پرسشتان را مطرح کنید

0 امتیاز
Vote Con!

سوء رفتار جنسی

سوء رفتار جنسیمیل جنسی حاد

سلام و عرض ادب
مشکل من کمی طولانی هست و حقیقتا من و زندگیم را شدیدا تحت شعاع قرار داده …
8 سال پیش با پسر عمم به قصد شناخت بیشتر نامزد کردیم و صیغه موقت جاری شد . اما ایشون از همون روز اول منو غافلگیر کرد و بهم دست درازی کرد… البته در حد آغوش و نوازش . از اونجاییکه اعتماد به نفس کمی داشتم و شدیدا خجالتی بودم سکوت کردم و همین سکوت احمقانه من باعث شد ایشون در هر فرصتی بهم نزدیکتر بشه .
کم کم متوجه شدم که اصلا ایشون فقط جسم منو میبینه و اصلا خودم و روحیات و اخلاقیاتم براش مهم نیست !! شدیدا هم دچار عذاب وجدان و احساس تنفر از خود شده بودم چون ابدا راضی به تن دادن به خواسته های ایشون نبودم و فقط ابلهانه معترض نمیشدم …
خلاصه خیلی زود متوجه شدم ابشون گویا فقط به من میل جنسی داره و قصدش هم فراتر رفتن از این نوازش و آغوش و بوسه هست .. بنابراین از ترس آبروم بهش گفتم که تمایل به ادامه رابطه و ازدواج ندارم ..
اما از آنجاییکه ایشون به دلیل خویشاوند بودن خوب از حساسیت خانواده ها خبر داشت تهدیدم کرد اگه بخوام جا بزنم به خانوادم میگه که ما معاشقه داشتیم و به سکوت وادارم کرد ..
همون موقع با سرچ در اینترنت متوجه شدم ایشون دچار میل جنسی حاد هست که بعدها به گفته خودش فهمیدم که تا روزی 3 بار خودارضایی میکنه و از سن نوجوانی من به جسمم نظر داشته و اغلب به یاد من خودارضایی میکرده ..
و اعتراف کرد که از سن 16 سالگی به بعد ِمن به هر طریقی منتظر فرصت سواستفاده بوده ……
تنفر تو چنین شرایطی برام طبیعی بودو این تنفر از من ساده لوح آدم محکمی ساخت .. محکم در مقابلش ایستادم که اینبار ایشون با نقشه ای زمانی که کسی منزلشون نبود منو به خونه کشوند و با کتک و تهدید بهم تجاوز ( از مقعد ) کرد….
بشدت از نظر روحی دچار مشکل شدم و مدتی مریض شدم و خود ایشونم مدتی از خونه فراری شد و کسی ازش خبر نداشت ..
و خانواده ها با توجه به شرایط روحی من و از منزل رفتن اون ، به گمان اینکه بین ما سازش نیست ، نامزدی رو منتفی کردن..
تا اینجا مربوط به گذشته من بود . حدود 6 ماه بعد اون ماجرا ایشون ناپدید شد که فهمیدم از ترس پدرم بوده چون بعد اون 6 ماه که پدرم فوت شد ، سرو کله این از خدا بی خبر باز هم پیدا شد ..
ناگفته نماند من از ترس آبرو به هیچکس حرفی نزدم ..
بعد فوت پدرم تا حدود یکسال ایشون دائم به روش های مختلف سعی به فریب مجدد من داشت.. حتی با تهدید و مزاحم شدن در محل کار و سیلی زدن در خیابان ..
اما من تسلیم نشدم تا اینکه مادر ایشون یعنی عمه بنده هم فوت شدن و ایشون دچار افسردگی شدیدی شد و اینبار بیماری افسردگیش برای بنده دردسرساز شد ..
چون تمام نفرت و عصبانیت و مصیبت خودش رو سر من خالی میکرد و جوری ازم متنفر شد که دائم منو تهدید به مرگ میکرد تا جاییکه از سایه خودم در خیابان وحشت داشتم ..
و تو تمام این مدت هم جرات نداشتم به کسی از مشکلم بگم .. تعصب اقوام طوری هست که به محض اطلاع ازین گذشته قطعا منو وادار به ازدواج با ایشون خواهند کرد ..
8 سال از جوانی و بهترین دوران زندگی من در سایه شوم این آقا حروم شد ..
این نفرت ادامه داشت تا حدود یکسال قبل ..
از یکسال قبل تا به همین لحظه ایشون جنون وار و حتی شدیدتر از قبل دچار میل جنسی به من شدن .. به هیچ طریقی چه خشونت ، چه صحبت ، چه تهدید ، چه شکایت ( مشورت با وکیل دادگستری و تنظیم اخطارنامه ) و چه مشورت با مشاور و استفاده از راهکارهای روانشناسی ، هیچکدام افاقه نکرد و ایشون در خواب و بیداری به یاد من خودارضایی میکنه و به حدی پیش رفتن که دائما با اس ام اس خودارضایی میکنه و از حرکات کثیف خودش با من در خیالش ، حرف میزنه …
لازم به ذکر هست که بنده چیزی حدود ده مرتبه تو این سالها شماره همراه عوض کردم اما متاسفانه ما با چند کوچه فاصله همسایه هستیم و ایشون با خاموش شدن خطم دائم سر راهم قرار میگیره و ابرو برام نذاشته …
بابت اینکه وقت شمارو گرفتم خیلی معذرت میخوام .. حقیبقتش من درامد مناسبی ندارم که حق مشاوره بدم و حضوری مراجعه کنم .. از طرفی بشدت تنها موندم و عاجز شدم .. دیگه نمیدونم چه اقدامی درست هست و چه اقدامی نادرست و از شدت فشار روحی دیگه دارم دست گل به آب میدم و به جای درست برخورد کردن فقط برای فرار از دستش دارم دائم رفتارهای غیرمعقول میکنم از جمله رفتار نرم و خواهش و التماس برای کنار گذاشتن این افکار و مزاحمتش ..

لازم میدونم اینم اضافه کنم که ایشون تا به حال چند فرصت ازدواج بنده رو ازم گرفتن .. با تهدید به آبروریزی و حتی تهدید به کشتن من و شخص سوم …

منو راهنمایی کنید تو این سن یعنی 30 سالگی و با اینهمه مشکلات زندگی خودم واقعا رفتار غیرمعقول ازم بعیده ولی واقعا کم اوردم …
منتظر راهنمایی شما هستم..
ممنونم از شما و زحمات شما…

توسط SSS SSS درتجاوز یا سوء رفتار جنسی · پاسخ 2082 روز 4 ساعت 28 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

 

پاسخ (2)

  1. 0 votes

    در این مورد چون اشنا هستید از وساطت بزرگان فامیل استفاده کنید و گرنه اگر تهدیدات ایشون زیاد و جدی باشه حتما باید از اهرم پلیس استفاده کنید تا در این مورد کوتاه بیاد

    توسط مدیریت سایت · 1870 روز 2 ساعت 11 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 0 votes

    با سلام
    دوست گرامی شما با ایشون نامزد بودید و هر ارتباطی هم داشتید طبیعی بوده چون نامزد بودید حال ایشون اگر رابطه دخول رو هم می داشتند باز به دلیل محرمیت حرفی نبود چون شرعا حلال هم بودید حالا چه میل جنسی زیاد داشتند چه نداشتند شما با سکوتتون و نظر ندادن در مورد اینکه به ایشون تمایلی ندارید به قول خودتون 8 سال از زندگی خودتون رو وقف همچین فردی کردید خب طبیعی است که مشکلات زیادی ایجاد شود .و وارد مسائلی شوید .به هر حال باید دقت داشته باشید که اکنون که ایشون فرصت های ازدواج شما را می گیرند وقتی اصلا ارتباط شما تمام شده است حالا افسرده و هر چیز شما هم باید شکایت کنید از ایشون البته اگر دسترسی دارید و تهدیدشون کنید ایشون شما رو شناختند فردی که اقدامی نمی کنید و این ایشون رو جری تر کرده است در حدی که مدام با تهدید شما در مورد تصورات جنسی می گویند به هر حال باید در فامیل کسی باشد که بتواند این شرایط را نورمال کندو جلوی ایشون رو بگیرد .چون با این روند زندگی شما با توهمات یک بیمار دچار اسیب می شود .امیدوارم به زودی مساله رفع شود

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    44034490
    موفق باشید

    توسط مشاور · 1838 روز 23 ساعت 48 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است