پرسشتان را مطرح کنید

خانه » دسته‌بندی نشده » من فکرمیکنم افسرده هستم
1 امتیاز
Vote Con!

من فکرمیکنم افسرده هستم

فردی

من افسرده هستم و دلیل اون رو تنهایی میدونم چون هیچ کس رو جزپدرومادرم ندارم واونهام بهتربودنبودن چون 24ساعت خونه مادعواس.
من از10سالگی به هیچ مکان تفریحی نرفتم البته اون اولاتنهامیرفتم ولی الان وقتی ازخونه میرم بیرون وادمارومیبینم که با همن بیشترناراحت میشم برای همین تاجایی که امکان داره سعی میکنم توی خونه باشم البته خونه که چه عرض کنم!
همیشه موقع خواب گلوم بخاطر بغضی که نمیزارم بترکه دردمیگیره وگاهی اوقات هم که دیگه نمیشه نگهش داشت بالشم کاملاخیس میشه.
بعضی وقتا باعث این تنهایی رواطرافیانم میدونم بعضی وقتام خودمو و بعضی وقتاخدارو.
تاحالابه خودکشی هم فکرکردم وحتی تیغ هم خریدم ورفتم انجامش بدم اماجرئتشونداشتم.بددردیه تنهایی دیگه نمیتونم تحمل کنم خواهش میکنم اگه میشه کمکم کنید

توسط alone دردسته‌بندی نشده · پاسخ 3343 روز 19 ساعت 56 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (3)

  1. 1 vote

    بسم الله الرحمن الرحیم
    السلام علیک یاصاحب الزمان ادرکنی
    ﴿٧﴾
    رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ [٣:٨]
    (راسخانِ در علم، می‌گویند:) «پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده‌ای!
    ﴿٨﴾
    رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ [٣:٩]
    پروردگارا! تو مردم را، برای روزی که تردیدی در آن نیست، جمع خواهی کرد؛ زیرا خداوند، از وعده خود، تخلّف نمی‌کند. (ما به تو و رحمت بی‌پایانت، و به وعده رستاخیز و قیامت ایمان داریم.)»
    سئره آل عمران-6-7
    سلام علیکم .
    زندگی خوب وزیباست –همانطور که دنیا خوب است .
    اما چرا کار به جایی می رسد که دنیایی که خدا به این زیبایی وخوبی آفریده می شود محل جور وظلم ؟
    به خاطر اینکه همیشه بعضی از افراد راه شیطان را انتخاب می کنند.
    خدا در سوره ی انسان آیه 3می فرماید: إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا [٧٦:٣]
    ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!
    راه برای انسان ها مشخص شده است وخدا یک مکانی را آفریده به عنوان دنیا که از نعمت های خودش در آن برای انسان قرار داده است وراه خوب وبد هم به او نشان داده است لذا بعضی ها قدم در راه خدا می زارند مثل پیغمبران وائمه و علما و انسان های شایسته ومومن.
    اما بعضی ها هم قدم در راه شیطان می گذارند واز شیطان پیروی می کنند.
    أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ [٣٦:٦٠]
    آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکاری است؟!
    سوره یس -60
    پرسشگر محترم زندگی زیباست اما بعضی ها زندگی را جوری رقم می زنند که باعث اذیت شدن افراد دیگری میشوند –مثل پدر مادر شما که جوری زندگیشون را رقم زدند که باعث ناراحتی شما شدند.
    پرسشگر محترم همه این ها درست شما در زندگی دارید سختی میکشید اما این دلیل براین نیست که شما بخواهید زود از زندگی کنار بکشید و خودکشی کنید.
    124000پیغمبر آمدند کثیری از آنها در راه خدا سختی میکشیدند بعضی هاشون در لابه لای درختان بریده شدند برای اینکه ما انسان باشیم .معصومین ما هم همینطور چقدر سختی کشیدند 11امام معصوم مارا به شهادت رساندند .
    اما چون هدف خدا بود تمام این سختی ها را به جان خریدند .
    حالا شما می خواید کدام راه را انتخاب کنید راه خدا وشیطان ؟
    خودکشی کردن یعنی راه شیطان رفتن –منحرف شدن با این دلیل که زندگی ما اینطور است یعنی راه شیطان .
    اما این مشکلات را تحمل کردن وتنهایی خود را با قران خدا پر کردن یعنی راه خدا.
    من به شما یک نویدی می دهم دوست عزیز درست است زندگی شما اینطور است اما شما در یک برهه ای از زندگی انشاءالله ازدواج خواهید کرد واز این زندگی جدا میشید .بنابراین زیاد منطقی نیست که فکر کنید زندگی تمام است .
    خودتون را در چه جایگاهی می بینید با چه کسانی مقایسه می کنید؟خیلی افراد هستند پدر مادر ندارند توی پرورشگاه زندگی می کنند –حالا زندگی شما بهتر است یا اون بچه.
    پرسشگر محترم بدان که خدا در تمام امور تورا می بیند و با تو هست –اما تو خودت را از او دور کردی –وامام زمانت تو را می بیند –اگر یک ذره همه ما خودمون را به خدا وامام زمانش نزدیک کنیم این وقت می فهمیم که تنها نیستیم.
    انشاءالله با توکل بر خدا وانس گرفتن با خدا و صاحب الزمان (ع)از تنهایی در بیاید.کافی است یک ذره خودتون را به آنها نزدیک کنید.
    مبنای زندگیت را خدا قرار بده وراهت را مشخص کن وهدفت را مشخص کن تا انشاءالله این سختی ها برایت آسان شود .
    این سختی ها گذرا است .
    موفق باشید.
    یاعلی………………………….

    توسط میثم رشید · 3343 روز 17 ساعت 24 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 0 votes

    سلام موضوع من تقریبا” شبیه ایشون هست . من یه دختر 21 ساله و دانشجو هستم که نه خواهری دارم نه برادری .. گاهی اوقات این تک فرزندی رو خوب می بینم ولی واقعا” گاهی اوقات واسم عذاب آوره . پدر و مادر خیلی خوبی دارم ولی واقعا” یه چیزی خیلی اذیتم می کنه و اون اینکه پدر و مادرم بهم خیلی وابسته هستند و من هر وقت هرجا بخوام برم پدر یا مادرم منو همراهی می کنن. که این باعث شده یکم در اجتماع خجالتی باشم و یا سر در گم باشم به مشکل بر بخورم. دوست های زیادی دارم اما راستش دوست پایه ای ندارم که همیشه و همه جا با هم باشیم . از اقوام هم دختر دایی و پسر دایی هام فقط به فکر خودشون هستند و بادوستاشون می گردند و راستش تفکراتشون اصلا” با تفکرات من جور در نمیاد. من دوست دارم جوونی کنم بگردم ، شاد باشم ، کنسرت برم ، سینما برم ، اما واقعا” نمی تونم هر جا بخوام برم پدر یا مادرم باهامه 🙁 خیلی حس تنهایی می کنم راستش دوست پسر هم ندارم اما کسی هست که دوسش دارم و واسه همین تمام پیشنهاد ها رو رد می کنم و واقعا” هم نمی تونم به کسی که دوسش دارم بگم چون آشناست و هم اینکه مثل خودم در حال تحصیله و به جز هدفش به چیز دیگه ای فکر نمی کنه و تنها هدفش درسشه. اما دوستانم دوست پسر دارند که چون دوست پسر دارند بیشتر حواسشون به اوناست و من اینجور رفتار ها رو دوست ندارم. از صبح تا شب هم برای اینکه حس تنهاییم بر طرف بشه سرم توی گوشی و لپ تاپه چون واقعا” نمی تونم با این کنترل شدیدی که رومه برم بیرون .. احساس می کنم افسردگی دارم . تقریبا” تا صبح بیدارم و واسه خودم گریه می کنم.. تو رو خدا کمکم کنید دارم دیوونه میشم

    توسط dokhtartanha · 3040 روز 13 ساعت 49 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

  3. 1 vote


    dokhtartanha,

    گاهی وقتا دوست داشتن زیاد ایجاد حصار میکنه و فرد احساس اسارت داره … این از بدترین نوع های رابطه ما ادماست که با محبت کردنمون برای دیگران محدودیت میاریم … شما الان بزرگ شدید پس میتونید حرفتون رو در خونه بزنید … به همین خاطر در این مورد با خانواده حرف بزنید وبرای رفتن پیش مشاور راضیشون کنید …مسلما” در این مورد کمک خوبی میتونه بهتون بکنه … ولی باید سعی کنی از انزوا بیرون بیای و اعتماد خانواده رو جلب کنی و بتونی بهشون ثابت کنی که توانایی انجام خیلی از کارهارو بطور مستقل دارد

    درضمن برای مشاوره ، به سایت تخصصی مشاوره مراجعه فرمایید .
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 3040 روز 6 ساعت 10 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است