پرسشتان را مطرح کنید

خانه » متفرقه » پرخاشگری زیاد با همسرم
0 امتیاز
Vote Con!
حل شده

پرخاشگری زیاد با همسرم

راهنمایی

سلام من 8 ماهه که ازدواج کردم یک سال قبلش عقد بودم و حدود 4سال با همسرم دوست بودم .شوهرم خیلی خوب و با درک هست اما من خیلی عصبی و پرخاشگرم و زود رنج و این اخلاقم احساس می کنم شوهرم داره ازم دور میشه و ازم فاصله میگیره

توسط mona درمتفرقه · پاسخ 3187 روز 58 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

 

پاسخ (8)

  1. 0 votes

    سلام. خوبید؟ از اینکه این سایت رو برای مشاوره انتخاب کردید ممنونیم.
    کاشکی بیشتر توضیح میدادی. وقتی میگی عصبی و پرخاشگر هستم. این فقط بیان کردن و نشون دادن یه برچسبه. و اون برچسب یعنی عصبی بودن. یا پرخاشگر بودن. که هزار و یک علت و دلیل میتونه داشته باشه. باید بیای و توضیح بدی. یعنی عصبانی بودنت رو توضیح بدی. همه می دونیم که یه آدم عصبی چه شکلیه و یا بعضا چه کارهایی تو عصبانیت انجام میده. البته شدت و درجه و اندازه داره. که اون هم یه مرحله دیگه ی تغییر شیوه های غلط رفتاریه.
    پس بیا و دقیقا به این سوالات جواب بده:
    24 ساله که هستی. بگو دقیقا از کی فکر می کنی که عصبانی هستی؟ یعنی برگرد به گذشته ات. شاید 10 -12 سال پیش. چیزی تو ذهنت هست که باعث شده تو ناخودآگاهت بمونه؟ ببین عصبی بودن معمولا دو علت بیشتر نداره . یکیش ژنتیکیه. که ممکنه از پدر و مادرت بهت منتقل شده باشه و یا اینکه یک سری عادتهای غلط رفتاری برات ملکه شده باشه و چه بی خود و یا باخود باعث میشه تو عصبانی بشی و دیگریش که درصد خیلی مهمی رو دربرگیره مسائل محیطی و روابط بین فردی است. یعنی حتما یه چیزی یا کسی یا سئله ای تو محیط اطرافت هست که با عث تحریکت میشه. بگرد اونا رو پیدا کن. وقتی که عصبی میشی دقیقا چی کار می کنی؟ و تو چه حالتی هستی؟ دوست داری تو عصبانیت چی کار کنی؟ جیغ میکشی؟ چیزی رو پرتاب می کنی؟ دوست داری چیزی رو بشکنی؟ فحش هم میدی؟ تا به حال اینکارها رو انجام دادی؟ چند دفعه؟ خودزنی هم داری؟ و…همه اینا رو قبل و بعد ازدواجت بگو. به تغییرات احتمالیشم توجه کن. دتو دوران پرویدت چه طوری هستی؟ آیا قبلش و دقیقا از چند وقت قبل ترش عصبی میشی؟ چه حالتهایی داری؟ چقدر طول میکشه به حالت عادی برگردی؟ حالا فعلا به اینا سوالا جواب بده تا بعد….

    توسط خانم زهرا عباسی · 3186 روز 23 ساعت 20 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 0 votes
    پذیرفته شده

    ازشما ممنونم که کمکم می کنید من زندگیمو دوست دارم و برای دوامش هر کاری می کنم من حدود 4 سال پیش پدرمو از دست دادم تک دخترم و یه دونه برادر دارم از نظر مالی وضع مالی پدرم خوب نبود اما تا دلتون بخواد با محبت و حرارت بخش زندگیمون بود واز همه مهمتر صمیمیتش با من بود من به پدرم خیلی وابسته بودم جوری که اصلا نمی خوام مرگشو باور کنم و منتظرم از یه سفر طولانی برگرده هر وقت بهش فکر میکنم حدود 1 ساعت گریه می کنم و تمام روز عصبی هستم بعد از فوتش مسولیت خونه با یدونه برادرم بود اونم از لحاظ مالی وضع خوبی نداره و این منو داغون میکنه تنهایی مادرم دیوانه کنندس و این همه فکر هر روز توی ذهنم جمع میشه و عصبیم میکنه واسه فرار از این فکرا کلاس ورزش و سر کار رفتم اما بازم بی فایده بود.پرسیدید نزدیکه پریودیم من دقیقا سه روز قبل حالتهای عصبی بهم دست میده و هر وقت عصبی میشم رگ پشته سرم میلرزه وقتی که عصبی میشم فقط دوست دارم از ته دلم گریه کنم با صدای خیلی بلند و نقطه ضعفای شوهرمو به روش بیارم در صورتی که از توی دلم عذاب وجدان دارم و ناراحت میشم تنها چیزی که عصبیم میکنه بی توجهی شوهرمه اهل فحش دادن نیستم و سعی می کنم به همه احترام بزارم اما احترام گذاشتن بهم خیلی واسم مهمه

    توسط mona · 3186 روز 21 ساعت 37 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

  3. 0 votes

    سلام مونا جان. از صمیم قلب تسلیت من و همکارانم رو در سایت مشاوره آزاد به خاطر فوت پدرت پذیرا باش. خداوند رحمتشون کنه. از این بابت خیلی ناراحت شدم. و برای شادی روحشون فاتحه می خونیم.
    مونا جان من باز میام اینجا و باهات صحبت می کنم. فقط باید اول اجازه بدی سوالات قبلی جواب داده بشه بعدا برسم به سوال شما. دلیل دیگه اش اینکه حالا که علت احتمالی عصبی بودنت معلوم شده البته طبق توضیحات خودت باید ریزه ریزه بریم جلو.
    برمیگردم. فعلا… خداحافظ

    توسط خانم زهرا عباسی · 3186 روز 3 ساعت 10 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  4. 0 votes

    مر30 عزیزم از شما و همکارانتون تشکر میکنم من منتظر شما هستم

    توسط mona · 3185 روز 21 ساعت 53 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

  5. 0 votes

    سلام مونا خانم. خوبی عزیزم؟ ببخش که اینقدر فاصله افتاد تا بیام با هم حرف بزنیم. امیدوارم هنوز پیگیر مسئله ات باشی و اینجا رو بخونی. خوب بریم سر اصل مطلب.
    مونا جان من الان نمی دونم شما در چه وضعیتی هستی. از لحاظ شرایط روحی میگم. به خاطر اینکه حضوری که نمی بینمت و حال و اوضاعت رو نمی دونم. ولی ازت خواهش می کنم اگه شرایط و اوضاع روحی خوبی داری بشین اینجا و اگه حالت خوب نیست ادامه نده. میخوایم یه کم در مورد مسئله ی پدرت با هم حرف بزنیم. مونا جان از پدرت برام بگو. اینکه چی شد ایشون فوت کردند؟ شما کجا بودی؟ تونستی باهاش خداحافظی کنی یا نه؟ مونا جان لطفا اگه شرایطش رو داری و آروم هستی بنویس. اگه نه رهاش کن و برو…
    هر چندوقت یک بار میشینی و یک ساعت گریه می کنی؟ توی اون دوران افسرده هم شدی؟ قرصی هم مصرف می کردی؟ الان چی ؟ مصرف می کنی؟ چندوقت یک بار سر خاک پدرت میری؟ خیلی سوالات دیگه هم هست که میخوام بپرسم ولی بماند.
    ببین مونا جان مشکل اصلی تو وابستگیت به پدرت نیست. شاید این قضیه تاثیر گذار باشه. ولی مشکل اصلیت قبول و پذیرش مسئله ی مرگه. یعنی مشکل همه ی ما آدم هاست. مشکل همه ی ماست. نه تنها تو. نمیخوام قبول کنیم رفتنی هست. به خاطر همین دو دستی چسبیدیم به این دنیا. مونا اصلا ما اومدیم که بریم. نیومدیم که بمونیم. مرگ یه اتفاق خیلی طبیعی تو این دنیا هستش. خیلی طبیعی. چرا اینقدر سخت میگیری. میدونم عزیزم. پدرت بوده. دخترها بابایی هستن. ولی مرگ حقه. تو باید نگاهت رو به مرگ عوض کنی. همه ما کلا قراره 60-70-یا فوقش 80-90 سال تو این دنیا زندگی کنیم. اخرش قراره بریم. بریم دنیای آخرت و میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد …………………………….. ها سال اونجا زندگی کنیم. انتها نداره. بینهایته. کل عمر ما تو این دنیا شاید به اندازه ی یک شبانه روز اخرت باشه. شاید به اندازه یک شبانه روز. همین.
    ببینم اهل نماز و روزه و قرآن هستی. هیچ می دونستی گریه هیچ خیری برای مرده نداره شاید فقط تسکین دهنده خود اون بازمانده باشه. که مثل اینکه اون هم نیست چون زدی خودت رو پاک داغون کردی. پس گریه کردن چه فایده ای داره؟ انشاالله که پدرت بهترین جایگاه رو توی اون دنیا داشته باشن. ولی هیچ می دونستی چقدر به دعا و خیرات شماها احتیاج دارن؟ می دونی چقدر احتیاج دارن براش قرآن بخونی. براش نماز بخونی. احیانا اگه نماز قضایی دارن اگه روزه قضایی دارن. اگه حقی به گردنشون هست احتیاج دارن که بچه هاشون کمکش کنن تا ادا بشه. دختر تو کلی کار داری که باید بعد رفتن پدرت انجام بدی. اون وقت نشستی فقط گریه می کنی؟ گریه کردن هیچ به درد پدرت نمیخوره. تو اولادشی. باید خودت براش نماز و قرآن و خیرات کنی. حالا هر چقدر که از دستت برمیاد. بعدشم. خیلی ها هستن که وضع مالی خوبی ندارن. حالا با غصه خوردن مشکل حل میشه. برای برادرت دعا کن. بهش کمک فکری بده. بیشتر برو به مادرت سر بزن. باهاش بیشتر تلفنی صحبت کن. کمکش کن تا تنها نمونه. خوب مادر من هم تنهاست. حالا من بشینم غصه بخورم. مشکل مادرم حل میشه؟ نمی دونم این غصه خوردن و افسرده شدن و گریه کردن چیه که شما زنها چسبیدین بهش ولشم نمی کنید. همه اینها حربه های شیطانه. تا کم کم اسباب ناامیدی و افسردگی رو در شما تقویت کنه و از خدا دورتون کنه.
    عزیزم برای آرامش روحیت و از بین رفتن عصبی بودنت که ریشه اش تو از دست دادن پدرته فقط میتونم بهت بگم ه باید شروع کنی و قرآن بخونی. شما اولین کسی نیستی که بهش دارم این پیشنهاد رو میدم. اگه میبینی عربی خوندنش برات سخته ترجمه اش رو بخون. اگه گوشی اندروید داری نرم افزار حبل المتین رو از بازار دانلود کن و رو گوشیت نصب کن. فوق العاده است. ترجمه روان و خوبی هم داره. حداقل اگه روزی یک صفحه هم بخونی آروم میشی. به نیت اموات و پدرت هم بخون.
    در مورد شوهرت اولش که گفتی خیلی خوب و با درکه ولی بعدش گفتی بی توجهی می کنه؟ این دوتا با هم تناقض دارن. منظورت اینه که وقتی عصبی میشی بی توجهی می کنه؟
    مونا جان هروقت دیدی باز یاد پدرت افتادی و میخوای بشینی یک ساعت گریه کنی. به جاش بیا اینجا و یک ساعت برای من مطلب بنویس. باید بیشتر حرف بزنی. تا این 4 سال رو بریزی بیرون….

    توسط خانم زهرا عباسی · 3176 روز 8 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  6. 0 votes

    سلام مر30 که فراموشم نکردید چون پاک نا امید شده بودم از شما الان که نشستم چای کامپیوتر اعصابم آرومه پرسیدین هر چند وقت یکبار گریه میکنم؟ تقریبا هر روز وقتی که تنهام موقعه افسردگیم اصلان قرصی مصرف نکردم سر خاکه پدرم خیلی کم پیش میاد که برم آخه من 2 تا شهر با مامانم اینا فاصله دارم میدونم مشکل اصلیم فوت پدرم نیست اما من با کوچکترین اتفاق همش میگم اگه بابام بود الان ازم حمایت میکرد و همیشه دلم میخواد باشه نبودش سخته برام بیشتر وقتا میشینم جلوی عکسش و تمام اتفاقات روزمو واسش تعریف میکنم احساس میکنم دارم کم کم عقلمو از دست میدم من هم اهل نمازم هم روزه هم قران هم دستم توی کارهای خیر هست و این کار آرومم میکنه و تنها چیزی که منو از فکر و خیال دور میکنه کمک به دیگران و خرید هست. و اما شوهرم فشار کاری زیاد روشه ووقتی میاد خونه و میبینه چشمای من اشک آلوده و بی حوصلم احساس میکنم خستگیش چند برابر میشه و دیگه بهم توجه نمیکنه. راستی شما مطب داری؟ اگه دارید کجاست دوست دارمم حضوری ببینمتون

    توسط mona · 3174 روز 21 ساعت 25 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

  7. 0 votes

    راستی اگر نرم افزار یا کتاب روان شناسی خوبی میشناسید بهم معرفی کنید ممنون میشم

    توسط mona · 3174 روز 21 ساعت 24 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

  8. 0 votes

    سلام چرا دیگه جوابه منو نمیدید؟

    توسط mona · 3145 روز 21 ساعت 31 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است