پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » در مورد آشنايي با يك پسر جوان
1 امتیاز
Vote Con!

در مورد آشنايي با يك پسر جوان

كه با يك آقا پسر تو دانشگاه آشنا شدممن يك دختر ٢٤ساله هستم

سلام.من دختر چادری هستم بعد تو دانشگاه یه پسری به من ابراز علاقه کرد خوب منم ازش خوشم میومد بعد دو بار که بهش جواب منفی دادم دفعه سوم بهش گفتم من اهل دوستی نیستم اونم گفت که من قصدم ازدواج برای آشنایی بیشتر منم قبول کردم من به خانوادم گفتم ولی اون نگفت گفت که تو خونه ما سه تا از خواهر وبرادرهام نامزدن گفت الان نمیشه گفت بعد من یه هفته باهاش حرف میزدم از همون اول یه چیزهایی میگفت که من شک کردم من خیلی عقب مونده ام یا اون خیلی مدرنه از همون اول میگفت بزار مجازی ببوسمت و خیلی چیزهای دیگه من هر چی بهش تذکر میدادم اصلا متوجه نمیشد میگفت تو سردی منم بعد یه هفته ترسیدم گفتم تا به مامان و بابات نگی من متاسفم دیگه جوابت رو نمیدم البته اگه قصدت ازدواچ در غیر این صورت من ادم این ارتباطها نیستم
اين آدم در عرض يه هفته انقدر صميمي با من شده بود كه من تعجب كردم بعد بعضي اوقات يه چيزهايي ميگفت كه من شاخ در ميوردم يا در مورد يكي از همكلاسي هاي پسرم به من خيلي بد گفت (در مورد فساد اون پسره)بعد من بهش گفتم يعني انقدر وقيح بوده كه اومده بهت اينا رو گفته ميگفت آره تو باهاش حق نداري حرف بزني .بهم ميگفت بايد در مورد مسائل جنسي حرف بزنيم نقطه ضعفهاي هم رو بدونيم ميگفت من ميترسم تو از اين چيزها بدت بياد (البته ببخشيد اينها رو ميگم)بالاخره اينم يه نياز هست بعد كه بهش ميگفتم بابا زشته اين حرفها مال الان نيست ميگفت تو سردي هر روز ميگفت بزار ببوسمت توهم من و ببوس و…بعد كه ميگفتم بابا گناه داره ميگفت مجازيش گناه نداره گناه اون داره كه حضوري يه كارهايي كنيم.بعد از اون طرف ميگفت نماز اول وقت بخون حتي نماز صبح بيدارم ميكرد به نظرم اولش ميومد اين خيلي احساسي بعد ازش ترسيدم مثل شيطان باشه با هر كس از در خودش وارد شه به نظرتون آدم موجهي هست الان هم هي بهم اس ميده ميگه نامردي خيلي نامردي بعد بهم ميگه براي رفتارت متاسفم بعد دو دقيقه ديگه ميگه دارم گريه ميكنم دارم ميميرم جوابم رو بده بهم احساس گناه القا ميكنه من باهاش چيكار كنم اگه باهاش حرف بزنم مطمئنم خرم ميكنه اصلا دچار دوگانگي شدم
اولش بهم ميگفت از حجابت ونجابت خوشم اومد بعد برگشت به من گفت چشات خيلي قشنگه من از رنگ سياه چشات خيلي خوشم مياد البته همه جاي صورتت خوشگله بعد گفت تو شبيه بازيگر نقش ستايشي هر وقت ميبينمش ياد تو ميافتم بعد پرسيد تو لنز ميذاري تو چشات يا پرسيد تو كلا سفيدي و اينكه شكم هم داري و با عرض شرمندگي ازم پرسيد لباس خواب هم داري.كلا من بهش چيزي نميگفتم كه مثلا بگي خودم بهش راه دادم من بيشتر در مورد رنگ مورد علاقه كلا علايق و دانشگاه باهاش صحبت ميكردم بعد مثلا ازم پرسيد از لحاظ احساسي سردي يا گرمي بعد من بهش گفتم من منظورت رو نفهميدم بعد بهش ميگفتم بابا اين حرفها چيه ميزني ميگفت تو آدم سردي هستي من و هم سرد ميكني من بايد با تو مثل يه پسر حرف بزنم زود بهش بر ميخورد كلا من گفتم اين الان يه هفته هست باهاش آشنا شدم تو اس ام اس وپشت تلفن اين طوري ميكنه فردا معلوم نيست چي بخواد از من؟يا بهم گفت تو تا حالا فيلم مورد دار تو گوشي دوستت ديدي خوب من گفتم آره زماني كه ١٨سالم بود يه دوست داشتم كه تو گوشيش پر اين چيزها بود بعد ازم پرسيد حست اون موقع چي بود؟گفتم حالت تهوع بعد گفت منم ديدم ولي من با اينكه بد اومد به ديد آموزش نگاه كردم بهش .بعد من دوباره دعواش كردم كه بحث رو عوض كن.بعد از اون طرف آدم ميگه ميشه هم يكي نماز بخونه و قرآن بخونه بعد با نامحرم اين طوري حرف بزنه ميشه نظرتون رو در موردش بهم بديد لطفا البته ببخشيد حرفهاش رو بهتون گفتم بي ادبي بود بازم عذر ميخوام.ولي از اون طرف يه جوري رفتار ميكرد كه آدم فكر ميكرد عاشق سينه چاكش هست و قصدش هم حتما ازدواج هست مثلا يه بار بهش گفتم كه خوب شايد مامانت قبول نكنه تو با من ازدواج كني ميگفتش براي تو حاضرم جون هم بدم يا ميگفت من به خاطر تو ،تو خلوت خودم خيلي گريه كردم.ميشه خواهش كنم من رو راهنمايي كنيد به نظرتون قصد اين پسر فقط دوستي بوده چون وقتي بهش گفتم كه تا به خانوادت نگي من بهت جواب نميدم ديگه يه چند دفعه اس داد بعد كه بهم گفت خيلي نامردي و اين جور چيزها دليل كارم رو پرسيد بعد منم گفتم چون فاز من و تو از هم جداست بعد ديگه جوابش رو ندادم الان هم هر از چند گاهي يه اس ميده ولي سوال من اينه من تو دانشگاه آدمي هستم كه زود با دخترها دوست ميشم و كلا شادم ولي جلف نيستم سبك سرم نيستم هر وقت پسري هم اومده باهام حرف بزنه بدون هيچ عشوه اي جوابش رو دادم اون وقت يعني رفتار من مشكل داشته و نظرتون رو در مورد اين آقا هم لطفا بهم بهم بگيد ممنون ميشم.

توسط ebadi درازدواج · پاسخ 3103 روز 23 ساعت 23 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 4

 

پاسخ (12)

  1. 1 vote

    سلام خواهر جون من خودم دانشجوی ترم شیشم این رابطه ها رو هم تجربه کردم معمولا پسرا و حتی دخترا تو این سن دچار نوسانات احساسی میشن یعنی تصمیماتشون ثابت نیست مثلا ممکنه اون لحظه ای که خیلی اسرار کنه که بری نماز بخونی تو رویاهاش برا خودش خیالبافی میکنه که اره این دختر رویایی من باید اهل نماز باشه ولی وقتی که به واقعیت های جامعه بیاد و ببینه که این رابطه ها چیزی جز سو استفاده از احساسات دوطرف رو در بر نمیگیره احساساتش عوض میشه و با هوس سراغ شما میا (پوزش میطلبم از اوردن این الفاظ)ولی یک حقیقت تلخیه که خودم و هر جوون اینها رو تجربه میکنه ،بنظرم باید بخدا توکل کنی و بهش بگی اگه قصد ازدواج داری با خونوادم در میون بگذار هرچند میدونم این نوسان احساسات شاید اون رو وادار کنه به خواستگاری شما هم بیاد ولی بعد از ازدواج دچار مشکلات زیادی میشین پس به عنوان یه برادر توصیه میکنم جوری از زندگیش بری بیرون که نه تو بیشتر از این ضربه ببینی و نه اون ضربه ببینه ، احساسات اون رو هم در نظر بگیر سعی کن اروم اروم به این رابطه پایان بدی.

    توسط hexboy92 · 3103 روز 21 ساعت 40 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 3

  2. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    واقعا باید بهتون تبریک بگم برای این همه نجابتتون .لازم به ذکر هستش که بگم دنیای شما بادنیای اقا پسره زمین تا اسمونه برای ازدواج جدا از بلوغ سنی بلوغ فکری واجتماعی لازم وضروری هستش که متاسفانه طبق گفته جنابعالی وچیزی که من استنباط کردم این پسر قوه شهوتش بسیار بالاست که در اینده میتونه با ادامه داشتن این رابطه شما رو دچار مشکل کند معیارهای زیر برای انتخاب شوهر اینده تون که دوس دارین بخونین متوجه حرف بنده خواهین شد لطفا پس مطالعه معیارهای زیر به بنده اطلاع دهید که این اقا پسر کدام یک از ویژگی های همسر مورد نظر شما را دارا می باشد تا من بتونم جواب قطعی رو به حضرتعالی بدهم …

    برای آن كه معیارهای مناسبی برای انتخاب همسر در دست باشد ، به پاره ای از ویژگی های یك همسر شایسته اشاره می شود:

    خصوصیات شوهر شایسته1- دیانت و تقوی:شوهری كه متدین و با تقوی باشد، حقوق همسرش را حفظ می كند و هیچ گاه در پی هوس های نامشروع نیست، به او احترام می گذارد و از هرگونه ستم احتراز ( دوری ) می كند.

    امام باقر(ع) می فرمایند: ” شایستگی داماد در تقوا و دیانت و امانت او نهفته است؛ هر كس واجد این شرایط باشد درخواست وی را بپذیرید.”

    2- حسن خلق:یكی از ویژگی های شوهر شایسته آن است كه از نظراخلاقی مهربان، خوشرو و نسبت به همسرش دوستی مخلص باشد.

    حضرت رسول ( ص ) می فرمایند : هرگاه فردی به خواستگاری دخترتان آمد كه از نظر دین و اخلاق شما را راضی می كرد دخترتان را به ازدواج او در آورید.

    3- فعّال و تلاشگر: شوهر باید برای تأمین نیازمندی های مادی و معنوی خانواده اش كوشش و فعالیت نماید. بدترین شوهر كسی است كه در خانه بنشیند و همسرش را برای تهیه مایحتاج خانه به كار وا دارد.
    4- عفّت زبان :
    بیان ، یكی از عوامل تشكیل دهنده شخصیت است. كسی كه در گفتار با كلمات توهین آمیز و فحش و ناسزا دیگران را بیازارد، عفت زبان ندارد. چنین فردی قبل از هر كس همسرش را مورد حمله قرار می دهد و در برابر هر چیزی كه مطابق میلش نباشد به ناسزاگویی می پردازد. بنابراین ، داشتن عفت زبان یكی از خصوصیات یك شوهر شایسته است.
    یك همسر مناسب چه خصوصیاتی دارد؟
    5- سخاوت :
    فردی كه خِسّت و بخل را بر خود و دیگران روا دارد ، شوهر خوبی نخواهد بود. بخشش و فراهم كردن رفاه و توسعه دادن به زندگی خانواده از طریق مال حلال و دست و دل باز بودن، از خصوصیات یك شوهر خوب است. تهیه هدیه و كادو برای همسر از اعمالی است كه یك شوهر شایسته به مناسبت های مختلف انجام می دهد.
    6- مهمان نوازی :
    مردی كه نان خانه اش را كسی ندیده و درِ منزلش را به روی دوستان و اقوام ببندد، همسر خوبی نخواهد بود. این مرد باید بداند همسرش كه در خانه پدر و مادر بزرگ شده و با خویشاوندانش معاشرت و رفت و آمد داشته ، نمی تواند با آنان قطع رابطه كند. بنابراین مهمان نوازی و معاشرت با خویشاوندان از صفات یك شوهر خوب است.
    7- آراستگی :
    همانطور كه شوهر متوقع است همسرش آراسته باشد ، خودش نیز باید به وضع ظاهرش برسد و از نظر لباس و نظافت دقت كافی بنماید. خیلی از مردان به وضع ظاهر خود توجه ندارند و همیشه مورد انتقاد و اعتراض همسر خود قرار می گیرند.
    8- امین بودن :
    مرد باید از هرگونه پنهان كاری یا عدم صداقت با همسرش بری باشد؛ زن ، امین او و او ، امین زن باشد. در این صورت است كه زندگی ، سعادت و خوشبختی را به دنبال خواهد داشت.
    9- اصالت و نجابت خانوادگی :
    از ویژگی هایی كه در شوهر اهمیت خاص دارد ، یكیوراثت و دیگریمحیط است كه اصالت خانوادگی هر دو را در بر دارد. بنابراین دختران باید در نظر داشته باشند فردی را به شوهری برگزینند كه از یك خانواده نجیب و خوشنام بوده و در یك محیط خانوادگی سالم بزرگ شده باشد.
    یك همسر مناسب چه خصوصیاتی دارد؟
    10- عاقل و خردمند :
    یكی از ویژگی های شوهر شایسته ، داشتن هوش و ذكاوت كافی و تخصص است. چنین شوهری آموزش لازم برای اشتغال به كسب حلال را دیده؛ و هر اندازه علم و كمالش بیشتر، و هوش و درایتش زیادتر باشد ، شایسته تر خواهد بود.خلاصه می توان گفت كهزن باید از ازدواج با مردی كه دارای ضد ارزش های زیر است، خودداری كند.

    1- شرابخوار ؛

    2- بد اخلاق ؛

    3- بد چشم و بی بند و بار؛

    4- بدبین (“سوء ظن” ، نه “غیرت”) ؛

    5- خسیس ؛

    6- بدون احساس مسئولیت ؛

    7- تنبل؛

    8- سفیه و ناهنجار؛

    توسط آقای ص - غفاری · 3103 روز 7 ساعت 37 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  3. 0 votes

    خب اين آقا پسر خيلي مرتب بود يعني آراسته بود نه اينكه تيپ بزنه ولي يه تيپ مردونه ولي مرتب داشت بعد به نظرم سنگين ميومد با دخترها خيلي سنگين رفتار ميكرد بعد اينكه آدم مومني به نظر ميومد من از اينكه مومن بود خوشم اومد ازش مثلا تو محرم لباس سياه پوشيده بود كلا آدم موجهي به نظر ميومد بعد اينكه آدم اعلافي نبود مثل پسرهاي ديگه به نظرم هيز هم نبود يعني اگه باهاش حرف ميزدي احساس نمكردي خيلي بد نگاهت كنه كلا آدم با شخصيت به نظر ميومد سيگار هم نميكشيد خب من از اين چيزهاش خوشم اومد كلا دوست داشتم با يه همچين تيپ شخصيتي ازدواج كنم.ولي وقتي باهاش حرف زدم ديدم اين طوري هستش .

    توسط ebadi · 3103 روز 6 ساعت 38 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 4

  4. 1 vote

    سلام
    در جواب اينكه گفتيد اين آقا پسر چه ويژگي همسر ايده آل را داشت.خب اين آقا پسر خيلي مرتب بود يعني آراسته بود نه اينكه تيپ بزنه ولي يه تيپ مردونه ولي مرتب داشت بعد به نظرم سنگين ميومد با دخترها خيلي سنگين رفتار ميكرد بعد اينكه آدم مومني به نظر ميومد من از اينكه مومن بود خوشم اومد ازش مثلا تو محرم لباس سياه پوشيده بود كلا آدم موجهي به نظر ميومد بعد اينكه آدم اعلافي نبود مثل پسرهاي ديگه به نظرم هيز هم نبود يعني اگه باهاش حرف ميزدي احساس نمكردي خيلي بد نگاهت كنه كلا آدم با شخصيت به نظر ميومد سيگار هم نميكشيد خب من از اين چيزهاش خوشم اومد كلا دوست داشتم با يه همچين تيپ شخصيتي ازدواج كنم.ولي وقتي باهاش حرف زدم ديدم اين طوري هستش .

    توسط ebadi · 3103 روز 6 ساعت 36 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 4

  5. 1 vote

    دوست عزیز

    انجام هر کاری بدون در نظر گرفتن هدف امکان‏پذیر نیست.ورزشکار تمرینات ورزشی را به خاطر تندرستی انجام می‏دهد و بیمار داروی تلخ پزشک را می‏خورد تا سلامت جسم را دوباره به دست آورد.بنابراین تشکیل خانواده و پیوند دو انسان نیز نمی‏تواند بدون هدف انجام گیرد.
    مطالعه آیات قرآن این واقعیت را آشکار می‏کند که هدف از ازدواج و پیوند دختر وپسر وصول به آرامش و سکون است.خداوند در قرآن می‏فرماید:و جعل منها زوجها لیسکن الیها- یعنی خداوند پیوند ازدواج را به خاطر وصول به سکون و آرامش به وجود آورد.
    عده‏ای از روان‏شناسان دوره جوانی را به دریایی که دچار طوفان شدیدی شده است تشبیه کرده‏اند، زیرا در این دوره جسم و روان دختران و پسران دچار التهاب و هیجان می‏گردد.حال برای تسکین این التهاب‏ها چه باید کرد؟کدام عامل می‏تواند این هیجان طبیعی را آرامش ببخشد؟
    پس ازدواج کردن باید هدف دار باشه شما باید درمورد هدفهای زندگیتون حرف بزنین نه اینکه کارهای الکی وبیهوده زده بشه که دراخر با تشکیل زندگی به بن بست بخورین پیشنهاد میکنم که یک باردیگه به صورت جدی به این پسر تذکر دهین که از این حرفا دست بکشد ودر صورت انجام دادن حرفایی شما میتونین به رابطتتون پایان دهین ………….
    منتظر حاصل حرفاتون در اینده خواهم ماند ………

    توسط آقای ص - غفاری · 3103 روز 2 ساعت 12 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  6. 1 vote

    سلام
    مرسي از راهنمايتون ولي ببخشيد ,اين آقا پسر من توي اين يه هفته هرچي بهش تذكر ميدادم بدتر ميشد بهش ميگفتم خوب اين حرفها چيه تو به من ميزني ميگفت من تو رو مثل خانمم ميبينم بعد دوباره انگار نه انگار كه من بهش چي گفتم بعد بهش ميگفتم باباجان براي ابراز احساساتت يه چارچوب بزار ميگفت احساسات چار چوب نداره بوس يه نوع هم احساسي هستش بعدش كه ناراحت ميشد ميگفت تو سردي من و هم سرد ميكني اين اصلا خوب نيست ميگفت تو خونمون هم ازم خجالت ميكشي؟بعد ميگفت من از زنهاي سرد و خجالتي و كسايي كه حرف گوش نميكنن خوشم نمياد بعدش به نظرتون براي آشنايي براي ازدواج اون نبايد به خانوادش بگه خوب من از يه دختري خوشم مياد ميخوام براي آشنايي بيشتر باهاش حرف بزنم ولي اون همش ميگفت به موقعش ميگم ميگفت سه تا از خواهر و برادرهام نامزدن خوب اين بهونه نيست به نظرتون بعد ميگفت من هر چي انتخاب كنم مامانم قبول ميكنه.به نظرتون اون قصدش فقط دوستي نبوده آدم اگه قصدش ازدواج باشه اين طوري رفتار ميكنه؟

    توسط ebadi · 3103 روز 1 ساعت 53 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 4

  7. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    به صورت جدی بهت میگم که شما به درد هم نمیخورین تو توی یه دنیای دیگه هستی اونم توی یه دنیای دیگه ……..
    درصورت ادامه داشتن این مسئله شما به مشکل خواهی خورد این رابطه ازبین بره واسه شما بیشتر سود خواهد داشت باتوجه به نجابتی که شما دارین این پسربه درد شما نخواهد خورد
    موفق باشین سوالی بود درخدمتتون خواهم بود

    توسط آقای ص - غفاری · 3102 روز 12 ساعت 30 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  8. 1 vote

    سلام
    با عرض پوزش که دوباره مزاحم میشم.من جدیدا وقتی این آقا رو می بینم هول میکنم دوس ندارم که این طوری بشه دوست دارم طبیعی رفتار کنم ولی نمی دونم چرا خجالت میکشم ازش نمی خوام با ضایع بازی کسی تو دانشگاه بفهمه ول یه دفعه انقدر بد شد که دو تا از دوستام بهم شک کردن دست خودم نیست ازش خجالت میکشم و این خجالت وقتی بیشتر میشه که احساس میکنم من بی جنبه بودم و اینکه در آخر با این که میدونم اون چقدر آدم بدجنسی ولی هر روزی که میرم دانشگاه دوس دارم ببینمش احساس میکنم هنوز دوسش دارم احساس پشیمونی میکنم و اینکه هر روز در انتظارم که بهم زنگ بزنه یا اس بده میشه من و راهنمایی کنید از خودم دیگه داره بدم میاد به سرم زده دیگه دانشگاه نرم از اون طرفم میگم برای کسی بمیر که برات تب کنه هر روز میگم من که اصلا تا حالا به هیچ پسری رو ندادم چرا عاشق این شدم میگم من خیلی بدشانسم دوس دارم به حال خودم فقط گریه کنم.

    توسط ebadi · 3096 روز 1 ساعت 55 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 4

  9. 1 vote

    ebadi ;,

    در مورد ایشون باید روانپزشک توضیح بده چون از ثبات برخوردار نیست…شاید عاملش هیجان و علاقه زیاد باشه …
    که در این موردم باید خودار باشه و به قول معروف زود پسرخاله نشه …
    به هرحال رفتار شما قابل توجیهه وباید در مورد ادامه این ارتباط تجدید نظر کنید…
    حتی اگرم ایشون از هیجان به این رفتارها دچار شده باشه ، باید بتونه خودشو کنترل کنه …
    مخصوصا” که شما یک هفته است که آشناشدید و باید در مسایل مهمتری صحبت کنید …
    در مورد رفتار ایشون میتونید مشاوره کنید … تا بیشتر راهنمایی بشید

    مشاوره آنلاین با شماره تلفن های :
    ۸۸۴۲۲۴۹۵
    ۸۸۴۷۲۸۶۴
    سایت تخصصی مشاوره
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 2986 روز 6 ساعت 37 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  10. 0 votes

    سلام بی زحمت یه سوال دارم اگه راهنماییم کنید واقعا ممنون میشم.
    من دانشجوی ترم آخر کارشناسی مهندسی هسم یکسال پیش یه آقایی که ایشون هم مهندسی رشته دیگه ایی رو میخوندن و الان در مقطع ارشد دانشگاه دیگه ای هستن از طریق یکی از سایتهایی که هردومون عضو بودیم به من پی ام دادن که میخوام ی صحبتی باهتون داشته باشم که چون از ترم اول به شکل کلی ایشون رو میشناختم که آقای موجه و آروم و سربزیر و درسخون و با اراده ای هستن گفتم بفرمایید که ایشون هم به همون شکل مجازی بهم گفتن که سه ساله شما رو زیر نظر گرفتم و قصدم ازدواجه نه دوستیو از این حرفا منم با یه وقفه تقریبا دو روزه قبول کردم که فقط با ایشون آشنا بشم البته اونموقع هم قرار شد که همدیگه رو ملاقات نکنیم و یسری حدودی رو رعایت کنیم ایشون چن وقت بعد یه دانشگاه خیلی خوب ارشد قبول شدن که همون موقع گفتن برا دکترا خارج از کشور میرن و از طرفیم هردومون فرزند آخر خونواده ایم و شرایط ازدواج رو نداریم و ممکنه تا زمانی که ایشون بخوان برن هم فراهم نشه از طرفیم ایشون قبلا رابطه دوستی داشتن که بخاطر همین احساس عذاب وجدان میکنن و خودشونو لایق منم نمیدونن و هرچقد توضیح میدم ک گذشته رو فراموش کنن نمیتونن یه موضوع دیگه اینکه ایشون خیلی گرم مزاجند و من سرد مزاج از این بابت هم میترسیم و مشکل خود ارضاییم داریم که من به ایشون نگفتم ولی ایشون مطرح کردن(البته معذرت میخوام که اینقد صریح مطرح میکنم)بخاطر همین موضوع ایشون نگرانن و حتی توی این یکسال یکبار هم همدیگه رو ملاقات نکردیم ایشون میترسن که اگه ملاقات کنیم بخوان که دستمو بگیرن یا ببوسن و چون من کاملا با این موضوع مخالفم نمیخوان که منو تحت فشار بذارن از طرفیم علاقه شونو خیلی راحت مطرح نمیکنن و دلیلیم که مطرح میکنن اینه که تا قبل از ازدواج نمخوام وابستم بشی!بنظرتون میشه وابسته نشد اونم برای دخترا!ولی من ایشونودوس دارم خیلی مودبن تاحالا نشده که حرفی بزنن ناراحت بشم و بلافاصله عذرخواهی نکنن برام احترام قایلن.نگرانم نمیدونم چیکارکنم بنظرتون ممکنه ما به نتیجه برسیم؟؟؟؟؟راهنماییم کنید لطفا

    توسط hannaneh · 2309 روز 10 ساعت 14 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • اول از همه باید برای آشنا شدن در جایی عمومی و شلوغ قرار گذاشته بشه و بهتره در این مورد قاطع باشید اتفاقا" نوع رفتار اولیه ایشون مشخص خواهد کرد ... هر چند چنین روابط و آشناییهایی به هیچ وجه پیشنهاد نمیشه چون کسی نمیدونه چه کسی برای ملاقات با شما خواهد امد

      توسط مدیریت سایت · 2309 روز 1 ساعت 10 دقیقه قبل

  11. 0 votes

    درست منظورمو متوجه نشدید با ایشون هم دانشگاهی بودم فقط ایشون یه رشته دیگه ای بودن که چون درسشون خیلی خوب بود ترم اول که بودیم از طرف دانشگاه باهاشون موافقت شده بود که بتونن رشته دوم هم بخونن که ایشون هم حدود یک ماه همکلاسی ما بودن ولی بعدش بخاطر تداخل درسی منصرف شدن و رشته خودشونو ادامه دادن

    توسط hannaneh · 2308 روز 7 ساعت 17 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است