پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » مشکلات با خواهر نامزدم
1 امتیاز
Vote Con!

مشکلات با خواهر نامزدم

ازدواج

سلام خسته نباشید.من3ساله که نامزدم.نامزدم داداش زن داییمه.خانواده من زیاد راضی نبودن چون خانوادهامون با هم مشکل دارن.اما من از روی لجبازی با خودم قبول کردم.خانواده نامزدم زندگیشون با حرفای یه دونه دخترشون میچرخه.یعنی هرچی اون بگه همه باید بگن چشم.حالا فک میکنه منم باید هرچی اون گفت باید بگم چشم.یه موضوع خانوادگی رو من ازش خبر نداشتم بعد خواهر نامزدم فهمید گفت تو که میدونستی چرا به من نگفتی منم هرچی قسم میخورم که من نمیدونستم باور نمیکنه.میگه حالا چون حرفای خونه رو به من نمیزنی میره به باباشینا میگه که من به اونا هیچ حرفی نمیزنم که دیگه اونا هم به من چیزی نگن و با من بد بشن.خواهر نامزدم میگه هر اتفاقی که میفته یا هرکی هر حرفی میزنه بایدبریم بهش بگیم.اخه من جیکارکنم.بهمن هم میخوا عقدکنم.به نظر شما چیکار کنم.اینا با من اینجرین چیکار باید کنم؟.

توسط z درازدواج · پاسخ 3268 روز 45 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (3)

  1. 0 votes

    dokhtare khoob to chera eine bacheha raftar mikoni?yek bar be tore kheili jeddi ba ishoon sohbat kon va be ishoon kheili mohtaramane begoo ke man nemidoonam khoonevadat rut chi hesab mikonan vali man bandeye shoma nistam balke khanoome khooneye baradaaretam va azizo noore cheshme pedar madaram.pas azin bebad hadeto bedoon lotfan.yebar vase hamishe sangato va kon

    توسط mehrnaz64 · 3265 روز 5 ساعت 53 دقیقه قبل

    سوال: 3 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

  2. 0 votes

    سلام. خوبید؟ از اینکه این سایت رو برای مشاوره انتخاب کردی. ممنونیم. جدا بابت تاخیری که در پاسخگویی به سوالات پیش اومده، عذرخواهی می کنیم.
    اما بریم سر اصل مطلب. کاشکی از خودت و نامزدت یکم صحبت می کردی؟! آخه مگه تو نمیخوای با شوهرت ازدواج کنی. پس چرا باید حرفها و رفتارهای خواهر شوهرت اینقدر برات مهم باشه. پرسیدی چی کار کنم؟ بهمن ماه عقدته. خوب منم بهت میگم نگاه کن ببین شوهرت رو دوست داری؟ (که به نظرم دوستش داشتی که حاضر شدی زنش بشی حتی با مخالف بودن خانواده ات!!!) اگه دوستش داری. اگه می بینی در کنارش میتونی زندگی خوبی رو داشته باشی. پس بهتره اینقدر به حواشی که تو دور و برت اتفاق می افته بها ندی. دختر جون تو بعد 3 ســـــــــــــــال نامزدی( که البته خیلی طولانی شده!!!) میخوای عقد کنی. اون هم کمتر از یک ماه دیگه. اون وقت مسئله به این مهمی رو ولش کردی چسبیدی به خواهر شوهر!!! موندم والله به شما دخترها.
    یه مشاوره بهت میکنم اول کاری حواستو جمع کن و اون اینکه:
    دیـــــــــــــــگـــه به حـــــــــواشــــــــی زنـــــــــــدگیــــــت ایــــنقــــــــدر بــــــهـــــــــــا نــــــــــــــــــده

    خوب!!!! بگو باشه…..
    ببین. تا آخر عمر شریفت. قراره با چند نفر در ارتباط باشی. قراره با چند نفر هم صحبت بشی. با چند نفر نشست و برخواست داشته باشی. چند نفر قراره باب میلت باشن. چند نفر قراره باب میلت نباشن. چند نفر رو میتونی عوض کنی. که عمرا بتونی. ولی اگه خودت رو عوض کنی. حتما میتونی اونا رو هم عوض کنی. حالا چه طوری؟؟؟ تا وقتی که این مدل رفتارها اینقدر برات مهم و حساس باشن. که بخوای برای اثبات حرفت با خواهر شوهرت سر اینجور مسائل الکی و دولکی بحث کنی و براش قسم بخوری. نه تو عوض میشی نه اون خواهر شوهرت. ها… راست نمیگم!!!! تا وقتی این جور حواشی زندگی برات بشه اصل اون وقت اصل زندگی برات بشه حاشیه. همین میشه دیگه. اما وقتی اصل زندگیت رو خــــــــــــدا قرار بدی. و همه چیز برا بشه حاشیه. خیلی خوشگل میبینی که مشکلات همه حل میشه. اصل زندگیت خدا باشه. خدا بهت چی گفته. گفته جهادت، اصل زندگیت شوهرداریت باید باشه. و اون بشه اصل. بقیه میشن فرع. اون میبینی که دیگه اعصاب و روانت بیخودی سر این جور مسائل درگیر نمیشه.
    قربون خدا برم. دقیقا یکی رو گذاشته جلو راهت که باهاش ساخته بشی. دقیقا اون مدلشو که حساسیت زا هست برات. وقتی میری دکتر و میگی پوستم حساسیت زده. دکتر اول میگه بهش اهمیت نده. بعدشم میگه این قرص رو بخور. ولی پوستت رو نخوارون که حساسیتت بیشتر میشه. خوب دختر خوب. شما هم به حرفها و رفتارهای خواهر شوهرت حساسیت داری. ولش کن. بهش اهمیت نده. نخوارونش. یعنی پی حرف رو نگیر. که بخوای با آیه و قسم حقانیتت رو بهش ثابت کنی. اینی که دارم بهت میگم الکی نیستا. روانشناسی این مدل آدم هاست. در مقابل گیر دادناشون فقط باید: 1- بی خیالی طی کنی. 2- پی حرف رو نگیری. 3- اما تا میتونی در مقابلش آرامشت رو حفظ کنی. 4- بهشون محبت و احترام بذاری. 5- پنج هم نداره. همونایی که بالا گفتم رو جمع بندی کنی حله. باشه دختر خوب.
    برو از این بهترین لحظات عمرت که دیگه تکرار نمیشه بهترین لذت رو ببر. ارتباطت رو با شوهرت قوی کن. اگه شوهرت مرد خوبیه. اگه قدر شناسه. اگر قدر تو رو میدونه. همین برات کافی باشه. بقیه دیگه مهم نیستن. بعدشم شما خانم خوبی باش. شما عروس خوبی باش. احترام پدرشوهر، مادرشوهر رو حفظ کن. حتی احترام خواهر شوهرت رو، اون هم بیشتر از همه. اگه همه این خوب بودنهات برای خدا باشه، خدا خودش عزت دهنده است. خودش عزیز کننده است. شما که خوب باشی. به حرف اینو و اون کسی بد نمیشه.
    بهت تبریک میگم بابت عقد. ما رو هم دعا کن. انشاالله زندگی خوب همراه با سعادت دنیا و اخرت نصیبت بشه.
    اگه باز سوالی هست در خدمتیم. اگه نه ممنون میشیم گزینه حل شده رو انتخاب کنی و تو نظرسنجی سایت هم شرکت کنی. باتشکر.

    توسط خانم زهرا عباسی · 3255 روز 17 ساعت 12 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  3. 1 vote

    Z
    البته در این مورد شاید باید بیشتر به توصیه های خانواده دقت میکردی … چون به هرحال اونا با حساسیت های این خانواده بیشتتر اشنایی دارن ولی خب اگه با شوهرت در این مورد مشکلی نداشته باشی و فردی مستقل از نظر روحی و اخلاقی باشه ، میتونی زندگی خوبی رو تجربه کنید … در ضمن گاهی حساسیت های شما میتونه طرف مقابل رو تحریک به لجبازی با شما بکنه پس به قول دوستمون همون بهتر که بیخیال باشی و تمام سعی خودتو بکنی که زندگی آرومی رو برای خودتون مهیا کنید

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 3004 روز 23 ساعت 22 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است