پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » با نامزد عصبی و بداخلاقم چیکار کنم؟
1 امتیاز
Vote Con!

با نامزد عصبی و بداخلاقم چیکار کنم؟

نمیدونم با بددهنیای نامزدم چیکار کنم؟

با سلام و خسته نباشید . حدود 8 ماه نامزد کردم ولی با شوهرم از خیلی جهات اختلاف نظر دارم به نوعی میشه گفت تضاد فرهنگی و… باهم داریم در ضمن خدایی به بن بس رسیدم شوهرم سر هر چیزی زود از کوره درمیره و عصبی میشه و دادوفریاد را میندازه و موقع عصبانیت فش میده و بعضی وقتا دس بزن هم داره.دیگه نمیدونم چیکار کنم الان حدود یه هفته هس باهم قهریم. من نمیدونم چیکار کنم؟ شاید طلاق… لطفا راهنماییم کنیم واقعا نمیدونم چیکار کنم…

توسط 1362 درازدواج · پاسخ 3180 روز 13 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (4)

  1. 0 votes

    سلام. خوبید؟ از اینکه این سایت رو برای مشاوره انتخاب کردید ممنونیم. بابت تاخیری که در پاسخگویی به سوالات پیش آمده عذرخواهی می کنیم.
    ببین خانمی این توضیحاتی که دادی خروجی هستش. بیا و علت رو توضیح بده. تضاد فرهنگی دارید یعنی چی از نظر تو؟ یعنی قبل اینکه نامزد بشید تضاد نداشتید یا شما ندیدی؟ میگی عصبیه. همه میدونیم عصبی بودن یعنی چی. دقی بگو چرا عصبی میشه. سر چی؟ تو در مقابلش چی کار میکنی. عصبی بودن دو علت بیشتر نداره. درصد کمیش به خاطر سیستم داخلی بدنه. و درصد بیشترش به خاطر مسائل بیرونی و محیطی هستش. یه علتی. یه مسئله ای باعث عصبانیت میشه. بگرد اونا رو پیدا کن. قبلشم همین طور بوده؟ یا الان این طوریه خودت ر وبیرون گود نبین. تو خیلی میتونی موثر باشی تو این قضیه. به بهتر شدنش و یا بدتر شدنش. اصلا میدونی چه رفتارهایی باید انجام بدی در مقابل آدمهای عصبی. یه مطلبی رو بهت بگم یادت باشه میتونم بگم در کلیت جامعه ی ایرانی از بین هر 1000 مرد شاید بشه گفت فقط یک نفر دچار اختلال عصبی و رفتاری هستش. یعنی سخت میشه باهاش زندگی کرد. و کمتر کسی میتونه تحمل کنه و ما فقط تحت چندین جلسه مشاوره وقتی حالات این اختلال و تشخیص بدیم دیگه میگیم فایده ای نداره و طلاق. پس فکر نکن هر کسی که عصبی بشه نمیشه باهاش زندگی کرد و بری طلاق بگیری. بگرد ببین چه مسائلی باشه عصبانیتش میشه. نمی گم حق با شوهرته. اصلا. ولی اگه زندگیتو دوست داری براش تلاش کن.
    موفق باشی

    توسط خانم زهرا عباسی · 3174 روز 55 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

    • زنی 44 ساله هستم که 5 سال پیش با مردی 49 ساله ازدواج نموده و الان یک دختر 2.5 ساله دارم. همسرم سابقه 15 سال اعتیاد داشته و زمان ازدواج به گفته خودش 5 سال پاکی داشت. از ابتدای ازدواج بدلیل آستانه تحمل پائین و عصبانیت های ایشان و هتاکی و ناسزاهای زیاد مدام دعوا و درگیری داشتیم . با خانواده بنده که در شهرستان زندگی می کنند سر یک مسئله پوچ قطع رابطه کرد و حتی برایم مراسم عروسی هم نگرفت. ایشان فوق لیسانس مدیریت دارد ولی مدام بیکار است هر شرکتی که میرود بعد از دو ماه با درگیری و بهانه بیرون میاید و ماهها بیکار است و دوباره 2 ماه سرکار میرود و باز بیکار میشود. بنده کارمند رسمی هستم و برای خودم درآمد خوبی هم دارم. ایشان علاوه بر اینکه مدام بیکار است علاقه ای هم به کار ندارد و میگوید از من گذشته کار کنم. در منزل می نشیند و مدام تو اینترنت است. 9 ماه پیش بعد از بارها درگیری و پزشک قانونی و تحمل فحش و ناسزا و تحقیر با بچه ام از منزل بیرون آمده و با گرفتن وکیل درخواست مهریه و جهیزیه دادم تا بتوانم از این طریق از زندگی نکبتی با ایشان خلاص شده و حضانت فرزندم را بگیرم و مهریه را ببخشم که متاسفانه در اسفندماه با وساطت آشنایی از سوی ایشان و قولهای فراوان ایشان مبنی بر تغییر رفتار دوباره به زندگی برگشتم. الان چندین ماه است که روزی صدبار از خدا آرزوی مرگ میکنم چرا که الان 7 ماه است که بیکار است و اصلا هیچ تلاشی برای پیدا کردن کار نمیکند و میگوید وظیفه تو است که خرج منزل را بدهی چون من بیکارم و تمام خرج و مخارج فرزندم و زندگی با من است و ایشان فقط کرایه خانه را تقبل نموده ات. مدام بهانه گیری کرده و با توجه به بیماری وسواسی که دارد و علی رغم مشاوره دکتر روانشناس درمان ننموده مدام توهین میکند و بنده حق ندارم خانواده ام را ببینم اما ایشان هر هفته باید یک روز کامل را در کنار مادرش باشد تا مادرش دخترم را ببیند اما خانواده من از این حق محروم هستند و در صورت کوچکترین اعتراضی شروع به فحاشی و فحش ناموسی به خانواده ام میکند. مدت 4 ماه است که فهمیده ام به تریاک هم معتاد شده است اما چون همیشه طلبکار است ترسیدم برویش بیاورم. زندگی ما هم که چندین ماه به طلاق عاطفی کشیده شده است. خودم افسردگی گرفتم و از طرفی برای اینکه دخترم اذیت نشود در مقابل توهین های ایشان فقط بغض و گریه میکنم . واقعا خسته شدم و آرزویم مرگ است. خواستم دوباره از منزل برم بیرون اما همش نگران دخترم هستم چون میگه اگه طلاق توافقی بگیریم باید بچه 3 روز تو هفته پیش خودش باشه. چون میدونه من به بچه ام وابسته ام داره اذیتم میکنه. از طرفی بارها گفته تمام حساب بانکیت رو بیا مشترک کنیم تا از سود پولش امرار معاش کنیم و من که بیکارم دغدغه کرایه خانه را نداشته باشم در صورتی که تمام حساب بانکیم مربوط به منزلی است که در دوره مجردی خریداری نموده و پس از ادواج به اصرار ایشان فروختم و ایشان چک خریدار را فورا به حساب خودش واریز نمود و چندین ماه از سود پول ارتزاق میکرد.لطفا راهنمائیم کنید چکار کنم.؟؟؟؟

      توسط sali111 · 2229 روز 16 ساعت 26 دقیقه قبل

      • در این مورد حتما با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22354282

        توسط مدیریت سایت · 2229 روز 11 ساعت 5 دقیقه قبل

  2. 1 vote

    1362

    خب دوست عزیز در این مورد دوران نامزدی رو برای این کار گذاشتن و یکی از هدفهاش شناخت بیشتر دونفر نسبت به همه ..به هرحال اگه در قبل اینطوری وده باید بیشتر دقت کنی … متاسفانه خیلی از افراد با احساس و با چشمی بسته وارد ازدواج میشن و این مشکلات به وجود میاد …
    به هر حال باید با مشاوری مشورت کنی تا تمام ابعاد این نامزدی و رابطه رو برسی کنه .. و به شما در مورد ادامه و یا عدم اون نظر قطعی رو ارائه کنه ..

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 2942 روز 7 ساعت 38 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است