پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » با رفتار ها بچه گانه شوهرم چه کنم?
1 امتیاز
Vote Con!

با رفتار ها بچه گانه شوهرم چه کنم?

دوران عقد

با سلام من 3 ساله که عقد کردم شوهرم 23 ساله و من 19 ساله هستم.شوهرم وقتی قهر یا دعوا میکنیم فقط به خودش حق میده و قهر میکنه و میره چند روزم سراغ از من نمیگیره.من طاقت قهر طولانی ندارم و از طرفی درس میخونم و موقعی که قهریم تمرکز ندارم.به علاوهی اینکه باید جلوی پدرم بروز ندم که ناراحتم وگرنه وضع بدتر میشه و پدرم خیلی تند برخورد میکنه.گاهی اوقات که باهم دعوا میکنیم یه حالتایی در میاره مثلا میگه نفسم داره میگیره یا قلبم درد میکنه اما معلومه که ادا درمیاره و میخواد خودشو لوس کنه.دمنم نازش رو میکشم.اما اگه همین کار رو من بکنم یا بعد از دعوا تا صبح گریه کنم طرفم نمیاد و خیلی کم پیش میاد که بیاد طرفم و منتم رو بکشه یا به من حق بده.همونطور که گفتم ما عقدیم و شوهرم شهر دیگه دانشجو هستش.در ماه 2 بار میاد به مدت 2،3روز هر شب میاد خونه ما میخوابه اما اگه قهر باشه نمیاد و من خیلی ناراحت میشم.یه حرفایی به من میزنه که واسه یه زن سخته مثلا میگه اگه میخوای قر بزنی نمیام پیشت.نمیفهمه که به من برمیخوره.توضیحم میدم فایده نداره.بگین لطفا چیکار کنم.

توسط خانم دکتر923280733 درازدواج · پاسخ 3149 روز 2 ساعت 28 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 9

 

پاسخ (15)

  1. 1 vote

    سلام. خوبید؟ از اینکه این سایت ر وبرای مشاوره انتخاب کردید ممنونیم. من با مراجعینم راحتم پس با شما هم همینطور. با اجازه…..
    یعنی الان با این تیتری که نوشتی به نظرت رفتارهای شوهرت بچه گانه است اون وقت رفتارهای شما اسمش چیه؟؟؟؟؟؟
    با عرض معذرت اگه نظر من رو بخوای بهت میگم رفتارهای جفتتونبچه گانه است و یکم برای جفتتون زود بوده که تو این سن و با این طرز رفتارو عملکرد ازدواج کنید.
    این لوس بازی ها چیه؟؟؟؟
    چرا باید طوری رفتار کنید که حرفهاتون به جرو بحث بکشه و دعوا بشه؟ بعد شوهرت ادا و اصول در بیاره؟؟؟؟
    یا شما ادا و اصول در بیاری و قهر کنی و اون نیاد طرفت رو تو ناراحت بشی؟؟؟؟
    اولا نصف بیشترش به خاطر طولانی بودن دوران عقدتونه. چرا اینقدر طولانی؟؟؟؟؟؟ سه سال؟؟؟؟؟؟؟
    دوما به خاطر دوری از همدیگه است؟؟؟؟
    سوما هم به خاطر رفتارهای نااگانه و ناشیانه ی جفتتونه
    زن و شوهری که با هم جرو بحث می کنن. دعوا می کنن. قهر و قهر کشی می کنن. و این مسئله براشون عادت و عادی شده. جز روزمره های زندگیشونه جفتشون رفتار درست بلد نیستن. مشارکت کمی با هم تو زندگی دارن. روابط صمیمیانه و عاطفی ناقصی دارن. روابط جنسی و زناشویی ناقص و شعیفی با هم دارن. مونس و همدم همدیگه نیستن. اگه میخوای مشکلتون حل بشه این دو سه خط اخر رو بیشتر حواستون باشه. اگه بیشتر بنویسی بهتره. مثلا یه مورد از دعواهاتون رو مو به مو بنویس. که سر چی بوده. تو چی گفتی اون چر گفته تا با هم به یه نتیجه ای برسیم

    موفق باشید.

    توسط خانم زهرا عباسی · 3148 روز 18 ساعت 51 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 1 vote

    مرسی از جوابتون.من معمولا اگه قهر کنم نیم ساعت بعد پشیمون میشم و اگه تقصیر کار باشم اقرار میکنم اما شوهرم اعصابش از هرجا خورد باشه با من چند روز سرد میشه.قهر میکنه و میره اگه من ازش خبر نگیرم دیگه اونم خبری از من نمیگیره.مثلا دیشب اومده بود مشهد چون کلاسشون تشکیل نشده بود همیشه وقتی میخواست بیاد مشهد با ذوق و شوق بم خبر میداد اما این دفعه من اتفاقی بهش اس ام اس زدم گفت نزدیکه مشهدم و اعصابشم از یه موضوعی راجع به صاحب خونش توی شهرش خورد بود.بم منم گفتم تو اعصابت چند وقته از یه موضوعی خورده درست اما دلیل نمیشه به من تا این حد بی توجهی کنی که انگار وجود ندارم.گفت میخوان عصبانیتم به تو منتقل نشه.منم که میدونم این بهونشه واسه دوری از من بهش گفتم پس اینجا نیا که عصبانیتتو بم منتقل نکنی.توقع داشتم بگه میام.آخه ما همسایه ایم و از خونشون تا ایجا خیلی نزدیکه قبلا هم هرشب میومد اینحا.اما با استقبال شدی گفت آره نمیام چون اگه بیام و بعد یه چیزی بگی سر تو خالی میکنم عصبانیتم رو و بدتر میشه.من توقع دارم اون من رو سنگ صبورش بدونه نه اینکه وقتی مشکلی داره ازم دور بشه.واسه همین بهش گفتم تو بخاط مسایل کوچیک نمیخوای منو ببینی?گفت درکم کن الان کلافم اگه میخوای میام ولی اگه چیزی گفتم ناراحت نشی.ازین لحن حرف زدنش که واسه اومدنش منت سرم بذاره بدم میاد.آخه تو سکس هم همینطوریه و اگه من طرفش نرم طرفم نمیاد با ایکنکه خیلی تمایل داره و اینو مطمینم.چیکار کنم منو سنگ صبورش بدونه بیاد مشکلاتشو به من بگه?همیشه وقتی فهمیدم مشکلی داره سعی کردم کمکش کنم اما اون با من اینجوری رفتار میکنه.واقعا دلم میشکن.مخصوصا که بهش اس ام اس زدم الان و فقط گفت کلافم و دیگه جواب نداد.من بهش گفتم میخوام باهات حرف بزنم اگه حرفام ناراحتت کرد گوش نکن اما فایده نداشت.من بچه طلاقم و و خیلی حساسم دست خودم نیست زود اشکم میاد.دلم میخواد بیشتر به من اهمیت بده.راستی واسه دوران عقد طولانی بگم که شوهرم دانشجو و درس خونم نیست و درساش خیلی دیرتر از اون که فک میکردم تموم میشه.من خیلی واسه رفتن غصه میخورم و حرص میزنم که درس بخون زود بریم سر خونه زندگیمون ولی خودش اینجور که وانمود میکنهبیخیال تر از منه.شاید بخاطر اینکه اینجا هروقت خواسته اومده و محدودیت نداشته.به نظرتون واسه اومدنش خونمون محدودیت ایجاد کنم?

    توسط خانم دکتر923280733 · 3148 روز 17 ساعت 26 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  3. 0 votes

    دلم میخواد همین جور که شما گفتین مونس هم باشیم.اما نمیدونم چجوری.من سعی میکنم تو سختی ها کنارش باشم اما اون به من اهمیت نمیده.البته اکثرا اینجوریه نه همیشه.اون هم که خیلی کم پیش میاد بشینه با من صحبت کنه که یه مشکلم رو حل کنم.

    توسط خانم دکتر923280733 · 3148 روز 17 ساعت 18 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  4. 1 vote

    شاید شما درست میگین.منم رفتارم بچه گانس.اما من کلا تنهام.یعنی کسی نیست ازش بپرسم چیکارکنم.کسایی که کنارم هستن اگه بخوامم نمیتونم رابطه خیلی عمیقی باهاشون برقرار کنم که اینجور سوالا بپرسم.راهنماییم کنین.وقتی قهره و سراغی ازم نمیگیره چجوری بیخیال باشم،چجوری منتظر اومدن یا تماسش نباشم و آروم باشم?حتی اگه یکی دو هفته قهرمون طول بکشه و نیاد ایرادی نداره?میترسم با این قهرای طولانی ازش سرد بشم یا اون به نبودن من عادت کنه.البته اینم بگم که ما قهر و دعوامون زیاد نیست.مثلا هر دو ماه یه بار.ولی وقتی قهریم نمیتونیم مشکلمونو حل کنیم و زود آشتی کنیم چون اون دلش میخواد چند روز تنها باشه و تن به حرف زدن نمیده.چیکار کنم حرف بزنه و حرفامو بشنوه?کم پیش میاد بشینیم جدی حرف بزنیم.اونم بیشتر من حرف میزنم اون ساکته.

    توسط خانم دکتر923280733 · 3148 روز 4 ساعت 18 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  5. 1 vote

    سلام. خوبی؟ ببخشید که دیر جواب دادم. خودت جواب همه سوالاتت رو تو متنی که برام نوشتی دادی!
    برگرد دوباره بخون. میخوام باهات راحت حرف بزنم…. شوهرت ناراحت بوده. عصبانی از دست صاحبخونه اش. اون وقت به خاطر ناراحتیش و تو فکر بودن و عصبانیت حالا یادش رفته به تو خبر بده. میتونست اصلا نیاد مشهد. بره عصبانیتش رو چه میدونم با تفریح، با سینما با دوست و رفیق بودن و… بر طرف کنه. اما شوهرت چی کار کرده؟ سوار ماشین شده اومده سمت تو… این یعنی چی؟ یعنی تو رو میبینه… میخواسته در کنار تو باشه تا آروم بشه. تا آرومش کنی. تا سنگ صبورش باشی… اما تو چی کار کردی؟ با عرض معذرت خیلی خیلی خودخواهانه فقط خودت رو دیدی … تو این وسط که میدونستی ناراحت و عصبانی بوده. گیر دادی که چرا خبر ندادی؟ پس یعنی من برات مهم نیستم!!!!! آخه این چه مدل رفتار کردن با شوهره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه مرد برای دیدن و اومدن پیش زنش باید خبر بده؟؟؟ خودت رو یه دیقه بذار جای شوهرت. اگه یکی با تو همین کار رو می کرد چه مدلی باهاش رفتار می کردی؟مگه تو زنش نیستی؟ مونسش نیستی؟ مایه ارامشش نیستی؟ باید این مدلی خودت رو ازش برونی؟؟؟؟ خوب من به شوهرت حق میدم که دیگه نخواد باهات حرف بزنه. باهات درد و دل کنه. تو رو مونس خودش ندونه. چون میخوای زخم زبون بهش بزنی دیگه!!!! خداییش خیلی خیلی از این حرفت ناراحت شدم که گفتی پس اینجا نیا چون عصبانیتت رو به من منتقل می کنی…. اگه یکی این حرف رو به من میزد… اگه میزد…… اون وقت دیگه رنگ منو نمیدید.
    تو با یه مرد این مدلی حرف زدی. با یه مرد….. رسما زدی لهش کردی رفته…. اون وقت انتظار داری ……
    بیا اینجا صحبت هامونو کارگاهی ببریم جلو. الان بیا به من بگو به نظرت وقتی یه نفر عصبانیه چه رفتارهایی میتونیم در مقابلش انجام بدیم تا آروم بشه. یا مثلا بیا بگو وقتی تو عصبانی هستی دوست داری طرف مقابلت چه رفتارهایی با تو داشته تا آروم بشی….؟
    برای درس و دانشگاه هم چه ربطی داره؟ شما عروسیتونو بگیرید حالا تا هر وقت دلش خواست درسشو ادامه بده. به خاطر این بهانه های الکی عروسی رو این همه مدت عقب انداختید؟ همین میشه دیگه . جفتتون پاک روش زندگیتون رو قاطی می کنید. عصبی میشید پرخاشگر میشید.
    در مورد زناشویی هم اگه رفتارت تو مسائل زناشویی مثل همین قضیه ای باشه که بهش اشاره کردی باز هم باید به شوهرت حق بدم…. اگه میخوای براش ناز کنی این مدلش نیست. نباید براش کلاس بذاری. یا رفتارهات اینو نشون بده. من بیشتر فکر می کنم شوهرت بیشتر از نوع برخورد و زبون و کلام تو ناراحته. لازمش اینه که یکم شیرین تر حرف بزنی. زود انتقاد نکنی. فقط خودت رو نبینی. صبور باشی تو حرف زدن. و……

    توسط خانم زهرا عباسی · 3146 روز 19 ساعت 6 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  6. 1 vote

    سلام.همه حرفاتونو قبول دارم من تسلیمم.شاید اینکه تمیتونم خودمو کنترل کنم موقع عصبانیت تا بتونم شوهرمو آروم کنم این باشه که اونم وقتی من ناراحت یا عصبانیم رفتار درستی نداره.خودشم بهم میگه حرفات یجوریه که ناراحت ترم میکنه.ولی کاش کسی بود به اونم بگه وقتی من ناراحتم بیاد علت ناراحتیمو بپرسه،هوامو بیشتر موقعی که عصبانی و ناراحتم داشته باشه.البته الان خوب حق با اون بود درسته.من اشتباهمو فهمیدم.کاش شوهرمم میفهمید که چقد دلم میخواد وقتی ناراحتم باهام حرف بزنه و آرومم کنه.اما اون موقع ناراحتیا فقط ساکته.خودش میگه مغزم قفل میکنه.یا مثلا بهش میگم دوس دارم به من حرفای عاشقانه بزنی خصوصا موقع رابطه جنسیمون.ولی این کاروخیلی کم انجام میده.گاهی ازش میپرسم میگه چون خجالت میکشم یا میگه میخوام برات عادی نشه.آما من واقعا دلم میخواد برام حرف بزنه.راجع به رفتن خونه خودمونم من دوس دارم زود بریم ولی وقتی بهش میگم میگه شرایطش نیست.و اگه پافشاری کنم عصبانی میشه.میشه بهم بگین چجوری با شوهرم دوست ترباشم?جوری که همه حرفای دلشو به من بگه.خدا به شما اجر بده که مشکل مردمو حل میکنید اونم بدون پاداش.اینجا بخوایم مشاوره بریم کمش ساعتی 30 تومنه که تازه با یه جلسه هم آدم راه نمیوفته.

    توسط خانم دکتر923280733 · 3145 روز 20 ساعت 3 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  7. 1 vote

    سلام. ببین نشد دیگه. بذار حداقل یه دیقه بگذره از قبول حرفهایی ه میزنی بعد اسم شوهرتو بکش وسط. تو چی کار اون داری. تو خوب باش. خوب رفتار کن. حتی اگه اون خوب رفتار نکنه. اون کس فقط خودتی. با رفتار درستت. با آرامشت. با نرمی و ملایمتی که به خرج میدی اونو آروم میکنه. اونم ازت یاد میگیره…… ببین تو دقیقا کارهایی رو دوست داری اون انجام بده که خودت انجام نمیدی. پس چه طور انتظار داری؟؟؟
    اگه بخوام یه راه نشونت بدم. که مشکلت حل بشه. اینه که اگه زبونت یه مثقاله جلو شوهرت باید بشه نیم مثقال. فهمیدی. ولی اون نیم مثقال رو هم باید نرم نرم. شیرین شیرین بچرخونیش. اگه دو تا گوش داری چهارتای دیگه هم قرض بگیر و سرتا پا گوش باش. به جاس اینکه بیشتر حرف بزنی باید چهار برابرش گوش بدی. فکر نکن تند تند جواب دادن بدون فکر کردن هنره. تند شدن و عصبی شدن هنره. اگهظ میخوای شوهرت به سمتت بیاد باید ازت آرامش ببینه. تو آروم و منطقی باش اون وقت میبینی چی میشه. وقتی اومد طرفت. و شد همون پسر سربه راه حالا آروم آروم و قطره قطره هر چی میخوای بچکون تو حلقش. سیاست به خرج بده دختر. سیاست. نرمش

    توسط خانم زهرا عباسی · 3139 روز 12 ساعت 7 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  8. 1 vote

    سلام.باشه من سعی میکنم بیشتر خودمو کنترل کنم اما یه مشکلی که هست اون اصلا با من حرف نمیزنه که بخوام به حرفاش گوش بدم.شاید رفتارای من باعث شده با من کم تر راجع به مشکلاتش حرف بزنه.چیکار کنم تا دوباره اعتمادش به من جلب بشه و بدونه که میخوام کمکش کنم تو حل مشکلاتش؟

    توسط خانم دکتر923280733 · 3139 روز 3 ساعت 43 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  9. 1 vote

    درسته.باشه من سعی میکنم بیشتر خودمو کنترل کنم اما یه مشکلی که هست اون اصلا با من حرف نمیزنه که بخوام به حرفاش گوش بدم.شاید رفتارای من باعث شده با من کم تر راجع به مشکلاتش حرف بزنه.چیکار کنم تا دوباره اعتمادش به من جلب بشه و بدونه که میخوام کمکش کنم تو حل مشکلاتش؟

    توسط خانم دکتر923280733 · 3139 روز 3 ساعت 41 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  10. 1 vote

    سلام. مجدد
    1- شما اون روش نیم مثقال و چون شمایی نصف نصف نیم مثقال رو در پیش بگیر.
    2- نیازی نیست بهش مشاوره بدی یا در حل مشکلاتش حتما لازم باشه بهش راهکار بدیم. مشکل ما اینه که تا یکی میاد برامون از مشکلاتش حرف میزنه میخوایم بهش راه حل بدیم بعد اگه راه حل ما رو بهش عمل نکرد ناراحت میشیم. نیازی نیست حتما کمکش کنی. فقط گوش کن. قدم اول قراره یه کاری کنی بیاد باهات درد و دل کنه. به گفته خودت البته.
    پس باید هدایتش کنی به این سمت. اون هم با صبوری. باید منطق و نرمی زبان و استدلال درست و درایت رو در تو ببینه. آرماش رو در تو ببینه. سکوت رو در تو ببینه. تا بیاد طرفت. البته یه سکوت از جمله سکوتهای خردمندانه. از جمله سکوتهای از روی فضل و دانش و احترام و درایت.
    3- فقط گوش باش. سر تا پا. بعد تاییدش کن. بهش اعتماد به نفس بده. بهش بگو هر چی صلاح می دونی. بذار اول خودش فکر کنه. همش بگو شما خودت ماشالله میدونی چی کار باید بکنی. صحبت از روی تایید. لابه لای تاییدتم آروم بگو البته نظر من اینه که …… اما باز خودت صلاح می دونی. بذار بفهمه تکیه گاهشی. خودش میاد سمتت. همین

    توسط خانم زهرا عباسی · 3138 روز 21 ساعت 31 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  11. 1 vote

    سلام خدا قوت.چیزایی که گفتیحتما انجام میدم.مرسی خیلی کمکم کردین.بازم دلم میخواد باهاتون حرف بزنم.امکانش هست یا باید با یه مقدمه دیگه وارد بشم،

    توسط خانم دکتر923280733 · 3137 روز 17 ساعت 46 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  12. 1 vote

    یه مشکل دیگه دارم که چند وقته اعصابم رو بهم ریخته.من واسه کنکور میخونم و آزمونایی که میدم نتیجش خوبه و احتمال خیلی زیاد رشته مورد علاقم یعنی داروسازی رو قبول میشم.از طرفی یه مشاور دارم که میاد برام برنامه ریزی درسی میکنه و اونم دانشجو داروسازیه و تقریبا صمیمی شدیم باهم.از همون اول که با من مشاوره داشت یعنی از اول سال بهم میگفت اگه تو قبول بشی بین تو و شوهرت مشکل ایجاد میشه،حتی احتمال داره جدا بشین چون بلاخره تو دکتر میشی اونم که هنوز مهندسیشو تموم نکرده و درساش خوب نیست.تو انقد درس خوندیو تلاش کردی اما اون چی به اندازه تو سختی کشیده?پس حتما رابططون خراب میشه.خلاصه که خیلی ازین حرفا میزنه.منم کلا از بچگی بابام همیشه میگفت دوست داره پزشک بشم و با یه پزشکم ازدواج کنم خیلی حرفاش روم تاثیر گذاشته.همسرم خیلی از خصوصیات بده بعضی مردارو نداره مثلا سالمه و پاک ولی خوب خونوادش مادر پدرش درحد دیپلم درس خوندن درحالی که مادر پدر من لیسانسن.من قبلا به این چیزا فکر نمیکردم اما خوب امسال خیلی این فکرا ذهنم رو مشغول کرده میترسم مغرور بشم وقتی قبول شدم.یا نسبت به خونواده شوهرم دیده بدی پیدا کنم.خیلی بده.ولی نمیدونم چطوری ازین فکرا خلاص بشم.همش میگم با خودم که ارزش آدما به این چیزا نیست به ایمان و به شخصیتشونه ولی بازم این فکرا میاد سراغم.همش فکر میکنم اگه من دکتر بشم ممکنه پایه های زندگیم سست بشه.میشه تو این زمینه هم کمکم کنین?راستش این حرفارو نمیشه پیش کسی گفت منم تقریبا کسی رو ندارم که باهاش درد دل کنم.

    توسط خانم دکتر923280733 · 3136 روز 17 ساعت 15 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  13. 1 vote

    همش احساس میکنم آدم بدی هستم.یا فکر میکنم خیلی پستم.یا خیلی بچه ام.با اینکه برای بقیه خیلی دل سوزم و طاقت ناراحتی کسی رو ندارم و همه میگن دوسم دارن حتی کسایی که خیلی صمیمی نیستم باهاشون.اما خوب اکثر اوقات فک میکنم تو بحث با همسرم مقصر منم.همش خودم رو مقصر میبینم آخر داستان.شاید ریشش تو دوران بچگیم باشه.احساس میکنم خیلی به کمک نیاز دارم.

    توسط خانم دکتر923280733 · 3136 روز 4 ساعت 32 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  14. 1 vote

    ایشون رو به هنرهای دراماتیک دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران (پدرتون) معرف کنین و این اطمینان رو میدم که سیمرغ تاثیر گزار ترین نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر رو ازان خود کنند با سابقه و تجربه ایشون برنده شدن اسکار و گلدن گلوب نیز دور از چشم نمیباشد.

    توسط aji hamid · 3103 روز 20 ساعت 58 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 11

  15. 1 vote

    خانم دکتر923280733,

    نیازی نیست به صراحت در مورد سنگ صبور بودن حرف بزنید …
    همینکه از حالش با خبر بشید کافیه .. شما الان زیر یک سقف نرفتید و معلومه مه اینطوری نمیشه خیلی نقش همسرفداکارو بازی کرد ..
    ولی همینکه حضورت رو در کنارش اعلام کنی خودش خیلیه … چون مردا در نهان خانه دلشون اسراری دارن که هیچ کس حتی همسرشون هم ازش باخبر نمیشه … پس به جای گیر دادن و اصرار کردن خیلی راحت باهاشون رفتار کنید …
    مردا دوست ندارن بهشون گیر بدی و مثلل” ازشون مچ گیری کنی …
    ایشون هم دانشجو با مشکلات فراوان وقتی شما اینطوری بهش اصرار میکنی ، خب معلومه … ازت فرار میکنه …
    وقتی برمیگرده بهت سر نمیزنه چون میدونه الان با سوالاتت بیچاره اش میکنی

    درضمن برای مشاوره ، به سایت تخصصی مشاوره مراجعه فرمایید .
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 2982 روز 38 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

پاسخ شما

© tribuneazad.ir 2019. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است