پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » مطرح کردن رابطه گذشته
-1 امتیاز
Vote Con!

مطرح کردن رابطه گذشته

رابطهگذشته

با سلام دختری 25ساله هستم و در شرف ازدواج با پسری 30ساله…. متاسفانه در سن 18 سالگی با شخص دیگری عقد کردم و فقط نامزد بودیم و جشن عروسی صورت نگرفت و بعد از 1 سال نامزدی جدا شدیم….. در حال حاضر موضوع گذشته ام را با پسری که هم اکنون قصد ازدواج با من را دارد مطرح کردم و ایشان گذشته من را پذیرفت و با علم به این موضوع به خواستگاری من آمده ..ولی من در گفتن این موضوع به خانواده پسر دو دل هستم زیرا آنها تسلطی بر روی پسرشان ندارند و همیشه تصیم گیری را به عهده خودش گذاشته اند و به گفته ایشان اگر هم از این موضوع اطلاع پیدا کنند مخالفتی با ازدواج ما نخواهند کرد …..او نیز مخالفتی با این تصمیم من که نمیخواهم موضوع گذشتهام را برای خاواده اش مطرح کنم ندارد و اصراری ندارد که حتما باید این موضوع به خانواده اش گفته شود…… حال میخواهم بدونم که آیا گفتن این موضوع ضرورتی دارد

توسط tannaz21 درازدواج · پاسخ 2056 روز 1 ساعت 5 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: -1

 

پاسخ (7)

  1. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    در ابتدا بهتر بود علت عدم ازدواج با فردی که قبل از این وصلت با هم ارتباط داشتیدد و یک نوع وابستگی عاطفی نسبت به همدیگر داشتید را توضیح می دادیدوصیه می شود همه این اطلاعات، به صورت فردی گفته شوند.وی جملات خود فکر کنید و واکنشهای احتمالی طرف مقابل را حدس بزنید و برای هر کدام از آنها خود را آماده کنید. این را برای یکدیگر روشن کنید که هدف از این گفتن یا پرسیدن، کمک به نزدیکتر شده رابطه است در جلسات اول خواستگاری می توانید مسائلی را مطرح کنید که دیگران اطلاع وآگاهی دارند ولی خواستگار شما از آن بی اطلاع است گاهی ازدواج تا مراحلی پیش رفته است و بعد به دلایلی انجام نشده ودر شناسنامه هم ثبت نشده و عروسی هم انجام نگرفته است در این شرایط لازم نیست قبل از خواستگاری اطلاع دهید ولی در آخر جلسه اول خواستگاری باید برای فرد تشریح کنید. برخی از اسرار را که جز خانواده شما کسی از آن اطلاع ندارد نباید در جلسات اول بیان کنید. شما می توانید در مراحل بعد و به میزان اعتمادی که به فرد مقابل پیدا کرده اید، او را از این اسرار مطلع سازید.مشکلاتی که در دوران قبل از ازدواج برایتان بوجود آمده و بازگو کردن آن تنها باعث مشغول کردن ذهن همسرتان می شود. ناگفته نماند که مسائلی است که گفتن آن ها به همسرتان ضروری است مثلا تجربه نامزدی ناموفقی اگر در گذشته داشته اید به همسر تان بگوییدمشکلاتی که با پدرو مادر، خواهر یا برادرتان داشته اید و عنوان کردن آن ها به دیدگاه همسرتان نسبت به خانواده تان خدشه وارد می کند، کمبودهایی که در زندگی با آن ها مواجه بوده اید، رنج ها و مشقت هایی را که متحمل شده اید، و مسائلی مانند این موضوعات بهتر است بازگو نکنید.

    توسط آقای ص - غفاری · 2055 روز 7 ساعت 59 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 0 votes

    با عرض سلام و احترام

    برادر من نخستین بار در دانشگاه و در سن 22 سالگی با دختری 20 آشنا شد و باهم ازدواج کردند. این ازدواج 7 سال بیشتر دوام نداشت و از هم جدا شدند. هر دو افرادی معتقد و پایبند بودند اما مشکلاتی که بدلیل ازدواج در سنین پایین و عدم شناخت کافی از روحیات یکدیگر ایجاد کرد زمینه این جدایی را فراهم آورد. وی هم اکنون 30 سال دارد و مشغول به تحصیل در مقطع دکترای حقوق است. در مدت 2 سالی که از جدایی او میگذرد او فردی پخته تر شده است اما احتمالا به دلیل شکستی که در زندگی تجربه کرده و کمبود جنسی که به سراغ او آمده است با زنی آشنا شده که توانسته با او رابطه جنسی برقرار کند. در همین مدت نیز به دختر دیگری علاقه مند شده و پس مدتی با وی ازدواج کرده است. اما کماکان رابطه پنهانی خود را با آن زن حفظ کرده است.
    اکنون سوال من اینست که آیا کار درستی است که بنده همسر وی را در جریان این رابطه قرار دهم؟ اگر جواب مثبت است چگونه؟ چگونه می توانم علاج واقعه را قبل از وقوع انجام دهم؟ هر چند میدانم که برادر من بشدت همسرجدید خود را دوست دارد، اما نگران هستم که شاید با ایجاد اختلاف کوچکی، دوباره رابطه خود را با آن زن ادامه دهد.
    پیشاپیش از جواب شما متشکرم

    توسط skygate · 1954 روز 23 ساعت 53 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

  3. 1 vote

    با عرض سلام و احترام

    برادر مننخستین بار در دانشگاه و در سن 22 سالگی با دختری 20 ساله آشنا شد و باهم ازدواج کردند. این ازدواج 7 سال بیشتر دوام نداشت و از هم جدا شدند. هر دو افرادی معتقد و پایبند بودند اما مشکلاتی که بدلیل ازدواج در سنین پایین و عدم شناخت کافی از روحیات یکدیگر ایجاد کرد زمینه این جدایی را فراهم آورد.وی هم اکنون 30 سال دارد و مشغول به تحصیل در مقطع دکترای حقوق است. در مدت 2 سالی که از جدایی او میگذرد او فردی پخته تر شده است اما احتمالا به دلیل شکستی که در زندگی تجربه کرده و کمبود جنسی که به سراغ او آمده است با زنی آشنا شده که توانسته با او رابطه جنسی برقرار کند. در همین مدت نیز به دختر دیگری علاقه مند شده و پس مدتی با وی ازدواج کرده است. اما کماکان رابطه پنهانی خود را با آن زن حفظ کرده است.
    اکنون سوال من اینست که آیا کار درستی است که بنده همسر وی را در جریان این رابطه قرار دهم؟ اگر جواب مثبت است چگونه؟ چگونه می توانم علاج واقعه را قبل از وقوع انجام دهم؟ هر چند میدانم که برادر من بشدت همسرجدید خود را دوست دارد، اما نگران هستم که شاید با ایجاد اختلاف کوچکی، دوباره رابطه خود را با آن زن ادامه دهد.
    پیشاپیش از جواب شما متشکرم

    توسط skygate · 1954 روز 21 ساعت 13 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

  4. 1 vote

    skygate,

    واقعا” تعجب میکنم شما برای نجات زندگی برادرتون میخوایت تمام زندگیشو نابود کنید و از چاله ای به چاه بندازید …
    در این مورد شما هیچ گونه حق دخالت ندارید چون خیلی راحت بعد از اینکه ببینه پل طلایی پشت سرشو خراب کردید و چیزی برای از دست دادن نداره اونو زنش اعلام میکنه و طبق قانون مرد میتونه چهار زن داشته باشه … چرا شما به جای اینکه میخوایت این موضوع رو به خانمش بگید به خودش نمیگید …؟ ! ؟ البته من فکر میکنم خدایی نکرده شما برای عزیز شدن میخوایت اینکارو انجام بدید !!!
    چون دلیلی نداره که بخوایت از “صداقت مسموم ” که مختص این مواقع است استفاده کنید … بهتره در این مورد مشاوره برید و کاری سرخود نکنید

    مشاوره آنلاین با شماره تلفن های :
    ۸۸۴۲۲۴۹۵
    ۸۸۴۷۲۸۶۴
    سایت تخصصی مشاوره
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1954 روز 9 ساعت قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  5. 1 vote

    TANNAZ21 ,

    خب دوست عزیز شما به هرحال در این مورد بهشون از طریق پسر خبر دادید …
    پس نکرانی نداشته باشید ولی در این مورد به ایشون گوشزد کنید که اگه در اینده موردی پیش اومد برای خانواده اش باید توضیح بده

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1948 روز 22 ساعت 44 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  6. 0 votes

    با سلام دختری بیست ساله هستم که با اصرار زیاد یکی از همکلاسیام وارد رابطه ای شدیم که قصدمون ازدواج بود
    ولی بعد از چندماه رابطه ما تموشد واینکه بخاطر شرط من حد و حدود رابطه ما مشخص بود ه و حتی دستمونم بهم نخورد
    و منم الان میدونم که ادم این شکل از روابط نیستم ومحض سرگرمیم واردش نشدم و از این اتفاقم به شدت پشیمونم
    مدت کوتاهی از اتمام رابطه ما گذشته و من اطمبنان دارم که هیچ حسی از اون رابطه در وجودم نمونده وخواستگاری
    دارم که شرایط نسبتا مناسبی داره و از طرفی از اقوام ماست نمیدونم این موضوعو چجوری مطرح کنم که اگه پذیرفت
    بهم اعتماد کنه و اگه نه این موضوعو با کسی مطرح نکنه و از طرفی چون از درسم مونده و همکلاسیه منم از اتمام
    رابطه پشیمون شده نگرانم با نگفتن همه چی بدتر شه
    تو رو خدا راهنماییم کنین من میدونم اساس این رابطه اشتباس ولی همه تلاشمو کردم که حدودش رعایت شه
    چیکار کنم که بخاطر این اشتباه ایندم خراب نشه؟

    توسط 919931 · 1191 روز 19 ساعت 31 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • در مورد گذشته کوچکترین حرفی نباید بزنید چون اینکارتون صداقت به حساب نمیاد بلکه خیانت به ایشون تلقی خواهد شد شما اگر در مورد گذشته حرفی بزنید تخم شک و تردید رو برای همیشه در دلش کاشتید و زندگی شما ممکنه روی آرامش به خودش نبینه گذشته هر چه که بوده گذشته و به خود شما ربط داره و برای همیشه در ذهنتون دفنش کنید و کلامی در این مورد صحبت نکنید

      توسط مدیریت سایت · 1188 روز 9 ساعت 47 دقیقه قبل

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است