پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » حل مشکلات خانوادگی
1 امتیاز
Vote Con!

حل مشکلات خانوادگی

خانواده

31 سال سن دارم حدود 18 سال پیش ازدواج کردم دارای 3 فرزند هستم از زندگی با همسرم راضی هستم جز مشکلاتی چند که دوست دارم حل بشه .از زمانی که شوهرمو شناختم مواد مصرف میکرد اوایل تفریحی بعد هر روز چندماهی ترک میکرد بعد دوباره شروع میکرد اوایل خیلی حساس بودم بعد به نظرم اومدضرری واسه زندگیمون نداره دیگه گیر ندادم راحتش گذاشتم اما حالا از هر رفت وامد وتفریحی فراریه دوست داره با کسی در ارتباط نباشه همیشه یا باید تنها به تفریح بریم یا کاری میکنه اصلا نریم .سرهر بحثیم حقو به خودش میده و بقیه مقصرند اشتباهاتشو قبول نداره اگر هم زیاد بهش گیر بدیم راه قهر وحرف نزدن وکم محلی کردنو در پیش میگیره تا اخرش کم بیاریمو دنبالشو نگیریم رفتاراش منو کلافه کرده ولی نمیتونم باهاش قهر کنم بعد هر دعوا اگه مقصرم نباشم باید برم منت کشی تا بیخیال بشه از این رفتارم اصلا راضی نیستم خیلی بهم توهین میشه ولی چاره ام ندارم .بچه ها به چشم پدر بهش نگاه نمیکنن رابطشون با پدرشون سرده خیلی بی تفاوت مثل هم خونه تا خونواده. احساس میکنم بینمون فاصله افتاده و هرروز داره بیشتر میشه خیلی خسته شدم نیاز به راهنمایی دارم لطفا کمکم کنید من زندگیمو دوست دارم با همه بدیهاش
ممنون

توسط sadaf62 درازدواج · پاسخ 1877 روز 19 ساعت 57 دقیقه قبل

سوال: 2 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

 

پاسخ (2)

  1. 1 vote

    سلام دوست عزیز
    کليد اصلي درمان اين افراد ايجاد انگيزه براي تغيير است يعني با صحبت ها و رفتارمان روي فرد وابسته به مواد جوري تاثير مي گذاريم که او انگيزه لازم را براي تغيير روش زندگي پيدا کند.

    همانطور که ذکر کرديم تغيير در فرد يک شبه به وجود نمي آيد و مثل جراحي نيست که فرد بيهوش شود و روي بيني وي جراحي شود و شکل بيني تغيير کند بلکه تغيير نيازمند صرف زمان و انرژي است و هسته اوليه و انرژي اين تغيير از درون فرد منشا مي گيرد که در اين حالت فرد احساس مي کند رفتار اعتيادي اش در زندگي اش تاثير سوء گذاشته است.

    در شروع رفتار اعتيادي فرد ممکن است مشکل را ناديده انگارد ولي بعد از مدتي اين مشکل آن قدر روي زندگي او تاثير مي گذارد که نمي تواند اثرات آنرا ناديده بگيرد.

    به عنوان مثال فردي که ماده مخدر يا محرک را استفاده مي کند ابتدا پول کمي را براي مصرف مواد مي پردازد ولي بعدها به دليل پديده تحمل مجبور است هزينه بيشتري براي تهيه مواد پرداخت کند و بالاخره زماني فرا مي رسد که بايد تمام حقوق خود و حتي بيشتر از آن را براي خريد مواد بپردازد و اين موقع زمانيست که او به فکر مي افتد رفتار مصرف مواد روي زندگي او تاثير گذاشته و بايد تغييري در رفتار خود ايجاد کند.

    در همين مثال در مي يابيم که رسيدن به اين مرحله تفکر روي تغيير رفتار ممکن است بسته به ميزان درآمد فرد در عرض دو ماه روي دهد يا اگر فردي درآمدش زياد باشد سالها طول بکشد و پس از ورشکستگي به فکر تغيير بيافتد.

    در نظريات جديد پديده تغيير را به پنج مرحله تقسيم کرده اند:

    1. مرحله اول مرحله پيش تامل گفته مي شود. در اين مرحله فرد در مورد رفتار خود اصلا فکر نمي کند و مشکلي نمي بيند و آنقدر از مصرف مواد احساس خوبي به او دست ميدهد که ساير مسائل به نظر او بسيار پيش وپا افتاده است و سرخوشي او به حدي است که به چيز ديگر اهميت نمي دهد و وقتي معمولا در مورد ضرر و زيان رفتار مشکل ساز با او صحبت مي کنند حالت دفاعي به خود مي گيرد.

    در اين مرحله وظيفه ما به عنوان کسي که با او زندگي مي کند ( حالا همسر باشد يا پدر يا مادريا هر کس ديگر ) دادن آگاهي به او است تا کم کم تشخيص بدهد مشکلي وجود دارد و اين افزايش آگاهي بايد در غالب جملات خبري و با حالت احساسي و هيجاني کم و کنترل شده باشد تا فرد وابسته به مواد را از خود نرانيم. اگر اين خبرها را با هيجان زياد و دعوا بيان کنيم باعث درگيري و کناره گيري فرد معتاد از خودمان مي شويم.

    لازم است اين جملات خبري در مورد آثار سوء مصرف مواد در زمان مناسب هم ادا شود مثلا فکر کنيد فردي وابسته به الکل است و تحت تاثير الکل مست است و وقتي به خانه بر مي گردد همسرش با گريه و دعوا شروع مي کند از مشروب خواري او انتقاد مي کند و چون فرد مست است کارشان به کتک کاري مي کشد.

    در حاليکه همسر اين فرد بايد درست در آن لحظه سکوت مي کرد و منتظر مي ماند که مستي از سر شوهرش بپرد و سپس در مورد اجاره عقب افتاده يا بيماري فرزندش صحبت کند و يا از احساس بد خودش بگويد و ياد آوري کند : “رفتار تو روي زندگي من تاثير گذاشته است و من ديگر نمي توانم اين حالت را تحمل کنم.” و وقتي اين عبارات را بيان مي کند بايد سعي کند جوري بيان کند تا کمترين احساس و هيجان وارد کلمات بشود و در عين حال بسيار جدي و قاطع باشد و پيغام دروني فرد را برساند و بيش از يک بار نيز تکرار نشود.

    شايد يکي از خصوصيات ما ايراني ها اين باشد که در وجود ما چانه زني و تعارف خيلي زياد است و براي بيان منظورمان يا گرفتن امتيازاز طرف مقابلمان مجبور باشيم يک عبارت را چندين بار تکرار کنيم.

    گاهي تهديد هايي مي کنيم که به آنها عمل نمي کنيم مثلا پدري که از رفتار فرزند خودش ( مصرف مواد ) ناراضي است او را تهديد مي کند که اگر يک بار ديگر مواد مصرف کند او را از خانه بيرون مي اندازد و همه ما مي دانيم و آن فرد معتاد ميداند که پدرش به احتمال 99درصد اين کار را انجام نمي دهد و اين صحبت تنها فرزند را از پدرش دور مي کند و اعتبار حرف پدر را كم مي كند در حاليکه اين پدر در زمان مناسب يعني زماني که حال پسرش بهتر است مي تواند دوستانه به او بگويد که ” با اينکه او را خيلي دوست دارد و دلش مي خواهد همه چيز را براي او تامين کند ولي از پس هزينه زياد او بر نمي آيد و علي رغم ميل باطني اش مجبور است پول توجيبي او را کم کند و در واقع به فرد دوستانه و همدلانه آگاهي اين را داده که رفتار او منجر به افزايش هزينه خانواده شده است و بهتر است در رفتار خود تعديل ايجاد کند و بعد از آن به اين تهديد واقع گرايانه عمل کند نه آن که اين تهديد در مرحله حرف بماند تا جديت او به پسرش ثابت شود.

    با نمونه ذکر شده به خوبي متوجه مي شويم که رفتار هيجاني و عصبانيت نه تنها کمکي به ما نمي کند بلکه باعث مي شود فاصله بين ما و فرد وابسته به مواد بيشتر شود و به حرف ما گوش نکند. گاهي وقت ها هم اين صحبت ها حتي اگر از روي مهر و محبت ابراز شود جنبه نصيحت پيدا مي کند و براي فردي که در مرحله پيش تامل است و فکر مي کند رفتار او مشکل ساز نيست اين نصيحت ها بسيار خسته کننده است و فرد را از بستگان خود دورتر مي کند و فرد وابسته به مواد فکر مي کند کسي قادر به درک او نيست .

    توسط آقای ص - غفاری · 1877 روز 9 ساعت 26 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 1 vote

    sadaf62
    خب هر زندگی نوایی داره و نوای زندگی شما اینطوری نواخته شده و باید مثل بقیه مردم در این زندگی صبوری کنی … بهترین پایگاه تو در این زندگی بچه ها هستن و باید در تربیتشون خیلی تلاش کنی … در ضمن وقتی مردی قهر میکنه خیلی از نظر روانشناسی واسش بهتره چون در این حالت احساس آرامش میکنه و دقیقا” این برعکس خانوماست که در این حالت تمام تلاششون اینه که آشتی بشه چون احساس تنهایی رو دوست ندارن … به هرحال برای این مشکلات میتونی به مشاور مراجعه کنی تا بهت در این مورد کمک کنه … و راه هایی رو بهت نشون بده که بتونی در این راه قوی و استوارتر ادامه بدی

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1736 روز 23 ساعت 34 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

© tribuneazad.ir 2013. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است