پرسشتان را مطرح کنید

خانه » متفرقه » رفع مشکل خود کم بینی
1 امتیاز
Vote Con!

رفع مشکل خود کم بینی

خود کم بینی

با سلام من دختر 22 ساله هستم.و مشکل خود کم بینی دارم نمیتونم با دیگران ارتباط چشمی برقرار کنم حتی خجالت میکشم سلام کنم با غریبه ها اصلا نمیتونم تو جامعه با دیگران ارتباط برقرار کنم ومنزوی و گوشه گیر شدم احساس میکنم همه از من بدشون میاد احساس خوبی نصبت به خودم ندارم دیگه از این زندگی خسته شدم و آرزوی مرگ دارم و ریشه این مشکل احساس میکنم به پدر و مادرم برمیگرده هیچ وقت به من اعتماد به نفس ندادن از دوران کودکی تا به امروز.من خیلی ازشون بدم میاد بارها به خودشونم گفتم کاش امسال یا سال مرگم باشه یا سال ازدواجم ازشون بیزارم .من تنها فرزند خانواده هستم و با اینکه پدرم رئیس بانکه زیاد دوست و رفیق کنارمون نیست میخوام بعد ازدواج باهاشون قطع رابطه کنم چون هیچ خاطره خوبی باهاشون ندارم که بخواد دلم براشون تنگ بشه.به خاطر این کم روییم هم زیاد خواستگار ندارم چون اصلا سروزبون ندارم .پدرم هم اخلاقش گنده خیلی بد اخلاقه و از همه ایراد میگیره فکر کنم به همین خاطره که هیچ دوست و رفیقی نداره که باهاشون در ارتباط خانوادگی باشیم فامیل هم که خدا زیادشون کنه همه به من حسودی میکنن چون تک فرزندم و بابام پول داره و زندگیش به من میرسه ولی زندگیش تو سرش بخوره یه ارتباط عاطفی هیچ وقت با من برقرار نکرده. دیگه خسته خسته ام و احساس تنهایی شدید میکنم نمیخوام دیگه زنده باشم افسرده شدم.چطوری میتونم شاد زندگی کنم و اینقدر افسرده و خموده نباشم(تا وقتی با پدر و مادرم زندگی میکنم این احساس با منه هیچ وقت به من اعتماد به نفس ندادن.مشکل اعتماد به نفسمو چطوری حل کنم؟

توسط farinaz درمتفرقه · پاسخ 3100 روز 15 ساعت 55 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (3)

  1. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    قبل از این که درمان اختصاصی خود کم بین را شرح دهی ابتدا باید دلایل این بیماری که در دوره های مختلفی، فزندان جامعه ی ما را گربانگیر خود می کند، پیدا کنیم

    دلایل متفاوتی را برای این کار می یابیم..که
    1- ممکن است این دلایل به نوع تربیت و رشد فرد برگردد. بسیار از پدر و مادر ها یا کسانی که به نوعی وظیفه ی تربیت کودک را به عهده دارند پیام هایی منفی به او القا می کنند و این پیام ها در ذهن او کاشته می شود. مثلا “تو به درد نمی خوری” یا “اگر …..بود فهمیده بود” و از اسم بعضی حیوانات استفاده می کنند که خدا آن ها را هدایت نماید و….

    ۲- ممکن است دلیل این مشکل تملق، ضعف و خود کم بینی والدینش باشد که به فرزند به ارث رسیده است؛ چرا که ثابت شده کودک این نوع رفتار ها را از والدینش به ارث می برد، پس شخصیتش ضعیف و با خود درگیر می شود و از ظاهر شدن در اجتماع بدش می آید، در نتیجه خود را تحقیر می نماید.

    ۳- اضافه بر این ممکن است دلیل خود کم بینی به نبود هدف مشخص در زندگی برگردد. و این سبب می شود طوری به رتبه و مقام دیگران نگاه کند، انگار ستاره هایی دست نیافتنی هستند.

    تمام این دلایل و شاید دلایلی دیگر سبب می شود انسان، ارزش خودش، ارزش انسان بودنش و ارزش وجودش را پایین بیاورد. درجه این پایین آوردن در هر شخصی می تواند متفاوت باشد.

    اما در مورد درمان

    اولین چیزی که سخن خود را باید بدان آغاز کنیم این است که پیامبر صلی الله علیه و سلم از این که انسان نفس خود را تحقیر کند، نهی فرموده اند.

    ایشان می فرمایند: “لا یحقر أحدکم نفسه” قالوا: یارسول الله کیف یحقر أحدنا نفسه؟ قال: ” یرى أمراً لله علیه فی مقال، ثم لا یقول فیه فیقول الله عز وجل یوم القیامة: ما منعک أن تقول کذا وکذا فیقول: خشیة الناس، فیقول فإیای أحق أن تخشى… (رواه أحمد فی المسند)

    هیچ کدام از شما نفس خود را تحقیر نکند…گفتند ای رسول خدا چگونه یکی از ما نفس خود را تحقیر می کند؟ فرمودند موضوعی را می بیند که خداوند در مورد آن سخنی دارد، سپس در مورد آن چیزی نمی گوید. پس الله عز و جل روز قیامت از او می پرسد چه چیز مانع تو شد که چنین و چنان نگویی؟ گفت : ترس از مردم، پس (الله)می گوید: از من بترسی شایسته ترست.

    اگر در ملکوت الله پاک و منزه و بزرگ و در آیات و نشانه های او دقت کنیم، می بینیم عزت نفسی که خداوند تبارک و تعالی به ما بخشیده و ما را به وسیله آن از دیگر موجودات برتر دانسته را باید محترم بشماریم.

    در واقع اگر انسان نفس خود را عزت بخشد، همان نفس با عزت را نیز خواهد یافت.

    پس بیا زندگی ای کنیم که بر اساس ارزش های اسلامی بنا شده باشد؛ ارزش هایی که به ما می گوید هیچ چیز را تحقیر نکینم (ولو أن تلق أخاک بوجه طلق) اگر چه با صورتی باز و بشاش با بردارت رو به رو شوی.

    چرا که ارزش هر کاری در نتیجه ی حاصل از آن کار نهفته است، نتیجه ای که به خود عمل باز می گردد نه به هزینه هایی که برای آن عمل صرف کرده ای.

    گوته ی دانشمند می گوید: بدترین آسیبی که ممکن است به انسان برسد گمان بد نسبت به خودش است.

    آرنس هولمز در کتاب خود” نظریه های اساسی علم عقل” می گوید: ” افکارم روی مهارت هایم تسلط دارد، من می توانم افکارم را به سمت خاصی بکشانم”.

    عقل باطنی، پیام هایی مثبت را که مخصوص زمان حال است در خود می گنجاند. برای برنامه دهی به این عقل باطنی باید از این قواعد پنج گانه پیروی کرد:

    ۱- باید پیام های تو واضح و مشخص باشد.

    ۲- باید پیام های تو مثبت باشد.

    ۳- پیام های تو باید دلالت بر زمان حال دهد.

    ۴- درون پیام های تو باید احساسی نیرومند وجود داشته باشد.

    ۵- باید چندین بار، فرستادن پیام خود را به عقل باطنی تکرار نمایی.

    برای این که گفت و گوی با ذات گفت و گویی باشد که درون آن نیرویی مثبت نهفته شده باشد از این نقشه استفاده کن:

    ۱- پنج پیام ذاتی منفی را که بر تو تاثیرگذار است بنویس؛ مانند ( من به درد نخورم، من فایده ای ندارم، من ضعیف هستم و …) حال این برگه را پاره پاره کن و دور بینداز.

    ۲- پنج پیام ذاتی مثبت را که به تو نیرو می بخشد بنویس و با کلمه “من” شروع کن. مانند( من بلند نظرم، من شخصی به خصوصم، من ابتکار عمل دارم و…)

    ۳- این پیام های مثبت را در دفتر یادداشتی کوچک بنویس و نزد خود نگه دار.

    ۴- نفسی عمیق بکش و یکی یکی پیام ها را بخوان تا خوب جذب آن شوی.

    ۵- دوباره از پیام اولی شروع کن و نفسی عمیق بکش و نگرانی های داخل وجودت را کنار بگذار.

    – پبام اولی را با احساسی قوی ۱۰ بار بخوان.

    – چشمانت را ببند و خود را با شکل جدید خود تخیل کن، سپس چشمانت را باز نما.

    ۶- از امروز شروع کن. مراقب آن چه خود به خود می گویی یا دیگران به تو می گویند یا تو به دیگران می گویی باش. هر پیام منفی ای را که ملاحظه نمودی لغو کن؛ بگو: “لغو شد” و به جای آن پیامی مثبت قرار بده.

    جیم رون می گوید: ” تکرار کردن اساس مهارت است”

    مراقب زبان بدنت باش؛ در واقع زبان بدنت تلقین هایی به عقل باطنی ات وارد می نماید. باید نشستن و راه رفتنت مانند کسی باشد که از گام هایش مطمئن است و هم چون پادشاهی قدم می زند.

    باید بدنت کشیده شده و نگاهت افقی باشد (أَفَمَن یَمْشِی مُکِبّاً عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن یَمْشِی سَوِیّاً عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ) آیا آن کسی که نگونسار و بر رخساره راه می رود راهیاب‌تر است ، یا کسی که بر پا ایستاده و درست در راه راست گام بر می دارد ؟

    باید شیوه زندگیت براساس یاری دادن دینت بنا شده باشد. آن چه را انجام می دهی تحقیر نکن شاید کلمه ای سبب ورود تو به بهشت شود، شاید آبی که به چهارپایی نوشانده ای از آتش دورت سازد…………….
    موفق باشین سوالی که باشه میتونی بپرسی من در خدمت شما خواهم بود ………

    توسط آقای ص - غفاری · 3100 روز 4 ساعت 49 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 0 votes

    FARINAZ

    دوست عزیز در این مورد چون تک فرزند بودید و در خانواده ای بزرگ شدید که ارتباط اجتماعی خوبی نداشته …بله حق باشماست و این رفتار برای شما بد نتیجه ای داشته … چون افراد وقتی در جمع هستن و و با دیگران معاشرت میکنن خیلی از رفتارهای خوب رو یاد میگیرن و خیلی از رفتارهای بد رو ترک میکنن … ولی هر طور که حساب کنید اونا پدرو مادرت هستن و احترامشون برای شما واجبه و اینو بدون که داشتن حمایت خانواده در ازدواج خیلی مهمه و در آینده زندگیت نقش داره پس در این موارد زیاد احساسی رفتار نکن و گاهی با دید عقل و منطق به موضوع نگاه کن

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 2954 روز 7 ساعت 55 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  3. 0 votes

    با سلام خدمت شما دوست عزیز .خجالتی بودن یا همان چیزی که باعث می‌شود شما در ارتباط برقرار کردن با دیگران راحت نباشید، تنها یک احساس است؛ احساسی که تنها در درون شما وجود دارد و فقط خود شما آن را می‌فهمید. برخی مردم خجالتی بودن را با ترس از اجتماع یا بیماری فوبیا یکی می‌دانند، در حالی که این دو با هم فرق می‌کند؛ در بیماری ترس از اجتماع، فرد نسبت به تمام فعالیت‌های اجتماعی دچار ترس و نگرانی می‌شود، در صورتی که فرد خجالتی تنها در شرایطی خاص، نگرانی و اضطراب را تجربه می‌‌کند.اما چیزی که مهم است این است که خجالتی و کم رویی بودن میتواند باعث بروز مشکلات دیگری شود پس بهتر است فرد تلاش کند به مرور زمان اقدام به رفع مشکل نماید . رعایت این نکات میتواند اثرگذار باشد :
    قبل از وارد شدن به یک جمع، اطلاعاتی در مورد آن جمع به دست آورید و درباره چیزهایی که می‌خواهید یا می‌شود در آنجا مطرح کرد، فکر کنید.
    معاشرت خود را با دیگران بیشتر کنید؛ از جمع‌های دوستانه کوچک شروع کنید، به سؤالات‌شان جواب دهید و از آنها درباره خودشان، آرزوهایشان، اهداف‌شان یا موضوعات دیگر سؤال کنید.
    صحبت کردن در جمع را یاد بگیرید. اگر از حرف زدن در جمع می‌ترسید، در کلاس‌هایی که به همین منظور برگزار می‌شود، ثبت‌نام کنید.
    اگر خجالتی بودن، خیلی شما را آزار می‌دهد، به یک مشاور یا روان‌شناس مراجعه کنید.
    تا حد ممکن از انزوا و گوشه‌گیری دوری کنید. اگر چند نفری دوروبرتان هستند، کتاب خواندن را کنار بگذارید و سر صحبت را با آنها باز کنید.
    اگر به خاطر لهجه، صدا، نوع دندان‌هایتان از جمع گریزان هستید، چرا فکری به حال اصلاح اینها نمی‌کنید؟
    در جمع‌ها کاری کنید که کسل، خسته و بی‌حوصله به نظر نیایید.
    به یاد داشته باشید راه مقابله با خجالت این است که به چیزهای دیگری تمرکز کنید؛ مانند فکر کردن و تصور اینکه چطور می‌شود از اتفاقات اجتماعی لذت برد.
    از طرد شدن یا شکست خوردن، نترسید. قهرمانان ورزشی نیز با وجود احتمال شکست، باز هم به مبارزه و رقابت می‌پردازند؛ اما تقریبا همه آنها برای برد به میدان می‌روند و هیچ‌گاه از شکست حرف نمی‌زنند.کم‌رویی، تـردید و دودلی هنگامی ‌رخ می‌دهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می‌کنید. افکـارتـان را متوجه شخصی کنید که در حال گفت‌وگو با او هستید. در این حالت، هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهید برد و هم طرف مقابل از توجه شما خوشحال خواهد شد.آدم‌های روبه‌روی شما هر چقدر هم که مهم باشند، آدم هستند؛ آنها هم معایب و مشکلات و ضعف‌های خودشان را دارند؛ عین شما! شاید هم مثل خود شما دارند سعی می‌کنند کسی متوجه نشود چقدر خجالتی هستند.و در آخر بنا نیست در پایان یک گفت‌و‌گو، شما افراد را کاملا مجذوب خود کرده باشید. همین که همه از هم‌صحبتی یکدیگر لذت برده باشید، کافی است.

    توسط motakhasesan · 2069 روز 1 ساعت 57 دقیقه قبل

    سوال: 2 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است