پرسشتان را مطرح کنید

خانه » متفرقه » غلبه بر استرس و آرامش یافتن
1 امتیاز
Vote Con!

غلبه بر استرس و آرامش یافتن

آرامشاسترسافسردگی بعد از سقط جنین در مادر

من 30 ساله هستم و در اولین بارداری در ماه چهارم دچار سقط ناگهانی شدم، بعد از این جریان به شدت نگران و مضطرب برای بارداری بعدی هستم برای مقابله با این استرس و برگشتن به زندگی عادی چه باید بکنم؟

توسط sunnet.2011@yahoo.com درمتفرقه · پاسخ 3174 روز 11 ساعت 4 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (7)

  1. 0 votes

    سلام عزیزم. خوبی؟ بابت از دست دادن بچه متاسفم. انشاالله نی نی بعدی… علت سقط رو نمیدونی؟ بیا برام بیشتر توضیح بده. اینجا نه ولی. توی یه صفحه جدید توضیح بده. رشته ات چیه؟ شاغلی؟ اوضاع زندگی و همسرت چیه؟ شغل همسرتون؟ تو کدوم استان زندگی می کنی.
    این اتفاق چند وقت پیش افتاده؟ عزیزم سقط جنین نگانی نداره که…. البته ای کاش این سوال رو همسرتون پرسیده بودن که چه کار کنم که همسرم بعد از سقط شرایطش عادی بشه. ولی خوب اگه الان سرپا شدی و اوضاع و احوال جسمیت خوبه حتما وضعیت کم خونیت رو کنترل کن. علت دقیق سقط رو پیدا کن. اگه علت فیزولوژیکیه مداوا کن. نگرانی هم نداره. الحمدالله اونقدردر این زمینه علم پیشرفت کرده که جای هیچ نگرانی نیست. یکی از دوستانی که می شناسم بعد یه بار سقط الان نی نی کوچولوش تو بغلشه و بدون هیچ مشکلی. یه کم استرس و اضطراب عادیه. ولی باید از شرایط فعلی فاصله بگیری. اگه اوضاع جسمیت خوبه حتما یه مسافرت برید. اگه تصمیم داری که زودتر بچه دار بشی از الان تحت درمان دکتر متخصص باش. جای هیچ نگرانی هم نیست. باید محیط و شرایط و وضعیت جسمی رو تغییر بدی. استرس چیه دختر . نگران نباش

    توسط خانم زهرا عباسی · 3166 روز 14 ساعت 48 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 0 votes

    سلام خانم عباسی . متشکرم.
    نمی دونم منظورتون از اینکه تو یه صفحه جدید توضیح بده چیه!من پاسخ سوال رو تو وبلاگ مشاوره زدم و ایمیل هم می کنم. لطفا بهم توضیح بدین کجا جواب بدم.
    من مینا هستم ریاضی محض خوندم خیلی ساله درسم تموم شده، سه سالی هست یه کافی نت زدم و برای خودم کار می کنم، قبل از این هم جاهای دیگه کار کردم، در تهران زندگی می کنم، همسرم سجاد هستن، کارمند بانک هستند تحصیلاتشون ارشد مترجمی زبان . ما خرداد 90عروسی کردیم و قبل از اون 1 سال و نیم نامزد بودیم.البته قبل از نامزدی 4 سال دوست بودیم. همسرم خیلی به من توجه دارن، بعد از جریانی که اتفاق افتاد خیلی تلاش می کنه که من آرامشم رو به دست بیارم و همه ی اتفاقات بد رو فراموش کنم ولی من نمی تونم.ما یه هفته بعد از اون جریان چند روزی به سفر رفتیم ولی بعد از برگشت اصلا چیزی تو ذهن من عوض نشد.
    من اول مهر امسال باردار شدم و 16 دی ماه پسرم سقط شد. خیلی اتفاقی این جریان پیش اومد. من این مدت اصلا هیچ مشکلی نداشتم. در اون شب از ساعت 5 بعد از ظهر درد شکم و کمر شروع شد و رفته رفته درد زیاد شد تا ساعت 11 شب به لکه بینی و خونریزی افتادم. که دکترم شیاف تجویز کرد . ای کاش می گفت برو بیمارستان!!!!! باید بگم که دکترم جاریمه( خانم برادر شوهرم). من بهش گفتم خیلی درد دارم ولی خودم نمی دونستم که درد انقباضات رحم بود فکر می کردم درد شکم بود. همچنان درد کشیدم و هی خونریزی زیاد شد تا ساعت 4 صبح دیدم پسرم سقط شد!!! اون موقع تازه دکترم گفت برو بیمارستان!!!! کورتاژ شدم تا بقایای جفت خارج شه.
    جنین رو دادیم پاتولوژی ولی گفتن به خاطر کوچک بودن نمی تونن کاری روش انجام بدند و هیچ چیز نگفتن. دکتر هم 1001 علت برام ردیف کرد که ممکن است هر کدوم از اینها باعث بشه. بعدها فهمیدم خیلی دکترم برام کم کاری کرده و مراقبت دوران بارداریش افتضاح بوده!!!!! فهمیدم که اگه تو هفته ی 13 سونو nt می فرستاد الان حداقل می فهمیدم که مشکل جنین قلبی بوده یا کروموزومی یا اصلا جنین سندروم دون بوده یا نه!!!!
    الان هیچی دستم نیست. واسه همینه که استرس دارم و می ترسم واسه بارداری بعدی هم همین مشکل پیش بیاد. کلا روحیه ام خیلی خراب شده اصلا دوست ندارم کسی از دوستان یا اقوام که می دونستن من باردار شدم رو ببینم . بعد از این اتفاق فقط خانواده درجه 1 خودم و همسرم رو دیدم .اصلا جواب تماس ها و اس ام اس های هیچ کس رو نمی دم. می دونم همه می خوان در مورد این اتفاق حرف بزنن. شاید اون موقع خیلی آروم براشون حرف بزنم ولی دوباره همه غصه ها و ترس و نگرانی ها م برمی گرده . خانم عباسی من شب ها برای دستشویی رفتن شوهرم رو بیدار می کنم و می ترسم تنهایی برم مثل بچه ها و دیوانه ها شدم. اصلا دست خودم نیست. خیلی شب ها بیدار می شم و تا صبح بیدارم و فکر می کنم دارم دیوانه می شم. خیلی سعی می کنم آروم باشم و افکار بد رو از ذهنم دور کنم ولی همه چیز مثل یه فیلم تند تند از ذهنم رد میشه. دو هفته دیگه اولین سالگرد فوت پدرم است و با خودم تصمیم گرفتم نروم چون می دونم همه می خوان در مورد این اتفاق حرف بزنن . می دونم خانوادم ازم دلخور می شم ولی تصمیم گرفتم نروم.
    ببخشید که حرفام طولانی شده ولی می خوام یه درد دل دیگه هم داشته باشم. متاسفانه دکترم پیش خانواده همسرم علت های سقط رو جوری عنوان کرده که تمامی تقصیر رو به من و سجاد انداخته . من دنبال مقصر نبودم ولی پیش ما یه چیزی میگه پیش خانواده سجاد چیز دیگه !!!! مثلا گفته هر کس این اتفاق براش پیش میاد خودش می دونه چه کرده!!!!!! حوصله بحث و جدل باهاش رو ندارم که بهش بگم چه حرفای مفتی به خانواده ی شوهرم گفتی، ولی سجاد همه چیز رو از کم کاری و احمال اون می دونه و اینو به خانواده اش گفته. خدارو شکر خانواده سجاد چون دید خوبی از اخلاق جاریم ندارن اونو مقصر می دونن. ولی از حرفاش خیلی دلخور شدم.
    از حوصله ای که برای خوندن و پاسخ دادن به حرف هام می گذارید سپاسگزارم.با همسرم در مورد ارتباطم با شما صحبت کردم .اگر لازم بود ایشون هم مشکلی برای ارتباط با شما ندارند .
    دوست دارم اول از همه آرامشم رو حفظ کنم و بعد بتونم بدون درگیری با خودم با دیگران ارتباط داشته باشم. رو انتخاب دکتر زنان خیلی وسواسی شدم و نمی دونم کجا بروم و چه کسی رو قبول داشته باشم. فقط می خوام آرامش داشته باشم تا بتونم تصمیم بگیرم و بتونم باز به خدا توکل کنم و از شر این فکر های مخرب خلاص شم.کمکم کنید لطفا.
    سپاسگزارم

    توسط sunnet.2011@yahoo.com · 3166 روز 9 ساعت 49 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

  3. 1 vote

    <a href="mailto:sunnet.2011@yahoo.com">sunnet.2011@yahoo.com</a>,

    خب این اتفاق میتونه برای هر کسی اتفاق بیفته و جالب اینجاست که شما دوباره با استرس و نگرانی زیاد دارید مقدمات یک سقط رو فراهم میکنید … بهتره تا از نظر روحی آرام نشدید و مشاوره روانشناسی انجام ندادید سمت باردارشدن نرید …چون با این روحیه که شما دارید مسلما” در آینده ممکنه همین اتفاق برای شما تکرار بشه

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 2944 روز 5 ساعت 15 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  4. 1 vote

    با عرض سلام و خسته نباشيد؛
    من دختري مجرد هستم خانواده مذهبي اي دارم خود من هم شخصي مذهبي هستم، اما چند ساليست كه مبتلا به اختلال وسواس شده ام كه زندگي مرا بشدت تحت تاثير خود درآورده است كه ايجاد اين اختلال در من با شرايط خانوادگي اي كه دارم (منظورم از مذهبي بودن نيست بلكه منظور وجود يك مسئله خانوادگيست ) زياد دور از تصور نبود …!
    من اصولا هيچگونه اعتقادي به روانشناس ندارم ( البته يكبار با اصرار پدرم مراجعه كردم و نتيجه اي نگرفتم و احتمال زياد چون اعتقاد به تجويز دارو در اينمورد را ندارم) وبه همين دليل بعد از بررسي شخصي رفتارم در طي اين چند سال احساس كردم كه بايد شخصا به اين وضعيت خاتمه دهم بدين ترتيب با همه ي احساسات منفي ام ميجنگم و افكار مزاحم را پس ميزنم در اين ميان چيزي بيشترين تسلط را بر من دارد يك فكر مزاحم ميباشد كه اين فكر يا به عبارتي ترس همان نقطه شروع وسواس در من بود و من بدليل احساس شرم و حيا آنرا نميتوانستم بيان كنم…ولي حالا از شما ميخواهم با جواب كامل دادن به اين پرسش اصلي من، شرايط مبارزه با وسواسم را برايم هموارتر سازيد…و حالا پرسشم اين است كه؛
    آيا ترس يك دختر باكره كه مجرد ميباشد (و داراي اعتقادات مذهبي كه نسبت به آنها پايبند ميباشد ) ميتواند درست باشد از اينكه او نكند هنگام رفتن به دستشويي ويا حمام بعد از مذكرها مثلا چيزي ناخواسته به واژنش راه پيدا كند (من هميشه در اين مورد اول آبكشي بايد بكنم و اين برايم آزاردهنده است) و اينكه آيا يك دختر هميشه مواظب باشد كه مثلا نكند اسپرمي از يك مرد به يك طريقي ( چون وسواس دارم همه راه بنظرم خطر ناك ميآيد )وارد او شود و او را باردار كند (با اين دليل كه بهر حال اسپرم در محيط خارج تا چند دقيقه يا ساعت زنده ميمانند) ودیگر اینکه آیا اسپرم خاصیت خود را به آبی که مجاورش روی زمین دستشویی ریخته باشد انتقال میدهد یا خیر؟؟؟خواهش ميكنم با جوابتان مرا قانع كنيد من با همه افكارم ميجنگم اما در اينمورد اطلاعاتم محدود است و حتي از مامانم و دكتر زنان هم شرم داشتم كه به اين وضوح سؤال كنم…! خواهش ميكنم با دليل منطقي مرا مجاب كنيد چون واقعا دانستن اين موضوع خييييييييييييييلي برام مهمه!
    با تشكر

    توسط tayebeh890 · 2935 روز 49 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

  5. 1 vote

    معذرت میخواهم سوتفاهم نشود من صرفا برای اینکه من را به مراجعه حضوری به روانشناس ارجاع ندهید و یک تجربه منفی از این حضور این کم اعتمادی را بیان کردم و البته به علم روانشناسی و متخصصین در این حوزه احترام میگذارم…
    ممنون از اینکه پاسخ میدهید

    توسط tayebeh890 · 2935 روز 34 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

  6. 1 vote

    tayebeh890,

    خب دوست عزیز گاهی دارو برای کنترل سطح ترشحات هورمونهایی که ممکنه برای شما این حالت رو به وجود میاره لازم باشه …از طرفی در جامعه ما به علم روانشناسی زیاد بها داده نمیشه چون بیشتر مواقع افراد باید با تلاش و کوشش خودشون راه رو ادامه بدن و مردم ما یه جورایی دوست دارن مشکلشون با قرص و دارو خوب بشه … در مورد سوالتون باید بگم تصورات در شما در این مورد اونقدر رشد کرده که مرز بین وهم و واقعیت رو گم میکنید … وگرنه چطور ممکنه شما در حال باکرگی در محتمل ترین حالت براتون این حالت ها به وجود بیاد …چون اسپرم در ثانیه از بین میره و فقط در رابطه مستقیم و در محیط مغذی که درون رحم براش وجود داره میتونه زنده بمونه … این تفکرشما مثل افرادی می مونه که فکر میکنن اگه دستشون به چیزی بخوره و … ممکنه مبتلا به ایدز بشن در صورتی که ایدز در محیط بیرون خیلی سریع از بین میره و باید ویروسش از طریق خون مستیقیم وارد بشه …در ضمن بهترین توصیه اینه که در مورد فیزیولوژی بدن خودتون بیشتر مطالعه کنید تا بتونید با شناخت بیشتری در این مورد رفتار کنید … برای درمان راه های دارویی و رفتاری رو باید توام با هم داشته باشید و در حضور روانکاوی متهعد … ولی راه کار هایی برای کاهش این موارد وجود داره که میتونه از این قبیل باشه …
    1. غرقه‏سازی؛ بدین صورت که فرد مبتلا به آن، با اختیار خود آن قدر خود را در معرض همان موضوعی که از آن رنج میبرد قرار دهد تا از آن فکر خسته و متنفّر شود. بنابراین هر روز، زمانی را به فکر کردن درباره موضوع وسواس فکری خود اختصاص دهید و آن چنان و آن قدر درباره آن فکر کنید که از آن متنفّر شوید. در نتیجه هرگاه بدون اختیار هم ذهنتان به آن معطوف شد و خواستید از روی اجبار تکرار کنید، اراده و اختیارتان در دور کردن آن فکر و اجتناب از آن، چیره و حاکم شود.

    2. هرگاه ذهنتان بدون اختیار مشغول همان اوهام و افکار بیهوده وسواسی شد، مشت خود را محکم روی زمینی بکوبید با گفتن ذکر لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم از جای خود بلند شده، تغییر حالت دهید تا بدینوسیله از آن فکر تکراری و وسواس رهایی یابید.

    3. کش نازکی را دور مچ دست خود بندید. هرگاه افکار وسواس به سراغ شما آمد، با کشیدن کش و رها کردن آن روی دستتان و ایجاد درد مختصری روی مچ خود، از آن فکر رهایی خواهید یافت.

    4. با خودتان عهد ببندید و برنامه‏ریزی کنید که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصی باشد (مثلاً 5/4 تا 5 بعدازظهر) و در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهنتان شد، به خودتان بگویید زمان فکر کردن فلان ساعت مقرر است و در زمان مقرّر نیز مدتی رابه فکر کردن درباره آن موضوع اختصاص دهید و ذهنتان را به آن مشغول سازید تا این که در طول روز و به طور پراکنده، ذهنتان مشغول آن نباشد. ضمنا آن زمان اختصاصی را به تدریج در طی (مثلاً 30 روز) روزی یک دقیقه کم کنید تا به صفر برسد.

    5. هر روز به خود تلقین کنید که «من قادرم افکار وسواسی‌ام را کنار بگذارم»؛ زیرا تلقین یکی از راه‏های مبارزه با افکار منفی است و وسواس فکری نیز چیزی جز یک فکر منفی مزاحم نیست.

    گفتنی است که برای درمان وسواس فکری نیاز به صبر و حوصله و پشتکار در به اجرا درآوردن راه‏های فوق است تا این که به تدریج از آن افکار رهایی یابید و انتظار حل و درمان یک شبه آن را نداشته باشید.

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 2934 روز 5 ساعت 52 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  7. 0 votes

    با سلام مجدد و تشکر از مدیر محترم سایت؛
    واقعا از پاسخ و توجهتون ممنونم….ولی من شنیدم اسپرم در محیط خارج( بنا به شرایط محیط) از ۵دقیقه تا ۱۲ ساعت هم میتواند زنده بماند ودر مورد مثالتان اینطور به سمع من رسیده که ویروس ایذر تا هشت ساعت خارج از بدن میتواند زنده بماند…!
    پس طبق گفته شما من میتوانم این ترسم را یک ترس کاملا بی اساس بنامم؟؟؟
    ممنونم از راهکارهای مفیدی که به من ارائه میفرمایید.

    توسط tayebeh890 · 2933 روز 23 ساعت 43 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است