پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » عشق من
1 امتیاز
Vote Con!

عشق من

شکست عشقی

با سلام
من 24 دی سال 1389 با دختر نجیبی به نام پرستو در کلاسی آشنا شدم از آن زمان به بعد ما هر دو بهم دل بستیم عاشقانه همدیگر را دوست داشتیم و با هم قرار گذاشتیم که هر گز از هم جدا نشویم اسفند سال 1391 پرستو از من خواست که اقدام به ازدواج کنم اما من از او وقت خواستم پرستو به من گفت دیگه نمی تونه بیشترصبر کنه خانوادش تحت فشارش گذاشتن من گریه کردم او هم قبول کرد ما تا همین هفته قبل با هم ارتباط داشتیم اما من متوجه شدم که پرستو بدلیل اینکه تا حدی از من ناامید شده بود از 10 فروردین سال 92 با شخص دیگه ای آشنا شده بود حتی او را به همه نامزد خود معرفی کرده بود در حالی که هنوز با من ارتباط داشت من هیچ اطلاعی از این قضیه نداشتم تا اینکه روزی همون پسره شماره من و پیدا میکنه و من و تهدید می کنه اما پرستو به من گفت که ان کسی که تهدیدت میکنه دادشمه خلاصه من رد این قضیه را گرفتم و متوجه شدم که پرستو بخاطر دلسرد شدن از من با این فرد اشنا شده ان پسره ادم شکاکی بوده و پرستو را کتکم میزده تا پرستو به من گفت هنوز دوسم داره و بهم این جریان و توضیح میده اما از ان طرف خانواده پرستو ان و مجبور کردن که با یکی از فامیلاش ازدواج کنه موبایلشو قطع کردن دیگه اجازه هیچ ارتباطی را به ما ندادن مادرم برای خواستگاری به خانه شون زنگ زد اما مادرش گفت دیر زنگ زدید منم مدام برای پرستو ایمیلای عاشقانه میفرستم تا اینکه مادرش دیشب من و تهدید کرد که دست پلیسم میده ترو خدا من و کمک کنید من عاشق پرستوام بدون پرستو میمیرم نمی دونم باید چیکار کنم هیچ راه ارتباطی باهاش ندارم یکبار دم محل کارش رفتم که از ترس فرار کرد من چیکار باید بکنم تروخدا من عاشقشممممممممم

توسط hamid_rr2000 درازدواج · پاسخ 3234 روز 14 ساعت 23 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 6

 

پاسخ (9)

  1. 1 vote

    با سلام. از اینکه این سایت را برای مشاوره انتخاب کردید سپاسگذاریم. بابت تاخیر در پاسخگویی عذرخواهی می کنیم..
    الان حالتون خوبه؟
    خوب چرا یه رابطه رو 3 ســـــــــــــــال به این منوال طولش دادید؟
    چرا زودتر اقدام نکردید.
    الان فقط میتونم بگم آرامش خودتون رو حفظ کنید و بدونید دیگه دور و زمونه ی دختر شوهر دادن اون هم به زور گذشته . مگه خودتون نمیگید پرستو از من ناامید شده بوده و رفته با کس دیگه ای.
    پس الان فقط آرامش خودتون رو حفظ کنید .
    تا بینیم چه میشه کرد.

    توسط خانم زهرا عباسی · 3225 روز 16 ساعت 31 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 1 vote

    سلام
    ممنون از کمک شما من خوبم

    دلیل اینکه من 3 سال این قضیه رو طول دادم این بود که کاری که من انجام میدادم هر شش ماه یکبار به من حقوق می داد من داشتم تلاش میکردم وضعیت کاریم و درست کنم
    از ان طرفم داشتم ماشین و خانه رو آماده می کردم که با دست پر برم
    اما چون میخواستم پرستو رو سورپرایز کنم هیچ وقت بهش نگفتم که قراره 22 بهمن امسال همین چند روز دیگه بریم خواستگاریش همش الکی میگفتم هنوز آماده نیستم که یکدفعه بهش بگم خوشحالش کنم
    من و پرستو هر دو تامون دانشجوی دکتری هستیم اما دانشگاهامون فرق دارن اون متولد 66 و من متولد 65 هستم

    22 بهمن تولدشه الان من هیچ راه ارتباطی باهاش ندارم موبایلش دست مادرشه ایمیلاشم مادرش چک میکنه

    یه روز پرستو به من زنگ زده بود به من گفته بود تو به من آرامش میدی تو هیچ وقت بد من و نمی خواستی اگه صد تا پسرم بزارن من ترو انتخاب می کنم ما هر وقت با هم دعوامون میشد سریع با هم آشتی میکردیم

    اما یکدفعه دو روز بعد از این حرفا به من اس مس زد من و حلال کن من و ببخش بعد دیگه مادرش همش جواب میداد مادرش به من گفت دخترم داره با یکی از فامیلامون ازدواج میکنه چند هفته است همه کارارم کردیم به من گفت مزاحم نشم

    راستش از این میترسم که پرستو ام به این نتیجه رسیده باشه که این خواستگارش از من بهتره
    چون عملا هیچ تلاشی دیگه نمیکنه
    دو هفته قبل مادرم خانه شون زنگ زد برای خواستگاری که مطمئن شن قصد من فقط ازدواج بوده اما مادرش گفت من و بابای پرستو براش تصمیم میگیریم

    ولی من پرستو رو میشناسم آدمی نیست که کسی مجبورش کنه کاری بکنه یک کم ترسو هستااا ولی اینکه هیچ تلاشی دیگه نمیکنه راستش ناامیدم داره میکنه

    همیشه به من میگفت پسرا همه دنبال اینن که از آدم سو استفاده کنن اما تو حتی دست منم نمیگیری

    خیلی دوسش دارم با اینکه …..

    واقعا نمیدونم چیکار کنم هر کی بکنم مادرش زنگ میزنه خانه ما تهدید میکنه
    خیلی به مشاوره شما نیاز دارم

    توسط hamid_rr2000 · 3225 روز 2 ساعت 33 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 6

  3. 1 vote

    باز هم سلام.
    یه سوال
    به قول خودتون و به آنچه که از شواهد پیداست
    میخوام دوباره بپرسم
    به نظرتون یه دختر خانمی که دکترا دارند و تقریبا 26-27 ساله هستند میتونن مجبور به ازدواج بشن؟
    خیلی دیده شده که آدم ها منظورم خانواده ای دختر و یا خود دختر خانم به شرایط خانوادگی و
    یا بعضا رشایت خانواده و همیاری اونها با صلاح دید خانواده شون ازدواج می کنن.
    و متاسفانه یه رابطه رو شرع می کنن و وقتی یه موقعیت بهتر پیش آمد ازدواج می کنن.
    ما به این انتخابها میگیم ازدواج از روی عقل معاش.
    این قضیه فقط در دختر و یا خانواده دختر هم نیست. در هر دو طرف این اتفاق می افته.
    از این قضیه که بگذریم.
    اما میمونه یه سوال دیگه
    به پرستو به عنوان یک انسان حق میدید که حق انتخاب داشته باشه؟
    این سوال رو از شما به عنوان یک فرد تحصیل کرده و الحمدالله منطقی و با درایت می پرسم.؟
    بهش حق میدید که خودش (یا حالا مهم نیست خودش و خانوادش) برای زندگیش تصمیم بگیره؟
    حالا مهم نیست درست یا غلط. مهم نیست قرار خوشبخت بشه یا بدبخت. بهش این حق انتخاب رو میدید؟

    قبول دارم و این حق رو به شما میدم که الان ناراحت و یا عصبانی باشید ولی این حق رو هم به شما نمی دم که
    تکلیف یه دختر رو سه سال نامعلوم بذارید
    این حق رو به پرستو میدم که برای زندگیش خودش تصمیم بگیره ولی این حق رو هم بهش نمیدم که چندسال با یکی باشه
    و به هیچ کدومتون این حق رو نمیدم که یه رابطه رو از اول به اشتباه انتخاب کنید.
    و این بشه نتیجه غلط یه رابطه غلط……

    شما تلاشتون رو کردید. هرچند دیر. ولی مهمه که تلاشتون رو کردید. درسته؟
    به قسمت باور دارید؟ باور دارید اگه قسمت هم بودید این وصلت سر می گرفت. اگر هم قسمت هم نبودید سر نمی گرفت؟
    شاید خیریتی درش هست؟
    الله و اعلم……..

    توسط خانم زهرا عباسی · 3223 روز 16 ساعت 56 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  4. 1 vote

    سلام
    تشکر از راهنمایی خوبتان
    اینکه من داشتم تلاش میکردم که شرایط و آناده کنم که 22 بهمن بریم خواستگاری اما بهش نمی گفتم دارم چی کار می کنم خوب مسلما اولین اشتباه من بود باید بهش میفهموندن که دارم برای رسیدن به آن تلاش می کنم که متاسفانه فکر می کردم یکدفعه بگم خوشحال میشه
    اینکه پرستو تا چند هفته قبل و تا آخرین لحظات به من میگفت میشه یه روز مال هم بشیم کاش من و تو جای این زن و شوهر بودیم ووووو
    و ناگهان در یک لحظه همه چیز و تموم کرد خیلی عجیبه؟؟؟
    به نظرتون من دیگه هیچ کاری نکنم تولدش نزدیکه 22 بهمن براش کادو نخرم ببرم دانشگاش شاید ؟؟؟؟؟؟

    توسط hamid_rr2000 · 3223 روز 15 ساعت 9 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 6

  5. 1 vote

    با سلام. بله این مسئله از نظر شما خیلی عجیبه. ولی از نظر من که شاهد چنین مسائلی بودم. به وفور . خیلی عجیب نیست. برای من فاجعه است.

    امان ازاین عقل معاش. امان از این عقل حساب گر. عقل دودو تا چهارتا.
    که دنبال فرصت و موقعیت مناسب هستش. …. امان
    در مورد کادو بردن. هیچ نظری ندارم. نمی دونم بگم ببرید. ممکنه کار تموم شده باشه و اون دختر دیگه زن کس دیگری باشه. که شرعا و عرفا و منطقا و وجدانا این کار درست نیست. !!!!
    بگمم نبرید شاید خبری نباشه و همه چی منتفی شده باشه و امین یه بهانه ای باشه بریا اینکه شما مجدد اقدامات خودتون رو برای ازدواج از سر بگیرید!!!!
    نمی دونم والا. نمی دونم.

    توسط خانم زهرا عباسی · 3222 روز 14 ساعت 19 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  6. 1 vote

    سلام ببخشید من خواستم از راهنمایی های خوب شما تا آخرین قدم استفاده کنم

    من مطمئنم پرستو به خاطر اینکه چند ماهی با فرد دیگه ای رابطه برقرار کرده بود و به من نگفته بود از من میترسه و نمی خواد با من روبرو بشه

    این خواستگار جدیدش آنطوری که من فهمیدم از طرف خانوادشون معرفی شده و چند هفته است که دارن با هم اشنا نیشن

    من دو روز قبل یه ایمیل روانشناسانه برای پرستو ایمیل کردم که چند ساعت بعد مادرش زنگ زد به من گفت تمام ایمیلای دخترم و من چک میکنم حق نداری بهش ایمیل بزنی من یه پشه هم رد بشه با خبر میشم کلی تهدیدم کرد

    نمیدونم چرا اصلا ذره ای از عشقی که به پرستو دارم با این تهدیدا کم نمیشه

    شاید تولد پرستو 22 بهمن آخرین فرصت برای من باشه دلم می خواد شانسم و امتحان کنم هرچند اگه خودشم دلش با من نباشه دیگه حتما مادرش بیشتر آبرو ریزی میکنه

    ولی دوست دارم آخرین شانسمم امتحان کنم

    به نظر شما اینکار و بکنم؟ چی براش بخرم یا چی بهش بگم تا دوباره برگرده؟؟

    واقعا ممنون که تنهام نمیذارید

    توسط hamid_rr2000 · 3218 روز 20 ساعت 33 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 6

  7. 1 vote

    سلام مجدد.
    براش ببرید. مهم نیست چی براش می خرید. شما خودتون بهتر می دونید .یه لباس زمستونی شاید یه شال نمی دونم…!!!
    بیشتر مهمه چی میخواید بهش بگید!!!
    چندتا پیشنهاد. بهش بگید که همه ی شرایط شما برای خواستگاری اومدن اماده است. هر وقت بگه قدم جلو میذارید.
    بهش بگید اگه الان شرایط خونه و زندگی شون اماده نیست بهش بگه تا کی صبر کنید؟
    و حالا هر چیز دیگه ای که خودتون خواستید….!
    ولی چندتا پرانتز رو هم برای خودتون باز کنید.
    اگه بگه نه………. شما چه می کنید؟ می پذیرید که دیگه این دختر رو فراموش کنید؟
    اگه بگه نه………. قبول می کنید شما قسمت همدیگه نبودید؟
    اگه بگه نه………. شما چیکار می کنید؟

    یه مطلبی رو میخواستم بگم…… بماند برای بعد!
    موفق باشید…..

    توسط خانم زهرا عباسی · 3218 روز 18 ساعت 46 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  8. 1 vote

    مرسی از شما

    توسط hamid_rr2000 · 3218 روز 18 ساعت 35 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 6

  9. 1 vote

    hamid_rr2000,

    خب دیگه واقعا” این مثل مرغ از قفس پرید رو برای این موقع گفتن .. شما دیر اقدام کردید و چاره ای هم برای اینکار نیست.. پس بهتره صبور باشید … به هرحال شما یک رابطه دوستانه داشتید و نباید بیشتر از این رو هم انتظار داشته باشید … چون موقعیت شما کاملا” نامشخص بوده و الان باید خیلی محترمانه از این زندگی خارج بشید چون تلاش شما و ابراز علاقه دیر هنگام شما فقط زندگی رو برای این دختر سخت تر خواهد کرد

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 3005 روز 21 ساعت 22 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است