پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » دروغ برای ازدواج
0 امتیاز
Vote Con!
حل شده

دروغ برای ازدواج

کمک،کمک

14 سالم بود که ب زور خونواده ازدواج کردم.نامزدم ب هر بهونه ای کتکم میزد.چون نامزد بودیم رابطه ای به اون شکل نداشتم و دخترم هنوز و جدا شدیم بعد 9 ماه
خیلی اسیب دیدم با اون سن کمم.بعدش تصمیم گرفتم با پسر رفیق شم تا بلکه تو زندگیم تغیری داده باشم.ولی بهتر نشده ک بدتر شده…
بیشتر از یه ساله ک با یه پسر اشنا شدم..خیلی پسر خوب و با خداییه.بخاطرش نماز خون شدم..دیگه ارایش نمیکردم..خودمو مال اون میدونسم.خیلی همو دوست داریم..بهش قضیه نامزدمو گفتم و اوایل فقط یه ذره ناراحت شد و چیزی نگف.ولی قضیه رفاقتم با پسرای دیگه و بهش نگفتم.بعد 4 ماه اشناییمون یه نفر رفت بش گفت که کم قبل اون با چند تا پسر رفیق بودم..اومد بم گفت و من از ترس از دست دادنش دروغ گفتم بش و گفتم حرف الکیه و من با کسی رفیق نبودم..ی خورده گذشت و دیگه مطمعن شد ک رفیق داشتم..یک هفته بام برخورد بدی داشت و خیلی عصبی بود. بعدش با خواهش های من یکم بهتر شد.ولی همش دعوام میکنه ک چرا دنبال اون پسرا بودی.اون خودش قبل من کسی و نداشته..برای همین خیلی واسش سخته هضم این چیزا.هم برای خودش هم خونوادش.
اون از همون اول همه چیزو به خونوادش گفت اونام ب زور خواهش های اون راضی شدن.
من بهش دروغ گفتم…گفتم کسی بم دست نزده ..چه نامزدم چ اون پسرا.حتی یه بوس!!!ولی رابطه ی کم وبیشی داشتیم باهم
واون ته دلش باور نمیکنه..ولی هنوز باهام هست.میگه تو بهم دروغ میگی.اگه بش بگم ک این چیزا رو یک سال مخفی کردم و بهش دروغ گفتم ترکم میکنه.چون واقعا رو این سری مساعل خیلی حساسه..اگه نگم وجدانم اروم نیس..بخاطر اینکه فهمید فقط رفیق بودیم این کارا روکرد و اون همه دعوام کرد.اگه بوسه و …این چیزارو بفهمه میره و تنهام میذاره
همش بم میگه واقعیت همه چیو بم بگو و من میترسم.یه ماه دیکه میان خاستگاری و تا حالا منتظر سالگرد اقوامشون بودن ک نیومدن.شما بم بگین چکارکنم؟بعد یه سال اگه همه چیو بگم ولم میکنه با اینکه خییلی دوسم داره.میگین چیکار کنم و چ رفتاری باش داشته باشم؟من 19 سالمه الان

توسط shohreh-18 درازدواج · پاسخ 3263 روز 21 ساعت 25 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

 

پاسخ (9)

  1. 0 votes

    جواب من. نمیدید؟؟خیلی دوسش دارم..خیلی بم مشکوک شده و همه ی حرفمو دروغ میدونه..میگین واقعیت و بگم بش؟

    توسط shohreh-18 · 3263 روز 19 ساعت 26 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

  2. 0 votes

    سلام. خوبید؟ از اینکه این سایت رو برای پاسخ به سوالت انتخاب کردی، ممنونیم. میخوام یه کم بیشتر با هم حرف بزنیم. یه چیزهایی هست که لازمه برا مقدمه برات بگم تا یه نتیجه گیری کنیم برای سوالی که پرسیدی.
    همه ی این توضیحاتی که دادی رو بزار کنار. منظورم همین موضوعی رو که باهاش درگیری. و اون دروغی که به نامزدت گفتی رو میگم. حتی الان که میخوایم با هم حرف بزنیم. به نامزدت و …. فکر نکن.
    میخوام یه سوال ازت بپرسم خیلی جدی و مهم . راست و حسینی جوابمو بده.(البته منظورم اینه که پیش خودت جواب بده) تو این قضایا و ارتباط هایی که داشتی. از 14 سالگی تا الان خـــــــــــدا کجای زندگیت بوده؟؟؟؟ یعنی الان که گفتی به نامزدت دروغ گفتی یهویی یاد رابطه ات با خدا افتادم .آخه میدونی گفتی به خاطر نامزدت نماز خون شدی و آرایش نکردی. میخوام بدونم به خاطر خدا چی کار کردی؟؟؟؟ برای جبران این قضیه پیش خدا چه کار کردی؟؟؟؟ اگه بخوایم از حق نگذریم. قبل اینکه بخوایم به مسئله دروغی که به نامزدت گفتی فکر کنیم باید به حلال و حرومی که تو این رابطه ها پیش خدا مرتکب شدی فکر کنیم.
    اینا رو به خاطر این نمیگم که ناراحتت کنم. فقط خواستم یه یادآوری کوچیک بکنم که رابطه داشتن با نامحرم گناهه، حالا چه یه ذره چه دو ذره. به کیفیت و کمیتشم ربطی نداره. از اون نظر این روابط حرام و گناهه، چون حرمت و حکم خدا زیر پا گذاشته میشه. این حرفها و به قولی اعترافهایی که تو الان اینا نوشتی رو یکی هست که از سیر تا پیازشو میدونه.
    سوره بقره آیه 108 : « اعمال زشت خود را از مردم پنهان می دارند اما از خدا پنهان نمی دارند. و به هنگامی که در مجلس شبانه سخنانی که خدا راضی نبود می گفتند، خدا با آنها بود و خدا به آنچه عمل می کنند احاطه دارد.»
    اول و آخر هم ما باید پیش خودش جواب پس بدیم. خود خدا صاحب ماست. خودشم باید ببخشه.
    انسان ممکن الخطاست. ولی مهم وضع فعلی ماست. برو حسابت رو با خود خدا صاف کن. ستارالعیوب خداست. اگه خدا ببخشه. اگه خدا قبول کنه توبه بنده شو. خودش برات میشه پرده. مهم اینه که الان وقتی یاد اون روزها می افتی حس و حالت چه جوری باشه. خوشت میاد یا حالت به هم میخوره. پشیمون شدی به خاطر اون اشتباهاتت یا نه؟؟؟
    میخوام باهات راحت تر باشم. وقتی میگم برو حساب و کتابت رو با خدا صاف کن، وقتی میگم بگرد تو دلت ببین حس و حالت الان از او اشتباهات گذشته ات چیه، (راستی اصلا قبول داری ارتباط با نامحرم اشتباه و گناه هستش یا نه؟!!!) اینکه میگم بگرد ببین پشیمون شدی یا نه؟ اینکه میگم برو و از در توبه با خدا وارد شده همه ی اینا یه مقدماته. مقدمات برا همین سوالی که پرسیدی. تازه پذیرفته شدن توبه هم یه مقدماتی داره که امام علی(ع) مراحلش رو اینجوری ذکر می کنند: 1- اول اینکه واقعا پشیمون شده باشی از این گناهی که کردی، از این لذت حرامی که بردی؟(یعنی تو ذهنت وقتی یادش میافتی خوشت میاد یا از اون اتفاق و کاری که کردی حالت به هم میخوره؟!!! 2-دوم اینکه عزمت رو جزم کنی که طرف گناه نری 3- سوم اینکه تصمیم بگیری که در این مدت فرایضی که از تو قضا شده رو جبران کنی. مثلا حد و حدود شرعی حجاب و روابط با نامحرم رو تمام و کمال رعایت کنی و واجباتت رو انجام بدی(اون هم به خاطر خود خدا نه کس دیگه ای) 4- چهارم اینکه تصمیم بگیری که در اثر این گناه و در این مدت اگه حقی رو از کسی ضایع کردی جبران کنی 5- پنجم اینکه تصمیم بگیری حتی گوشتی که از لذت این گناه در روح و جسمت روییده رو آبش کنی .6- و ششم اینکه تصمیم بگیری که به نفست بچشونی، مشقت طاعت رو، همون طوری که لذت معصیت رو بهش چشوندی.
    نخواستم اینا رو بگم که اذیتت کنم و یا بهت بگم که چه راه سختی رو در پیش داری و یا اینکه دین رو سخت بهت نشون بدم. فقط فقط منظورم اینه که به جای اینکه بخوای یه مدلی رفتار کنی که نامزدت ناراحت نشه. نذاره بره اول از همه بیا یه جوری با خدا رفتار کن تا خدا تو رو از در خونش بیرون نندازه. بیا و رفتارت رو با خود خدا درست بکن. اون وقت میبینی که خود خدا همه چی رو درست میکنه. خود خدا جرات و آرامش و اطمینان و قوت قلبی بهت میده که دیگه از گفتن حقیقت نترسی. خود خدا یه کاری میکنه تا زندگیت تغییر پیدا کنه. اون وقت میبینی که نیازی به داشتن رابطه حرام با نامحرم نداری تا زندگیت تغییر کنه. اصلا وقتی خود خدا توبه آدم رو قبول کنه فاصله ای میندازه بین بندش و اون گناه که انگار اون گناه رو مرتکب نشده. اگه راست و حسینی بری جلو و رابطه ات رو با خدا درست کنی. اون وقت باکیت نباشه و همه چی حل میشه. خود خدا گفته. سوره بقره آیه 110 :« کسی که کار بدی انجام دهد یا به خود ستم کند سپس از خداوند طلب آمرزش نماید خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت».
    همه ی اینهایی که گفتم یه مقدمه بود برای این حرفی که میخوام بزنم. اگه همه ی کارهای بالا رو انجام بدی. یعنی واقعا توبه کنی… خوب کسی هم که توبه کنه و خداوند توبه اش رو بپذیره مثل بچه ای میمونه که تازه متولد شده و اصلا گناهی مرتکب نشده، خداوند هم فاصله ای میندازه بین تو و گناهت و خودش آبروی تو میشه. و تو هم از خدا بخواه که آبروتو حفظ کنه و در آینده مسئله ای برات پیش نیاد. یعنی فراموش کن هرآنچه در گذشته به اشتباه مرتکب اون شدی. و جبران کن حال و آینده ات رو .و اصلا نمیخواد به زبون بیاری. ولی یادت باشه اینجا یه قضیه ای خوابیده و اون اینکه به خاطر خود گناه و به خاطر خود خدا توبه کن. نه به خاطر اینکه میخوای ازدواج کنی و نه به خاطر آینده ات و نه حتی به خاطر عذاب وجدانت. فقط به خاطر خود خدا و فقط به خاطر اون فعل حرام. این مسئله اخلاصت رو هم تقویت میکنه. این از این.
    اگه بعد قبول مقدمات بالا و صاف کردن دلت با خدا، بعدش همین نامزد محترم دوباره پاپی شدن و پرسیدن از روابط قبلیت، محکم و استوار و با توکل به خدا بهش بگو. اگه اهل دل باشه وقتی اثر توبه رو تو چهره تو ببینه، اگه پشیمونیت رو تو کلامت ببینه، وقتی ببینه که به خاطر خدا عوض شدی اون وقت انشاالله حرفت رو قبول میکنه. اگر هم قبول نکرد، با هم یگیم قبول نکرد که نکرد. شما که از آینده ات نگران نیستی. چون به خدا توکل کردی. و می دونی که خود خدا برات جبران می کنه. شاید تلخ باشه ولی یه پایان تلخ بهتر از شروع یه زندگی تلخ و بی پایانه. برات قلبی خدایی و زندگی بر مدار صداقت و راستی و درستی رو آرزو می کنم.
    اگه باز سوالی داشتی می تونی بپرسی، اگر نه خوشحال میشیم گزینه «حل شده» رو انتخاب کنی و تو نظرسنجی ما هم شرکت کنی. باتشکر

    توسط خانم زهرا عباسی · 3263 روز 19 ساعت 6 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  3. 0 votes

    سلام..واقعا ممنون که جوابمو دادی..خیلی خوشحال شدم.من خیلی وقته ک توبه کردم و واقعا از ته دلم پشیمونم.خیلی غصه میخورم و میگم ای کاش با هیچ پسری دوس نمیشدم ک الان بخوام دروغ بگم.از وقتی فهمیده دروغ میگم بش رفتارش باهام خیلی عوض شده.خیلی ترس اینو دارم ک تنهام بذاره.خیلی تو زندگیم شکست خوردم ..هر شب باگریه میخوابم.اگه واقعا از دستش بدم نمیدونم چ بلایی سرم میاد.
    اگه ک بش بگم بعد یک سال میگه چرا تا حالا نگفتی.چرا یک سال با دروغ باهام بودی..نمیدونم واقعا

    توسط shohreh-18 · 3262 روز 20 ساعت 9 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

  4. 0 votes

    من کاملا مطمعنم ک بگم اگه میره..میگه چرا تا حالا نگفتی..چرا یک سال با دروغ باهام بودی..ولی چشم.امشب میگم بش..ب امید خدا

    توسط shohreh-18 · 3262 روز 20 ساعت 1 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

  5. 0 votes

    سلام. گفتم اگه پرسید بهش بگو.
    بعدشم مگه قرار نبود توکلت به خدا باشه. اگه واقعا از دستش بدم چه بلایی سرم میاد یعنی چی؟؟؟ چرا اینقدر خودتونو وابسته بی خودی به هم می کنید. مطمئن باش اگه اینقدر به هم وابسته می بودید به خدا توسل و توکل می کردی ابور کن اوضاعت خیلی بهتر بود ودیگه هرشب به جای گریه و غصه با یه قلبی آروم و مطمئن می خوابیدی . قلبی که نور خدا رو توش داره.
    برایت دعا می کنم ای کاش خــــــــــــــــــــــدا از تو بگیرد هر آنچه که خــــــــــــــــــــــدا را از تو می گیرد.
    یاعلی

    توسط خانم زهرا عباسی · 3262 روز 19 ساعت 23 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  6. 0 votes

    باور کنید خیلی ب خدا اعتقاد داشتم..حتی وقتی او ن اومده توزندگیم ب خدا بیشتر نزدیک شدم.
    ازم پرسید همه ی این چیزایی ک تو گفتی بم دروغ بوده..؟؟گفتم اره..خیلی عصبانی شد و رفتارش خیلی عوض شد.گفت چرا تا حالا نگفتی؟چرا یک سال منو مسخره کردی و..ازین حرفا.
    بش گفتم اگه نمیتونی کناربیای من حرفی ندارم.گفت نه نمیتونم کنار بیام.خیلی اسرار کردم ک ببخشه منو..ولی فایده نداشت.باهاش خدافظی کردم.ولی اون خدافظی نمیکنه و فقط هی اس ام اس میده ک واقعا دلت اومد بم دروغ گفتی..منی ک انقد دوست داشتم و بخاطرت جلو همه وایسادام و..خدایا شکرت..حداقل وجدانم راحته الان.همه چیو سپردم دست خدا..
    واقعا مرسی از حرفاتون
    باز میگم بهتون که چی شده.برگشت یا نه..

    توسط shohreh-18 · 3262 روز 1 ساعت 49 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

  7. 0 votes

    سلام شهره جان. خوبی؟
    به این ایمان و اعتقاد و استواریت با توجه به این سنت غبطه می خورم . و بهت تبریک میگم. آفرین میگم بهت. مطمئن باش الان پیش خدا عزیزتر شدی. خانمی مراقب عزت نفست باش. طوری نشه که بخوای به خاطر اینکه با اون باشی به پاش بیفتی و التماسش رو کنی. برای اینکه تو سوء تفاهم نیفته شاید لازم باشه تمام حقیقت رو بدونه که فکر بد در موردت نکنه. مثلا بدونه که حد و حدود رابطه تون در چه حد بوده. البته نمی خواد سیر تا پیاز قضیه رو براش تعرف کنی. مهم اینه که بدونه تا چه حدودی بوده.
    از طرف خودت بهش بگو من متوجه اشتباهات خودم شدم. پیش خدا هم توبه کردم و خدا هم به من قوت قلبی داده که دیگه طرف گناه هم نرم. وقتی انسانی هم توبه میکنه دیگه نیازی نیست اشتباهات گذشته اش رو بیاد و جار بزنه. مهم اینه که حسابشو با خدا صاف کنه. اگر بهت نگفتم چون خدا ستار العیوب و خودش میدونه که من چه کردم و با توبه و پشیمونی که به درگاهش داشتم انشاالله فاصله ای میندازه بین من و گناهانم. الان هم که بهت گفتم به خاطر اصرارهایی بود که می کردی. من دارم سعی می کنم گذشتمو جبران کنم. و بر این راه استوارم. خدا به اون خداییش منو با آغوش باز پذیرفته و راه توبه رو به روی من نبسته. من امیدم به خداست . از بابت نگفتن حقیقت هم ازت معذرت خواهی می کنم و امیدوارم با بزرگواریت منو ببخشی. اگر هم نه برام دعا کن که تو این راه سعادت باقی بمونم و منحرف نشم.
    امام حسین (ع) وقتی حر توبه کرد و برگشت بخشیدش. منم برگشتم به امید بخشش.
    البته شهره خانم ایشون الان عصبانیه. وقتی مردها عصبانی هستن، بهتره فقط در مقابلشون سکوت کنی. سکوت بهترین راه برای اینه که به حالت عادی بگرده. و آروم بشه. شما فقط عذرخواهیتو بکن. همین الان نباید باهاش بحث و یا پاپی بشی. بخوای که هی توضیح بدی. بذار وقتی کمی آروم شد بعدا در قالب همون پیامک بهش بگو. برای اینکه خودت هم اذیت نشی و عزت نفست حفظ بشه و خدایی نکرده تو احساسات گیر کنی سعی کن قرار ملاقات باهاش نزاری. بگو اگه منو بخشیدی و میتونی چیزهایی که از گذشته من میدونی رو فراموش کنی و کمکم کنی که آینده مو بسازم. میتونی با خانواده تشریف بیاری. اگر هم نه که برات دعا می کنم خوشبخت بشی تو هم برای من دعا کن.
    اینجوری بهتره. موفق باشی

    توسط خانم زهرا عباسی · 3262 روز 10 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  8. 0 votes

    سلام عزیزم.خوبم..
    حرفاتونو بهش گفتم.گفت خدا بزرکه و میتونه ببخشه..من نمیتونم ببخشم.با اینکه داغون شدم ولی بهش گفتم باشه و ایشاله خوشبخت شی و…
    نمیدونم چرا..ولی یه حسی ته قلبم میگه او برمیگرده و میبخشه.نمیدونم چرا.شاید زیاد دوسش دارم و دارم الکی ب خودم امیدمیدم
    خیلی ممنونم از حرفاتون//خیلی بهم کمک کرد.خیلی اروم شدم
    هم خودتون هم سایتتون عالیه..اگه برکشت یا چیزی گفت باز میام و باهاتون مشورت میکنم.ممنونم بازم
    از خدا میخوام کمکم کنه ک انقد ناراحت نباشم..خدایا شـــــــــــــکرت…

    توسط shohreh-18 · 3261 روز 20 ساعت 2 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

  9. 0 votes
    پذیرفته شده

    با آرامش و ایمان راسخ بخوان :

    ««« و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی قدرا »»»- سوره طلاق آیه 3

    و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد، و هر کس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می کند، خداوند فرمان خود را به انجام می رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.

    توسط خانم زهرا عباسی · 3261 روز 19 ساعت 38 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است