پرسشتان را مطرح کنید

خانه » شبهات » شبهات حجاب » حجاب همسرم
0 امتیاز
Vote Con!
حل شده

حجاب همسرم

حجاب همسرم

    با سلام و عرض خسته نباشید.
    من 8 ساله که ازدواج کردم. خدا رو شکر همسری دارم که از هر لحاظ مورد تایید من و خانواده ام هست و روحیه و اخلاق فوق العاده ای داره که از این بابت شاکرم.
    ایشون قبل از ازدواج خیلی مقید به حجاب نبود و این هم از خانواده ایشان و نوع تربیتشان بر می گردد. ذات ایشون خیلی خوب هست. خونواده ما مذهبی تر از خونواده آنها هستند و در هنگام عقد ایشون به خواست خود علاقه مند شدند که چادر بذارند و این بنابر خوابی بود که خودشان دیده بودند. من و خونوادم خیلی دوست داشتیم ایشون چادر بذارند ولی همیشه سعی می کردیم که با صحبت ایشون رو متقاعد کنیم نه با اجبار و همیشه عقیده داشتم انسان باید به خاطر خدا عملی را انجام بدهد.
    بعد از هفت سال زندگی مشترک ما به تهران نقل مکان کردیم و به ناگاه ایشون دوباره به همون حجاب اولیه رسیدند و چادر را از سرشان برداشتند و دلیلشان هم این است که من از همون اول مانتویی بودم و می خواستی چشماتون رو باز می کردی. وقتی ازش می پرسم چرا این چند سال که با پدر و مادرم زندگی می کردیم چادر می ذاشتی می گوید که به خاطر احترام به آنها.
    من خیلی با ایشان صحبت می کنم و مادرم هم همینجور و این رو هم بگویم که ایشون نمازش رو سر وقت می خونه و می دانم فرد با اعتقادی هست. خیلی آدم ساده و بی ریایی هست و کلا از او راضیم ولی این موضوع زجرم می دهد. خیلی دوست دارم که او هم دینش را با حجاب کامل کند.
    نمی دونم چه طور شد که به ایشون دلبستگی پیدا کردم و ازدواج کردم . شاید فکر می کردم می تونم با صحبت کردن ایشان را به راه راست هدایت کنم. البته خودم هم در دوران جوانی لغزشاتی داشتم ولی خواهشا کمکم کنید.
    این نکته را هم بگویم قبل از ازدواج با ایشان من با خانمی کم سن و سال آشنا بودم که به خاطر دوری از گناه ایشون رو صیغه کرده بودم و ایشان چادری بودند. خانم بنده به لحاظ اینکه من مستاجر ایشون بودم این قضیه رو می دید ولی الان که صحبت می کردیم موگوید فکر نمی کردم که ایشان صیغه شما بودند و فقط فکر می کردم با هم دوست هستید و متاسفانه قبل از ازدواج من از ایشون پرسیدم که با این قضیه مشکلی نداری و ایشون گفتند که نه.
    البته من به خاطر حجب و حیایی که قبل از ازدواج داشتم و اینکه خانواده ایشون این قضیه رو می دیدند خیلی بحث رو باز نکردم ولی خب ایشون هم فعلا مشکلی با این قضیه نداره
    بعضی وقت ها که با هم بحث می کنیم سر چادر ایشون می گه همه چادری ها ریا کارند و مثلا چادر می ذارند ولی غیبت هم می کنند، دروغ هم می گویند و از این حرف ها که هر آدمی ممکنه این گناهان رو مرتکب بشه
    خلاصه بحث هامون هم به این ختم می شه که ایشون می گه اگه من چادر بذارم این خلوص و نیت الان رو ندارم و فرد ریا کاری می شم.
    سوال من اینه که این موضوع گیری می تونه از اون مبحث صیغه کردن من نشئت گرفته باشه علی رغم اینکه ایشون به زبان نمیاره و اینکه راه کار چیه؟
    چطور می تونم با صحبت کردن ایشون رو متقاعد کنم؟
    ممنون

    توسط mosafer252 درشبهات حجاب · پاسخ 3233 روز 13 ساعت 30 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

     

    پاسخ (3)

    1. 0 votes

      با سلام، از اینکه این سایت را برای پاسخگویی به سوالاتتان انتخاب کردید سپاسگذاریم.
      به شما به خاطر داشتن چنین روحیه ی دینی و مذهبی و اعتقادات عالی تبریک می گوییم. و از خداوند منان توفیقات روزافزون را برای شما و خانواده تان آرزومندیم. و همچنین به خاطر داشتن چنین همسر خوب و مومن و با اخلاقی که توصیفاتش را شرح دادید باز هم به شما تبریک می گوییم. چند نکته مدنظر قرار می گیرد. ببینید شما دوست دارید همسرتان چادری باشد. و این خیلی خوب است. دین مبین اسلام هم سفارش فراوان بر داشتن حجابی کامل و درست داشته است. علاقه و اشتیاق شما را برای انکه همسرتان بهترین باشد درک می کنیم. اما در ابتدا باید بگویم اول از همه بیایید و با خودتان کنار بیایید. اول همسرتان را آنگونه که هست بپذیرید. همان گونه که انتخابش کردید. نکات مثبتی که هم اکنون در وجود ایشان هست را در ذهنتان پررنگ نمایید. چادری نبودن او را کنار بگذارید و در حال حاضر او را همانگونه که هست بپذیرید. او را همین الان با همین مانتو دوست دارید؟ فکر کنید تا آخر عمر قرار است با مانتو باشد. دوستش دارید؟ همین طوری؟
      ببینید در هر کشور مسلمانی این حجاب کامل به مدل های مختلف دیده می شود. مثلا در لبنان حجاب کامل عموم زنان همان مانتوی بلند دم مچ و تقریبا گشاد و مشکی است. بسیاری از لبنانی ها اصلا چادر نمی پوشند. شیعه ای بسیار مومنه و با اعتقادی هم هستند. ولی در عراق همین چادر هم کم است. و اغلب زنان مومنه پوشیه هم دارند. و یا در سوریه مانتوی بلند و یا چادر خیلی مرسوم نیست. بر هیچ کس پوشیده نیست که چادر حجاب کامل است اما چادر نپوشیدن دلیل بر کامل بودن ایمان هم نیست. پس بدانید مقبولیت در دین و قبولی ایمان نزد خداوند باری تعالی بر حسب انجام دادن اعمال خالص و درست است. و پذیرفتن این مسائل بستگی به ظرفیت افراد دارد. همسر شما احتمالا در خانواده ای بزرگ شدند(مثل مثال کشورهایی که زدم) پوشیدن چادر مرسوم نبوده اما خداروشکر همان طور که خودتان اشاره کردید، داشتن ایمان و اخلاق و رعایت نماز اول وقت و … برپا بوده است. پس این قضیه را در ابتدا بپذیرید که همسرتان چادری نیست. این را گفتم به خاط آنکه سر این قضیه خیلی حساس نشوید و ملاک با ایمانی همسرتان را چادری بودن او قرار ندهید. و این قضیه خدایی ناکرده بعد از مدتی بر سر حساسیت های شما تبدیل به شکافی عمیق نشود. پس دوستش بدارید همان گونه که هست.
      اما شما باید در قدم دوم سعی کنید بر بعد ایمانی و اعتقادی خودتان و همسرتان برنامه ریزی داشته باشید. و این مسئله را در زندگیتان پررنگ کنید. و همچنین توجه داشته باشید که دیگر از این پس به طور مستقیم از همسرتان نخواهید که چادر بپوشد. و از صحبت های کلامی در این باره بپرهیزید. چون اسباب اختلاف های بیشتر را ایجاد می کند. قبلا در این مورد با او صحبت کرده اید و جوابش را هم شنیده اید. پس دیگر خودتان و مادرتان با ایشان به طور مستقیم صحبت نکنید. اما چه کارهایی می توانید انجام دهید تا ایشان با حقیقت حجاب کامل آشنا شوند و بخواهند جذب شوند. شاید یکی از علتهایی که این مسئله اتفاق افتاده وضع عمومی و اجتماعی مقوله ی حجاب در شهر تهران است. که از سطح تنوع ساده انگاری حجاب و یا بدحجابی در ان به فراوان دیده می شود. پس شما می توانید در این شهر که زندگی می کنید با گروه های مذهبی و یا دوستانی که همسرانی مومنه و محجبه و چادری دارند برخوردار شوید. در این زمینه دقت کنید که همان طور که همسرتان اشاره کردند هم صحبتی و معاشرت با افرادی را برگزینید که نه تنها از حجاب کامل برخوردارند در کنار ان از ایمان و اخلاق کامل هم بهره مند هستند. که خوشبختانه چنین افرادی و گروه هایی کم نیستند. هیئت هایی که رفت و امد خانگی دارند و دوستی های پایدار. مثلا تصمیم بگیرید و مسافرتهای دسته جمعی به مکانهای مذهبی و تفریحی و سیاحتی بروید. تا همسرتان با همسران دوستانتان بیشتر ارتباط بگیرند. برایتان مهم باشد که ادامه ارتباط تان با دوستانتان بر سر اخت و الفت و دوستی باشد که همسر شما با خانم های دوستاناتان برقرار کرده باشد. منظورم این است که اگر همسر شما نتوانست با آنها ارتباط بگیرد اصرار بر ادامه رفت و آمدها نداشته باشید. با این گروهی که رفت و امد می کنید، هم به مکان های زیارتی بروید و هم به پارک و مکانهای تفریحی. و حتی شرایطی را فراهم کنید که همسرتان با همسران دوستانتان جداگانه در محافل دوستیو تفریحی و کلاسهای مختلف شرکت داشته باشند. منظور این است که لازم نیست حتما مسافرتهای دسته جمعی تان خانوادگی و با حضور مردان هم باشد. و این تفریحات زیارتی و سیاحتی درون شهری را در جمع زنانه هم تجربه کنند. سعی کنید حال که به این محیط های مذهبی وارد می شوید و ارتباط می گیرید. از محیطهایی که با افراد بدحجاب و یا بی حجاب هستند دوری کنید. در زندگی تان کلیت تعادل و اخلاق و ایمان را رعایت کنید. در انتخاب خانواده هایی که می خواهید با انها رفت و امد داشته باشید همین مسئله را هم رعایت کنید. در یکی از این سفرهای مذهبی که می روید(مثلا به مشهد) قطعا همسرتان با خودش چادر مشکی می اورد و یا سعی کنید شما چادر را تهیه کنید. در هتل وقتی چادرش را پوشید. نگاهی عاشقانه به او بیندازید. گویی لذتی دیگر از او می برید. دستش را به آرامی بگیرید و ببوسید. پیشانی اش را بوسه ای عاشقانه بزنید. و با محبتی متفاوت او را در اغوش بگیرید. و تنها به او بگویید. مثل فرشته ها شده ای، دلم برایت تنگ شده بود. همین. بعد از اتاق هتل با هم خارج شوید. بگذارید این چنین در رفتارتان تفاوت عاطفی را به نرمی احساس کند. یک سوال از شما بپرسم. در این چندین سال گذشته چندبار از ایشون به خاطر پوشیدن چادر تقدیر کردید. منظورم تقدیر کلامی و یا مالی نیست. تقدیری این چنین است.خانم ها بیشترین ذهنیت شان در رفتارهای غیرکلامی به حافظه می ماند. احتمال دارد تقدیر پدر و مادرتان بیشتر از این بوده باشد. پس لازم است توجه شما در هر زمانی که ایشان چادر می پوشد (به بهانه ی به زیارت رفتن و یا هیئت رفتن و غیره) بیشتر شود. اصلا در کلامتان سخن دیگری را اضافه نکنید. در طول مسیر رفتارهای کلامی نداشته باشید. که ببین چقدر با چادر قشنگ تری و ….. فقط رفتارهای غیرکلامی داشته باشید. مثلا متفاوت دستش را بگیرید. متفاوت در راه رفتن کنار او قدم بزنید و در کنارش باشید. همین. در ارتباطی که با دوستان مذهبی می گیرید. اگر دوستی دارید که با او رفاقت بیشتری دارید و از درک و سواد و درایت بیشتری برخوردار است و همسر او هم همین طور. قضیه ی را برایش شرح دهید. و از او بخواهید که به همسرش بگوید تا بیشتر با همسر شما ارتباط بگیرید و باب دوستی را باز کند. سعی کنید برنامه ای بریزید و به مسجد بروید و نمازهایتان را با هم در مسجد بخوانید تا همسرتان از نزدیک با خانم های چادری بیشتری ارتباط داشته باشند.
      و در اول و آخر این مسئله توکلتان به خداوند باشد و از خدا بخواهید نور ایمان واقعی را در دلهایتان قرار دهد. موفق باشید….

      توسط خانم دکتر زهرا عباسی · 3226 روز 15 ساعت 39 دقیقه قبل

      اطلاعاتی در دسترس نیست

    2. 0 votes
      پذیرفته شده

      سلام علیکم.
      دوست عزیز درصورتی که پاسختون را دریافت کردید وحل شده است لطف کنید کلمه پاسخ نهایی را در گوشه سمت چپ سایت را فشار دهید تا پاسختون حل شده نشان داده شود.
      یاعلی……

      توسط میثم رشید · 3222 روز 4 ساعت 5 دقیقه قبل

      اطلاعاتی در دسترس نیست

    3. 0 votes

      با سلام، از اینکه این سایت را برای پاسخگویی به سوالاتتان انتخاب کردید سپاسگذاریم.
      به شما به خاطر داشتن چنین روحیه ی دینی و مذهبی و اعتقادات عالی تبریک می گوییم. و از خداوند منان توفیقات روزافزون را برای شما و خانواده تان آرزومندیم. و همچنین به خاطر داشتن چنین همسر خوب و مومن و با اخلاقی که توصیفاتش را شرح دادید باز هم به شما تبریک می گوییم. چند نکته مدنظر قرار می گیرد. ببینید شما دوست دارید همسرتان چادری باشد. و این خیلی خوب است. دین مبین اسلام هم سفارش فراوان بر داشتن حجابی کامل و درست داشته است. علاقه و اشتیاق شما را برای انکه همسرتان بهترین باشد درک می کنیم. اما در ابتدا باید بگویم اول از همه بیایید و با خودتان کنار بیایید. اول همسرتان را آنگونه که هست بپذیرید. همان گونه که انتخابش کردید. نکات مثبتی که هم اکنون در وجود ایشان هست را در ذهنتان پررنگ نمایید. چادری نبودن او را کنار بگذارید و در حال حاضر او را همانگونه که هست بپذیرید. او را همین الان با همین مانتو دوست دارید؟ فکر کنید تا آخر عمر قرار است با مانتو باشد. دوستش دارید؟ همین طوری؟
      ببینید در هر کشور مسلمانی این حجاب کامل به مدل های مختلف دیده می شود. مثلا در لبنان حجاب کامل عموم زنان همان مانتوی بلند دم مچ و تقریبا گشاد و مشکی است. بسیاری از لبنانی ها اصلا چادر نمی پوشند. شیعه ای بسیار مومنه و با اعتقادی هم هستند. ولی در عراق همین چادر هم کم است. و اغلب زنان مومنه پوشیه هم دارند. و یا در سوریه مانتوی بلند و یا چادر خیلی مرسوم نیست. بر هیچ کس پوشیده نیست که چادر حجاب کامل است اما چادر نپوشیدن دلیل بر کامل بودن ایمان هم نیست. پس بدانید مقبولیت در دین و قبولی ایمان نزد خداوند باری تعالی بر حسب انجام دادن اعمال خالص و درست است. و پذیرفتن این مسائل بستگی به ظرفیت افراد دارد. همسر شما احتمالا در خانواده ای بزرگ شدند(مثل مثال کشورهایی که زدم) پوشیدن چادر مرسوم نبوده اما خداروشکر همان طور که خودتان اشاره کردید، داشتن ایمان و اخلاق و رعایت نماز اول وقت و … برپا بوده است. پساین قضیه را در ابتدا بپذیرید که همسرتان چادری نیست. این را گفتم به خاط آنکه سر این قضیه خیلی حساس نشوید و ملاک با ایمانی همسرتان را چادری بودن او قرار ندهید. و این قضیه خدایی ناکرده بعد از مدتی بر سر حساسیت های شما تبدیل به شکافی عمیق نشود. پس دوستش بدارید همان گونه که هست.
      اما شما باید در قدم دوم سعی کنید بر بعد ایمانی و اعتقادی خودتان و همسرتان برنامه ریزی داشته باشید. و این مسئله را در زندگیتان پررنگ کنید. و همچنین توجه داشته باشید که دیگر از این پس به طور مستقیم از همسرتان نخواهید که چادر بپوشد. و از صحبت های کلامی در این باره بپرهیزید. چون اسباب اختلاف های بیشتر را ایجاد می کند. قبلا در این مورد با او صحبت کرده اید و جوابش را هم شنیده اید. پس دیگر خودتان و مادرتان با ایشان به طور مستقیم صحبت نکنید. اما چه کارهایی می توانید انجام دهید تا ایشان با حقیقت حجاب کامل آشنا شوند و بخواهند جذب شوند. شاید یکی از علتهایی که این مسئله اتفاق افتاده وضع عمومی و اجتماعی مقوله ی حجاب در شهر تهران است. که از سطح تنوع ساده انگاری حجاب و یا بدحجابی در ان به فراوان دیده می شود. پس شما می توانید در این شهر که زندگی می کنید با گروه های مذهبی و یا دوستانی که همسرانی مومنه و محجبه و چادری دارند برخوردار شوید. در این زمینه دقت کنید که همان طور که همسرتان اشاره کردند هم صحبتی و معاشرت با افرادی را برگزینید که نه تنها از حجاب کامل برخوردارند در کنار ان از ایمان و اخلاق کامل هم بهره مند هستند. که خوشبختانه چنین افرادی و گروه هایی کم نیستند. هیئت هایی که رفت و امد خانگی دارند و دوستی های پایدار. مثلا تصمیم بگیرید و مسافرتهای دسته جمعی به مکانهای مذهبی و تفریحی و سیاحتی بروید. تا همسرتان با همسران دوستانتان بیشتر ارتباط بگیرند. برایتان مهم باشد که ادامه ارتباط تان با دوستانتان بر سر اخت و الفت و دوستی باشد که همسر شما با خانم های دوستاناتان برقرار کرده باشد. منظورم این است که اگر همسر شما نتوانست با آنها ارتباط بگیرد اصرار بر ادامه رفت و آمدها نداشته باشید. با این گروهی که رفت و امد می کنید، هم به مکان های زیارتی بروید و هم به پارک و مکانهای تفریحی. و حتی شرایطی را فراهم کنید که همسرتان با همسران دوستانتان جداگانه در محافل دوستیو تفریحی و کلاسهای مختلف شرکت داشته باشند. منظور این است که لازم نیست حتما مسافرتهای دسته جمعی تان خانوادگی و با حضور مردان هم باشد. و این تفریحات زیارتی و سیاحتی درون شهری را در جمع زنانه هم تجربه کنند. سعی کنید حال که به این محیط های مذهبی وارد می شوید و ارتباط می گیرید. از محیطهایی که با افراد بدحجاب و یا بی حجاب هستند دوری کنید. در زندگی تان کلیت تعادل و اخلاق و ایمان را رعایت کنید. در انتخاب خانواده هایی که می خواهید با انها رفت و امد داشته باشید همین مسئله را هم رعایت کنید. در یکی از این سفرهای مذهبی که می روید(مثلا به مشهد) قطعا همسرتان با خودش چادر مشکی می اورد و یا سعی کنید شما چادر را تهیه کنید. در هتل وقتی چادرش را پوشید. نگاهی عاشقانه به او بیندازید. گویی لذتی دیگر از او می برید. دستش را به آرامی بگیرید و ببوسید. پیشانی اش را بوسه ای عاشقانه بزنید. و با محبتی متفاوت او را در اغوش بگیرید. و تنها به او بگویید. مثل فرشته ها شده ای، دلم برایت تنگ شده بود. همین. بعد از اتاق هتل با هم خارج شوید. بگذارید این چنین در رفتارتان تفاوت عاطفی را به نرمی احساس کند. یک سوال از شما بپرسم. در این چندین سال گذشته چندبار از ایشون به خاطر پوشیدن چادر تقدیر کردید. منظورم تقدیر کلامی و یا مالی نیست. تقدیری این چنین است.خانم ها بیشترین ذهنیت شان در رفتارهای غیرکلامی به حافظه می ماند. احتمال دارد تقدیر پدر و مادرتان بیشتر از این بوده باشد. پس لازم است توجه شما در هر زمانی که ایشان چادر می پوشد (به بهانه ی به زیارت رفتن و یا هیئت رفتن و غیره) بیشتر شود. اصلا در کلامتان سخن دیگری را اضافه نکنید. در طول مسیر رفتارهای کلامی نداشته باشید. که ببین چقدر با چادر قشنگ تری و ….. فقط رفتارهای غیرکلامی داشته باشید. مثلا متفاوت دستش را بگیرید. متفاوت در راه رفتن کنار او قدم بزنید و در کنارش باشید. همین.در ارتباطی که با دوستان مذهبی می گیرید. اگر دوستی دارید که با او رفاقت بیشتری دارید و از درک و سواد و درایت بیشتری برخوردار است و همسر او هم همین طور. قضیه ی را برایش شرح دهید. و از او بخواهید که به همسرش بگوید تا بیشتر با همسر شما ارتباط بگیرید و باب دوستی را باز کند. سعی کنید برنامه ای بریزید و به مسجد بروید و نمازهایتان را با هم در مسجد بخوانید تا همسرتان از نزدیک با خانم های چادری بیشتری ارتباط داشته باشند.و در اول و آخر این مسئله توکلتان به خداوند باشد و از خدا بخواهید نور ایمان واقعی را در دلهایتان قرار دهد. موفق باشید….

      خیلی ممنون و سپاسگذارم از راهنمایی خوبتون. خدا خیرتان بدهد.

      توسط mosafer252 · 3221 روز 13 ساعت 52 دقیقه قبل

      سوال: 1 پذیرفته شده: 1 ( 100% ) | امتیاز: 0

    پاسخ شما

    © tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است