پرسشتان را مطرح کنید

خانه » مشاوره خانواده » خیانت » حقایقی در خیانت متاهلین
0 امتیاز
Vote Con!

حقایقی در خیانت متاهلین

اثرات منفی خیانتخیانت زنخیانت شوهرخیانت شوهر به همسرخیانت مردخیانت همسرخیانت همسر به شوهرخیانت و دورغ

 

خب یکی از بدترین تجربیات برای زن و مرد میتونه خیانت است.

شاید از خودتون در مورد علل خیانت سوال کنید . که علل زیر میتونه عمده دلایل برای اینکار باشد

  • براورده نشدن احساس جنسی در زندگی زناشویی
  • خسته شدن از ازدواج
  • تغییر نکردن در زندگی مشترک و بی اهمیت بودن به توصیه های شیک زندگی.
  • اهمیت دادن بیشتر به کار تا به شریک زندگی.
  • اهمیت دادن بیش از اندازه به فرزندان.
  • کم شدن تمایل به رابطه جنسی.

به همین خاطر در روز بعد فرد شروع به ایجاد رابطه با جنس مخالف در محیط کار و بیرون از خانه میکند.

و در حال حاضر وسایل ارتباط جمعی چون فیس بوک و نرم افزارهای موبایل کار را برای ارتباط گیری راحت کرده و

مدخلی برای ایجاد رابطه عاطفی با دیگران خواهد شد.

توسط مدیریت سایت درخیانت · پاسخ 2845 روز 6 ساعت 48 دقیقه قبل

سوال: 43 پذیرفته شده: 1 ( 2% ) | امتیاز: 867

 

پاسخ (28)

  1. 0 votes

    سلام من چند ماهيست به خيانت همسرم پي بردم ولي الان 4 ماهه اين رابطه تموم شده و شوهرم احساس ندامت ميكنه وحس كردم كه واقعأ پشيمان شده و قصد جبران داره ولي هر چه تلاش ميكنم به روال عادي زندگيم برگرده نميتونم .خواهش ميكنم راهي نشون بدين كه به خودم بيام و اشتباه همسرم رو فراموش كنم

    توسط lham · 2840 روز 10 ساعت 24 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • خب خانم ها در این مواقع بهتر میتونن طرف مقابلشون رو ببخشن ... ولی خب واقعیت اینجاست که هیچوقت نمیشه خاطره ای و فراموش کرد ... شاید در گذر زمان بتونید اونو کمرنگ کنید ولی نمیتونید به طور کامل از ذهنتون پاکش کنید ... فقط باید بدون هیچ دلیل و منطقی گذشت کنید .همین.

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 2840 روز 9 ساعت 48 دقیقه قبل

    • باسلام.یک سال ونیمه ازدواج کردم زندگی تاحدودی خوب دارم. هیچوقت حس نکردم همسرم منو دوس نداره و همیشه هم ابراز میکنه. اما متاسفانه رفتارهایی ازش دیدم که متاسفانه حداقل پنج شش مورد که آدمهای متینی هم بودن اما شوهر بیمار من از عقب در هر فرصتی که پیدا شده به اونا دست گشیده . یا اینکه دوستم خونه ما اومد صبح یواشکی به بهانه برداشتن لباسش رفته بود توی اتاق بدون اینکه به من بگه . ودوستم از ترس دیگه تا مطمین نشده بود اون رفته بیرون نیومد. برادزادمم که 15 سالشه اما خوب هیکلیه و قد بلند توی تنهایی که ما نبودیم محکم بغل کرده بود . اون افراد بخاطر اینکه زندگی من خراب نشه هیچی نکفتن من تصادفی متوجه بعضی موارد شدم .بگید چیکار کنم دارم دیوونه میشم دیگه میلی به زندگی باهاش ندارم چیزی هم نیست که من بخام ازش بگذرم .

      توسط yasrozhin · 2823 روز 6 ساعت 39 دقیقه قبل

      • دوست عزیز واقعیت اینه که اگر ایشون به این کار عادت داشته باشه پس مسلما" از خیلی وقت پیش اینکارو میکرده و نیاز به مشاوره داره البته اگر خودش بخواد که تغییر کنه وگرنه هیچ تلاشی برای ایشون کارساز نخواهد بود ... بهتره در این مورد بطور غیر مستقیم صحبت کنید در غیر اینصورت این کارش رو کاملا" منکر خواهد بود ... به همین خاطر شما بطور غیرمستقیم حریم و حدود و تنفرتون رو از این رفتارهای بعضی ها بیان میکنید انشاله که تاثیرگذار باشه ... نه از ترس شما بلکه از ترس خدا

        توسط مدیریت سایت - محمدی · 2822 روز 11 ساعت 32 دقیقه قبل

  2. 0 votes

    همسر من هم به من خیانت کرد.با مرداهای زیادی ارتباط گرفته در موبایل و با یک نفر هم تا ته خط(رابطه جنسی) پیش رفته.
    بخشیدمش چون من مقصر بودم اما همیشه احساس ترس از وقوع دوباره اذیتم میکنه

    توسط bcm2045a · 2829 روز 11 ساعت 34 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

    • خب در این مورد بهتره بجای ترس بیهوده برای زندگی خودتون تلاش کنید و سعی کنید با رفتار درست ایشون رو به سمت خودتون جذب کنید ... وگرنه ترس شما در این مرحله بیهوده است

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 2829 روز 8 ساعت 28 دقیقه قبل

  3. 0 votes

    سلام
    به تازگي متوجه شدم همسرم با چند تا دختر چت ميكنه و يا رابطه تلفني باهاشون داره به جزء خط اصليش چند خط ديگه هم دارم نميدونم روابطش در چه حد و حدودي هست.حالا نميدونم چه عكس العملي داشته باشم و چطور شوهرمو اصلاح كنم؟؟؟

    توسط aniita · 2829 روز 1 ساعت 19 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • فقط بطور غیر مستقیم در این مورد حدود خودتون رو روشن کنید ... به هرحال خوبی اینکار اینه که دیگه در حضور شما کاری ناشایست نمیکنه که شمارو ناراحت کنه و در ضمن دیگه کارهای اینچنی رو به جای دیگه ای نمیبره ...اینطوری شما میتونید در مواقع لزوم روی ایشون مدیرت داشته باشید

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 2829 روز 1 ساعت 12 دقیقه قبل

  4. 0 votes

    سلام من و همسرم 12 ساله ازدواج كرديم.زندگي خوبي داشتيم من همسرم رو خيلي دوست دارم ولي چيزي كه آزارم ميده خيانت همسرمه.بارها انكار كرده و منو ميپيچونه اما اينبار مطمئن هستم ولي نميدونم چيكار كنم.چطور زندگيم رو نجات بدم؟؟؟؟

    توسط blak-roz · 2827 روز 9 ساعت 52 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • اول باید آرامش خودتون رو حفظ کنید و بعد با ایشون صحبت کنید و ازش بخوایت دلیل اینکارش رو بگه ... آیا شما براش جذاب نیستید ؟ و یا اینکه برای جذاب شدن چی پیشنهاد میکنه ؟ به هرحال با موضوع درگیرش کنید تا بدونید واقعا" مشکل از کجاست

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 2827 روز 8 ساعت 8 دقیقه قبل

  5. 0 votes

    سلام هر كاري يه علتي داره و شما بايد علت خيانت هاي همسرتون رو پيدا كنيد و ببيني چه كمبودي داره كه ميره دنبال خانم هاي ديگه .شما بايد همه تلاشتون رو انجام بدي و هر كاري كه همسرت دوست داره براي انجام بدي .اگر همسرت خوبي هاي شما رو ببينه ديگه فكر خيانت رو نميكنه

    توسط maral.m · 2827 روز 9 ساعت 47 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

    • سلام من تازه ازدواج کرده ام اولش فهمیدم پرده ندارد اما خودش کاملا انکار میکرد من گذشت کردم تا اینکه الان که حامله شده فهمیدم یه بار سقط جنین داشته البته خودش چیزی نگفته از دکترش فهمیدم حالا نمیدونم چیکار کنم الان هم بخواهم باهاش حرف بزنم میترسم برای بچه تو شکمش اتفاقی بیافتد از طرفی حالا خیلی بهش شک کردم نمیدونم با چند نفر ارتباط داشته یا هنوز هم ارتباط داره یا نه؟ حتی شک کردم بچه تو شکمش مال من هست یا نه؟ به نظر شما چیکار کنم؟ تشکر از پاسخ تون

      توسط Qazwsxedc · 2318 روز 14 ساعت 31 دقیقه قبل

      • در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر قیطریه: ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه دفتر سعادت آباد: ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه دفتر شریعتی: ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

        توسط مدیریت سایت · 2316 روز 10 ساعت 32 دقیقه قبل

  6. 0 votes

    سلام همسرم يه همكار خانوم داره كه تو خونه خيلي ازش تعريف ميكنه.امروز متوجه شدم كه همسرم با ايشون ارتباط داره و پيام هاي دوستانه و عاشقانه زيادي با هم داشتن .شوهرم جديدأ خيلي به من ابراز علاقه ميكنه و ميدونم كه چيز خاصي بينشون نيست ولي اينجور رابطه هم برام غير قابله تحمله حالا نميدونم چيكار كنم بهش بگم؟؟؟؟

    توسط elaahe · 2825 روز 8 ساعت 15 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • باید به طور غیر مستقیم حدود و مرزهای قرمز روابط خودتون رو برای ایشون روشن کنید ... تا بدونه که روابط ایشون چقدر میتونه روی شما تاثیرگذار باشه ... در کنارش باشید و حساسیت های بی مورد رو از خودتون دور کنید تا بتونید در حضور ارامشی که در خانه دارید مدیریت امور رو در دست داشته باشید

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 2825 روز 7 ساعت 11 دقیقه قبل

  7. 0 votes

    من یک سوال از کاربران عزیز دارم.
    آیا زشتی خیانت برای هر دو جنس زن و مرد یکی هست؟ یا نه مثلاً برای زن بیشتر و یا مرد بیشتر هست.؟
    امیدوارم منظورمو فهمیده باشید.
    میخوام بدون آیا همونقدر که یک مرد خیانتکار زشت و وقیح محسوب میشه زن خیانتکار هم بله و بالعکس یا نه عرف جامعه میگه زشتی برای یکی از دو جنس بیشتر هست.
    لطفاً عقل و عرف را درنظر بگیرید

    توسط bcm2045a · 2808 روز 5 ساعت 57 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

    • خیانت در هر سطحی که باشه برای زن و مرد نکوهیده و زشته و ربطی به جنس زن و مرد نداره ... ولی در کشور مذهبی و سنتی ما چون مرد میتونه ارتباط با زنهای دیگه رو در زیر لوای ازدواج مجدد پنهان کنه این مورد برای مرد تحملش بهتر از زن هست ..در صورتی که زن اگر چنین کاری بکنه برای همیشه ترد خواهد شد و جالب اینجاست که خود خانم ها در این مورد با شدت بیشتری رفتار میکنن

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 2808 روز 2 ساعت 57 دقیقه قبل

  8. 0 votes

    سلام و خسته نباشيد. بدون مقدمه شروع ميکنم. اميدوارم با کمک و راهنمايي شما به نتيجه مطلوب يرسم
    من مرجان سي سالمه. پنج ساله با کسي که از قبل نمي شناختم توسط يه واسطه..ازدواج کردم البته بدون رضايت قلبي از لحاظ کاري و تحصيلات و خانواده در حد خوبيه ازدواج من صرفاً به پيشنهاد اطرافيان و منطق خودم بوده. ولي در اون زمان نمي تونستم با قلبم کنار بيام چون علاقه نداشتم بلاخره علاقمند شدم يا کنار اومدم .اينو نميدونم پنج سال گذشته متاسفانه شروع خوبي نداشتيم بنا به دلايلي مجبور به تغيير شغل شد و يک دوره بيکاري و جنگ رواني رو طي کردم الان از لحاظ شغلي خوبه و رو به پيشرفته از لحاظ اخلاقي ادمه بسيار حساس و زود رنجيه. تفاوت شوخي و جدي رو درک نميکنه بايد همه چيز رو توضيح بدم مثلا اينکه اگه نميام خونه مامانت به اين دليله در غير اينصورت به اولين چيزي که فکر ميکنه اينه که تو از خانوادم خوشت نمياد خيلي عصبيه در چند مورد اينقدر اعصباني شد که به خاطر محکم کئبيدن درب مايکروفر دستگاه سوخت رابطه جنسي بسيار سردي داريم در وافع اصلاً نداريم جوري که ميتونم تعداد دفعاتش رو بشمرم. ميگه وقتي من مشکل بيرون داشته باشم نمي تونم ارتباط برقرار کنم اين صرفا براي شناخت شرايط من بود
    من با شخصي تو دوران دبيرستان اشنا شده بودم البته از دوم راهنمايي فقط مي ديدمش ولي دوم دبيرستان باه صحبت کرديم اون موقع کار ميکرد يه مغازه داشت ماله خودش بود بعد از جدايي ديگه اونجا نبود نميدونم کچاه رفته بود ولي الان دوباره تو مغازه خودشه.خيلي بهش علاقه مند بودم در واقع عشق اولم بوده و ديگه کسي جاش نيومد متاسفانه به خاطر شرايط سني و خجالت نتونستم درخواست خواستگاريش رو قبول کنم و با بهانه اي رد کردم و ادامه تحصيل دادم و سالها طي شد تا پارسال که تو يه مراسم ديدمش و دوباره برام زنده شدهر روز بهش فکر ميکنم . نمي خوام بهش فکر کنم ميخوام به زندگي خودم سرو سامون بدم به هيچ کسي ام در موردش نمي تونم بگم نميدونم چرا اصلا بهش فکر ميکنم. باهاش حتي حرفم نزدم حتي نميدونم ازدواج کرده يا نه بعضي وقتا ميگم اگه بدونم ديگه بهش فکر نمي کنم. شايد به خاطر شرايط سرد خونم باشه
    ميشه کمکم کنيد خيلي عصبي شدم خودمم موندم چند وقت پيش به مامانم گفتم بهم گفت اگه ميدونستم کمکت ميکردم که باهاش ازداوج کني.نميدونم ديگه چي بايد بگم . من منتظر راهنماييتون هستم

    توسط mar--jan · 2806 روز 1 ساعت 36 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • خب مسلمه که انسان وقتی در شرایط سختی درگیر میشه به سمتی گرایش پیدا میکنه که بتونه براش ارامش و راحتی داشته باشه ... به هرحال شما زندگی خودتون رو دارید و زندگی هم نوعی مبارزه برای بدست اوردن شرایط ایده آله ... در این مورد بهتره در فرصتی مناسب صحبت کنید و یا از فردی کمک بگیرید که قابل اعتماد باشه و بتونه روی ایشون تاثیرگذار باشه به هرحال در زندگی امروزه باید با گفتگو مشکلات رو حل و فصل کنید ... در ضمن مشکلات اقتصادی و خارج از منزل آقایون شدیدا" روی رفتارها و کارهای خونه شون تاثیرگذاره پس بهتره در این مورد همراهش باشید تا بتونه بهتون اعتماد کنه ... اگر تمایلی باشه بهتره دو نفری و حضورا" با مشاروی متعهد مشورت کنید و در غیراینصورت خود شما مراجعه کنید و با تشریح تمام ویژگیهای ایشون با مشاور به نتیجه ای مناسب برای برون رفت از این مشکل برسید

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 2805 روز 7 ساعت 54 دقیقه قبل

  9. 0 votes

    با سلام لطفا با شکیبایی متنو بخونید من دارم دیونه میشم
    سر شوخی و سر کار گداشتن پسر عمم با هم دوست شدیم در حد جوک وخنده تا بعدا کم کم به هم علاقه پیدا کردیم فقط (مادرم و خواهرم اطلاع داشتن )و البته اون عاشق من شد منم بش گفتم من 21 سالمه و تو 19 و نمیشه با هم باشیم اما اون اسرار داشت خلاصه من ادم سختیم اینقد بهم علاقه نشون داد تا بعد از 6 ماه منم بش علاقه مند شدم طی 3 سال ما با هم بودیم و رابطه داشتیم تا اینکه اومد منو نامزد کرد 2 سال نامزد بودیم و همه چی خوب بود ولی نمیتونستیم ازدواج کنیم چون نه پول داشت نه شغل اون تو شهرستان بود خلاصه اوردمش تو شهرخودمونو با کمک برادرم مغازه زدیم که کار کنه اما اینقد تو مغازه با هم بحث و دعوا داشتیم که از هم ذور شدیم (تو شهر خودمون واسش خونه گرفته بودم و تهنا زندگی میکرد) تا چند ماه گذشت و دیدم سیگار میکشه باش دعوام شد فهمیدم 4 سال سیگاری بوده ولی پیش من که میومد ترک میکرده وبخشیدمش گفتم تکرار نشه اما به اینجا ختم نشد فهمیدم با یکی از ویزیتورای شرکت اس ام اس بازی میکنه بازم با گریه زاری بخشیدمش اما تمام نشدو دیدم با یکی دیگه رابطه داره در حد بغلو بوسو فهمیدم خونه هم بردش یعنی شک کردم منم یه بار ضربتی رفتم خونش دستگیرش کردم دختره با یه زنی تو خونم بودم اونم نشسته بود دعوا و مرافه شد دختررو زدمو کردم بیرون خودشم فرستادم شهرش گفتم جدا بشیم بهم گفت دختره ول کن نبوده هر چی میگفته ما داریم ازدواج میکنیم گفته منم در کنارشو از این حرفا رابطش کلا یه هفته طول کشید من حتی شمارشو توهمون هفته شکوندم ولی رابطشو ادامه داد خلاصه بعد از یه هفته از شهرستان اومد گف غلط کردم من تو رو دوس دارم اون فقط یه هیجان بود بخاطر اینکه ما همش دعوا داشتیم دلم هوای قایم کاری دوران دوستیمو کرده بودو تکرار نمیشه من خیلی دوستش داشتمو عاشقش بودم و خودشم کارای ریادی کرده که من باور دارم دوسنم داره الان حدود 6 7 ماهه از جریان میگدره و دیگه نزدیکه ازدواج کنیم تو این مدت خطایی ازش ندیدم ولی هنوز صحنه دستگیر کردنو قیافه دختره از یادم نمیره و چون من جز اون با کسی نبودم نمیتونم تحمل کنم که کسیو بوسیده یا بغل کرده چیکار کنم بخشش شاملش میشه یا نه

    توسط 1357 · 2803 روز 4 ساعت 12 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • خب زندگی با گذشت و بخشش گذران میکنه و شما هم میتونید ببخشیدش ولی بدونید اگر امروز بخشید دیگه حق ندارید در مورد اون حادثه فکر کنید و در لحظه بخشیدن باید در سینه خودتون دفنش کنید پس این مورد بسیار مهمه ... در این مورد اگر نیاز به مشاوره هست باید مشاوره کنید تا با روش هایی بتونید این موضوع رو در ذهنتون کمرنگ کنید ... از طرفی و از بعد بدبینانه ایشون نشانه هایی رو به شما نشون داده که شمارو ناراحت کرده و میتونه در آینده هم دوباره تکرار بشه پس این مورد رو هم خوب در خاطر داشته باشید ...پس با خودتون فکر کنید تا به نتیجه ای قطعی برسید

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 2803 روز 1 ساعت 34 دقیقه قبل

  10. 0 votes

    مدل خیانت من یه کم عجیب غریبه و موندم باید چه کنم
    بعد از 15 سال زندگی با یه بچه 8 ساله وبعد از یک ماه رفتار عجیب غریب زنم یک شب متوجه خیانتش شدم و زمانی متوجه شدم که همسرم داشت سکس چت می کرد . ساعت 3 صبح بود و بدلیل اختلاف شدید اون شب خونه نبودم. از طریق فیس بوکش داشتم سکس چت را می دیدم و خیلی چیزای دیگه که تو این یکماهه چندین بار باهم سکس حضوری هم داشتند. حالم داشت بهم می خورد ولی اونشب هیچ کاری نکردم و 24 ساعت با خودم جنگیدم. بعدش باهاش صحبت کردم و بهش این فرصت رو دادم که شاید بتونه جبران کنه ولی اون خیلی قاطع گفت که دوست پسر 15 سال پیشش رو پیدا کرده که عاشقش بوده و الان هم حاضر نیستش این رابطه را تموم کنه . حال با یه بچه و علم به اینکه با مشاورهای زیادی صحبت کردم و میگن رابطه اونها دوام زیادی نخواهد داشت موندم چه کنم؟ آیا واقعا طلاقش بدم یا سعی کنم آگاهش کنم از دوستان مشاور خواهش می کنم راهنمایی کنند.

    توسط app · 2799 روز 14 ساعت 36 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • در این حالت که ایشون داره اگاهانه تصمیم گیری میکنه و از نظر سنی هم در مرحله ای هست که نمیشه گفت احساسات بهش غلبه کرده .... خب شما میتونید دوباره با ایشون حرف بزنید و تمام تلاشتون رو انجام بدید تا لااقل وجدان ارامی داشته باشید و اگر نتیجه ای نگرفتید اونوقت میتونید راه قانونی رو طی کنید ... قوی باشید چون کسی از فردای خودش آگاه نیست

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 2799 روز 8 ساعت 57 دقیقه قبل

  11. 0 votes

    سلام من حدود 14 سال پیش با خانمم دوست شدم و بعد با هم ازدواج کردیم ما هم دیگه را خیلی دوست داشتیم و داریم ولی حدود 3سال پیش متوجه اس ام اس یه اقا به خانمم شدم ازش جواب خواستم اول منکر شد ولی بعد گفت دوست پسر دوستم زهره هست و برای اینکه به من ثابت کنه زنگ زد بهش و گفت اقا به شوهرم بگید که شما دوست زهره هستید(که به نظرم یه کار مسخره ای بود) .منم گوشی و گرفتم و بد و بیراه به پسره گفتم و به خانمم گفتم طلاقت میدم اون هم کلی گریه کرد و گفت به خدا من زندگیمو و تو را دوست دارم و اظهار پشیمانی کرد و گفت نباید گوشیمو در اختیار دوستم میذاشتم . گذشت تا پارسال که اتفاقی یک شب متوجه پیام یه اقا تو تلگرام واسه خانمم شدم منم خودم به جای خانمم با اون چت کردم بعد از چند سوال و جواب پیام داد عزیزم چی شده اینقدر سرد برخورد میکنی و… که من عصبانی شدم و خانمم و از خواب بیدار کردم و ازش جواب خواستم اون هم گفت به خدا توی یه گروه تلگرام باهاش اشنا شدم و فقط در حد حرف زدن بود چون تو با من زیاد حرف نمیزنی منم مجبور شدم این کارو بکنم و من اصلا اونو ندیدم دلیلشم این بود که اگه من با کسی بودم به ظاهرم خیلی میرسیدم و همش بیرون بودم و این بار هم من ازش قبول کردم ولی همیشه تو خونه گوشیش سایلنته و پیش خودش میذاره . خانم من ناظمه و صبحا سر کار میره بعضی وقتها ادکلن میاره میگه دانش اموزم برام اورده تازگی هم یه مانتو اورده که میگه یکی از دانش اموزها واسم سوغاتی اورده و مانتو کاملا سایز خانمم بود دوباره فکر مثل خوره اوفتاده تو جونم که نکنه داره بهم خیانت میکنه . لطفا راهنمایی بفرمایید

    توسط ali55 · 2220 روز 18 ساعت 19 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • بهتره این موضوع رو در کمال احترام و ارامش یک بار برای همیشه حل و فصل کنید ... به همین توصیه اکید میکنم اول در زمانی مناسب با هم صحبت کنید ... رفتارهای همدیگرو آنالیز کنید ... شاید مشکلی نباشه و همین سوءتفاهمات زندگی رو به سردی بکشونه و سپس از یک مشاور خانواده مشورت بگیرید در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22354282

      توسط مدیریت سایت · 2214 روز 8 ساعت 28 دقیقه قبل

  12. 0 votes

    با سلام
    پدر و مادر من 32 سال هست با هم ازدواج کردن و ما سه دختر هستیم. پدرم رئیس دانشگاه هست و خواهر کوچکترم اتفاقی از توی گوشی پدرم متوجه شد که پدرم با زن دیگه ای در ارتباط هست. از اونجایی که حدود 7-8 سال پیش هم چنین اتفاقی افتاده بود و مادرم بسیار حالش بد شده بود و به خاطر ما حاضر به گذشت شده بور به نظر اون قضیه تموم شده بود و الان نمیدونم دنباله همون قضیه هست یا نه. اما ایندفعه اگر مادرم بفهمه مطمئن هستم گذشت نمیکنه چون مادربزرگم هم به خاطر خیانت پدربزرگم دق کرد و مرد و خاطره خیلی بدی از اون اتفاقات توی ذهنش هست. من نمیخواستم اول به مادرم بگم ولی وقتی به پدرم گفتم اون انکار کرد و همش میخواست بدونه از کجا شنیدم! الان نمیدونم باید چیکار کنم. به نظر شما باید به مادرم اطلاع بدم یا سعی کنم از طریق یه واسطه دوباره مطلب رو با پدرم در میون بذارم؟ خواهر کوچیکترم امسال کنکور داره و اگه خونه ناآروم بشه واقعا ضربه بزرگی میخوره. از طرف دیگه ای مادرم هم بیماری قلبی داره و نمیدونم تحمل شنیدن این خبر رو داره یا نه.

    توسط zohreh1991 · 2139 روز 10 ساعت 11 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • فردی که قراره از اون طریق خبر بدید باید مورد اعتماد و راز دار باشه و گرنه خودتون بهتر میدونید نمیشه چنین اتفاقاتی رو مدیریت کرد ... به شما توصیه میکنم اول مشاوره کنید و راهکاری مناسب با وضعیت خانواده و اوضاع و احوال موجود به کار بگیرید در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر سعادت آباد: ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

      توسط مدیریت سایت · 2134 روز 7 ساعت 10 دقیقه قبل

  13. 0 votes

    با سلام
    مردی 33 ساله هستم با تحصیلات دانشگاهی خوب و خانواده عالی و موقعیت شغلی بسیار مناسب و مهمتر از همه همسری که میدانم در دنیای واقعیت بهترین همسر دنیا برای من بوده و هست.
    به مدت 2 ساله که ازدواج کردم.با وجود اخنلافاتی که همیشه بین هر زوجی هست با دید باز با هم ازدواج کردیم.دید باز، چون 7 سال پیش یک نامزدی ناموفق داشتم و این بار سعی کردم انتخابم درست باشد که بود…
    این بار خودم خراب کردم، به مدت 2 هفته با 3 دختر از آشناهای چندین سال پیشم ارتباط تلگرامی برقرار کردم. ولی حتی یک بار هیچکدوم رو علی رغم اصرار بسیار زیادشون ندیدم.چون عاشق زنم هستم.شاید خیلیا مسخره کنن یا بهم بگن دروغگو.ولی باور کنید همسرم رو میپرستم و دنیارو سر میبرم براش.هیچ دلیل منطقی هم برای این رابطه با اون 3 تا ندارم.البته رابطه فقط در حد پیغام تو تلگرام بود با 2 تاشون و برای سومی تعدادی عکس و …
    از روز اول که این کار بد رو انجام دادم یه چیزی تو من بهم نهیب میزد که برم پیش همسرم و این پیغامارو بهش نشون بدم و طلب بخشش کنم و همین هم باعث شد علی رغم اینکه میتونستم مخفی کنم پیغامارو یا پاک کنم اینکارو نکردم و هی عذاب میکشیدم تو این 2 گانگی.
    با اون خانوما هم کلا 3 یا 4 مرتبه بیشتر پیغام ندادم.و هی تصمیم به قطع رابطه میگرفتم و بهشون میگفتم مشکل دارم و با اینکه ازم میخواستن بریم بیرون یا خونه یا حتی از نزدیک یک دقیقه همو ببنیم ولی حتی یک بار هم ندیدمشون یا لمسشون نکردم.گرچه میدونم تا همین جا هم نامردی کردم در حق همسرم.
    تا همسرم پیغامارو دید. و گرچه داد و بیداد نکرد ولی کاش داد میزد کاش فحشم می داد کاش تهدیدم میکرد…
    شاید مازوخیسم دارم که یه بخشی از وجودم حس خوبی داشتم که بالاخره پیامارو دید و اون بار گناهی که رو دوشم بود(مخفی کاری کار کثیفم) دیگه نیست…
    ولی الان که دارم اینارو مینویسم هی میگه بزار برم و من مانعش شدم… تلویحا بهم گفت طلاق…
    من خیلی مغرورم و برای اولین بار بهش گفتم …کردم و عذر خواستم… آخه آدم خوبه رابطه اکثرا من بودم خیر سرم!
    من مدتها قبل که بفهمه پشیمون بودم و میخواستم بهش نشون بدم و بهمین خاطر پاک نکردم متنهارو… این دختر الهه زندگی منه… هر روز وقتی نگاهش میکنم میتونم پیری هر 2 مون رو کنار هم تصور کنم.ولی دارم از دستش میدم.
    تو خونه به اصرار و خواهش نگهش داشتم ولی نه چیزی میخوره نه حتی روم میشه سرمو بالا بگیرم براش غذا ببرم.
    نمیدونم چقدر میتونم اینجا نگهش دارم.لطفا کمکم کنید
    حتی بهش گفتم حاضرم زنگ بزنم و بهش ثابت کنم که نه تنها زنا اتفاق نیفتاده بلکه اونارو برای حتی یه نگاه از نزدیک هم ندیدمشون چندین ساله(یکیشونو که یک بازم تو زندگیم از نزدیک ندیدم )خواستم زنگ بزنم به اونا و بهشون بگم (جلو همسرم) که همین پیام هارو هم دیگه نفرستن و اینکه من عاشق زنم هستم که همسرم پوزخند زد و گفت برام مهم نیست…
    کمکم کنید
    لطفا
    زمانم محدوده

    توسط pashiman · 2090 روز 3 ساعت 35 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است