پرسشتان را مطرح کنید

خانه » دسته‌بندی نشده » روابط با خانواده همسر
1 امتیاز
Vote Con!

روابط با خانواده همسر

کمکم کنید

سلام مرسی از سایتتون لطفا راهنماییم کنید من خانم 26 ساله ای هستم که با پسر عمم ازدواج کردم هم من هم همسرم همدیگه رو خیلی دوست داریم قبل از ازدواج شهر دیگه ای زندگی میکردم بعد از ازدواج به شهر همسرم اومدم زندگی خوبی داشتیم تا اینکه خانواده من برای تعطیلات به خونه ما اومدن یه روز قصد داشتیم تفریح خارج از شهر بریم که دو تااز اقوام به دعوت ما قرار بر این شد که همراه ما بیان که خانواده شوهرم که متوجه شدن با پدرم بحث کردن و گفتن ما راحت نیستیم خرج گرونه و این حرفا که کدورت خیلی بدی به وجود اومد و این مسئله خیلی رو زندگی من و همسرم تاثیر گذاشته نه من و نه خانوادم نمیتونیم این بی احترامی رو فراموش کنیم و خیلی اذیتم میکنه رفتارا خانواده همسرم خوبه ولی عقاید خاص خودشونو دارن و گاهی بعضی برخورداشون با من حتی همسرم رو هم ناراحت میکنه حالا راهنماییم کنید چکار کنم ازین وضعیت خسته شدم

توسط maryam26 دردسته‌بندی نشده · پاسخ 3105 روز 18 دقیقه قبل

سوال: 2 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 6

 

پاسخ (9)

  1. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    سعی کنید روابط با خانواده همسرتون رو از راهای زیر کنترل ومدیریت کنید امیدوارم مشکلتون برطرف بشه
    تاثیر خوب بگذارید

    خوب لباس بپوشید و بکوشید همیشه پاک و تمیز باشید. هیچ مادری دوست ندارد عروس یا داماد بدلباس و شلخته داشته باشد.

    به همسرتان اهمیت بدهید

    هیچ چیز پدر و مادری ( به ویژه مادر) را آن‌ قدر خوشحال نمی‌کند که ببینند به دختر یا پسرشان عشق می‌ورزند و با او به خوبی رفتار می‌کنند. همیشه سعی کنید محیط خانوادگی آرامش‌بخش و گرمی را به وجود بیاورید.

    با پدر و مادر همسرتان مشورت کنید

    با پدر و مادر همسرتان مشورت کنید حتی اگر به پیش‌نهاد آنان عمل نمی کنید. مشورت خواستن یعنی اهمیت دادن به آنها. شاید هم روزی راه حل خیلی خوبی به شما پیش‌نهاد کنند.

    علایق آنها را بشناسید

    ببینید پدر و مادر همسرتان چه دوست دارند، سعی کنید کمی درباره آن یاد بگیرید و به آن علاقه نشان بدهید، ولی یادتان نرود که تقلید کردن تنها، فایده‌ای نخواهد داشت.

    پدر و مادر همسرتان را درک کنید

    سعی کنید از خانواده همسرتان درک بهتری پیدا کنید و آن‌طور که هستند آنها را بپذیرید. به آنها نشان بدهید چقدر از بودن در کنار آنها خوش‌بختید.

    ببینید پدر و مادر همسرتان از چه چیزهایی بدشان می‌آید

    ببینید از چه بدشان می‌آید، آن کار را نکنید و آن حرف را نزنید تا آنها را آزار ندهید.

    گذشت داشته باشید

    اگر مادر همسرتان به شما بدی می‌کند و بد شما را می‌گوید، شما به او بدی نکنید و بدش را نگویید. خیلی سخت است ولی ارزشش را دارد. در روی پدر و مادر همسرتان نایستید. نگذارید سیل انتقادات و اختلاف نظرها شما را با خود ببرد.

    مقایسه نکنید

    پدر و مادر همسرتان را با پدر و مادر خودتان مقایسه نکنید و پیش روی آنها از پدر و مادر خودتان تعریف نکنید. گرچه به طور معمول از پدر و مادر همسر به خوبی یاد نمی‌شود ولی آنها بیشتر اوقات انسان‌های خوبی هستند. به هر حال همین‌ها هستند که همسر شما را بزرگ کرده‌اند و به جایی رسانده‌اند که شما تصمیم گرفته‌اید تا آخر عمر در کنارش زندگی کنید. آنها دیگر خانواده شما هستند و باید آنها را همان‌طور که هستند بپذیرید.

    احترام

    به آنها احترام بگذارید حتی اگر لایق آن نیستند.

    وفاداری

    کاملاً طبیعی است همسرتان نسبت به خانواده‌اش وفادار باشد. اشکالی ندارد البته تا زمانی که وفاداری‌اش به آنها از وفاداری‌اش به شما بیشتر نباشد.

    انتقاد

    حتی اگر خانواده همسرتان از جهنم هم آمده باشند نباید از آنها انتقاد کنید. اگر همسرتان از آنها انتقاد می‌کند تنها شنونده باشید. می‌‌توان پرسید منظورش از این انتقاد چیست ولی نباید نظر داد.

    ریشه‌ها

    کمی وقت بگذارید و دربارة ریشه‌های ژنتیکی و فرهنگی خودتان اطلاعات بیشتری به دست آورید و همسرتان را از آنها آگاه کنید.

    اکر مشکلی دارید که ناشی از روابط خانوادگی( پیش از ازدواج) است آن را حل کنید تا در زندگی مشترک با همسرتان به مشکل کمتری برخورد کنید.

    حد و مرزها

    ببینید در کجا با خانواده همسرتان در احساسات، اندیشه‌ها و توقعات و نگرش‌تان درباره موارد گوناگون اختلاف نظر دارید. در آن موارد مرز میان خود و آنها را مشخص کنید.

    نه گفتن
    گنجایش خود را مشخص کنید. بین خود و همسرتان رمزی بگذارید تا به وسیله آن همسرتان متوجه شود که دیگر از بودن در کنار خانواده او خسته شده‌اید و زمان رفتن به خانه رسیده است.

    اهمیت دادن
    همین‌طور که پدر و مادر همسرتان پیر می‌شوند به سلامتی و نیازهای مالی آنها توجه کنید. ببینید برای سال‌های پیری آنها چه کمکی از دست شما بر می آید.

    به یاد داشته باشید ازدواج شما از همه چیز مهم‌تر است

    برخورد صحیح با همسر

    برخورد صحیح با همسرنخستین و مهم‌ترین گام به سوی برخورد صحیح با خانواده اوست. سعی کنید پیوند میان او و خانواده‌اش را درک کنید و از او بخواهید در این پیوند پایدار باشد. یادتان باشد خانواده همسرتان برای او مانند خانواده شما برای خودتان است.

    نیش و کنایه را با لبخند پاسخ بدهید

    کمی طنز داشتن برای بهتر شدن رابطه با خانواده همسر می‌تواند خیلی موثر باشد. اگر کنایه‌ای به شما می زنند سعی کنید با کمی لبخند و طنز آن را با شوخی رد کنید. عصبانیت اوضاع را بدتر می‌کند. لبخند زدن در جواب کنایه‌هایی که می‌شنوید باعث می‌شود کنایه‌ها کمتر می‌کند.

    به خانواده همسرتان احترام بگذارید

    به خانواده همسرتان به چشم کسانی بنگرید که می‌توانند دوست شما باشند. حتی اگر زیاد شما را دوست ندارند کاری نکنید که ارتباط‌تان بدتر شود.هرگز با آنها با لحن بد صحبت و به آنها توهین نکنید. به آنها علاقه نشان بدهید و به حرف‌شان گوش کنید. ناراحتی‌ها آرام آرام از بین می‌روند.

    حرف‌تان را روشن و واضح بزنید

    اگر می‌بینید خانواده همسر با شما مشکل دارند و به شما اجحاف می‌کنند رو در رو مشکل‌تان را به آنها بگویید. سعی نکنید حرف‌تان را از طریق شخص دیگری به گوش آنها برسانید. بکوشید پیش از این که دیر بشود مشکل را رک و راست به آنها بگویید.

    بین همسر و فرزندان‌تان و خانواده همسر فاصله نیاندازید

    بین همسر و فرزندان‌تان از یک سو و خانواده همسرتان از سوی دیگر فاصله نیاندازید. بگذارید آزادانه با یک‌دیگر رفت و آمد کنند. اگر رابطه خوبی با خانواده همسرتان ندارید این شکاف تنها شرایط را بدتر می‌کند.

    مهربانی و محبت از هر چیزی موثرتر است

    با مهربانی سخت‌ترین دل‌ها هم نرم می‌شوند. از هر موقعیتی برای نشان دادن محبت‌تان به خانواده همسرتان استفاده کنید. به آنها نشان بدهید که شما هم مانند فرزندشان نگران آنها هستید. هرگاه توانستید به آنها کمک کنید. اگر بیمار هستند از آنها نگه‌داری کنید و اگر در مسافرت‌هستند از خانه شان مواظبت کنید. کم کم محبت در وجود هر دو طرف جوانه خواهد زد.

    خودتان باشید

    تا آنجا که می‌توانید به خانواده همسرتان محبت کنید و به آنها احترام بگذارید ولی به خاطر آنها خودتان را عوض نکنید. همیشه الویت‌های‌تان را حفظ کنید. یادتان باشد مجبور نیستید به خاطر خانواده همسرتان خودتان را عوض کنید مگر این که برای شما فایده‌ای داشته باشد. اگر به خودتان و تصمیم‌های‌تان احترام بگذارید مردم به شما احترام خواهند گذاشت.

    با تجربه و بالغ باشید

    ساختن با خانواده همسر به بلوغ فراوانی نیاز دارد. باید بپذیرید آنها پدر و مادر شما نیستند پس همیشه کمی فاصله بین شما وجود خواهد داشت. هنگام برخورد با خانواده همسرتان سعی کنید خودتان را به جای ‌انها بگذارید. به جای شکایت از این که چرا به شما تبعیض می شود از غریزه‌‌تان کمک بگیرید و هوشمندانه رفتار کنید.

    توسط آقای ص - غفاری · 3104 روز 13 ساعت 2 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 2 votes

    سلام ممنون از نظرتون تمام مواردی که شما فرمودین تا حد ممکن انجام میدم حتی خانواده همسرم هم به این موارد اشاره میکنن که احترامشون رو نگه میدارم ولی مشکلم اینه اگه رفتار بدی از خانواده شوهرم ببینم یا کاری انجام بدم یا خانواده من حرکتی انجام بدن که همسرم خوشش نیاد ما تو خونه دوتایی بحثمون میشه هرکاری انجام میدم که این مشکلات به وجود نیاد بی فایدس یکی دیگه از مشکلاتمون فرقیه که بین من و جاریم میزارن با اون عروسشون رفتارشون خیلی فرق داره تا من این موضوع حتی همسرم رو هم آزار میده همسرم به من میگه اشتباه از اوناس تو خودتو ناراحت نکن ولی متاسفانه ناراحت میشم

    توسط maryam26 · 3104 روز 10 ساعت 22 دقیقه قبل

    سوال: 2 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 6

  3. 1 vote

    سلام
    ممنون از نظرتون تمام مواردی که شما فرمودین تا حد ممکن انجام میدم از نضر ظاهری هم به ظاهر خودم هم همسرم اهمیت ویژه ای میدم.در مورد احترام هیچ وقت حتی با وجود بی حرمتی که به خانوادم کردن بی احترامی به خانواده همسرم نکردم حتی خانواده همسرم هم به این موارد اشاره میکنن که احترامشون رو نگه میدارم ولی مشکلم اینه اگه رفتار بدی از خانواده شوهرم ببینم یا کاری انجام بدم یا خانواده من حرکتی انجام بدن که همسرم خوشش نیاد ما تو خونه دوتایی بحثمون میشه هرکاری انجام میدم که این مشکلات به وجود نیاد بی فایدس یکی دیگه از مشکلاتمون فرقیه که بین من و جاریم میزارن با اون عروسشون رفتارشون خیلی فرق داره تا من این موضوع حتی همسرم رو هم آزار میده همسرم به من میگه اشتباه از اوناس تو خودتو ناراحت نکن ولی متاسفانه ناراحت میشم

    توسط maryam26 · 3103 روز 1 ساعت 5 دقیقه قبل

    سوال: 2 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 6

  4. 0 votes

    سلام دوست عزیز
    اینکه فرق گذاشتن والدین بین بچه ها یا عروس ها بی عدالتی ست ولی خوب شاید این فرق گذاشتن مقطعی باشه و بدونید که شما نباید خودتون نارا حت کنید چون شما چیزی را از دست ندادید اون هستن که بااین کارا در واقع از فرزندشون فاصله می گیرن و پسرشون از خودشون دورمی کنن البته فرق گذاشتن شاید علتهای دیگه ای هم داشته باشه اگه علت را بفهمیم که چرا اون جاری بیشتر دوست دارن که در نتیجه فرق می زارن بهتر بشه راهنمای کرد ولی خوب شما چیزی از دست نمی دید
    اگه اشیاء هم زبون داشتن حتما میومدن انجمن خانواده گله می کردند چون هر بار چیز جدیدی وارد خونه میشه همه اهل خونه به اون چیز جدید توجه می کنند و تا کهنه شدنش در چشم ها این ادامه داره حالا شما پای سیستم نشستید اگه همین الان یه لب تاب نو براتون بیارن حتما به اون توجه می کنید و حتی شاید چند ساعت مهو اون باشید و این حالت طبیعیه و توی همه انسان هاست و اینکه عروس جدید که اومده نمیشه به اشیاء تشبیهش کرد به خاطر با شعور بودنش و انسان بودنش خود عروس جدید می طلبه که مورد توجه باشه
    2. گاهی توقعاتی که در ما وجود داره یه سری واجباتی در ذهن ما درست می کنه مثل اینکه حتما باید مادر شوهرم به من توجه کنه در حالی که این توقعات کم بشه دیگه حس رقابت با جاری خودتون ندارید

    3. سعی کنید نگاهتون به جاریتون منفی نشه و به اون مثبت نگاه کنید و بهترین کار این هستش یه دوست خوب براش باشین

    توسط آقای ص - غفاری · 3101 روز 10 ساعت 45 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  5. 0 votes

    سلام
    مرسی از نظرتون قبول دارم صحبتاتونو ولی خب کنار اومدن با این موضوع سخته جاریم خیلی خوش زبونی میکنه در حدی لوس بازی در میاره و بچه گانه رفتار میکنه برای عزیز شدن ولی من در کل آدم آرومی هستم ازین رفتارا خوشم نمیاد در هر حال تصمیم گرفتم تلاشمو بکنم و به قول شما اهمیت ندم به این موضوع و به دید مثبت نگاه کنم توکل به خدا
    مرسی از نظراتتون

    توسط maryam26 · 3100 روز 8 ساعت 20 دقیقه قبل

    سوال: 2 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 6

  6. 0 votes

    سلام
    دوست عزیز چند ماهی بعد ازدواج متوجه شدم همسرم با دخترا رابطه تلفنی داره.اوایل باهاش بحث میکردم ولی زیرش میزد ولی الان تو خودم میریزم.همش تو خودمم.چند بار بامهربانی بهش نزدیک شدم ولی جواب نداد.الانم کاراش ادامه داره مطمئنم.باهام بیرونم نمیاد عقیده من اینه دوست نداره کسی بفهمه متهله.من زشت هم نیستم که کسر شان براش باشه .باخانوادش رابطه خوب صمیمی دارم همسرم24سالشه منم23

    توسط 2240081554 · 2991 روز 8 ساعت 30 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

  7. 0 votes

    خب دوست عزیز اینکه خانواده ایشون چه اخلاقی دارن در واقع به خودشون ربط پیدا میکنه ///
    و هیچ کسی نمیتونه رفتارهایکه سالهای سال با اون بزرگ شدن و با اون انس گرفتن رو ازشون بگیره و حتی تغییری در اون به وجود بیاره ///
    در این مواقع بهترین چیز صبوری کردنه … در این وسط شما و همسرتون باید طبق قانون مذاکرات با هم قول وقراری بذارید که هر اتفاقی افتاد بحث رو به زندگی مشترکتون انتقال ندید … اینطوری قاونی برای شما اجرا میشه که شما و همسرتون و حریم زندگیتون رو از آشفتگی و جروبحثای بیهوده رها میکنه … به هرحال شما دونفر فامیل هستید و اگرم به هم دیگه بی احترامی هم بکنید در واقع به خودتون برگشت میخوره
    پس چه کاریه که شما بخوایت د راین مورد به خودتون سخت بگیرید …!!!
    در مورد جاری شما هم ، مسئله یکی از مواردیست که ریشه در تاریخ داره و همیشه این اتفاقات وجود داشته …
    خب شما که نمیتونید مثل اون عمل کنید و با زبون بازی خانواده شوهرو به زبون بگیرید ؟
    خب پس بهتره در این مواقع اصلا” جلوی چشم نباشید و بیخیال خیلی از طعنه ها و حرفاشون باشی …
    وقتی اینطوری باش دیگه خریداری برای حرفای اونا نیستید و بیهوده احساسات خودتون رو برای اونا خرج نکردی …
    و تبدیل به ادمی غیرقابل دسترسی و پیچیده میشید که باید کشفش کنن و به همین خاطر رفتاراشون تغییر میکنه …

    درضمن برای مشاوره ، به سایت تخصصی مشاوره مراجعه فرمایید .
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 2988 روز 22 ساعت 17 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  8. 0 votes

    سلام وخسته نباشید.
    من 4.5 ماهه که عقد کردم . شوهرم جدیدا به رفتارای من در مورد خانوادش ایراد میگیره و همش فک میکنه من با اونا بدم البته من اوایل یکم موضع میگرفتم ولی الان دیگه نه و خیلی سعی میکنم رفتارم با اونا خوب باشه ولی بازم سر هرچیز کوچیکی که بینمون اختلاف میفته سریع شوهرم قضیه خانوادشو پیش میکشه که من دوست ندارم اونجا برم و از اینجور مسایل. اوایل وقتی ناراحت میشدم انقد منت میکشید تا اشتی کنم ولی الان دیگه خیلی براش اهمیت نداره. دارم دیوونه میشم نمیدونم چیکار کنم. چطوری بهش بفهمونم که با خانوادش مشکلی ندارم اون اگه بریم خونشون و 5 ساعت من کنار اونا بشینم ده دقیقه برم تو اتاق بخوابم میگه چون دلت نمیخواد بیای اینجا میری تو اتاق دیگه خسته شدم . کمکم کنید لطفا

    توسط afsaneee · 2809 روز 11 ساعت 22 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

    • خب دوست عزیز در اون مواقع که شما برای قهر و آشتی دست بالا میگرفتید ایشون رو در برابر رفتار خودتون بی تفاوت کردید ... پس این مورد رو از دست دادید و دیگه انتظار اینکه شوهرتون در مواقع قهر منت کشی بکنه رو نداشته باشید ولی در مورد خانواده ایشون رفتار شما و میزان صمیمیت شما باعث میشه که خانواده ایشون به شما اعتماد کنه و شما بهشون نزدیکتر بشید و در این مواقع اونا با شوهر شما طرف میشن و از شما حمایت میکنن سخته ولی نتیجه بخش خواهد بود

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 2808 روز 11 ساعت قبل

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است