پرسشتان را مطرح کنید

خانه » متفرقه » سلام خسته نباشید…..لطفا کمکم کنید تو 19 سالگی در شرف طلاقم:(
1 امتیاز
Vote Con!

سلام خسته نباشید…..لطفا کمکم کنید تو 19 سالگی در شرف طلاقم:(

تگ1تگ2

سلام خسته نباشید….دختری19ساله هستم ک 2ساله پیش با پسری از اقوام دور اشنا و دوست شدم و با گذشت زمان احساس عاطفی شدیدی با اون شدم.بعد از 1سال دوستی باهم نامزد کردیم و خونواده ها هم کاملا راضی از این قضیه.اما هر چی از عقد ما بیشتر میگذشت بد دلی و بدبینی و بد رفتاری نامزدم بیشتر میشد تا چنماهه اخیر با رفتارهای بدش.خونوادمم کلافه کرده.بد دلی داره بدبینی داری زورگویی بیش از حد با اینکه هنوز خونه پدرمم توهین به خونوادم مقایسه عدم اعتماد و محدود کردن بیش از حدش باعث شده ک ازش بیزار شدم.حتی خونوادمم راضی به جدایین.ولی خودم سردرگمم.نمیدونم چ کاری درسته.ادامه زندگی با همچین ادمی ممکنه؟اسونه؟میشه ادامه داد اصلا؟خواهش میکنم راهنماییم کنید تا من بتونم مشکلات بعدیمم باهاتون در میون بذارم

توسط s. kh درمتفرقه · پاسخ 3231 روز 2 ساعت 55 دقیقه قبل

سوال: 2 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (14)

  1. 0 votes

    سلام. خوبید؟ از اینکه این سایت رو برای مشواره انتخاب کردید. ممنونیم. بابت تاخیر در پاسخگویی باید ببخشید….
    اما مسئله ای که مطرح کردید. عزیزم شما فقط خروجی قضیه رو گفتی. از ورودی ه مبهمون اطلاعات بده.
    به نظرت چرا شوهرت این جوری شد؟
    یعنی با داشتن یه رابطه دوستی و اشنایی به مدت 1 سال نتونستی بشناسیش؟ هیچ کدوم از این رفتارها رو نداشت؟
    خودت کمک کن. به نظرت علت رفتارهاش چیه؟
    در این دوران عقد رابطه طناشویی داشتید؟
    از خودش پرسیدی علت رفتارهاش رو؟ علت ناراحتیشو.؟ میخواد ازدواج کنه و بره سر زندگیش؟
    بیشتر باید بگی. ؟
    معلومه ادامه دادن کار آسونی نیست
    ولی طلاق هم راه درستی نیست! باید ریشه مسئله رو بررسی کنید. باید راه ها رو انتخاب کنید. من توصیه به زندگی کردن و ازدواج نمی کنم با این شرایط. ولی توصیه هم به طلاق نمی کنم.
    باید به شماوره برید. باید مسئله رو بررسی کنید. باید دید مشکل کجاست.
    تا یه چی میشه زود نگید طلاق. ببینید مشکل قضیه از کجاست.
    مثلا برخورد خود تو در مواجه با عصابیت شوهرت چه جوریه؟

    توسط خانم زهرا عباسی · 3223 روز 13 ساعت 36 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 0 votes

    نمیدونم والا رفتارای منم بد بوده قبول داشتم.کلا خیلی سرد تر شده بودم.نصفشم تقصیر رفتارای اون بود.ولی حقیقتش من وارد ی چتروم مجازی شدم اونجا میدیدم بچها چقد ازاد و رهان و چقد شادن ولی منی ک همسن و سالشونم اینقد بسته و هر روز دعوا دارم و حتی و با خونوادمم رفتارمو بد کرده.میدونم اشتباهم این بود ک رفتم تو دنیای چت ولی خیلی کمش کردم بخاطرش .خیلی خودمو محدود کردم ولی بازم جواب نداد.فکر اینکه جوونیم حروم شده دیوونم کرده بود و با اون سردتر شده بودم.ولی ….. بخدا دیوونه شدم من میدونم اشتباه کردم میدونم اونو تحریک کردم ولی نمیتونم باز بخودم اعتماد کنم و برم زیر ی سقف باهاش میترسم . از خودم از رفتاری نامزدم ک بدترم کنه و باعث بشه اوضاع از این بدتر بشه . اونم وقتی کار از کار بگذره
    شما بگید چیکار کنم همه منتظر منن ک جواب بدم ادامه بدم یا تموم کنم چون نامزدم میگه من تحمل این رفتار و وضعیتو. ندارم

    توسط s. kh · 3221 روز 23 ساعت 19 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  3. 0 votes

    سلام. مجدد
    شوهرت چندسالشه؟؟؟
    پس دیدی یه کاری کردی طرف رو به جنون داری می کشونی.!!!
    من اصلا نمیخوام رفتارهای شوهرت رو توجیه کنم. بهت کاملا هم حق میدم که ناراحت باشی به خاطر رفتارهاش.
    ولی اول کاری بهت بگم من جای تو نیستم که بخوام تصمیم بگیرم جدا بشم یا نشم.
    من می دونی چی فکر می کنم. فکر می کنم برات زود بوده شوهر کنی. اصلا مثل اینکه نمی دونی ازدواج و شوهر کردن یعنی چی.؟؟؟
    بهت گفتم بیا و بیشتر توضیح بده. تو فقط میای به هم ریختگی های ذهنت رو می نویسی. این جوری که نمیشه.
    اگر قرار باشه یه رابطه ر وتشریحش کنیم ببینیم گیرش کجای ماجراست. باید بیای و رابطه تون رو کامل تشریحش کنی. بشکافیش و بگی از کجا شروع شد.
    بر گرد به دو سال قبل. یا نه به یک سال قبل. از زمانی که با هم عقد شدید. از رابطه تون بیشتر بگو. و همچنین از اولین دعواتون. سر چی بود. اون چی گفت تو چی گفتی. مو به مو. بگو تا ببینیم. گره رفتاری شما دو نفر سر چیه…….؟

    توسط خانم زهرا عباسی · 3221 روز 22 ساعت 26 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  4. 0 votes

    سلام
    شوهرم29 سالشه/ رابطمون خیلی خوب بود خیلی عاشقانه ک هر دختری ارزوشو داره.وقتی اومد خواستگاری همه راضی بودن همه خوشحال.خودم دیوونه وار شاد بودم.خیلی دوسش داشتم اونم عاشق من بود معلوم بود
    وقتی باهاش دوست بودم اونقد عاشق بودم ک با اینکه گیر میداد میگفتم از عشقه نگرانمه هنوزم اینو میگم اصلا عیباشو نمیدیم.میگفتم میسازم.میگفتم عشق واسم کافیه.اما وقتی بیشتر باهاش بودم دیدم اون منو ارضا نمیکنه.احساست عاطفیه من بیشتر شده بود امارفع نیاز اون واسه این احساسات کمتر.نمیدونم شایدم بلد نیس ابراز کنه ولی میدونم ک منو راضی نمیکرد.حتی از نظر جنسی.بهونشم این بود ک من راحت نیستم همش میگف بذار بعد از عروسی.اینش مشکلی نیس ولی تو دله من میمونه
    میگفتم رفته رفته مثه بقیه عاشقا ماهم عاشق تر میشیم اما ….. بدتر شد
    سال اوال ک رفتم خونشون سفر اول خیلی بهتر بود اما هرچقد ک میگذشت و من میرفتم و ما همدیگرو میدیدیم دعواها و بحثامون بیشتر میشد.ازهم دورتر میشدیم بجای نزدیکی….تا چنماهه اخیر ک دیگه خیلی بد شده اوضاع
    دعواها سر حساسیتامون بود . دوتایی بلد نبودیم ب طرفمون بفهمونیم ک از یکاری بدمون میاد.از نحوه لباس پوشیدن گرفته ک گیر میدادیم بهم تا …. حتی نشست و برخاست و رفتارای جمعی باهم مشکل دار شدیم.من حساسیتای زنونه اونم غیرت بازیای مردونه همش جمع شد .اونم من بودم ک حرفای اونو ب هیچکی نگفتم تا الان ک منفجر شدم.رابطه جنسیمونم من هیچ جوری کم نذاشتم براش اما اون ….نه!
    الانم ک دارم احساساتمو بهش میگم حاضر نیس با واقعیت روبرو بشه.نمیخواد باورکنه ک تا الان ک هیچ اعتراضی نداشتم بخاطر این بوده ک خیلی دوسش داشتم.الانم دارم ولی خیلی کمتر و اون نمیتونه قبول کنه
    همش تهدید میکنه اذیت میکنه
    منم خسته شدم خانم عباسی.2 سال ک من یجای نرفتم ک بهم خوش بگذره . تازه بدیای طرفمو دیدم تازه یکم بزرگتر شدم و دست از بچه بازیا و خنگ بازیام برداشتم ولی بازم خیلی دیره خیلی…….:'(

    توسط s. kh · 3221 روز 15 ساعت 19 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  5. 0 votes

    شما دو تا میتونید مثل بچه آدم با هم زندگی کنید. البته اگه بخواید.
    حاضری و شوهرت حاضره برید پیش مشاور؟؟؟؟
    و یا حتی بیاد تو این سایت؟ و یا ایمیل بدیم اونجا مسئله تون بررسی بشه.
    شما دو تا فقط ازدواج کردید. فقط عشق رانندگی داشتید بدون اینکه بدونید قلق ماشینتون چه جوریه.
    جاده چه جوریه. بدون اینکه بدونید چه مدلی میشه بهتر رانندگی کرد.
    زن و مردی که مشاجره دارن اصول اولیه صحبت کردن رو بلد نیست. دو طرف هم با هم مقصرن.
    شوهرت 29 سالشه. بچه نیست.
    ولی خوب اختلاف سنیتون قابل توجه هستش. و این ممکنه باعث عدم تفاهمتون بشه.
    الان دقیقا مشکل جدی زندگی شما چیه؟ درگیری اصلی اصلی؟ از اون بگو. ببین دو باره دارم میگم خروجی نگو.
    نتیجه نگو. علت بگو. دیالوگ به دیالوگ ولی تو هنوز سر خونه اولت هستی. مثل اینکه حرفهای منو با دقت نمی خونی. ؟
    بهت گفتم ریز بگو دعوای اولیتون سر چی بود؟ اون چی گفت تو چی گفتی.
    دختر جون من دعواهای زن و شوهر رو حفظم. حفظ. دقیقا می دونم یه مرد عصبانی چه مدلیه. حتی درجه بندی عصبانیت هم بلدم.
    اینا یه برچسب برای خروجی یه عمله. اینا مهم نیست. مهم ورودیه.
    شما دوتا عین بچه ها افتادید به جوون هم. همظ تو داری بچه بازی در میاری و هم اون. جفتتون به یه اندازه مقصرید.
    ولی تو خیلی خوب میتونی جو رو آروم کنی. اگه بخوای. اگه بلد باشی. زن آب روی آتیشه.

    توسط خانم زهرا عباسی · 3221 روز 14 ساعت 41 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  6. 0 votes

    بله بله
    مشکل اینجاس ک من نمیخوام
    بحث از جایی شروع شد ک هرچی من و اون میگفتیم میرفت ب مامانش میگفت یا ب مامان من
    ی چیزی خصوصی بین خودمون نذاشت برامون.من میگفتم نکن اون گوش نمیگرفت
    از جایی شروع شد ک بنای بی اعتمادی ب منو گذاشت.حرفمو باور نمیکرد
    حرف همرو قبول داشت بجز من
    از اون جایی ک حسادتای زنونه شایدم بچگانه منو برانگیخت
    حاضرم نبود قبول کنه تغییرشون بده
    درضمن ما تو ی شهر زندگی نمیکنیم

    توسط s. kh · 3221 روز 5 ساعت 54 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  7. 0 votes

    ی مشکل اساسی هم هس ک دوتایی عصبیم

    توسط s. kh · 3221 روز 5 ساعت 47 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  8. 0 votes

    شاید باورتون نشه اونقد سر چیزای الکی ما بحث کردیم
    اونقد تو این دو سال دعوا کردیم ک اصلا اولیشو یادم نیس
    فقط میدونم سر این قضایا بود

    توسط s. kh · 3221 روز 5 ساعت 43 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  9. 0 votes

    باز هم سلام..
    ببین بذار آب پاکی رو بریزم رو دست جفتتون. اگر هم شما دو نفر طلاق هم بگیرید. هیچ تضمینی وجود نداره که با یک نفر دسگه به مشکل بر نخورید. من دارم میگم مشکل از جفتتونه. جفتتون عصبی، پرخاشگر، تند مزاج، ناصبور، کم طاقت، اهل جروبحث، بی منطق. عجول. عجول و عجول.
    البته این وسط شما بیشتر اذیت میشی. چون دختری.
    چرا نمیخوای؟ چرا نمیخوای برای یه بار هم که شده تو زندگیت درست فکر کنی و عمل کنی. سعی کنی و تلاش کنی. آروم باشی و عاقلانه فکر کنی. مثل یه انسان عاقل و بالغ. جنگ و دعوا کردن علاج کاره؟ راه درمونه؟ مگه میدون مسابقه است یکی تو بگی یکی اون بگه. اون مرده. 10 سال هم ازت بزرگتره. خوب معلومه که فکر خواهد کرد که بیشتر از تو میدونه. یعنی تو سیاست نداری و نمیدونی با شوهری که با مردی که 10 سال از خودت بزرگتره چه جوری رفتار کنی که بتونی در نظرش همترازش باشی. بتونه بهت اعتماد کنه. لابد اون قدر بچه بازی درآوردید که زدید همه چی رو ترکوندید.
    به نظرم برات زود بود تو این سن شوهر کنی. چون نمی دونی ادم با مرد وارد جرو بحث و دعوا نمیشه.
    حالا هم خوددانی. صلاح مصلحت خویش هر کسی خودش داند. به ما هم ربطی نداره. به جای آرامش. به جای متانت و صبوری مثل…. به جون هم افتادن. که چی بشه. فقط دلتون میخواد آمار طلاق رو ببرید بالا.
    مثل بچه آدم پاشید برید پیش مشاور. دوتا کلاس مهارت رفتاری و کلامی و مسائل زناشویی برید. فقط از زندگی عشق و عاشقیشو فهمیدید.

    تازه با افتخار هم میاد برای من اعتراف میکنه دو سال همش داریم دعوا می کنیم که اصلا نمی دونم با چی شروع شد. می ذاشتی بعد 20 سال تشریف می آوردید پیش مشاور…

    توسط خانم زهرا عباسی · 3220 روز 21 ساعت 26 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  10. 0 votes

    خیلی ممنونم ازتون
    درسته من سیلست ندارم.بلد نیستم
    میشه شما چنتا راهکار نشونم بدید
    میشه راهنماییم کنید؟

    توسط s. kh · 3220 روز 21 ساعت 3 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  11. 0 votes

    سلام مجدد. میخوای شرایط بهتر بشه یانه؟ تصمیمت رو گرفتی؟ دوست داری باهاش زندگی کنی یا نه؟ دوباره می پرسم دوشیزه محترمه سرکار خانم s.kh آیا به بنده وکالت می دهید که حاضرید در خود و شرایط زندگیتان تغییر ایجاد کنید؟ خداییش حاضرید دوشیزه مکرمه ی منوره که تغییر را از خودتان شروع کنید ؟ این هم بار سومش بود…. وکیلم؟

    توسط خانم زهرا عباسی · 3220 روز 14 ساعت 39 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  12. 0 votes

    خانم عباسی سلام
    با این جوابتون لبخندو به لبم اوردید
    تا دیروز یکم متحول شدم و پیش خودم فکر کردم ک یه تغییری در خودم ایجاد کنم
    واسه همینم خودم 2بار ب نامزدم زنگ زدم
    اما دیدم اون همون ادم کله شق شد و حاضر نبود ی ذره نرمتر رفتار کنه
    و من نمیتونم این شرایطو تحمل کنم واقعا سخته برام
    فقط ی راه حل بهم بگید
    واسه تموم شدن از این شرایط

    توسط s. kh · 3219 روز 22 ساعت 36 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  13. 0 votes

    سلام عروس بانو. خوبی؟
    این پیامت یعنی اینکه به بنده وکالت دادین؟
    ببین یه راه حل میخوام بهت بگم در حد تیم ملی. اون قدر روم زیاده که میخوام بگم
    امیدوارم لیاقت این راه حل منو تو و همه اونایی که این پیغام ر ومیخونن داشته باشن.
    میخوام از یه سنت الهی ، یه قاعده، یه قرارداد مهم تو این زندگی ، توی این دنیا، که اصل اصلش واسه اون دنیاست حرف بزنم.
    یه قاعده کلی کلی اینه که اولا این و اویزه ی گوشتون بکنید که
    لطفا ادم ماکروفری نباشید!!! یا لطفا آدم ماکروویوی نباشید!!!(همون طور که میدونید این دومیه نسل جدیدشه! که مثلا ضررش کمتره)
    حالا یعنی چی؟؟؟
    یعنی مثل ماکروفر با زدن یه دکمه و گذشت چند ثانیه منتظر نتیجه عمل نباشید. فکر نکن با یکی دوبار تلفن زدن شق القمر کردی. همه چی عوض شده. مثل اون کارتونه بود. یهو بیا بگن میو میو عوض میشه. یهو شوهرت بشه …..
    نه بانو… باید کار کنی…. ناسلامتی تو زن هستی. اگه بدونی زن ها چه قدرتی در انیان سازی دارن. اگه بدونی. !!!! اینو من نمیگن عالم دین میگه. استاد اخلاق میگه. یه تعابیر ویژه ای هم در این مورد به کار می برن که حالا بماند.
    برای اینکه خیالتم راحت کنم. فردا پس فردا نیای اینجا دوباره پیغام بذاری(البته ما هرچی شما رو بیشتر ببینم خوشحال میشیم. البته برا خبرهای خوش) که چه میدونم افسرده شدم. هیچ کس به من محبت نمیکنه. همش من باید محبت کنم. و….
    به خاطر خودت محبت کن. به خاطر خدا. لطفا این دوتا جمله قبلی رو کم نگیر. خیلی خیلی مهمه. هر چقدر بیشتر به خاطر خودت محبت کنی آرومتر میشی. حتی اگه یه ذره هم محبت نبینی. این جوری بزرگ میشی. از این ادم های شرطی نباش. اگه اون خوب باشه من خوب میشم. اگه اون نرم باشه من نرم میشم. روز قیامت نمیان بهت بگن خوب خانم s.kh چون شما شوهرت بی محبت بود پس اشکال نداره شما هم ادم بی محبتی بودی. نه خیر . هر کسی حساب و کتابش فرق میکنه.
    برو شاد باش. برو محبت کن. برو از زندگی از همسرت لذت ببر. برو اون قدر بهش محبت بکن که کم بیاره. پیش مرد عصباین اگه زبونت یه مثقاله باید بشه نیم مثقال. سیاستت باید بشه صدبرابر. نه اینکه بترسی. نه خوب حرف بزنی. نرم حرف بزنی. به خدا میشه. امتحان کردیم. فقط باید تو عصبانی نشی. تو نرم باش. مردها همیشه یه موقع های یه گره اهای نفوذی دارن. یه چهار راه هایی تو وجدشون هست که اگه به موقع بزنی رو ترمز. پیاده بشی . جلوشون قرار بگیری و یه شاخ گل محبت و … بهشون بدی. رسما فتحشون کردی. فقط کافیه بدونی اون چهارراه کی قرمز میشه کی سبز.
    با روی مخ بودن. با دعوا کردن با جرو بحث هیچ کاری درست نمیشه. شطرنج باز کردی تا حالا. اگه اره باید منظور منو خوب بفهمی.
    اول اعتماد سازی بعد نفوذ.

    توسط خانم زهرا عباسی · 3218 روز 17 ساعت 41 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  14. 1 vote

    s. kh,

    دوست عزیز وقتی ایشون در نوع رفتارش اینطوری عمل میکنه …پس مسلم بدونید که در اینده هم این مشکل رو خواهد داشت پس بهتره در این مورد خوب و شایسته تصمیم گیری کنید تا از بروز مشکلات در اینده دوری بشه … چون یکی از بدترین خصلت های یک فرد در زندگی داشتن بدبینی و شکاک بودنه که میتونه زندگی رو برای هردوتون سخت و طاقت فرسا کنه

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 3007 روز 4 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است