پرسشتان را مطرح کنید

خانه » متفرقه » با سلام
1 امتیاز
Vote Con!

با سلام

ارتباط با همسر

خسته نباشید من 3ماهه که ازدواج کردم ,تو عقدیم و هفته ای 4 شب با همیم .شوهرم کلا تو ابراز احساسات که تعطیل.سکسم همون بار اول که پیش هم خوابیدیم گفت فقط 2هفته ای 1بار وگرنه من ضعیف میشم. حالا به زور من هفته ای 1 بار سکس داریم که اونم هر دفعه من پیش قدم میشم.لب هم در مواقع عادی دوست نداره فقظ وقتی میخوایم سکس کنیم (البته سکس کامل نداریم) اونم طوری که تف تفی نباشه. موقع سکس اول من رو ارضا میکنه ,با دست, من متوجه میشم که ارضا شدم اما هنوزم دلم میخواد.اخه شنیدم بعد از ارضا شدن دیگه زن تمایلی به سکس نداره.من این موضوع رو بهش نمیگم و همیشه بعدش خودمو یجوری نشون میدم که انگار خیلی راضی بودم الانم دیگه بیشتر از هفته ای 1 بار ازش نخواستم.با این حال همش بهم میگه تو عاشق سکسی 1بارم بهم گفت تو منو واسه سکس میخوای خیلی بهم برخورد.شبایی هم که سکس نداریم اکه من نرم سمتش حتی بغلمم نمیکنه.بعضی وقتام پشتشو میکنه بهم میخوابه منم تاصبح گریه میکنم. هرچقدم من به خودم برسم نمیفهمه اصلا تا حالا بهم نگفته خوشگل شدی یا این لباس بهت میاد.ولی توی جمع همش میچسبه به من همه فک میکنن خیلی گرمه حالا من چطوری رفتار کنم که بتونم تحریکش کنم یه جوری که اون بیاد سمتم نه من.فقط نگین تیپ بزن لباس لختی بپوش که همه این کارارو کردم. و اینکه چرا بعد از ارضا شدن هنوزم میل به سکس دارم. در ضمن کل سکسمون از اول تا اخر اگه خیلی بخوایم طولش بدیم میشه 1رب .من بیشتر لذتو از معاشقه میبرم ولی اون اینجوری نیست,میگه اگه معاشقه زیاد باشه در حین معاشغه ارضا میشه
.ممنون

توسط hanieh درمتفرقه · پاسخ 3314 روز 22 ساعت 57 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (4)

  1. 0 votes

    پیامبر گرامی اسلام فرمودند:هر زن شایسته ای که عبادت خداوند را انجام دهد ،احکام واجب خود را به جای بیاورد واز شوهر خویش نیز اطاعت نماید ،وارد بهشت می گردد.مستدرک الوسائل-ج14-ص238)
    با عرض سلام خدمت شما پرسشگر گرامی. از اینکه این سایت را برای پاسخگویی به سوالاتتان انتخاب کرده اید، سپاسگذاریم.
    باید بگویم شما جزء گروه hot از طبقه بندی زوج ها در ارتباطات زناشویی محسوب می شوید. همان طور که خودتان هم اشاره کردید که در دوران عقد به سر می برید و همچنین بیان کردید در سکس تان، دخول کامل صورت نمی گیرد؛ پس می توان گفت با شرایط ارضا واقعی و کامل فاصله دارید و به احتمال زیاد درست است که خانم ها بیشتر معاشقه های طولانی را می پسندند، اما شاید بتوان گفت دلیل آنکه پس از ارتباط باز هم میخواهید که رابطه داشته باشید، همین مسئله باشد. به نظر من در حال حاضر همسرتان دارند خوب با شما همراهی می کنند. و اینکه شما توانسته اید این مسئله را با ایشان مطرح و همکاری ایشان را از دو هفته به یک هفته تبدیل کنید، بسیار خوب است. اما باید به نکاتی هم توجه کنید. اینکه ایشان گفتند ضعیف می شوند (البته متوجه منظورتان این گونه شده ام که ایشان ضعیف می شوند) و البته فرقی هم نمی کند، و این مسئله بستگی به شرایط جسمی و قوای بدنی هر دوی شما دارد و اگر از نظر تغذیه به خوبی تامین نباشید برای هر دوی شما (در صورت آنکه فیزیک بدنی معمولی و ریز نقشی داشته باشید) می توان ارتباط زناشویی کامل بیش از هفته ای دوبار سبب ضعیفی قوای جسمانی تان شود. پس در نظر داشته باشید که اگر میخواهید این رابطه را هفته ای 1 بار در صورت همکاری طرفین داشته باشید باید برنامه غذایی مقوی را هم مدنظر بگیرید. و از همه ی آن مهم تر آنکه باید میان قوای جنسی خودتان با همسرتان تعادل ایجاد کنید. ایشان در جهت مثبت تقویت شوند و شما در جهت کم کردن نیازهای جنسی. میتوانید با مراجعه به سایت های طب سنتی مثل سایت طبایع و … در ابتدا مزاج خود و همسرتان را بشناسید و پس از آن دستور غذایی را پیش رو بگیرید که باعث تقویت قوای جنسی همسرتان و کاستن و به حد نرمال رساندن نیروی جنسی شما در دوران عقد شود. اگر شما با هفته ای 1 باز هم نیازهایتان برطرف نمی شود. و همچنین باز هم پس از ارتباط ارضا نمی شوید (که در ابتدا توضیح دادم علت اصلی آن به احتمال زیاد عدم انجام دخول کامل است) (باید توضیحی را هم اضافه کنم که چه مردان و چه زنان پس از انجام رابطه جنسی( چه کامل و چه غیر کامل) به دو گروه تقسیم می شوند. عده ای پس از انجام رابطه نوعی زدگی به سراغشان می آید و از شریک جنسی شان فاصله می گیرند. اما برخی هم هستند که پس از انجام رابطه به هم آغوشی نیاز دارند.) باید سعی کنید تعادلی در هرمونهایتان ایجاد کنید. با همین پرهیز غذایی به طوری که از غذا و مواد خوراکی که سبب تحریک قوای جنسی می شود مانند مصرف تخم مرغ و پیاز با هم، و یا خوردن عسل، خرما، کاکائو شکلات و… (بسته به طبعتان) تا حدودی پرهیز کنید و در عوض همسرتان بیشتر استفاده کند. البته این قضیه برای به تعادل رسیدن است و پس از آن می توانید در جهت تقویت هر چه بیشتر خود و همسرتان پیش بروید. و این قضیه برای خریدن فرصت است. فرصتی که در در دوران عقد ایجاد کنید برای شناخت و به تفاهم هر چه بیشتر رسیدن.
    به شما توصیه می کنم اگر تحریکات دیگری اعم از دیداری مثل مشاهده فیلم های خارجی و صحنه دار که سبب تحریک پذیری بیش از پیش شما می شود پرهیز کنید. بیشتر ارضا خانم ها برگرفته از ذهنیت و خیالات آنها است. یعنی اگر در ذهنتان به آرامش برسید، ارضا کامل شما رخ می دهد ولی اگر در اثر تلقین خود را بیش از پیش ناراضی جلوه ندهید این مشکل در ذهن شما بیشتر تقویت می شود. پس لازم است اصلاحی هم در ذهن و افکاری که احتمالا برگرفته از فیلم ها و … است ایجاد کنید. بگذارید تنها کانال تحریکی شما فقط همسرتان باشد. تا به این تعادل رسیدنتان کمک کند. علت انکه پیشنهاد می کنیم شرایطی را برای خود فراهم کنید تا به تعادل برسید این است که با توجه به شرایط فعلی شما و اینکه در دوران عقد هستید و همچنین اینکه باید فرصتی باشد که همسرتان شما را و خودش را پیدا کند. شما می توانید کتابهای مفیدی را تهیه کنید که در آن در مورد مسائل زناشویی و روابط زن و مرد در مسائل جنسی توضیحاتی را داده باشد. فرصتی را ایجاد کنید که با هم در مورد این مسائل صحبت کنید و نیازهایتان را با هم به اشتراک بگذارید. البته کاملا به طور غیر مستقیم پیشنهاد مطالعه کتابها را به ایشان بدهید. مثلا چندبار کتابها را در دست شما ببیند. کتابهایی که مربوط به مردان است و شما دارید آن را مطالعه می کنید و در آن زمان که توجه شان جلب شد چند نکته در رابطه با نیازهای مردان به طور غیر مستقیم به ایشان بگویید و نظرش را بپرسید و بگویید آیا تو هم اینگونه ای. این چنین باب صحبت را باز کنید و در ان زمان شما هم کتابهایی را که مربوط به زنان است به ایشان پیشنهاد دهید( که البته این کتابها در کنار شما قرار دارد تا خودش به سمت کتابها برود. لازم نیست پیش شما به سمت کتابها برود، مهم این است در دسترسش باشد.)
    به شما پیشنهاد می کنم برای آنکه بتوانید خواسته های خودتان را به همسرتان بگویید و به جای آنکه در تنهایی در رختخواب شب تا صبح گریه کنید بیاموزید که چگونه خواسته هایتان را به گونه به همسرتان بگویید که ایشان با نیازهای شما آشنا شوند. اگر همسرتان به شما می گویند شما عاشق سکس هستی، باید در جواب بگویید من عاشق تو هستم.(امیر المومنین فرمودند:زیبا خطاب کنید ،تا جواب زیبا بشنوید.!غروالحکم،ج2،ص266) خیلی راحت می توانید این احساس نیازتان را با افزایش صمیمیت به خواستگاهی دیگر تبدیل کنید. اینطور که این باور را در ایشان ایجاد کنید که این احساس نیاز فقط به خاطر سکس نیست و فقط به خاطر نیاز به مرد نیست بلکه احساس نیازی است که شما به این مرد دارید. این باور را در همسرتان ایجاد کنید که شما به هیچ مرد دیگری چنین احساسی ندارید. و از هیچ مردی خوشتان نمی اید و تنها اوست که شما را این چنین به وجد می اورد.
    این ذهنیت را هم دور بیندازید که چرا من همش باید برم طرفش و او نمی آید.
    (پیغمبر اسلام در پاسخ زنی که که درباره ی حقوق شوهر برهمسرش سوال کرد،فرمود:زن باید ،خود را بابهترین بوها خوشبو سازد وبهترین لباس هایش را بپوشد وبابهترین زینت ها ،خود را آرایش دهدوهرصبح وشام خود را به شوهرش عرضه نماید.-فروع کافی-ج5-ح7-ص507)
    شما می توانید این کشش را طوری ایجاد کنید که در ابتدا همسرتان را تحریک کنید با همین بغل کردن و زمزمه ی حرفهای عاشقانه تا تحریک شود و بعد او به سمت شما بیاید. این نکته را هم اضافه کنم به نظر می رسد چون در دوران عقد هستید خوب همسرتان می خواهد بیش از پیش تحریک نشود چون در اثر زیادی تحریکات و اینکه نمی تواند دخول انجام دهد اذیت شود. شما باید در این شرایط تعادل را برقرار کنید.
    در مورد نیازهای کلامی باید راهکارهای ان را جستجو کنید.(پیامبر گرامی اسلام فرمودند:هیچ یک از شما ،نباید ،باهمسر خود همانند چهارپایان آمیزش کند،بلکه باید ،واسطه ای بین آنها باشد.پرسیدند.واسطه چیست؟فرمود:بوسیدن وگفت گو(عشق بازی).-محجه البیضاء-ج3-ص110) تکنیک های آن را یاد بگیرید. همین سوال را از خودتان بپرسید. شما تا به حال چقدر از همسرتان تعریف کرده اید. اصلا می دانید چگونه باید از تیپ و ظاهر همسرتان تعریف کنید؟ از رابطه سکستان برای همسرتان تعریف کنید تا بیش از پیش برای ایشان کشش ایجاد کند. برای مردی که در بروز احساسات کمی ضعف دارد باید برنامه طولانی مدتی ترتیب دهید و در این راه صبور باشید و پر تلاش. زنها با ابراز احساسات و مهربانی خودشان هم تخلیه و هم به آرامش می رسند. پس این ذهنیت را به کل کنار بگذارید که چون او ابراز احساسات ندارد پس من هم بی خیالش می شوم. هر کس این حرف را به شما زد بدانید خیرخواه شما نیست. ویژگی بسیاری از مردان ایرانی این چنین است ان هم متاسفانه به خاطر نحوه تربیتی است که در خانواده های ایرانی وجود دارد و مرد را محضر قدرت و صلابت و ایستادگی می دانند. مردی که حتی اگر گریه کردن او را ببینند می گویند مرد که گریه نمی کند. مردی که تا الان اموخته که مردی در کنترل احساسات است. پس شما باید برنامه ریزی کنید که این تابو را به نرمی بشکنید. ان هم فقط در بالا بردن صمیمیت و قدرت کلامی نهفته است.
    چرا ناراحت می شوید وقتی که در جمع در کنار شما می نشیند؟ و به شما اینگونه ابراز محبت می کند.(خوشبختی،از نظر مردها،به دست آوردن مقام وشخصیت قابل احترام در میان اجتماع است-صمیمانه باعروس وداماد-ص190 ) اتفاقا همین رفتارها تقویت کننده های بسیار خوبی هستند برای انکه تحریکات همسرتان را بالا ببرید. مردان در طول روز سیگنالهایی را به سمت شما می فرستند همین سیگنالی که در کنار شما می نشیند و برخی رفتارهای دیگر که به دنبال جوابهایی هستند که به این نتیجه برسند که آیا شما رفتارهای محبت امیز او را دریافت کرده اید؟ آیا شما می خواهید که با او رابطه داشته باشید؟ که چون بسیاری از مردها در برقراری ارتباط، به صورت غیرکلامی(در اینجا منظور هم رفتاری های فیزیکی است و هم براورده کردن نیازهای مادی همسر) رفتار می کنند پس شما هم می توانید با رفتارهای کلامی و غیر کلامی طوری نشان دهید که سیگنالهای او را دریافت کرده اید. و باعث تقویت صمیمیت و رابطه تان شوید. وقتی مردی در طول روز به این باور برسد که زنش نیازی به او ندارد و سیگنالهایش را دریافت نکرده آن وقت ذوقی برای او برای برقراری ارتباط نمی ماند. و این باور در او شکل می گیرد پس نیازی نیست من به طرف زنم بروم چون او هر وقت نیاز داشته باشد به طرف من می آید. او فقط سکس را می خواهد (همان جمله ای که همسرتان به زبان آورده) و رفتارهای محبت آمیز غیرکلامی من را دریافت نمی کند.
    در مورد مدت زمان معاشقه هم باید بگویم این راه و روشی است که می توانید با تهیه کتب مفید و مطالعه مقالات و سایتها به بدان برسید و ان اینکه این مسئله را برای همسرتان جا بیندازید که هر معاشقه ای به ارضا شدن و رابطه سکس ختم نمی شود. همان ارتباط غیرکلامی در طول روزتان را افزایش دهید. نیازی نیست که هر وقت خواستید با هم رابطه داشته باشید به سکس ختم شود. شاید یکی از دلایل این باشد که تماس های بدنیتان و یا همان ارتباط غیرکلامی تان فقط در رختخواب و در برهنه شدن رخ می دهد. در حالتی که مرد دارد به اوج ارگاسم می رسد ولی چون نمی تواند دخولی داشته باشد پس خود را کنترل می کند و رابطه را کوتاه و مختصر رها می کند. پس برای برطرف کردن این مشکل معاشقه ها و هم آغوشی هایتان در طول روز افزایش دهید. هیچ ایرادی هم ندارد که در ابراز این رفتارها این شما باشید که در ابتدا به سمت آغوش همسرتان می روید. .(پیامبر گرامی اسلام فرمودند:هیچ یک از شما ،نباید ،باهمسر خود همانند چهارپایان آمیزش کند،بلکه باید ،واسطه ای بین آنها باشد.پرسیدند.واسطه چیست؟فرمود:بوسیدن وگفت گو(عشق بازی).-محجه البیضاء-ج3-ص110)
    نمی دانم بگویم یا نه. که پس از گذشت تنها 3 ماه از عقدتان، 4 شب پیش هم بودن خوب است یا نه. ولی تصورم این است که این مسئله شاید سبب شده همسرتان نتواند در خودش این نیاز را جستجو کند. یعنی شاید علت این برفرض بی توجهی که شما می گویید این باشد که به یکباره همه چیز دم دست قرار گرفته است. شاید کمی فرصت دادن به ایشان برای انکه حس کنکاوی و تعقیب کنندگی مردانه اش بیدار شود خوب باشد. مردان جستجو گر و تعقیب کننده هستند و زنان دنبال شونده. باید مجالی بدهید تا این حس در ایشان بیدار شود. منظورم این نیست که حال شما به ایشان پشت کنید و یا بی محلش کنید، اصلا. بلکه منظورم تنها این است که مدتی کوتاه به ایشان فرصت دهید تا تشنه گی هایش را بیابد. تا پیدا کند اینکه چگونه با شما ارتباط بگیرید و یا به قول خودتان به طرفتان بیاید. شما در کنارش باشید. اصلا هم محبت و توجهتان را از ایشان دریغ نکنید و همیشه با کلمات و رفتار محبت آمیز توجه خودتان را به ایشان نشان دهید. ولی بگذارید در این دوران عقد کمی هم خودش تشنه برقراری ارتباط با شما شود. فراموش نکنید که در این مدت شما باید رفتارهای کلامی و غیرکلامی خودتان را تقویت کنید. و مدام به ایشان سیگنالهایی را بفرستید. دوران عقد بهترین فرصت برای اماده کردن همین زیرساختهای مهم زندگی است. فرصتی است برای به تفاهم و تعادل رسیدن در همه زمینه ها. فرصتی است برای ایجاد صمیمیت هر چه بیشتر. نکات زیر شما را در این راستا کمک خواهند کرد که چه مسائلی صمیمیت و ارتباط با همسر را تقویت و یا ضعیف تر می کند:
    • برقراری ارتباط و ایجاد صمیمیت از مسائل مهم ازدواج است:
    1- برقراری ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی بوده و در سطح کاربردی، به زوج ها اجازه می دهد که مشکلاتشان را مورد بحث قرار داده و حل کنند. همسرانی که نمی توانند احساساتشان را برای یکدیگر بیان کنند، در بحث بر سر مسائل جنسی مشکل خواهند داشت. این زوج ها گاهی برای حل مشکلاتشان به سرزنش یکدیگر می پردازند که این عمل باعث می شود دامنه ی مشکلات انها گسترش پیدا کند. زوج هایی که نمی توانند عدم توافق را به توافق تبدیل کنند، اغلب گرفتار چرخه ای از گرفتاری های پایان ناپذیر می شوند که برای سالها تکرار می شود. مشکلات ارتباطی شایع ترین و مخرب ترین مشکلات در ازدواج های شکست خورده است. اغلب زوج ها در هنگام بروز یک مشکل جدی، علاقه ی کمتری به برقراری ارتباط دارند. بنابراین، اطلاعات کمتری بین آنها رد و بدل شده و به تبع آن، احتمال سوء تفاهم افزایش پیدا می کند.
    2- صمیمیت یکی از نیازهای زندگی زن و شوهر است و در عین حال از ویژگی های بارز یک زوج موفق و شادمان است. رابطه ی صمیمانه، با خودافشایی واقعی و درک نیازهای فرد دیگر(همسر) در رابطه ای برابر تعریف می شود. و همچنین صمیمیت میزان احساس نزدیکی و حمایتی است که زن و شوهر نسبت به یکدیگر دارند.
    3- صمیمیت در دیدگاه مردان و زنان متفاوت است. به طور سنتی برای مردان عدم وابستگی عاطفی با ارزش است و برای زنان ایجاد و ابقاء وابستگی های عاطفی اهمیت دارد. مردان از ارتباط بیشتر به منظور حفظ استقلال و نگه داشتن جایگاه و منزلت خود استفاده می کنند، در حالی که زنان از آن بیشتر برای ایجاد و ابراز صمیمیت استفاده می کنند. در رابطه تان میزان استقلال و جایگاه و منزلت یک مرد را جستجو کنید. ببینید تا چه حد به همسرتان در خانه و در رابطه تان شخصیت داده اید.
    4- در بیان الگوهای ناموفق برقراری ارتباط، اصلی وجود دارد به نام بن¬بست مضاعف. در این اصل بیان می کند مهم نیست رابطه چگونه است مهم این است که در روند این الگوهای رفتاری رابطه هر چه باشد به ناکامی و انزوا ختم می شود. به مثال زیر توجه کنید: «سحر با همسرش آرش برای اولین بار رابطه جنسی برقرار می کنند، سحر در این رابطه احساس می کند که آرش خیلی با او گرم نبوده است. و این احساس عدم ارضا به طور ناخودآگاه به آرش هم منتقل می شود. در اثر چنین برخوردی آرش سعی میکند در رفتارهای روزانه این احساس صمیمیت را به سحر منتقل کند. در کنار او بودن، بغل کردن او و غیره ولی وقتی سحر این رفتارها را از آرش می بیند می گوید او دارد تظاهر به عشق می کند.» می بینید مهم نیست آرش چگونه رفتار می کند. آرش به هر الگوی رفتاری دست بزند باز هم محکوم است. و در بن بست مضاعفی قرار گرفته است.
    5- درمانگران مدت هاست درک کرده اند که قدرت ارتباط غیرکلامی می تواند به اندازه و یا بیشتر از قدرت کلماتی باشد که انسانها در ارتباط به کار می برند. یکی از دلایل این مسئله این است که پیام های غیرکلامی می توانند بار عاطفی را منتقل کنند. 7 درصد هیجانات و احساسات به وسیله ی معانی کلمات منتقل می شوند. 38 درصد به وسیله ی صورت و 55 درصد به وسیله ی چهره. پیام های غیرکلامی به هیجاناتی که به وسیله ی کلمات بیان می شوند، نشانه هایی را اضافه می کنند: «وقتی می گویید نگران هستید و در این حالت دست هایتان را دور گردن کسی حلقه می کنید، این عمل می تواند پیام شما را مورد تاکید قرار دهد». صمیمیت عاطفی عمدتا از طریق پیام های غیرکلامی منتقل می شود. زوج های آشفته وقتی گرفتار مشکل می شوند کمتر ارتباط برقرار می کنند. این عمل در خصوص ارتباط غیرکلامی هم مصداق دارد. زوج های آشفته نسبت به انهایی که مشکلی ندارند تماس چشمی کمتری برقرار می کنند. درمانگران در درمان زوج ها از انها میخواهند که به پیام های غیرکلامی خود توجه بیشتری کنند. آنان معتقدند وقتی پیامی برای همسر فرستاده می شود، جنبه ی غیرکلامی پیام صادقانه تر عمل می کند.
    6- زن ها و مردها در شیوه های برقراری ارتباط، با هم تفاوت هایی دارند. این تفاوت ها هم در نیروی برقراری ارتباط و هم در هدفی است که از ارتباط دارند. مردها برای تبادل اطلاعات و حقایق ارتباط برقرار می کنند، در حالی که برای زن ها خود ارتباط اهمیت دارد. این تفاوت در انتظار از ارتباط، گاهی باعث ایجاد مشکلاتی می گردد. وقتی یک زن می گوید «بنشین میخواهم با تو صحبت کنم» ممکن است منظور این باشد، «بگذار لحظاتی در کنار هم باشیم». ولی مردان از این سخن ممکن است برداشت کنند که « میخواهی درباره ی چه صحبت کنی؟» در اینجا محتوای سخن برای زن اصلا اهمیت ندارد اما چون مردان در برقراری ارتباط اطلاعات و حقایق برایشان مهم است این چنین برداشت می کنند.
    7- بی پرده گویی ضمن این که نشان دهنده ی هیجانات و احساسات واقعی فرد است، شامل عوامل دیگری مثل ابراز عادت های شخصی، صحبت کردن درباره ی گذشته ی خود، مطرح کردن امیدها، رویاها و تخیلات و خواسته های فرد نیز می شود. بعضی از مطالعات نشان داده اند که بین بی پرده گویی و رضایت زناشویی در زوج ها، همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد. با توجه به وجود رابطه بین صمیمیت و بی پرده گویی، بسیاری برنامه هایی که به منظور ارتقاء روابط زوجی طراحی شده اند، از طریق کمک به ایجاد بی پرده گویی در زوج ها، سعی در بهبود روابط انها دارند.
    8- یکی از مشکلات خاص ناسازگارانه در زوج ها ذهن خوانی است. ذهن خوانی زمانی صورت می گیرد که یکی از اعضاء زوج، دائما براساس ادراکی که از رفتار و نیت همسر خود دارد، بدون اینکه از حلقه ی بازخورد استفاده کند، عمل می کند. « من درباره ی سینما رفتن با تو صحبت نکردم زیرا می دانستم که مخالفت می کنی». « من با نگاه کردن به چهره ی تو فهمیدم که دوست نداری در کنار من بنشینی». « من از نوع ارتباط جنسی که با من داری فهمیدم که گرم نیستی». « من از لحن صحبت تو با تلفن همراهت فهمیدم که با یک زن سخن می گویی». ذهن خوانی معمولا در زوج هایی که مدتی است با هم هستند بیشتر مشاهده می شود. در این موارد، چون زوج ها فکر می کنند در این مدت، به خوبی یکدیگر را شناخته اند، احساس می کنند که نیازی به بازخورد ندارند. به همین دلیل بیشتر براساس ادراک و برداشتی که از رفتار همسر خود دارند، واکنش نشان می دهند. ذهن خوانی گاهی مشکلات بسیاری را در ارتباط بین زن و شوهر، ایجاد می کند.
    • صمیمیت به دلیل اینکه عاملی اساسی در ارتباطات انسانی است، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. صمیمیت در روابط زوج ها را ترکیبی از هشت عنصر زیر می دانیم:
    1- عاطفه: زوج ها به چه میزان احساسات و عواطف خود را به صورتی راحت برای یکدیگر بیان می کنند.
    2- بیانگری: زوج ها تا چه حد افکار، عقاید و نگرش های خود را به یکدیگر ابراز می کنند.
    3- سازگاری: میزان همکاری صمیمانه ی زوج با هم. اینکه تا چه میزان زوج می توانند با آسودگی خاطر با هم همکاری کنند.
    4- همبستگی: میزان تعهدی که زوج نسبت به هم احساس می کنند.
    5- رابطه جنسی: میزان رضایت از رابطه ی جنسی با همسر
    6- حل تعارض: تا چه حد زوج می توانند اختلاف نظرهای خود را با هم حل کنند.
    7- خودمختاری: تا چه میزان زن و شوهر برای ارتباط با اعضای خانواده و دوستان، احساس استقلال می کنند.
    8- هویت: میزان اعتماد به نفس و عزت نفس زن و شوهر. برداشتی که زوج از خود به عنوان یک خانواده ی کوچک دارند.

    • ارتباط و تفاوت های جنسیتی
    1- مثلث عشق: عشق بر پایه ی سه عنصر «شهوت»، «صمیمیت» و «تعهد و تصمیم» تعریف می شود. میزان عشقی که یک فرد تجربه می کند بر قدرت این سه عنصر مبتنی است. همچنین نوع عشقی که هر فرد تجربه می کند به تعامل این سه عنصر وابسته است. صمیمیت شامل ابراز احساس و احساس وابستگی عاطفی به یکدیگر می شود.
    2- رابطه ی صمیمانه رابطه ای است که در آن احساس آرامش وجود دارد. در اغلب موارد زوجی که از رابطه ی جنسی خود شکایت می کنند، مشکل انها مربوط به میزان صمیمیت موجود در رابطه است.
    3- کیفیت صحبت کردن درباره ی مسائل جنسی بین زوج ها به میزان زیادی به کیفیت رابطه ی کلی انها مرتبط است. همچنین آن چه مهم است مهارت در صحبت کردن درباره ی رابطه ی جنسی برای پایداری رضایت جنسی زوج از یکدیگر بسیار مفید است. باز هم یادآور می شویم اکثر مشکلات جنسی علت عاطفی و ارتباطی دارند. و اغلب این مشکلات به خاطر ترجیحات جنسی، میزان، مکان و شیوه ی گفت و گو درباره ی مسائل جنسی می باشد.

    • ویژگی های زوج های سالم
    1- عقیده به نسبی بودن واقعیت نه مطلق بودن آن: زوج های سالم به تفاوت در نقطه نظرات و دیدگاه های یکدیگر احترام گذاشته و اماده ی شنیدن نقطه نظرات همسر خود، هرچند که با نظرات خودشان اختلاف داشته باشند، هستند.
    2- اعتقاد به این که قصد و نیت همسر خوب است: گاهی اتفاق می افتد که رفتارهای زوج ها مخالف خواست یکدیگر است. در این موارد، همسرانی که به نیت و قصد همسر خود فکر نمی کنند، احساس عصبانیت و ناراحتی در انها ایجاد نمی شود. زوج های سالم ضمن اینکه به همسرشان احترام می گذراند، هرگز حس نمی کنند که همسرشان دشمن انهاست. خیلی وقت ها اگر به نیت انجام عمل از طرف همسر خوب و درست توجه شود، رفتارهای او آزاردهنده نخواهد بود.
    3- اعتقاد به اینکه مشکلات حل می شود: در زندگی زناشویی گاهی مشکلاتی ایجاد می شود که دیدگاه زوج ها نسبت به مشکلات، تاثیر زیادی در آینده ی آنها خواهد داشت. زوج هایی که اعتقاد دارند مشکلات قابل حل هستند، برای حل مشکل تلاش می کنند. این افراد تاثیر خود را در فرآیند حل مشکل موثر می دانند. به همین دلیل هنگامی که با مشکلی در زندگی روبه رو می شوند، انتظار ندارند که رابطه ی خوب با همسر مشکلات را حل خواهد کرد. بلکه برای ایجاد رابطه ی مناسب و برای حل مشکل، تلاش می کنند.
    4- عقیده به عواملی فراتر از خود: عشق نگاه کردن به چشمان یکدیگر نیست بلکه نگاه کردن به یک جهت است. اگر این اعتقاد وجود داشته باشد، زوج ها خیلی درگیر خودمحوری نمی شوند و به همین دلیل مشکلات برای انها ساده خواهد شد.
    5- تمرین رفتارهای سالم: تمرین کردن رفتارهای سالم توسط زوج ها می تواند باعث شود که این رفتارها نهادینه شده و بخشی از گنجینه ی رفتاری انها شوند. جدایی از مشکلات و بروز رفتارهایی که این مشکلات را بوجود آورده، همیشه در روابط بین زوجین روابط و رفتارهایی وجود دارند که سالم و مفید هستند. شناسایی و نمایان کردن این رفتارها سبب تقویت و تکرار انها می شود. و رضایت بیشتر را حاصل شده و سبب می شود به فراگیر شدن رفتار سالم در مقابل رفتارهای ناسالم.

    اما این رفتارهای سالم کدام است که سبب بالاتر رفتن سطح رضایت زن و مرد از یکدیگر می شود:
    1- مسئولیت: زن و شوهر باید نقش خود را در بهبود رابطه مورد تایید قرار داده و از سرزنش یکدیگر خودداری کنند.
    2- هدف گذاری: هر یک از زن و مرد باید اهداف خود را مشخص کرده و به منظور دستیابی به اهداف واقع بینانه ای که رضایت ارتباطی را به دنبال دارد تلاش کند.
    3- تشویق: زوج های سالم تلاش می کنند که یکدیگر را تشویق کرده و از همدیگر قدردانی و تحسین به عمل آورند.
    4- گفت و گوی باز: هر عضو زوج باید بتواند احساسات مثبت خود را به صورتی بی پرده و صادقانه بیان کند.
    5- گوش دادن همدلانه: این رفتار وسیله ای است برای آنکه زن و شوهر بتوانند احترام و مراقبت به همسر را به او نشان دهند. گوش دادنی دقیق و همدلانه( نشان دادن واکنش های غم و شادی و مهر و عاطفه زبانی و کلامی و رفتاری و غیرکلامی در بدن) سبب تقویت رابطه زوج می شود.
    6- میل به تحلیل ارتباطات: برای اینکه زن و شوهر همدیگر را بهتر درک کنند، باید بین انها گفت و گوی مداوم وجود داشته باشد. گفت و گو می تواند مسائل با اهمیت برای زوج ها را مشخص کرده و به انها کمک کند که بیشتر به انها بپردازند.
    7- نشان دادن پذیرش: هر یک از عضو باید به صورت کلامی و غیرکلامی ارزشی را که برای عضو دیگر قائل است را بیان کند مخصوصا وقتی که عقاید زوج با هم متفاوت است.
    8- همایت از اهداف مثبت ازدواج: هر عضو باید بتواند به همسرش نشان دهد که برای او و گفته هایش اهمیت قائل است.
    9- حمایت از اهداف تعیین شده.
    10- توافق به منظور پل ارتباطی.
    11- تعهد به مشارکت.

    تمام مطالب این چند صفحه را به طور سلسله وار بیان کردیم. اگر بخواهیم مو به مو در مورد ش صحبت کنیم 1000 صفحه هم کم می اید. و البته مصداقی و قدم به قدم در مورد نحوه و کیفیت و شدت و قوت این رفتارها در رابطه بین شما و همسرتان مسئله مهمی است که باید مورد بررسی قرار گیرند. شما می توانید به مواردی که پررنگ و زیر ان خط کشیده شده، مراجعه کنید و لیستی از آن تهیه کنید. و به خودتان و به درجه ی این رفتار در بین خود و همسرتان نمره بدهید. چه مثبت و چه منفی. فقط توجه داشته باشید که با رویکرد خودمحور پاسخگوی رفتارها نباشید. با نگاه همسرتان به مسائل بپردازید. مثلا توجه کنید وقتی همسرتان می گوید تو مرا فقط برای سکس میخواهی دقیق علت این حرفش چیست؟

    مرد همیشه روحیه¬ی عمل کننده دارد. روحیه ی تعقیب کننده. پس بیایید با ارسال سیگنالهایی این حس تعقیب کنندگی را در او بیدار و تشنه کنید حال جگونه؟ به متن زیر توجه کنید:
    میخواهیم در مورد راز مهمی درباره ی مردان صحبت کنیم که حتی شاید خودشان هم خبر نداشته باشند. اما با استفاده از همین تکنیک رگ خواب وی در دست شما خواهد بود و در عین حال او را نیز خوشحال خواهید کرد. پس شما مدتی است با مردی زندگی میکنید، چند ماه یا چند سال. مطمئنا می توانید روزهای اول آشنایی خود را به یاد بیاورید. زمانی که دل هر دوتایتان در تب و تاب بود. همه چیز تازگی داشت. عطش عشق در سرتاپای وجودتان موج می زد. رنگ های دنیای اطراف زیباتر بود. همه ی صداها دلنواز بود. و هر لحظه می توانستید صدای تپیدن قلب خویش را بشنوید. اتفاقی که بعد افتاد این بود که مدت زمانی سپری شد. وقت بیشتری را با شوهرتان سپری کردید. وی را بهتر شناختید و حتی تا حدودی رفتارش قابل پیش بینی شد. و اگر هشیارانه به این قضیه نگاه کنید می بینید که همه این ماجراها در سیاره ی دیگر هم رخ داده: مرد شما نیز پس از مدتی شما را شناخته، به رفتارتان عادت کرده و تا حدی می تواند رفتارتان را پیش بینی کند. از طرفی، مشکلات زندگی و درگیری های روزمره و فامیلی، این فرصت را از شما گرفته که بتوانید زمان بیشتری را به رابطه ی عاطفیتان اختصاص دهید. پس در چنین شرایطی، با توجه به تمام دلمشغولی های روزمره و پس از گذشت زمان، چطور می توان آتش عشق را هنوز شعله ور نگاه داشت؟ چطور می توانید کاری کنید که جذابیت شما همچنان مثل سابق باشد و شوهرتان باز هم مثل سابق تحت تاثیر شما قرار بگیرد؟ خودتان خوب می دانید که لازم است همیشه شور و عشق روزهای اول در رابطه شما حضور داشته باشد. چون وجود حرارت عشق، اولا سلامتی ازدواج شما را تضمین می کند و دوم اینکه شما را شاد میسازد. از زندگی، از هر لحظه اش، لذت می برید. و هر اتفاق مثبت دیگری که در زندگیتان روی دهد حتی طعمی شیرین تر خواهد داشت. قبل از اینکه روش خودم را توضیح دهم، می خواهم درباره ی راهنمایی هایی که سایر مشاوران و نویسنده ها درباره ی این مشکل می دهند، حرف بزنم. به نظرم بررسی شیوه برخورد آن ها با این مشکل و توصیه هایشان به زنان میتواند تفاوت روش های من را بهتر نشان دهد. اگر شما پیشتر کتاب “مردان مریخی و زنان ونوسی” را خوانده باشید، یا هر کتابی از این دست، می دانید که مهمترین توصیه نویسنده ی آن ایجاد حس دوستی و همدلی بیشتر بین زن و شوهر است. آنها به شما درباره ی تفاوت های جنسیتی می آموزند. به تفاوت در شیوه ی ارتباط دو جنس می پردازند. به اینکه مردان نیازهای متفاوتی دارند. و بعد از شما می خواهند که دنیای شوهرتان را بیشتر درک کنید. یعنی سعی کنید که به زبان وی صحبت کنید. چند سال قبل تکه ای از سمینار “جان گری” نویسنده کتاب “مردان مریخی زنان ونوسی” را دیدم. وی درباره این موضوع صحبت می کرد که مردان در درک و دریافت سیگنال های زنان ضعیف هستند و باید هر چیزی را به طور روشن و شفاف برایشان توضیح داد. اگر مردتان چیزی می خواهد، باید خیلی شفاف و روشن آن را به زبان بیاورید.از نظر وی بیشتر درگیری های عاطفی بین زن و مرد به خاطر ضعف در ارتباط برقرار کردن رخ می دهد. پس با واضح و شفاف بودن در شیوه ی ارتباط، سوتفاهم ها از بین می رود و آرامش به زندگی شما بر میگردد. حرفش منطقی به نظر می رسد، نه؟! و جالب است بدانید که خیلی از خانم ها نیز چنین نگرشی دارند. من بارها و بارها از زبان خود خانم ها شنیده ام که دلیل انتخاب کردن شوهرشان این بوده که فکر کرده اند “وی میتواند دوست خوبی برایشان باشد.” و همچنان نیز می بینم که ظاهرا “دوست خوب بودن” مهمترین عامل تصمیم گیری برای زنان، به خصوص در مورد ازدواج است .اگر شما هم همین نظر را دارید، من می خواهم از شما دعوت کنم که ادامه ی این نامه را با دقت خیلی بیشتری بخوانید! اگر شما حقیقتا می خواهید “دوست خوبی” برای مردتان باشید، باید این نکته را بدانید که وی قبل از شما دوستانی داشته، مگر نه؟ وی دوستانی داشته که از زمان دبستان با وی بوده اند. در کوچه های خاکی با هم فوتبال بازی می کردند. بعد دعوایشان می شد. همدیگر را کتک می زدند و بعد از بازی، با هم آشتی کرده و دست در دست هم می رفتند به بقالی سرکوچه و با پول توجیبشان ساندویچ با نوشابه نارنجی می خریدند. بعضی از اوقات یکی از آنها پول کم می آورد که در چنین شرایطی معمولا دوستش به وی قرض می داد. همان دوستی که چند دقیقه قبل با وی گلاویز شده بود. دوستان شوهر شما احتمالا بارها جان وی را به شکلی نجات داده اند. از وی در برابر یک بچه قلدر دیگر دفاع کرده اند. یا در امتحانات آخر ترم با رساندن به موقع تقلب وی را از رفوزه شدن نجات داده اند. اگر این ها را مینویسم به این خاطر است که شما بدانید مردتان با دوستان مذکر خود مطمئنا سابقه ی دوستی طولانیتر و بسیار صمیمی دارد. حتی بعضی از آن ها اکنون همکار وی هستند و از نظر مالی با هم همبستگی دارند. و اگر شما هدفتان این باشد که “بهترین دوست” شوهرتان باشید، باید از همین الان بدانید که رقیبان خیلی جدی پیش روی خود دارید! به همین خاطر است که بعضی از خانم ها بعد از ازدواج مانع ارتباط گسترده ی شوهرشان با دوستان سابقش می شوند. البته منظورم این نیست که همه ی خانم ها اینگونه هستند. (بعضی جاها من مجبورم برای رساندن یک پیغام کمی کلی گوی کنم. اما امیدوارم که شما متوجه پیغام اصلی من شوید و آن را دریافت کنید). یادتان باشد که اگر شما برای یاد گرفتن منش و زبان مردان نیاز به صرف وقت و یاد گیری دارید، دوستان وی ندارند! چون آن ها ذاتا مرد هستند و خیلی خوب زبان هم را می فهمند! همچنین می خواهم از خودتان بپرسید که آیا شوهر شما از فوتبال بازی کردن بیشتر خوشش می آید یا رفتن به خرید در فروشگاه و صرف ساعت ها برای انتخاب رنگ مناسب برای پرده خانه؟ فرق این دو فعالیت آن است که یکی از آنها را شما (به عنوان یک زن) با کمال میل و عشق انجام می دهید اما از دیگری متنفر هستید. و فکر می کنید که شوهر شما کدام فعالیت را بیشتر دوست دارد؟ فوتبال بازی کردن با دوستانش یا صرف ساعت ها در فروشگاه ها برای خرید وسایل خانه! و مهم نیست که کدامیک از آن فعالیت ها به مصلحت باشد! مهم این است که شوهر شما از یکی از آنها واقعاً خوشش می آید اما دیگری را فقط تحمل میکند! همه ی این ها را گفتم تا بدانید که اگر شما قصد دارید “بهترین دوست ” همسرتان باشید، دوباره فکر کنید. خوب به این فکر کنید که این رقابتی سخت و نابرابر است و احتمالا در آخر شکست خواهید خورد. اما راه چاره چیست؟ به نظر من راه چاره این است که اساسا هرگز خود را به عنوان یک “دوست” برای شوهرتان طبقه بندی نکنید. البته خیلی خوب است که دوست خوبی برای وی باشید و او نیز همینطور نسبت به شما باشد. اما اساسا باید بدانید که شما در رقابت با دوستان دیگر وی نیستید و نمی خواهید که “بهترین دوست” وی باشید! چون شما چیزی بالاتر از دوست هستید: شما معشوق وی هستید. من می توانستم در جمله ی بالا بگویم “شما همسر وی هستید.” اما این کار را نکردم. چون هر زنی می توانست “همسر” وی باشد. اما فقط یک نفر است که می تواند “معشوقه” وی باشد. و شما می دانید که چه کسی بایست “معشوقه” وی باشد. شوهر شما می تواند دوستان فوق العاده ای داشته باشد اما هرگز قادر نخواهد بود که آن ها را “معشوقه” بداند. این جایگاهی است که شما منحصرا و بدون جنگ و خونریزی اشغال خواهید کرد. اما برای نگه داشتن این جایگاه نیاز به کمی آموزش دارید که من با کمال میل همینجا در اختیارتان قرار خواهم داد! برای درک روش من، شما اول باید درباره ی انرژی مردانه و زنانه بیشتر بدانید. دقت کنید که منظور من خصلت ها و شخصیت های مردانه و زنانه که در کتاب “مردان مریخی و زنان ونوسی” خوانده اید نیستند. من در مورد یک انرژی خاص صحبت می کنم. شاید بتوان آن را “روح” نیز نامید. انرژی مردانگی در برابر انرژی زنانگی و جالب است بدانید که همه ی ما هر دو این انرژی ها را در وجود خودمان داریم. شما می توانید به همان اندازه انرژی مردانه از خود بروز دهید که می توانید انرژی زنانه از خود بتابانید. اما اکثر مردم، در ذات خود، با یکی از این دو نوع انرژی ارتباط نزدیک تری دارند. یعنی در هسته وجودشان یک نوع از انرژی بیشتر حضور دارد و از آن بیشتر لذت می برند. و همانطور که می توانید حدس بزنید اکثر مردها انرژی مردانگی بیشتر دارد و زن ها انرژی زنانگی بیشتر.
    در ادامه، بیشتر تفاوت این دو انرژی را نشان خواهم داد اما می خواهم اول بدانید که جذابیت وعشق شدید در یک رابطه، به خاطر “اختلاف بار انرژُی” و “قطبیت” به وجود می آید. به یاد دارید که در مدرسه چه یاد گرفتید؟ قطب های غیرهمنام هم دیگر را جذب می کنند و قطب های همنام همدیگر را دفع می کنند. و این قانون دقیقا در رابطه ی زناشویی نیز صدق می کند. هر چقدر که شما انرژی زنانگی بیشتری از خود بروز دهید، مرد شما نیز انرژی مردانگی بیشتر از خود بروز خواهد داد. این باعث ایجاد قطبیت و تضاد انرژی بیشتری در رابطه خواهد شد واین یعنی جذابیت بیشتر بین دوتای شما. اگر فکر می کنید که قبلا این کار را کرده اید ولی فایده ای نداشته، اصلا در قضاوت عجله نکنید. من هنوز روش انجام آن را یاد نداده ام. به نظر من مهمترین خصوصیتی که در حال حاضر باید درباره ی این دو انرژی یاد بگیرید این است. قلم و کاغذ خود را حاضر کنید: انرژی مردانه هدایت می کند. انرژی زنانه دعوت می کند. این یعنی چه؟ اجازه دهید با مثالی آن را نشان دهم: در یک روز سرد زمستانی در خانه با شوهرتان نشسته اید. هوا سرد است و شما می خواهید که همسرتان دمای بخاری را زیاد کند. اگر میخواهید در کلامتان لج همسرتان را در بیاورید و هیچ گاه به طور مطلوب به خواسته تان نرسید و یا اینکه همسرتان به اکراه رفتار کند و به طور ناخواسته از جملاتی استفاده کنید که تخریب شخصیتی مردتان را سبب شوید این است که توانایی های همسرتان را در درخواستتان زیر سوال ببرید و اینکه درخواستتان را اینگونه بیان کنید: ” عزیزم … میتونی بخاری رو زیاد کنی” . متاسفانه بسیاری از زنان از این کلمه میتونی و یا میشه استفاده می کنند که دقیقا دست روی نقطه ضعف همسرشان می گذارند. و این سیگنال را به آنها منتقل می کنند که زنم به توانایی های من ایمان ندارد و سوال می کند که من می توانم یا نه!؟ پس شاید به توصیه ی خیلی از روانشناسان به وی درخواستتان را اینگونه بگویید: “عزیزم…. میشه درجه حرارت بخاری را زیاد کنی لطفا؟” و این دقیقا همان دستور العملی است که اکثر روانشناسان و نویسنده ی کتاب “مردان مریخی و زنان ونوسی” به شما می گویند. شفاف و روشن درخواست خود را بیان کنید. نه سوتفاهمی پیش خواهد آمد و نه مشکلی در برقراری ارتباط. اما دقت کنید که در جمله بالا شما دارید به شکلی یک درخواست یا دستور را مطرح می کنید. در واقع شما دارید با این جمله شوهرتان را “هدایت” می کنید به سمت انجام یک کار مشخص. این یعنی اینکه شما دارید قسمتی از انرژی مردانگی خود را به سوی وی می فرستید. و با این کار تضاد و قطبیت رابطه را به شکل نامحسوسی کم میکنید. شما زمانی قطبیت و تضاد عشقی می توانید ایجاد کنید که از انرژی زنانگی استفاده کنید. چگونه؟ به این شکل: “عزیزم….. اطاق خیلی سرد شده، من سردمه!!!” و این یعنی همان “دعوت کردن”. انرژی زنانه، مرد را دعوت به انجام کار میکند، نه “هدایت به انجام کار”. شما به عنوان یک زن، همیشه باید دری را به سمت شوهرتان باز کنید. اما نباید از وی بخواهید که از آن رد شود! فقط در را باز کنید… فقط حس دعوت را در فضا رها کنید. همین. زمانیکه احساس و عواطف خود را در هوا رها میکنید، بلافاصله باعث ایجاد تضاد و قطبیت در رابطه می شوید و تنها راه حل شوهر شما نیز این است که به آنسوی نیروی مردانگی خود برود و بلافاصله برای گرم شدن شما کاری بکند. انرژی مردانه می خواهد که هدایت کند، می خواهد که محافظت کند. وی می خواهد که قابل اعتماد باشد. و این هم همان چیزی است که اکثر خانم ها می خواهند: مردی که بشود به وی تکیه کرد. و این درخواست درست و زیبایی است. هیچ چیزی زیباتر از داشتن یک مرد قابل اعتماد و اتکا نیست. حال یک مثال دیگر: فرض کنید که سطل آشغال پر شده است و شما میخواهید که وی آن را خالی کند. راه حل مستقیم و شفاف این است که بگویید: “عزیزم…. لطفا آشغال را ببر بیرون”من خودم مشابه این جملات را از زبان زنان شنیده ام و شاید دوست داشته باشید که واکنش درونی من را بدانید. زمانیکه خانمی از من اینگونه درخواست کند، اول از همه حس مقاومتی را در درون خودم احساس میکنم. و بعد لحظه ای جذابیت وی برایم کم می شود. یعنی تاثیرگذاری حرفش به شدت افت می کند. به همین خاطر سریع خودم را با چیز دیگری مشغول می کنم و در جواب وی می گویم “باشه، می برمش”اما مشغول کار دیگری می شوم. در این حالت نیروی زنانه وی آنقدر جذاب نبوده که من را بتواند از پشت کامپیوتر بلند کند تا آشغال ها را از خانه بیرون ببرم. اما حال اگر وی از نیروی زنانه خودش استفاده کند چه می شود؟ “عزیزم … بوی خیلی بدی از آشپزخونه میاد. فکر کنم سطل آشغل پر شده.” وقتی زنی این حرف را به من می زند و حتی احساسش را با اخم کردن و فرم بدنش به من نشان می دهد، در یک آن، سیگنالی بسیار قدرتمند به ریشه ی مغز من ارسال می شود. دلیلش را احتمالا هیچ کس نمی داند، اما همین را می دانیم که این پیغام زنانه قسمتی از وجود مرد را تحریک می کند که سریعا واکنش نشان دهد. و حتی دانستن این مطلب هم تاثیری در کارکرد آن ندارد. اگر زنی همین الان این حرف را به خود من بزند، من بی اختیار واکنش نشان خواهم داد و به سمت سطل آشغال خواهم دوید! کلید ماجرا فقط در همین اصل ساده است: “همیشه دری را به سمت شوهرتان باز کنید و از وی دعوت کنید. اما از وی نخواهید که از در عبور کند.” شاید این تفاوت برایتان ظریف و نامحسوس باشد اما اینکه از چه جمله ای استفاده می کنید در حس و حال اطاق خوابتان تاثیر خواهد گذاشت. یک مثال دیگر: “عزیزم میشه بچه رو از مدرسه بیاری؟” حال اگر به جای جمله بالا بگویید: “عزیزم من نگران بچه ها هستم که در مدرسه هنوز منتظرند.” در را باز کنید اما از وی نخواهید که از آن رد شود. حال شاید بپرسید که اگر این حرف تاثیری رویش نداشت چه؟ پاسخ این است که این بار با انرژی زنانه بیشتری دعوتتان را منتقل کنید. از بدن و عواطفتان بیشتر استفاده کنید. اگر هوای اطاق سرد است، لرزیدن و به خود پیچیدن را به طور کامل به وی نشان دهید. هر چقدر قطبیت و تضاد بیشتری در رابطه بوجود آورید. شوهر شما بیشتر مجذوب و مسحور شما و پیغامتان خواهد شد. همین تفاوت کوچک باعث اختلاف های بزرگ می شود. شاید استفاده از انرژی زنانگی، وضوح و صراحت نیروی مردانگی را نداشته باشد. اما مسلما طعمش شیرین تر است! به هرحال این تصمیمی است که خودتان باید بگیرد. کدامیک برایتان، در آن لحظه، اهمیت بیشتری دارد؟ عشق و شور و حال بیشتر در رابطه عاطفی یا اینکه شوهرتان پیغامتان را واضح بفهمد و انجام دهد؟ این برعهده ی شماست و من نمی توانم در آن دخالتی کنم. امیدوارم که فلسفه و فرمول من را فهمیده باشید. اگر این طور باشد خودتان الان می دانید که در موقعیت های مختلف چگونه با انرژی زنانگی خود دری را به سمت وی باز کنید. تمرین شب شما در منزل: جملات زیر را که درخواست هایی با انرژی مردانه هستند بخوانید و آن ها را به فرمی مطلقاً زنانه تبدیل کنید.
    -“عزیزم، لطفا کت و شلوار سرمه ایت با پیراهن سفید رو امشب برای مهمونی بپوش”
    – “عزیزم، تو باید به مادر من احترام بیشتری بذاری و امشب با من بیای”
    “- عزیزم، لطفا این لباس رو برام بخر”
    ” عزیزم، من به هم آغوشی و سکس بیشتری احتیاج دارم”
    ” عزیزم، بیا در ارتباط مان از لب هایمان بیشتر بهره ببریم” (بر گرفته از نوشته های مهدی خردمند)

    برای شما و همسرتان آرزوی خوشبختی و سلامتی را از خداوند منان خواستاریم.

    نکته ی اخلاقی…….
    پیامبر گرامی اسلام فرمودند:زن هرگز حق،خدا را ادا نمی کند مگر آنکه حق همسرش را ادا کرده باشد.وسائل الشیعه/ج14/ص257)

    توسط خانم دکتر زهرا عباسی · 3302 روز 2 ساعت 1 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 0 votes

    پرسشگر محترم -چنانچه پاسخ خود را دریافت کردید -لطفا اگر ادامه این سوال ،سوال دیگری را ندارید سمت چپ روی پاسخ نمهایی که نارنجی رنگ هستند را فشاردهید تا پاسخ نهایی این سوال تایید شود.
    یاعلی……

    توسط خانم دکتر زهرا عباسی · 3302 روز 1 ساعت 58 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  3. 1 vote

    HANIEH
    خب هیچ زن و مردی مطلق سرد نیستن که بخوایم در این مورد به شوهرشما چیزی رو نسبت بدیم ولی گاهی افراد طرز برخورد رو یادنگرفتن که باید با مراجعه به مشاور این مشکل رو حل بکنن به هرحال شاید نوع رفتار در برقرار کردن این رابطه سهم داشته باشه … شاید تغییرات هورمونی روی سیستم و رفتارهای عصبی ایشون موثر باشه و اینکه شاید وقتش باشه که فضای زندگی خودتون رو تغییر بدید و رومانتیک تر کنید و این میتونه روی کلام و حرکات شما هم تاکید داشته باشه …اینطوری با تغییراتی میتونید روی ایشون تاثیر مثبت بذارید و دیده بشید

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 2997 روز 5 ساعت 38 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  4. 0 votes

    در سوال دلم سکس میخواد و همسرم نمی خواد
    سلام. دوست عزیز یک چک لیست به شما میدم که بر اساس اینها می تونی مشکلت حل کنی
    1-ممکن است شوهر شما وسواس فکری داشته باشه و در برخی رفتارهای دیگه او دقت کنید. در صورت مشاهده باید درمان شود. این افراد از سکس، منی، اب دهان، و حتی بوسیدن بدشان می آید.
    2-خیانت و رابطه با دیگران: برخی مردان با چند زن رابطه دارند یا رابطه های پیش از ازدواج را مجدد ادامه می دهند. این سبب می شود که تمایل کمی به سکس با همسر داشته باشند. این مورد هم می توانید در بخش نشانه های خیانت مطالعه کنید.
    3-مشکلات جنسی و هورمونی: باید به یک دکتر یا ارولوژی مراجعه شود.
    4-مشکلات عاطفی: آیا شما را دوست دارد؟ برخی مردها بعد ازدواج از همسرشان متفر شده این برای زن ها هم رخ می دهد و رفتار دیگری سبب زگی فرد میشود. باید برای این مورد به مشاور خانواده مراجعه شود.
    5-تجاوز: این مورد فقط توسط روانکاو قابل شناسایی است. مرد و زنی که مورد تجاوز یا تعرض جنسی قرار گرفته اند، از سکس زده شده و احساس بدی نسبت به آن دارند.
    6- تکراری شدن رابطه جنسی: در مکان ها و با روش های مختلف رابطه زناشویی برقرار کنید و یک نواختی در رابطه و تنوع طلبی هم می تواند یک عامل باشد.

    توسط دکتر مریم · 1134 روز 1 ساعت 59 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است