پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » مشکلات خواستگاری
1 امتیاز
Vote Con!

مشکلات خواستگاری

سلام1سلام2

با سلام…
دختری 25 ساله، دانشجوی ارشد هستم ساکن اهواز البته برای درس در تهران ساکنم…با پسری با تحصیلات دیپلم،شغل آتشنشان ساکن کرج آشنا شده ام،از طریق یکی از دوستانم،طی مدت 4 ماه که با هم بودیم با خانواده او کم و بیش در ارتباط بودم البته از طریق دوستم،خواهر این پسر از من خوششون اومد و چون در جریان آشنایی ما نبودن،به دوستم گفت که از من واسه برادرش خواستگاری کنه و جریان به گوش پسر رسید و اون به من گفت خیلی وقته در این فکر بوده ولی خواسته بیشتر باهام آشنا بشه،واسه همین مساله خواستگاری جدی تر شد و رابطمون رو به خانواده اش گفت و اونها استقبال کردن ولی وقتی خانواده من فهمیدن(البته پدرم چیزی از رابطه ما نمیدونه فکر میکنه که یه خواستگاریه سادست)به تحصیلات و راه دور بودن و شغل ایراد گرفتن،البته پدرم داد وبیداد را انداخت که چرا من انقدر کم توقعم و اونها بهتر از اینا رو واسم در نظر گرفتن،بهم میگن اعتماد به نفست پایینه!
از طرفی پسر بهم گفته میخواد درس بخونه و من پیگیره درس خوندنش در دانشگاه پیام نور(فراگیر) هستم…
از لحاظ مالی حقوقش تقریبا 1200000 تا 1300000 (تومان)…ماشین داره…میگه مقداری هم پول پس انداز داره…
ولی خانواده من میگن حقوقش کمه و از لحاظ اونا من دختری ناز پروردم و الان دارم احساسی تصمیم میگیرم…
پدرم مغازه دار هستن و از لحاظ مالی سطحمون متوسط…
خواستم راهنمایی بگیرم که من واسه راضی کردن خانوادم چه کنم و اینکه بنظر شما من واقعا کم توقعم و این یعنی دست پایین گرفتنه خودم؟؟؟؟

توسط fereshteh درازدواج · پاسخ 3219 روز 1 ساعت 23 دقیقه قبل

سوال: 4 پذیرفته شده: 3 ( 75% ) | امتیاز: 2

 

پاسخ (3)

  1. 0 votes

    با سلام. از اینکه این سایت را برای پاسخ به سوالتان انتخاب کردید سپاسگذاریم.
    یکی از مقولاتی که دخترها و پسرهای جامعه ما در مورد مسئله ازدواج با آن روبه رو هستند، حضور پررنگ خانواده ها در امر تصمیم گیری برای ازدواج است. به خصوص خانواده دختر. و این یکی از ویژگی های جامعه ی ایرانی است. اما متاسفانه به دلیل دوستی های قبل از ازدواج و بعضا پنهان بودن این روابط از خانوده ها و مطلع شدن آنها بعد از گذشت مدتی قابل توجه! مدتی که روابطی نسبتا صمیمی و عمیق بین طرفین ایجاد شده و کم نیستند افرادی که با مخالفت خانوده ها مواجه شدند. اما باید در مورد شرایط شما چه کرد؟!
    اول آنکه بپذیرید که خانواده ها به خصوص خانواده دختر نیمی از ماجرا هستند، و خودتان نیم دیگر ماجرا. بیایید و شرایط را بسنجید که چقدر معقول است. ادامه ی رابطه ای برای ازدواج معقول است که خود آن رابطه از نظر عقلی معقول باشد و مناسب. شرایط را به صورت سوالی برای خودتان اول که نیمی از ماجرا هستید طرح کنید. شرایط فعلی را در نظر بگیرید. با حال پیش بروید. با موقعیت مالی و تحصیلی پسر در حال جلو بروید. احساسی با مسئله برخورد نکنید تا بتوانید تصمیم منطقی تر بگیرید. ببینید با پذیرش آن مشکل ندارید. مثل به سوالات زیر در نزد خود پاسخ دهید:
    1-آیا واقعا با تحصیلات دیپلم مشکلی ندارید؟ به آینده کاری نداشته باشید. شاید موقعیت ادامه تحصیل پیش نیاید. نتوانند. می توانید همسری را که دیپلم است قبول کنید؟
    2-آیا واقعا با زندگی در استانی دیگر مشکلی ندارید. به احتمال زیاد با توجه به شغل ایشان شاید نتوانند استان محل زندگی و کارشان را عوض کنند و بخواهند در همان تهران و یا کرج تشکیل خانواده بدهند. می توانید دوری از پدر و مادر را تحمل کنید؟
    3-موقعیت رفاهی و خرج کرد و معاش فعلی زندگی تان را در نظر بگیرید. آیا واقعا دختری هستید که در ناز و نعمت بوده اید و مثلا ماهی چقدر خرج خودتان می شود. مبلغ حقوقی را که مطرح کرده اد کم نیست ولی یستگی به نوع سبک زندگی شما دارد. مثلا افرادی هستند که خرید کردن و خرج کردشان متفاوت است. مثلا مانتوی زیر 100-200 هزار تومان می پوشند. لباس و شلوار زیر 100 هزار تومان می خرند. پول لوزم آرایش و تفریحات و ورزش کردن و کلاسهای گوناگون شان ماهانه بالای 20-300 هزار تومان است. اهل انکه بخواهند در مورد مسائل مالی قناعت بخج دهند و صبوری کنند نیستند. خوب آیا شما اینگونه هستید؟ سنجشی در این باره در مورد خودتان انجام دهید. چنین حقوقی در شرایط فعلی جامعه ما یک زندگی ساده و معمولی را یم طلبد. حال اگر از نظر مسکن مشکلی نباشد والا مبلغ قابل توجهی بابت اجاره خانه کم می شود. به هر حال تصمیم با خودتان است. شاید پدرتان کم بی راه هم نمی گویند.
    4-اما ان چیزی که مهم است خودتان هستید. بسیاری از دختران هم بوده اند که با توجه بر همه ی رفاه و راحتی که در خانه پدری داشتند، حاضر شدند به خاطر علاقه و دلبستگی که به طرف مقابلشان داشته اند، زندگی متفاوتی را انتخاب کنند. زندگی که شاید از نظر مالی و مسافتی در تنگنا بوده اند، اما در کنار مرد مورد علاقه شان احساس خوشبختی و راحتی می کردند.
    5-حالا اگر واقعا تصمیمتان را گرفته اید و می دانید که با یک زندگی معمولی و کارمندی اما در کنار مردی که دوستش دارید، مشکلی ندارید، آن وقت وقتی پدرتان رضایت شما را ببینند، و خانواده برای خواستگاری تشریف بیاورند، شما با پدر صحبت کنید و بگویید که با شرایط مشکلی ندارم. در این جور مواقع لازم است که در شرایطی آرام و کاملا منطقی و با محبت و زبان نرم با پدر و مادرتان صحبت کنید. و دلشان را به دست بیاورید. اگر واقعا پسر را ببینند. و به دشان بنشیند و ایشان مناسب دامادی خانواده شان ببینند شاید پدرتان هم نرم شوند.
    6-شما می توانید با دادن تست های اعتماد به نفس و تست های شخصیت و مطالعه مطالب شخصیتی و اعتمادی به این شناخت برسید. همیشه پرتوقعی و یا کم توقعی در زندگی خوب نیست. و اعتدال نیاز است. و این اعتدال از روی ظرفیت آدم ها سنجیده می شود.
    برایتان بهترین ها را آرزمندیم.

    اگر پاسخ رضایت بخش بود گزینه حل شده را انتخاب نمایید و در نظرسنجی ما هم شرکت فرمایید. باتشکر. موفق باشید.

    توسط خانم زهرا عباسی · 3218 روز 15 ساعت 7 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 0 votes

    نمیدونم با پدرم چجوری حرف بزنم که قانعش کنم،؟؟؟چون واسش تحصیلات و اینکه پسر جوری باشه که بتونه کلاسش حفظ بشه مهمه،پدرم اهل چشم و همچشمیه!…البته مادرم گفت اگه ادامه تحصیل بده موقعیت بهتر میشه…مادرم از وقتی که از پدرم در مورد موردهای پیشنهادی ازدواج در مورد من و برادرم رو شنیده،خیلی بیشتر با من همراه شده،چون پدرم موردی رو انتخاب کرده که جای تعجب داره(پسری که لیسانس داره و نمایندگی فروش کولر و نصب رو داره و کلا از نظر فکری با هم متفاوتیم و مادرمم مخالفه چنین پسریه)…چون برادرمم یکی از همکلاسی هاش رو برای ازدواج در نظر گرفته و پدرم میگه فقط دختر داییم!!!
    من هر چقدر از رابطمون میگذره بیشتر متوجه تفاهماتمون در بیشتر موارد میشم…
    در مورد سوالاتی که گفتید:
    2.من مشکلی با زندگی در شهر دیگه ندارم الانم که دانشجو در تهرانم هر 2 ماه یا بیشتر میرم خونه در صورتی که زودبه زودترم میتونم برم.
    3.دختر ولخرجی نیستم با توجه به مخارجی که در خوابگاه دارم ماهی 300 خرج میکنم،با تمام مخارج خوردوخوراک و پوشاک و همه چی…
    در مورد سوال اول واسه من که پسر تحصیل کرده زیاد دیدم که واقعا جای سوال داشت رفتار و اخلاقشون…ولی وقتی جوابا و کارای منطقیش رو در برابر مسائل مختلف میبینم دیگه تحصیلات واسم کمرنگ شده،چون این شعور و اخلاق و معرفته که مهمه…

    توسط fereshteh · 3190 روز 23 ساعت 44 دقیقه قبل

    سوال: 4 پذیرفته شده: 3 ( 75% ) | امتیاز: 2

  3. 1 vote

    FERESHTEH

    خب باید بپذیرید که داشتن حمایت خانواده برای یک زندگی موفق بسیار حیاتیه … و شما باید تا جلب رضایت خانواده صبور باشید به هرحال اگه شرایط تغییر کنه و بتونه شناختی خوب از خانواده ها به وجود بیاد خانواده میتونه اعتماد کنه و به پیش بره و مشکل شما هم حل بشه ولی تا با شرایط جدید کنار نیومدن باید صبر کنید تا این تب و تاب کمتر بشه و بتونید دوباره این موضوع رو در خانواده مطرح کنید

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 2928 روز 4 ساعت 7 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است