علاقه به زنان | مشاوره جنسی رایگان

پرسشتان را مطرح کنید

خانه » مسایل جنسی » علاقه به زنان
0 امتیاز
Vote Con!

علاقه به زنان

انحراف جنسی - اختلال جنسی - علاقه به زنان

سامان هستم، متولد 1366 (31 ساله).
در سن دو سالگی پدر و مادرم از هم جدا شدند و من و دو خواهر دیگر با مادر زندگی کردیم. البته سه خواهر دیگر ازدواج کرده بودند. پدر و مادرم در تمام این سالها باهم در حال جنگ بودند. و البته مادرم همیشه به پدرم فحاشی می کرد و از او بد می گفت و حتی ما را تحقیر می کرد بخاطر پدرم. سالها به همیمن صورت گذشت. من چون تنها پسر و جنس مذکر خانواده بودم بیشتر تنها بودم. مادرم اعصاب نداشت و من را مقصر خیلی از مشکلات می دانست. و مادرم آگاهی نسبت به جنس مذکر و مشکلات آن و بلوغ نداشت. او من را مثل دخترانه تربیت کرده بود. مادرم اکثرا من را به دیگر آشناها می سپرد تا با من دعوا کنند و من را مطیع مادرم کنند. او اکثرا از من بد می گفت و به همه شکایت من را میکرد. به دایی، شوهر خواهرها، صاحب خانه، دوستان و … میگفت تا من را دعوا کنند و بترسانند و اکثرا در جلوی جمع آبروی من را می برد و از من بد و بیراه می گفت و شکایت می کرد. البته فکر میکنم او در این میان دخترهایش را بیشتر دوست می داشت و مخصوصا به نوه های خوب علاقه مند بود. گویا او تمام مشکلات زندگی و طلاق را میخاست سر من خالی کند. سال ها و سال ها به همین صورت می گذشت و من تقریبا پسر ساده و تنهایی بودم. اکثرا هم فامیل یا اقوام هم به نفع مادرم می شدند و به او حق میدادند. و …
متاسفانه من از سن خیلی کم با آلتم بازی می کردم و از سن 9 سالگی خودارضایی می کردم و شاید تنها لذت بی دردسر زندگی من بود. کم کم به بلوغ هم رسیدم و احساس خاصی به جنس مخالف داشتم. البته چون 5 تا خواهر و مادر داشتم، بیشتر در خانه چنس مونث را می دیدم و زندگی می کردم. البته ما بچه های خیلی با هم روابط عاطفی نداشتیم. دیگر نیازم به جنس مخالف بیشتر شده بود ولی چون در تمام این سالها اعتماد به نفس خود را از دست داده بودم و خانواده ما تقریبا مذهبی بود، من جرات پیدا کردن دوست دختر نداشتم و رنج میبردم و به خانم های فامیل و خیابان نگاه می کردم و حسرت می خوردم.
کم کم دیگه به خواهر هایم هم احساس شهوت پیدا کردم. ولی باید این احساسات را در خودم حبس می کردم. به علت سرخودگی در زندگی هم در کارم موفق نبودم.
سال ها هم همنطور گذشت و من فقط خودارضایی می کردم و فیلم پورن می دیدم. اولین فیلم پورن را در سن 14 سالگی دیدم. البته من واقعا به مسایل جنسی خیلی کنجکاوی داشتم. البته خیلی دوست داشم که جنس مخالف آلت من را ببنید و نگاه کند که برای این کار هم سعی می کردم و لذت می بردم و تا حدودی موفق بودم.
دیگه در سن 23 سالگی ازدواج کردم که البته مسیر ازدواج هم با بدرفتاری های مادرم همراه بود. بالاخره ازدواج کردیم. که مادرم از همان اوایل هم با همسر خوب نبود.
در واقع من بدون هیچ آمادگی روحی و روانی، تن به ازدواچ دادم، فقط بخاطر شهوت. متاسفانه در رابطه جنسی با همسرم هم دچار مشکل بودم و از جلو نمی توانستم دخول کنم. چندین بار هم به پزشک رومالولژی و روانشناس مراجعه کردیم ولی حل نشد. البته هنوز من خودارضایی می کردم و نمی توانستم ترک کنم.
ولی به تمام خانم های غریبه احساس شهوت داشتم، بجز به همسر خودم (با اینکه همسرم خوب بود و مشکلی نداشت). حتی به خواهرزنم احساس شهوت داشتم. دیگه فهمیدم که من به رابطه جنسی ناگهانی و اتفاقی علاقه مندم و به رابطه جنسی از پیش تعیین شده و منظم علاقه ای ندارم. و به خانم های که ممنوع هستند، علاقه فراوانی دارم ولی به خانمی که رسمی باشد خیلی رقبتی ندارم. البته به روابط جنسی گروهی یا مادر و دختر و یا خانوادگی خیلی علاقه مند شدم. و به هر خانمی می رسم اول از او تجسم جنسی در ذهنم میکنم.
خلاصه دنیای من دیگه شده همین و با همسرم خیلی مشکل دارم و البته او مهربان و صبور است و من هم او را دوست دارم و 7 سال است که باهم ازدواج کردیم. و مشکلات هر روز بیشتر می شود.
بلکه از خانم های غریبه بیشتر تحریک میشم. مثلا خانم های در جامعه و یا اقوام و حتی خواهر خانم خودم خیلی من رو تحریک می کنند.
لطفا راهنمایی کنید

توسط سامان درمسایل جنسی · پاسخ 16 روز 14 ساعت 34 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

 

پاسخ (1)

  1. 0 votes

    عدم علاقه به رابطه با همسر

    مردها به هیچ وجه نمی توانند از تحسین کردن زیبایی زنان خودداری کنند.
    و شما هم به خودارضایی برای ارام کردن نیاز جنسیتون عادت کردید .
    و به نوعی اعتیاد ذهنی رسیدید .
    به همین خاطر برای اینکه ذهن شما خوراک لازم برای تصویرسازی داشته باشه .
    نیاز داره که تصاویر زیادی رو ضبط کنه .
    به همین خاطر شما دایما از افراد دیگه ای که تکراری نیستند خوشتون میاد.
    و اگر کنترلش نکنید کمترین ضررش اینه که آرامش رو از خودتون سلب کردید .
    پس متوجه شدید که این ذهن شماست که باید مدیریت بشه و شما در کنترل و مدیریتش نقش زیادی داری.
    به طور مثال هر وقت چنین تصوراتی برای شما به وجود اومد حتما باید موقعیت خودتون رو تغییر بدید .
    تا این حس و حال شما به آرامی تغییر کنه و مجبور باشید برای ارضاء نیاز جنسی به همسرتون رجوع کنید .
    تماما به اراده شما برای تغییر ذهنتون بستگی داره .

    برای مشاوره میتوانید با این شماره تماس حاصل فرمایید .
    021-22689558

    توسط مدیریت سایت · 14 روز 7 ساعت 27 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

© tribuneazad.ir 2013. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است