پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » علاقه و وابستگی قبل از ازدواج
1 امتیاز
Vote Con!

علاقه و وابستگی قبل از ازدواج

دوستی قبل ازدواج

سلام. خواهش می کنم این لطف رو در حق من بکنید و با دقت و حوصله مطالعه کنید…
سوال بنده در ارتباط با دوستی های قبل ازدواج هست. بنده در بین همکلاسی های خود به دختری علاقه مند شدم که از نظر اعتقادات دینی تقریبا در سطح خودم هستند، باهوش، زیبا، تفریحات و سلایق مشترک داریم، اما کمی از نظر فرهنگی و به طور قابل توجه تر از نظر اقتصادی خونواده های متفاوتی داریم. با توجه به این که وابستگی بین ما در حال افزایش بود و از معضلاتش آگاه بودم قضیه را با خانواده در میان گذاشتم (البته کمی دیر) ک با مخالفت آن ها مواجه شدم. لازم به ذکر است که پدر و مادر بنده از هم جدا شده اند و ارتباط من با پدرم بسیار کم است.
در مقابل خانم قضیه را به اطلاع خانواده نرساندند و اینگونه عنوان کردند که با شرایط بنده و با توجه به نداشتن شغل ثابت، نبود فاصله سنی و … حتما مخالفند و بعد از مدتی گفتند در سطح دوستی باقی بمانیم و منتظر شرایط بهتر باشیم!
مسلما شما بهتر از من از معضلات دوستی و محدودیت هایی که اعتقادات به ما می دهد آشنا هستید. از طرفی اخیرا از لحاظ جنسی به شدت تحت فشار قرار گرفته ام و موجب پرخاشگری، بداخلاقی، گیر دادن ها به ظاهر، حساسیت ها و غیرت های متعصبانه روی خانم شده و واکنش های ایشان از جمله این که “ما تعهدی نسبت به هم نداریم”، “تو انتظارات بیش از حد از من داری”،” به من احترام نمی گذاری” و … (که حق هم دارد) را به دنبال دارد. اما نهایتا ظرف 24 ساعت اوضاع تغییر می کند و از زیاده روی در گیر دادن هایم پشیمان می شوم.
اهداف و برنامه های بسیاری برای زندگی با ایشان داشته ام اما ایشان عنوان می کنند که به اندازه کافی تجربه و پختگی نداری و میگویند که خودشان هم از نظر روانی و شخصیتی آمادگی ازدواج ندارند اما با این اوصاف می خواهند دوستشان بمانم (خود من هم تقریبا به اندازه ایشان وابستگی پیدا کرده ام) در تمامی کلاس های درسی با هم هستیم، تمامی پروژه های دانشگاهی ما با هم است، و امکان قطع ارتباط (جدا از این که وابستگی بین ما بوجود آمده و برایمان طبیعتا سخت است) وجود ندارد…
با این چنین وضعیتی، شما چه راهنمایی می کنید؟ با تحقیقاتی که در اینترنت داشتم، همه ی مشاوران 100% قطع رابطه را می خواهند ( درحالی که با وضعیت من شدنی هم نیست. حتی یک بار که امتحان کردم برای مدت1-2 ماه، وضعیت بدتر شد و وابستگی را بیشتر هم کرد ) و البته نمی دانم چرا به محض عنوان شدن “دوستی قبل ازدواج” بدون گوش کردن به صحبت ها 100% مخالف بوده و هیچ شانسی قائل نیستند که آدم را امیدوار کند و برایش تلاش کنم.
مشاوره حضوری هم یک بار با هم رفتیم و در پایان گفتند باید با هم صحبت کنید و به نتیجه برسید!!! خب اگه میتونستیم ک پیش شما نمیومدیم!

توسط poores درازدواج · پاسخ 1883 روز 14 ساعت 38 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

 

پاسخ (8)

  1. 1 vote

    سلام . نوشته شما به دقت مطالعه کردم . شما عاشقانه همدیگر دوست ندارید فقط یک وابستگی شدید رخ داده . هر چه رابطه طولانی تر کنید وابستگی شدید تر و حساسیت ها بیشتر از گذشته می شود . اگر خانم حقیقت شما دوست می داشت درخواست نمی کرد دوست باقی بماند با شما . رابطه دوستی شما به گناه و فساد می کشاند . یک مورد هم پیش آمده که از لحاظ جنسی خیلی در حال اذیت شدن هستید . تا چه زمانی می خواید به چنین رابطه بی حاصل ادامه بدید . هر چه زمان بگذرد از رابطه دوست بودنتان حساسیتتان شدید تر می شود به ایشان تا جایی که سوهان روح همدیگر خواهید شد . شما هنوز عقد نکرده اید دارای فرزند نشده اید قبل از اینکه بیشتر از گذشته به روح و روان و جسمتان فشار بیاد قطع رابطه قطع کنید . شما دچار وابستگی توام با عشق کور کورانه شده اید . عشق از سر وابستگی که پرده قرار گرفته جلوی چشمان شما تا نتوانید واقعیات ببینید و بشنوید. باید قبل از اینکه دیر بشه به خودتان کمک کنید . تا خودتان نخواهید به خودتان خودتان کمک کنید حتی نزد جمیع مشاوران سراسر دنیا مراجعه کنید باهاشون صحبت کنید چه شفاهی چه کتبی به هیچ عنوان نمی توانند کمکتان کند.
    چرا اصلا خانم چنین رابطه به اطلاع خانوادش نمی رسونه ؟ ترس وحشت داره حالا از سر هر چیزی که می خواد باشه پنهان می کنه پس توجه داشته باش بعد از ازدواج با شما به راحتی می تواند مهمترین مسائل از شما پنهان خواهد کرد . بشینید فکر کنید آیا این زن قابل اطمینان هستد؟ قطعا خیر .
    خانم فرموده آمادگی ازدواج ندارد چون خام است از لحاظ روانی آمادگی ندارد برای ازدواج . چطور برای شما چنین سوال پیش نیامده برای ادامه دادن به رابطه دوستی آمادگی دارد اما زیر بار امر مهم که ازدواج تشکیل خانواده دادن است نمی رود ؟ چون این خانم کم کم رو به هوس رانی پیش داره می ره . جرات و جسارت نداره زیر بار زندگی مشترک بره .
    اگر حقیقت به شما علاقه دارد تمام تلاشش را می کند آگاهی پیدا کند از زندگی مشترک با مشاوره کردن از مشاورین ، افراد متاهل ، مقاله ، کتاب خواندن درباره ازدواج ، تشکیل خانواده دادن ، همسر داری ، خانه داری ، و غیره.
    برای کسی ارزش احترام قائل شوید وقتتان را در اختیارش بگذارید که او هم برای شما ارزش و احترام قائل است از فرست ها به درستی استفاده می کند با احساسات و وقت با ارزشتان بازی نمی کند و هم سوء استفاده .
    خودتان به فکر خودتات باشید . موفق موید باشید خدا حافظ

    توسط shabnam.artgallery · 1883 روز 13 ساعت 56 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

  2. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    هر اندازه دختر و پسر از نظر ویژگی های گوناگون نزدیكتر باشند تركیب آن دو در زندگی زناشویی استوارتر و عمیق تر خواهد بود. این مجموعه ویژگی ها در منابع اسلامی با عنوان كفویت عنوان شده است كه در ابعاد گوناگونی قابل بررسی هستش تشابه های خانواده های دختر و پسر از نظر وضعیت اجتماعی و اقتصادی یك اصل مهم در ایجاد تفاهم های بعدی بین زن و مرد است. به این ترتیب هیچ کس نسبت به دیگری احساس برتری نمی کند و پذیرش بهتری نسبت به همدیگر خواهند داشت.ارزش های فردی و اجتماعی، آداب و رسوم، رفتار و سلوك، حتی آداب لباس پوشیدن و غذا خوردن زن و مرد می تواند زمینه های همدلی بیشتر را بین آن دو پدید آورد. به همین جهت شناخت زن و مرد از فرهنگ و واقعیت های ارزش فرهنگی همسر آینده، از اهمیت بسیاری برخوردار است* برای آنکه به سمت ازدواج قدم بردارید، باید بدانید چرا با این شخص ارتباط دارید و چرا این رابطه را ادامه می دهید. گذشته از این، باید از خود بپرسید که آیا او هم مانند شما و هدفدار به ارتباط می نگرد یا خیر؟ مطمئن ترین اقدامی که می توانید بکنید، این است که از همان آغاز هدف رابطه را مشخص کنید و با فرد مقابل تان در این مورد به توافق برسید. روشن بودن تکلیف هر دوی شما، بسیاری از مشاجراتی که ممکن است در این دوران میان شما فاصله بیندازد را از میان می برد و از آنجا که هر دوی شما برای هدفی مشترک انرژی صرف کرده و تلاش می کنید، مانع از دلسردی و تردیدتان می شود. شاید او واقعا به شما علاقه دارد و تنها به دلیل ترسش از ازدواج، توان برداشتن گام آخر را ندارد. برای مطمئن شدن از این موضوع، بهتر است واژه هایی که به زبان می آورد را زیر ذره بین بگذارید. کسی که می گوید «من اهل ازدواج نیستم اما چون تو را دوست دارم حاضرم برای همیشه با تو بمانم!» یا فرد مسئولیت پذیری نیست یا ترس هایی برای ازدواج دارد. اگر مورد اول مصداق داشته باشد، شما به سادگی نمی توانید او را به سمت یک زندگی موفق هدایت کنید. کسی که توان پذیرفتن مسئولیت را ندارد، حتی اگر با اصرار شما به خانه مشترک وارد شود، نمی تواند زمینه یک زندگی موفق و آرام را فراهم کند. پس گمان نکنید که همه ماجرا به نشستن پای سفره عقد ختم می شود. زندگی با یک فرد بی مسئولیت، از انتظار برای به دست آوردن او هم زجرآورتر است.گمان نکنید اگر یک تنه بار رابطه را به دوش بکشید و به او اطمینان دهید که همه سختی ها را تحمل می کنید ماجرا تغییر می کند. دیدن ضعف و اصرارهای شما، می تواند دلیل دیگری برای عقب نشینی او باشد. پس مواضع تان را شفاف بیان کنید و به او بگویید که در چه شرایطی حاضر به ازدواج هستید. گمان نکنید که برداشتن مرزهای و حریم های یک رابطه یا فداکاری بیش از حد مشکل شما را حل می کند.

    توسط آقای ص - غفاری · 1883 روز 1 ساعت 23 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  3. 1 vote

    از راهنمایی ارزنده شما بسیار ممنونم

    توسط poores · 1882 روز 23 ساعت 1 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

  4. 1 vote

    اگه شما برای ازدواج به مشاوره مراجعه کنید اولین چیزی که از شما پرسیده میشه در مورد استقلال مالیه …و بعد بحث اشتراک اخلاقی و شخصیتی دو طرف … خب در این مورد شما مشکل دارید و نمیتونید به راحتی برای ازدواج مراجع کنید … پس شما قدم در راهی گذاشتید که ممکنه سودی براتون نداشته باشه و با این وابستگی که شما از اون حرف میزنید ، آخرش با ناراحتی و افسردگی پایان بگیره…
    چون اگه این رابطه به ازدواج ختم نشه شما مثل این بوده که سوار قطار شهربازی بودید، سرگرم شدید ولی به جایی نرسیدید …
    پس اگه میبینید شرایط شما مساعد نیست بهتره فکری برای این دوستی بکنید
    ولی اگه قراره به ازدواج ختمش کنید خب تمام تلاشتون رو بکنید ولی از طرفی هم تحمل شنیدن ” نه مقدس ” رو در زندگی داشته باشید …
    که فکر کنم طرف دختر بهتردر این مورد با موضوع کنار اومده …

    درضمن برای مشاوره ، به سایت تخصصی مشاوره مراجعه فرمایید .
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1790 روز 2 ساعت 37 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  5. 0 votes

    سلام من دخترم 18 سالمه و یک ساله با پسری دوست هستم اویل خیلی عاشق هم بودیم و اون قصدش واسه ازدواج جدیه و خانوادش از رابطه ما با خبرن اما چون خانواده من دوستی قبل ازدواج رو نمیپسندن به اونا اطلاع ندادیم از دوستان خانوادگی هستن و پسره 8 سال از من بزرگتره و فوق دیپلمه برقه دیگه درسشو ادامه نداد و به جاش سر کار رفت وضع مالی خوبی داره و خونه و ماشین داره ولی قیافش اصلا خوب نیس اول واسه من مهم نبود ولی بعد از اینکه همش دوستام میگفتن قیافش خوب نیس یکم نگران شدم چند وقت پیش با مادرم صحبت کردم و بهش گفتم رضا میخواد بیاد خواستگاری ولی مادرم به شدت مخالفت کرد و گفت تحصیلات برام خیلی مهمه تازه اصلا قیافش به تو نمیخوره و اختلاف سنیتونم زیاده بعد که رفتی دانشگاه پشیمون میشی گفت خواستگارایی واست میاد که صدبرابر از اون بهترن و من بدون اینکه به تو بگم بخاطره تحصیلاتشون ردشون میکنم حالا اگه تو باهاش ازدواج کنی ابرومم تو فامیل میره از طرفی رضا خیلی عاشق منه و پسر خیلی احساساتی و حساسیه چندین بار با هم بحثمون شده من درسم خیلی خوبه ولی اون به همه چی خیلی گیر میده به همه حرکاتم تک تک کلماتم و من درسم کمی افت کرده چندین بارم بهم گفته مانتو کوتاه نپوش یا موهاتو بیرون نریز ولی وقتی بهش میگم به من شک داری خیلی عصبی میشه یه بار خواستم باهاش بهم بزنم و اینکارم کردم اونم دست به خودکشی زد و تو بیمارستان بستری شد من بخاطره بحثای اخیر خیلی نسبت به ادامه این رابطه سرد شدم و هم بخاطره اینکه نمیتونم تو روی خانوادم وایسم میخوام این رابطه تموم شه اما وقتی باهاش هستم در حالیکه رابطمون کاملا معمولیه خیلی اروم ترم میترسم اگر باهاش بهم بزنم بلایی سر خودش بیاره و هم من چون بهش وابسته هستم ضربه عاطفی بخورم من درسم خیلی برام مهمه و سال دیگه کنکور دارم خواهش میکنم کمکم کنید از این فکر و خیالها یه جوری راحت بشم چطوری باهاش حرف بزنم؟ اگه بگم مادرم مخالفه مسلما ناراحت میشه

    توسط gandom7 · 1633 روز 2 ساعت 49 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • دوست عزیز شما تازه در سالهای 21 سالگی تا 25 سالگی به بلوغ فکری و عاطفی خواهید رسید پس در اون سالها حتما" فکرتون با امروز تفاوت داره در مورد خانواده باید در کنار خانواده باشید و احساسی رفتار نکنید به هرحال شما در مورد قیافه و سایر موارد هم دچار تردید شدید و قصد هم ندارید جلوی خانواده خودتون بایستید .... پس بهتره اگر به قطعیت رسیدید کات کنید بقیه موارد به شما مربوط نیست هرچند هم این رابطه طول بکشه وابستگی شما بیشتر خواهد شد و از طرف دیگه ایشون حق دخالت در مورد وضع ظاهر شمارو ندارن و دلیلی برای این تعصبات وجود نداره بهتره در این مورد بهترفکر کنید

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 1632 روز 1 ساعت 39 دقیقه قبل

  6. 0 votes

    باسلام
    پسری ۲۳ ساله هستم.از سال اول دانشگاه با یکی از هم کلاس های خودم اشنا شدم.البته اشنا که چه عرض کنم بیشتر
    به طور ناخواسته در این راه وارد شدم.اوایل من خیلی اصرار و پافشاری برای ادامه رابطه داشتم
    وبا انواع دروغ ها طرف مقابل را به خودم وابسته کردم.چون ابتدا داغ بودم و بچگی و ناپخته بودن
    جلوی چشمانم را گرفته بود فقط به فکر ازدواج بودم.از همان ابتدا هم با خانواده ام قضیه را مطرح کردم
    با اینکه پدرم کاملا با من موافق بود ولی ته دلش ناراضی بود.خانواده طرف هم به وسیله اتفاقاتی در جریان قرار گرفتند
    پدر طرف از همان ابتدا مخالف بود و بعدها فهمیدم که دلیلش اختلاف اقتصادی بین خانواده هاست چون وضع ما نسبت به انها بهتر
    است.در این مدت ارتباط داشتیم واو به من خیلی وابسته شده است.
    الان خانواده ها بجز مادر طرف نمیدانند که درارتباطیم.
    میدونم که دارم راه اشتباهی رو میرم ولی ته دلم راضی نمیشه که باهاش بزنم و به خاطر من داغون بشه و از درسش بیفته
    چند بار گفته اگه ولش کنم خودش میکشه.الان واقعا سردرگمم.تو خدا کمکم کنید

    توسط 711083 · 1011 روز 10 ساعت 40 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22689558

      توسط مدیریت سایت · 1009 روز 21 ساعت 12 دقیقه قبل

© tribuneazad.ir 2013. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است