پرسشتان را مطرح کنید

خانه » متفرقه » تنها هستم
1 امتیاز
Vote Con!

تنها هستم

تنهایی

با سلام خدمت شما. خیلی از اینکه این سایت رو پیدا کردم خوشحالم . امیدوارم خدا خیرتون بده که در جهت اگاهی مردم و رفع مشکلات ریز و درشت اونها تلاش میکنید . اجرتون با خانم فاطمه ی زهرا(س) .
دختری 20 ساله هستم. دانشجوی ترم2 مامایی. شکر خدا از هیچ لحاظی توی زندگیم کم و کسری احساس نمیکنم به جز یک مورد که خدمتتون عرض میکنم. برارید اول یه کم از خودم و شرایط ندگیم براتون توضیح بدم و بعد مشکلم رو مطرح کنم.
من دختری ام که به معنای واقعی تو ناز و نعمت بزرگ شدم. هر روز صبح با صدای قوربون صدقه رفتن مادرم از خواب بیدار میشم و خانوادم برای من مرکز ثقل همه ی خوشی های دنیاست. هیییییییچ کمبود عاطفی ای ندارم. پدرم خیلی عاشقانه ما رو دوس داره ولی خب رابطه ی من با بابام یکم فرق داره با پدر و دخترهای دیگه مثلا اینکه پدر من روش نمیشه که بخواد منو ببوسه و … ولی محبتش رو جور دیگه ابراز میکنه. خلاصه اینکه خدا رو شکر هیچ کمبود عاطفی ای ندارم. خودم هم دختر با حجاب و نجیبی هستم. نمازم رو میخونم و اهل زیارت و …هستم . ( یه وقت فکر نکنید از خودم تعریف میکنما فقط میخوام شما شرایط منو بدونید تا ان شالله بتونید کمکی بهم بکنید. ببخشید ) از نظر زیبایی ظاهری هم خوبم و اندام و چهره ی خوبی دارم. جوری که دوستانم همه من رو به زیبایی چهره میشناسن. فقط یه مشکلی که دارم اینه که زیاد اعتماد به نفسم بالا نیست و در روابطم یه کوچولو مشکل دارم. مثلا این که نمیتونم توی جمع خوب صحبت کنم و صدام یواشه و … ولی خب توی جمع های خودمونی و کوچیک خیلی شاد و خوش صحبت هستم. مشکل کمروییم شکر خدا با بزرگتر شدنم خیلی کمتر شده ولی خب هنوز هم یکم اذیتم میکنه. خلاقم خوبه و ادم مهربونی هستم
مشکل اصلی من اینه که با اینکه خیلی شرایط خوبی دارم. نمیدونم چرا تا به حال هیچ پسری از من خوشش نیومده و بهم پیشنهاد اشنایی بیشتر برای ازدواج رو نداده! البته تو سالهای گذشته خواستگار زیاد داشتم. جوری که گاهی اعصاب خودم و خانواده ام خورد میشه ، ولی همه ی این خواستگاری ها به این صورت بوده که مثلا مادر یا خواهر طرف من رو انتخاب میکنن واسه پسره! و فکر میکنم که خیلی از خود اون پسرهایی که منو براشون خواستگاری کردند اصن خبر نداشتند چون که ما در همون صحبتهای اولیه این خواستگارهارو رد کردیم و اصلا نذاشتیم که قضیه جدی بشه. با اینکه خانواده ی ما اصلا رسم نیست که دختر ها زود ازدواج کنند و هیچکس الان فکر نمیکنه که من ببخشید ترشیده هستم. ولی خب اطرافیان و از همه بیشتر خود من احساس میکنم که الان تو سنی قرار دارم که حد اقل یک نفر باید از من خوشش بیاد . نه از ظاهر و تیپ و اینجور چیزا یه پسر مومن و چشم پاکی که از اخلاق و سنگینی من خوشش بیاد . و حتی اگه خودش روش نمیشه اینو به من بگم با یه واسطه این کا رو بکنه از بین بچه های کلاس و دوست و اشنا دخترهای زیادی هستن که از من خوششون میاد ومنو خیلی دوست دارن و خودشون هم بارها بهم گفتن ولی این اتفاق در مورد هیچ پسری نیوفتاده تا حالا. شاید به این خاط که من زیاد با پسرها حرف نمیزنم . راستش اصن روم نمیشه . درسته الان وقت ازدواج من نیست و یه کم زوده ولی خب بالاخره که باید ازدواج کنم. میترسم اخرش مجبور بشم که تن به یکی از همین خواستگاری های خاله زنکی بدم!
لطفا منو راهنمایی کنید که چجوری میتونم من هم یه عشق پاک تو دلم داشته باشم؟ حس خوبی که بدوم یکی از جنس مخالف هست که منو دوست داره و عاشقمه و من هم به اون عشق بورزم. البته اصلا دوست ندارم که به گناه بیوفتم و دوستی های افراطی رو تجربه کنم ولی دوست دارم که قبل از ازدواج عاشق بشم.
عاشق کجاست که یار به حالش نظر نکرد ای خواجه درد نیست ولیکن طبیب هست
احساس میکنم این کمرویی ای که دارم باعث شده که کسی من رو نبینه. اگر بخوایم دقیق تر به این قضیه نگاه کنیم متوجه میشیم که خب یه پسر خوب و مومن از کجا میخواد منو بشناسه تا بخواد عاشقم بشه ! دوست خانوادگی ای نداریم… فامیلامون هم که دیگه پسر مجردی نداریم همشون نامزد کردن… تو دانشگاه هم درسته پسر زیاده ولی خب اونا که از نزدیک من رو نمیشناسن رشتمم ماماییه و همکلاسی پسر نداریم. تو رو خدا منو ببخشی که انقد رک صحبت میکنما. واقعا این مسئله برام مهمه. احساس تنهایی میکنم احساس میکنم لیاقت عشق رو ندارم. یلی از کسایی که از من کوچیکتر هستن الان عاشقانه کسی رو دوست دارن و عاشقانه دوست داشته میشن. البته با اینکه منم بدم نمیاد با یه نفر دوست باشم و اس و ام واس و تلفن و اینا همش باهاش در ارتباط باشم ولی خب دوست ندارم کاری کنم که خدا ازم ناراضی باشه. من همیشه از خدا یه عشق پاک میخوام. دوست دارم برم کانون ادب و هنر دانشگاه عضو بشم. اونجا شعرها و دلنوشته هام رو بدم و در خواست کنم که مسابقه ی مشاعره برگزار بشه تا هم بتونم اونجا فعالیت کنم و لذت ببرم و هم اینه شاید از این طریق با یهفرد خوب و شاعر و اهل احساسات اشنا بشم. خواهشا راهنماییم کنید.
بازم ممنون

توسط 1372 درمتفرقه · پاسخ 3098 روز 8 ساعت 10 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (3)

  1. 0 votes

    سلام خوبید؟ خوشحالم از اینکه باهات آشنا شدم. انشاالله در همه مراحل زندگیت موفق باشی… گل دختر من با مراجعینم راحتم پس با شما هم همین طور…
    اول از همه کی بهت گفته سرکار خانم کم رو خجالتی هستی!!! ببین اینجا چه راحت حرفت رو زدی… از نوع نوشتنت معلومه که اصلا کم رو نیستی. این قضیه شاید برگرده به دورن گرا یا برون گرا بودن.
    عزیزم. چقدر الکی برای خودت به قول معروف موج و افکار منفی درست کردی… روی همه ی این افکار منفی یه خط بطلان بکش. همین.
    برای اینکه روی اعتماد به نفست هم کار کنی ورزش برو ، یا تو همین گروه های فرهنگی و … که گفتی ثبت نام کن و به قولی فعالیت اجتماعی داشته باش…
    نکته ی بعدی و مهم دیگه اینه که دختر برای دیده شدن باید در محیط های سالم باشه و دیده بشه. بذار ببینم شما از اینکه خدا کمک کرده و الکی در دام این عشق و عاشقی های خیابانی نیفتادی مشکل داری؟؟؟
    خداییش ازاین حرفت خیلی ناراحت شدم که گفتی خواستگاری رسمی و درست و حسابی که از طریق خانواده پسر صورت میگیره خاله زنکیه!!!! واقعا ناراحت شدم. …. گفتی محجبه هستی من برداشت کردم که چادری هستیدرسته؟؟ خب الحمدالله هم که دنبال یه زندگی پاک و یک همسر مومن هستی پس خیالت رو راحت کنم پسری که خودش بیاد مستقیم بهت پیشنهاد دوستی و رابطه بده بدون در میون گذاشتن خانواده از توی این رندگی فکر نمی کنم اون چیزی رو که تو میخوای دربیاد!!!
    پسر مومن و با ایمان اگه از دختری هم خوشش بیاد خاناوده رو جلو میفرسته. اونا هم که جلو بیان که مستقیم نمیان بگن آه پسر ما یک دل نه صد دل عاشق دختر شما شده. نه خیر اول از همه شرایط رو عقلانی پیش می برن. شما هم که نذاشتی کار به ملاقات دختر و چسر برسه… از کجا معلوم شاید یکی از همین خواستگارات همونی باشه که بتونی عاشقش بشی.
    بعدشم این عشق اولازدواج چیه که شما جوونا یاد گرفتید. عشق قبل از ازدواج دقیقا مثل رانندگی بدون گواهینامه است. غیر اصولی و پر خطر… اگه از من که مشاورم بپرسی از بین این همه زوج هایی که دیدم میتونم به طور قطع بهت بگم اون زندگی هایی پایدار تره که اتفاقا یه زندگی عقلانی رو شروع کردن و بعد عاشق هم شدن.
    البته لازم به توضیح هست که بهت بگم په با عشق په بی عشق مهم اینه که رانندگی یعنی همون زندگی کردن رو بلد باشی. حالا چه با گواهینامه چه بی گواهینامه. په با عشق چه بی عشق وقتی به بلوغ زندگی مشترک طرفین نرسیده باشن حالا صبح تا شب لیلی و مجنون باشن برا همدیگه چه فایده… یه دیقه با هم خوبن یه دیقه بعد مثل خروس جنگی میمونن. اگه وقتشو داری برگردن به صفحات اولیه ی همین سایت و سوالات رو بخون. پر از زوج هایی که زندگیشونو به شدت عاشقانه شروع کردن اما…..
    راستی برای دور کردن خودت از این افکار منفی و بالا بردن اعتماد به نفست به شدت بهت توصیه می کنم قدم زدن تو هوای پاک بهاری رو فراموش نکنی. عالیه. موفق باشی….
    اگه باز سوالی هست در خدمتیم. و اگر پاسخ رضایت بخش بود ممنون میشیم گذینه پدیرفته شده رو انتخاب کنی. ممنون

    توسط خانم زهرا عباسی · 3098 روز 2 ساعت 28 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 0 votes

    سلام دوست عزیز
    تنهایی و خلوت کردن با خود یکی از نیازهای مهم بشر در این دنیای پر سر و صدا است. در واقع، تنهایی به ما فرصت می دهد تا به طریقی بسیار گسترده تر با بقیه ارتباط برقرار کنیم.

    ما در اجتماعی زندگی می کنیم که با ستایش استقلال، از بیگانگی می هراسد. دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم، دنیای ارتباطات است. جمعیت کره ی زمین از سال 1950 تاکنون دو برابر شده است و شهرنشینی و اقتصاد تازه ی جهانی روابط اجتماعی را متحول کرده است. تلفن های بی سیم و موبایل، محل کار ما را با همه ی جنبه های زندگی ما مرتبط کرده است: مذهب دیگر نیازمند محیطی آرام و خلوت برای راز و نیاز نیست بلکه در مساجد و کلیساهای بزرگی ایجاد می شود که روابط اجتماعی را توسعه می بخشد. طبق گفته های روزنامه نیویورک تایمز، ما رو به سوی دنیایی در حرکتیم که “تلفن های همراه، پیجرها، و ابزارهای نقل و انتقال اطلاعات، ما را همیشه در دسترس همدیگر قرار می دهد.” اما از نگاهی دیگر، می بینیم که کاملاً خارج از دسترس همدیگریم. نیاز به تنهایی و خلوت سازنده فراموش شده است و ما نیز دراین فرآیند رو به فراموش شدنیم.

    و اکنون بیش از پیش، نیاز به تنهایی داریم. تنها بودن به ما این امکان را می دهد تا زندگی هایمان را تنظیم و تعدیل کنیم. به ما شکیبایی، ثبات، و توانایی برای برآوردن نیازهایمان اهداء می کند. تنهایی میل ما به اکتشاف و کنجکاوی ما برای کشف ناشناخته ها، فردیت و امید ما به آزادی را دو چندان می کند. اوقات تنهایی سوخت زندگی ما را تامین می کند.

    من به عنوان یک روانشناس شاهد فواید بی شمار تنهایی برای انسان بوده ام و میدانم که چطور ارتباطات ما را تقویت میکند. یکی از بیمارانم روزی مطلب بسیار جالب توجهی برایم عنوام کرد و آن این بود که با وجود عشق و علاقه ی بی نظیر و صمیمیت بی اندازه ای که بین آنها وجود دارد، اما هیچوقت با هم در یک زمان به رختخواب نمی روند یا از خواب برنمی خیزند. و یکی از بهترین لحظات برای او زمانی است که صبح ها تنهای تنها فنجانی قهوه برای خود می ریزد و به خواندن روزنامه مشغول می شود. او با اطمینان بیان می کرد که به هیچ عنوان حاضر نیست این لحظات تنهایی را با سکس بیشتر با همسرش عوض کند. و همین مسئله یکی از عوامل بسیار مهم در ایجاد صمیمیت بین آنها بوده است.

    در یک رابطه هر دو طرف نیاز دارند که زمانهایی تنها باشند، اما با همدیگر بودن هم یکی از نیازهای عمده بشر برای رسیدن به خوشبختی است. خلوت و تنهایی یکی از مهمترین اولویت های طبیعت است: خواب یکی از راه های طبیعی برای تنهایی است. اما با افزایش تعداد کلینیک های بی خوابی و مشکلات مربوط به آن و فروش بسیار زیاد داروهای خواب آور، حتی این اصلی ترین مفَرِ طبیعی برای تنهایی هم دچار مشکل شده است.

    اشتباه ما در این است که تصور می کنیم که تنهایی و دلبستگی به هیچ عنوان با هم سازگاری ندارند. جنبه ی شفابخشی تنهایی در روانشاناسی امروز از نظر دور نیست و “وقفه” در رابطه یکی از نوعی استراتژی و مکث احساسی به شمار می رود.

    بنده نمیتونم که به شما پیشنهاد ایجاد رابطه عاشقانه سرسری رو بدم چرا میتونه واسه شما باعث بروز مشکل بشه ولی باتوجه به علاقه ای که به شعر وشاعری دارین سعی کنید شعر هاتون رو بنویسین یا در وبلاگی به اسم خودتون بذارید که در ازبین بردن تنهایی شما بسیار کمک کنده خواهد بود
    موفق باشین سوالی بود درخدمتتون خواهم بود …………………….

    توسط آقای ص - غفاری · 3098 روز 2 ساعت 17 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  3. 0 votes

    با سلام و سپاس فراوان از سرکار خانم زهرا عباسی و اقای ص.غفاری. متشکرم که وقت گذاشتید و جواب من رو دادید
    خانم عباسی فکر میکنم شما منور من رو بد متوجه شدید . خواستگاریهایی که تا به حال از من شده من به اطمینان کامل دارم که خود پسر حتی خبر هم نداشته! گاهی حتی تا به حال همدیگه رو ندیدیم! به نظر شما اینکه خواهر طرف باید از من خوشش بیاد و من رو به اصطلاح خودشون بپسنده برای برادرش ، در حالی که پسر بیچاره روحشم خبر نداره خاله زنک بازی نیست؟؟!!! اصلا مگه قراره من با خواهر اون ازدواج کنم؟؟!! من که نگفتم دوست دارم درگیر عشق های پوچ و بی حاصل و سرسری بشم. نگفتم دوست دارم خود پسر بیاد و به من پیشنهاد دوستی بده. من فقط میگم یک پسر چشم و دل پاک و مومن من رو به عنوان همسر ایندش انتخاب کنه و بعد با یه واسطه این رو به من بگه نه اینکه مادر پسر بیاد و من رو مثل یه کالا انتخاب کنه! فکر میکنم شما من رو درک نمیکنید. همین الان که دارم مینویسم درگیر همین مسئله هستم. همین امشب یکی از دوستان نزدیکم به من گفت که راجب داییش فکر کنم و پسر خوبیه و تا به حال با کسی دوست نبوده و از این حرفا…در حالی که داییه خودش نه تا به حال منو دیده و نه خبر داره که خواهر زادش داره براش خواستگاری میکنه. فقط به خانواده گفته که برای من یه زن خوب پیدا کنید… واقعا نمیدونم چی بگم… عشقای قبل ازدواج مگه چشونه؟؟؟ منظور من از عشق اصلا این نیست که صبح تا شب ،شب تا صبح با کسی اس ام اس بازی کنی و باهاش بیرون بری و دستشو بگیری و از این حرفا …از این کارایی که امروز جوونا مثل نقل و نبات میکنن …اصلا و ابدا …. از خدا میخوام اگه قراره اینجوری به گناه بیوفتم اصلا هیچوقت قبل ازدواج عاشق نشم!
    خیر من چادری نیستم ولی حجابم شکر خدا کامله

    توسط 1372 · 3096 روز 18 ساعت 7 دقیقه قبل

    سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است