو تو دنیای مجازی دیده بودن ولی بعد از اولین دیدار خواهرم دیگه نمیخواد ادامه بده ولی میترسه دل اون پسر بشکنه و ناراحت بشه و بفهمه که به خاطر ظاهرش هم هست تا الان 2 بار هم باهاش تموم کرده ولی اون مدام اسرار میکنه و ابراز علاقه وخواهرم نمیدونه الان باید چکار کنه هم عذاب وجدان داره اگه تموم کنه اون پسر به خواهرم وابسته شده وهم نمیخواد با اون ازدواج کنه حال باید چه کار کرد؟؟؟
    مسئله دوم اینکه 2 ماه یعد از این دوستی یکی از دوستان اون پسر که همکلاسی خواهرم در دانشگاه هست به خواهرم پیشنهاد آشنایی و ازدواج داده که خواهرم از ایشون تقریبا خوشش اومده ولی ایشون هم 2 سال یا 2.5 سال از خواهرم کوچکتر هستند حالا باید در مورد ایشون چکار کرد ؟؟؟؟آیا باید به ایشون جواب منفی داد چون با دوستشون رابطه احساسی و عشقی داشتن ؟؟؟؟
    ممنون از راهنمایی جناب عالی

    توسط pari ahuraei · 1435 روز 3 ساعت 18 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • دوست عزیز اگر ایشون به پسر اولی علاقه ای نداره پس کامل کات کنه و نگران عذاب وجدان هم نباشه چون تاثیری روی هیچ مکانیسمی در کائنات نداره ... ولی اگر کات کردن باید بطور کامل و قاطع کات کنن تا تکلیف ایشون هم در زندگی مشخص باشه ... در مورد دوم شاید ایشون مورد علاقه خواهر شما باشه ولی اگر اختلاف فرهنگ دو شهر رو در نظر بگیرید و اینکه خانواده ها هیچ شناختی از هم ندارن قبل از اینکه مشکل سن به وجود بیاد خانواده ها مخالفت خواهند کرد و شما برای ازدواجی موفق به رضایت خانواده نیاز دارید به هرحال بهتره برای ازدواج کمی صبور باشن و به موقعیت های دیگه ای فکر کنن ...

      توسط مدیریت سایت · 1433 روز 10 دقیقه قبل

  10. 0 votes

    با عرض سلام و خسته نباشید. دختری 24ساله هستم و به مدت 6 ماه است که یکی از همکارانم را که 1سال است میشناسم برای ازدواج مناسب می دانم چرا که ازلحاظ فکری و تقریبا فرهنگی مشابه هستیم ولی ایشان رفتار خاصی مبنی بر علاقه مند بودن و قصد ازدواج نشان نمی دهد و این مساله مرا دچار تردید کرده است. البته گاهی شک برانگیز است ولی همچنان اطمینان ندارم. از طرفی یکی از همکلاسیان دانشگاه من پس از 6 سال بازگشته و به من علاقه زیادی دارد و صریحا ابراز علاقه می کند و من هم نسبت به ایشان بی میل نیستم اما باز هم مورد اول را برای ازدواج بسیار مناسب تر می دانم. به نظر شما برقراری رابطه با مورد دوم کار اشتباهی است؟ ناگفته نماند که من دختری با تفکر داشتن دوست پسر نیستم… لطفا به من کمک کنید و مرا راهنمایی فرمایید. با تشکر از زحمات شما

    توسط farnoush · 936 روز 6 ساعت 39 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • بهترین حالت اینه که شما از فردی برای .ساطت و گفتن خواسته شما بطور غیرمستیقیم استفاده کنید اینطوری زودتر متوجه عدم علاقه ایشون خواهید شد ... چون اگر علاقه ای در این بین بود حتما" شما نشانه هایی ازش دریافت میکردید در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22354282

      توسط مدیریت سایت · 935 روز 17 ساعت 12 دقیقه قبل

© tribuneazad.ir 2013. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است