پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » سخت گیری پدر
1 امتیاز
Vote Con!

سخت گیری پدر

سخت گیری پدر

سلام خسته نباشید
ممنون از سایت خوبتون و راهنمایی هایی که میکنید
دختری 24ساله هستم کارشناسی نرم افزار دارم شاغل هستم. پدرم آدم خیلی سخت گیر و متعصبی هست خصوصا در امر ازدواج. توی خونه تصمیم آخر برای هر کاری با ایشونه به حرف کس دیگه ای هم اهمیت نمیدن. توی فامیل هم از کسی حرف شنوی نداره حتی مادرم یا مادربزرگم. منم جرأتشو ندارم که در مورد ازدواج باهاش صحبت کنم چون خیلی عصبی میشه و به همین دلیل تا بحال هرچی خواستگار داشتم رد کردم حتی توی فامیل هم کسانی بودن که خیلی میل به ازدواج با من داشتن ولی بخاطر پدرم نتونستن بیان! توی دانشگاه هم با یکی از همکلاسیهام آشنا شدم ایشون اجازه خواستن که بیان برای خواستگاری و من به مادرم گفتم ولی مادرمم جرأت نکرد چیزی به پدرم بگه. الان همه موقعیت هامو بخاطر اخلاق پدرم از دست میدم. حتی برای ازدواج خواهرم هم خیلی به مشکل خوردیم. توی مراسم خواستگاری خواهرم پیش اونا کلی داد و بیداد کرد حتی بی احترامی هم کردن. توی مراسمات دیگشون هم کلی دعوا شد. الان هر مشکلی که توی زندگیشون پیش میاد دامادمون بخاطر اخلاق پدرم سرکوفت میزنه به خواهرم! به نظرتون چیکار کنم که پدرم برای ازدواجم راضی بشه؟؟؟

توسط az.n درازدواج · پاسخ 1883 روز 6 ساعت 33 دقیقه قبل

سوال: 2 پذیرفته شده: 1 ( 50% ) | امتیاز: 4

 

پاسخ (13)

  1. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    احترام به والدين واجب است و ما به عنوان فرزند وظيفه داريم كه به والدين خود احترام بگذاريم حال اگر پدر يا مادر خودشان حرمت خود را مي شكنند و باعث تخريب شخصيت خود مي شوند حرف ديگري است ولي در عين حال دليل بر اين نمي شود كه ما مجاز هستيم به آنها اهانت كنيم. به قول ابن سينا اشتباه را با اشتباه نمي توان پاسخ داد. زيرا اگر شما 100 پاسخ اشتباه به يك اشتباه بدهيد حاصل آن مي شود 101 اشتباه. فرض كنيد پدر شما در رفتارش كاملا در اشتباه است. اگر پدر شما حريم خود را يا حريم خانواده را مي شكنند شما به خودتان حق ندهيد كه به او بي احترامي كنيد زيرا نه تنها مشكلي حل نخواهد شد بلكه حرمت شكني ها عموميت پيدا مي كند و ديگر هيچ حريمي براي خانواده باقي نخواهد ماند. در حالي كه اگر شما با صبر و تحمل اين حريم را حفظ كرديد حداقل يك پناهگاه و يك ديوار از چهارديواري حريم خانه محفوظ مانده و به همان ميزان آسيب پذيري اهل خانواده كمتر خواهد شد.كه هيچ كارو عمل خيري بي پاداش نيست و تحمل اذيت و بد زباني پدرتان موجب ترفيع درجه شما و رشد معنوي و روحي شما مي شود و اين موضوع عاملي براي تربيت روحي و معنوي شما است سعی کنید نگاهتان به آنان محبت‌آمیز باشد. والدین شما یقینا به شما علاقه دارند و خیر و صلاح شما را می‌خواهند. شما نیز با چنین نگاهی با آنان برخورد کنید. این کار عبادتی شایسته در نزد پروردگار محسوب می‌شود. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) نقل شده که فرمودند: النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ الْوَالِدَیْنِ عِبَادَةٌ، نگاه به چهره والدین عبادت است (مستدرک الوسائل، ج 15، ص 204). . به خود تلقین کنید که والدینتان را دوست دارید و از تلقین منفی نسبت به آنان اجتناب نمایید.شما تنها فردى نیستید که با این مسأله در خانواده خود مواجه هستید؛ متأسفانه جوانان بسیاری از مسأله مشابه شما در خانواده خود رنج می‌برند؛ لذا آن را به عنوان یک مسأله ببینید، نه یک معضل و مشکل لاینحل؛ زیرا بسیاری از هم سن و سالان شما توانسته‌اند با آن کنار بیایند؛ لذا شما نیز می­توانید.

    توسط آقای ص - غفاری · 1883 روز 1 ساعت 3 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 1 vote

    خیلی متشکرم از اینکه زود پاسخ دادید.
    مسئله اصلا رفتار با والدینم نیست چون ما در رفتار باهم هیچ مشکلی نداریم و احترامشون سرجاشه. هیچوقت بهشون بی احترامی نکردم و علاوه بر اینکه با محبت رفتار میکنم حتی تا جایی که بتونم بهشون کمک مالی هم میکنم.الان تنها مسئاه من ازدواج هستش. به هرحال من از همه لحاظ به بلوغ رسیدم و طبیعتا نیاز به ازدواج در وجود من هست و کشش زیادی به ازدواج دارم اما با وجود رفتارای پدرم نمیشه!!!! نمیدونم چطور میشه راضیش کرد؟! اکثر مواقع سوره هایی هم که گفته میشه برای تسریع و آسون شدن ازدواج تاثیر میذاره میخونم ولی انگار خدا اصلا منو نمیبینه!! تا جایی که روی ایمانم تاثیر گذاشته چون من قبلا آدم نسبتا مقیدی بودم!!! اگه راه حلی به نظرتون میرسه که بشه پدرمو راضی کنم راهنمایی کنید. با تشکر

    توسط az.n · 1882 روز 17 ساعت 7 دقیقه قبل

    سوال: 2 پذیرفته شده: 1 ( 50% ) | امتیاز: 4

  3. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    این مشکل بیشتر از طریق خود پدر و مادر قابل حل است تا خودتات لذا پیشنهادی که بنده دارم این است که شما به کسی که به پدر و مادرتان نزدیک است و شخصی منطقی می باشد صحبت کنید و مشکل را بگویید تا او با پدر و مادر شما صحبت کند و آنها را نتیجه این کار و سختگیری ها آگاه کند چون پدر شما خیلی به نتیجه کار فکر نمی کنند و لازم است تذکر به آنها داده شود. باید بدانند که دست از سختگیری برداند چرا که سن شما بالا می رود و فرصتها کمتر میشود . و ما می ترسیم که شما مجبور شوید به کسی که درجه پایین تری دارند ، جواب مثبت بدید و همچنین ممکن است ازدواج نکردن برایتان مفسده به دنبال داشته باشد و.اما پیشنهاد دومی که دارم و این را بهترین راهکار هم میدانم این است که شما خودتان با مادر بزرگوار صحبت کنید و هر آنچه در دل دارید و مصلحت خود می دانید بگویید و ترسی به دل راه ندید. ممکن است شما بگویید من خجالت میکشم یا حیا اجازه نمی دهد در این مورد صحبت کنم اما باید عرض کنم که در این مسائل حیا داشتن غلط است و اتفاقا بسیار پسندیده است که یک دختر خیلی سنگین به صورت منطقی خواسته های خود را به مادر بگوید و در واقع شما هم باید مادر خود را مثل رفیق بدانید و راحت باشید و وقتی مادرتان صحبت های شما را بشنود متوجه می شود که بلوغ فکری شما کامل شده و می توانید تصمیم های درست را بگیرید. شما در مرحلۀ اول باید مشخص کنید علت مخالفت پدر و مادر شما با آمدن خواستگار چیست؟ شاید آنها خواستگار مورد نظر شما را نمی پسندند، و یا شاید می گویند هنور وقت ازدواجتان فرا نرسیده و… در هر صورت شما بعد از این که به این نتیجه رسیدید که وقت ازدواج شما است و یا خواستگار مورد نظر شما مرد ایده آل شما است و با ازدواج با او خوشبخت خواهید شد، با والدین خود صحبت کنید، شرایط خود و ویژگی های پسر مورد نظر را برایشان بیان کنید، در صورتی که به نتیجۀ مثبت نرسیدید و باز هم با مخالفت پدر و مادر مواجه شدید، ضمن رعایت احترام ایشان می توانید از بستگانی؛ مانند پدر بزرگ، مادر بزرگ، عمو، دائی و یا از دوستان نزدیک پدر و… که می توانند در تصمیمات پدرتان نقش داشته باشند کمک بگیرید که مداخله کرده و مصلحت اندیشی کنند تا از ایشان بخواهند، این مشکل را حل کند
    .

    توسط آقای ص - غفاری · 1882 روز 4 ساعت 59 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  4. 1 vote

    ممنون از راهنماییتون
    قبلا معذرت میخام که انقد صریح صحبت میکنم راستش من چند سالی یه عملی رو انجام میدادم که متاسفانه اواخر فهمیده بودم که اسم این کار زشت خود ارضایی هستش!!!!ولی با یاری خدا حدودن 2سالی هست که ترک کردم. حالا چند تا سوال دارم 1- آیا بعد از ازدواجم در مسائل زناشویی به مشکل میخورم و یا همسر من ممکنه که متوجه بشه من قبلا این کارو انجام میدادم؟ 2- هنوز هم گاهی حتی با دیدن فیلمهای ایرانی که صحنه های عاطفی دارن تحریک میشم و گاهی مایعی از من خارج میشه.( البته ما ماهواره نداریم و فیلمهای مبتذل رو هم نگاه نمیکنم) آیا در این حالت غسل بر من واجب میشه؟ 3- احساس میکنم حافظم ضعیف شده چیکار کنم؟؟ لطفا سریع جواب بدید

    توسط az.n · 1877 روز 6 ساعت 8 دقیقه قبل

    سوال: 2 پذیرفته شده: 1 ( 50% ) | امتیاز: 4

  5. 1 vote

    چرا سوال آخرمو جواب نمیدید؟؟؟؟؟؟؟

    توسط az.n · 1844 روز 5 ساعت 51 دقیقه قبل

    سوال: 2 پذیرفته شده: 1 ( 50% ) | امتیاز: 4

  6. 1 vote


    az.n,

    خب بهترین کار روبرو شدن ایشون با خواستگارای شماست …شما باید در این مورد به خواستگاراتون کاملا” توضیح بدید که پدرشما چه اخلاق تندی داره … به همین خاطر باید در این مورد حسابی با دید باز رفتار کنی چون اگه اینطوری نباشه و شما به مشکلی برخورد کنید ئر آینده
    پدرشما ازتون حمایت نمیکنه و شرایط از الان سخت تر هم میشه …پس در این مورد خوب فکر کنید و تصمیم بگیرید …
    به هرحال باید این روند از جایی شروع بشه …

    در مورد خودارضایی باید بگم این یک حسه و نباد سرکوبش بکنید ، باید کنترل و مدیرتش کنید … ئر ضمن بر روی زندگی اینده شما اثری نداره …و گاهی میتونه افراد رو از وارد شدن به گناه و حرکات پرخطر دورم بکنه ولی متاسفانه در این کار افراط میشه و به همین خاطره که پسندیده است هر کاری از مسیر و جریان خودش پیش بره

    درضمن برای مشاوره ، به سایت تخصصی مشاوره مراجعه فرمایید .
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1777 روز 22 ساعت 6 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  7. 1 vote

    باسلام و تشکر بخاطر سایت خوبتون.
    من دختری 26ساله هستم که 2ساله با پسری آشنا شدم که اوایل فقط دوست معمولی بودیم و بعد به هم علاقه مند شدیم و ایشون یکساله که ابراز علاقه کرده و از همان زمان با خونواده ش صحبت کرده ولی بخاطر دور بودن از همدیگه خونواده ش مخالفت میکردن. ولی مادر ایشون الان راضی هستند ولی پدرخانواده به شدت مخالفت میکنن و بهونه ی دور بودنه بنده از محل زندگی ایشون رو میگیرند. ذکر کنم که ایشون تک پسر خانواده هستند و پدرشون ترس از دست دادنه ایشون رو داره که مبادا من بیارمشون شهر خودم. ما 900کیلومتر دور از همیم.
    خواهش میکنم راهنماییمون کنین. خیلی نیاز دارم به کمک.ایشون چطور پدرشونو میتونه راضی به اینکار کنه.

    توسط نیلو · 1745 روز 1 ساعت 50 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  8. 1 vote

    نیلو,

    دوست عزیز داشتن حمایت خانواده یکی از پایه های اصلی ازدواج شماست … به هرحال اگه راضی نباشن میتونه نظر منفی روی زندگی شما اثر بگذاره و حتی اگه حرفی هم زده نشه عدم پشتیبانیشون میتونه به زندگی شما ضربه بزنه …به هرحال بهتره در این مورد کمی صبر کنید تا شرایط از تب و تاب بیفته به هرحال وقتی مادر ایشون راضی شده یعنی اینکه میتونه برای راضی کردن پدرش ازش استفاده کنه پس نگران نباشید .. فقط مشکلی که وجود داره اینه که شما به خاطر فاصله زیادتون امکان شناخت کاملو ندارید و باید تحت مشاوره ازدواج از دوره نامزدی 6 تا 9 ماهه برای این شناخت و اعتماد استفاده کنید

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1743 روز 23 ساعت 13 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  9. 0 votes

    مدیریت سایت – محمدی,

    واقعا ممنونم که وقت گذاشتید و جواب منو دادید.
    بنظرتون هیچ روشی برای اعتمادسازی و جلب رضایت ایشون وجود نداره؟
    درضمن خانواده ایشون به شدت پدرسالار هست و بخاطر همین مشکل هیچکس نمیتونه نظرشونو عوض کنه.
    ممنون میشم اگه جواب بدین

    توسط نیلو · 1741 روز 2 ساعت 12 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  10. 0 votes

    سلام دختری هستم 22 ساله. در خانواده ای مذهبی و معتقد به حجاب هستم. پدرم فقط حجاب رو در چادر می بیند و من از سن 15 سالگی به اجبار چادر سر می کنم در آن سن و سال که من هم دوست داشتم مثل بقیه دخترای همسن خودم لباس شیک و زیبا بپوشم اما پدرم به شدت مخالفت میکرد واگر چادر نمی پوشیدم منو از چیزها و کارهایی که دوست داشتم انجام بدم یا جایی که بخوام برم محروم می کند این مسئله خیلی منو عذاب می ده طوری که از چادر به شدت بدم میاد … مگه فقط چادر حجاب کامله؟ پدرم حتی تاکید می کند اگر بعد از ازدواج هم چادر سرم نکنم حق ارتباط با آنها را ندارم خیلی اذیت میشم و از طرفی نمی تونم با این قضیه کنار بیام لطفا بگید من چی کار کنم؟؟

    توسط atefehsm · 1612 روز 15 ساعت 54 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • خب دوست عزیز وقتی شما ازدواج کنید شرایط متفاوت میشه پس از الان فکر اون موقع رو کردن کار اشتباهیه ... در این مورد هم باید اضافه کنم بهتره در این موارد با پدرتون مخالفت نکنید به هرحال اخلاق و روحیاتشون رو که شما نمیتونید یک شبه تغییر بدید ... پس صبور باشید

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 1612 روز 3 ساعت 14 دقیقه قبل

  11. 0 votes

    خیلی صبر کردم ولی مشکلم حل نمیشه بدترم داره میشه این مسئله باعث شده گوشه گیر بشم اصلا دلم نمیخواد جایی برم پدرمم که عمرا تفکرش تغییری پیدا کنه این وسط منم که حس میکنم به جای یه دختر جوون یه زن میانسال شدم…

    توسط atefehsm · 1611 روز 23 ساعت 26 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • خب دوست عزیز تا ازدواج و تا زندگی آینده وقت زیادی دارید چون شرایط در اون مرحله هم میتونه تغییر کنه ... و شما در اون حالت در زیر چتر حمایت فردی دیگه هستید ولی مثالی میزنم ... شما برای اینکه راحت راه برید تمام زمین رو فرش نمیکنید فقط کفشتون رو عوض میکنید پس شما هم تفکرو دیدگاهتون رو عوض کنید ... میتونید در زیر همین چادر لباس شیک با تیپی جذاب و دوست داشتنی بزنید ... مگر خانم های مسلمانی که در کشورهای دیگه هستند چنین رفتاری رو ندارند ...؟ قبلا" هم بهتون گفتم باید از فردی که میتونه روی ایشون تاثیرگذار باشه کمک بگیرید که مطمئن هستم در اطراف پدرتون کم نیست

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 1611 روز 3 ساعت 11 دقیقه قبل

© tribuneazad.ir 2013. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است