پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » رابطه زناشویی با همسرم
1 امتیاز
Vote Con!

رابطه زناشویی با همسرم

زناشویی

من32 ساله هستم و 4ماهه برای باردوم ازدواج کردم.از زندگی اولم یه پسر7 ساله دارم.همسرم هم یه پسر10 ساله داره و الان هر4 نفرباهم زندگی میکنیم.مشکلات زیادی دارم.همسرم درروابط زناشویی و جنسی سرد به نظر میرسه.غرور زیادی داره که باعث میشه تقاضای رابطه جنسی نکنه.معمولا من باید پیش قدم باشم و این کارو دوست ندارم.ایشون به نوازش و لمس بدن من و تحریکات جنسی اهمیت نمیده.درحین رابطه جنسی حرفهای رکیک میزنه و از من هم میخواد که همراهی کنم.دوست داره در بین زمان رابطه جنسی سیگاربکشه و به من هم سیگار میده.من این کارهاو دوست ندارم وقبلا تجربه نکردم ولی تا حدودی همکاری میکنم که راضی باشه.در کل ازروابط جنسی و زناشویی که باهم داریم راضی نیستم.وقتی بهش میگم که چرا سردی میکنه میگه ترجیح میدم خودارضایی کنم ولی التماس نکنم.البته به این وضوح نمیگه ولی درکل منظورش همینه.احساس بدی دارم.گاهی بهش شک میکنم که شاید درحال حاضر با زنان هرزه ارتباط داره.خودش برای من تعریف کرده که درطی زندگی قبلی چون همسرش سرد مزاج بوده با زنان هرزه رابطه داشته.من خیلی گرم هستم و هرزمان که ازمن رابطه جنسی بخواد با کمال میل قبول میکنم ولی ایشون اصلا ابراز تمایل نمیکنه.لطفا منو راهنمایی کنید

توسط golnar درازدواج · پاسخ 1392 روز 8 ساعت 46 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (26)

  1. 1 vote

    سلام. خوبید؟ از اینکه این سایت رو برای مشاوره انتخاب کردید ممنونیم. جدا بابت این همه تاخیری که در پاسخگویی به سوالات پیش اومده عذرخواهی می کنیم. اما بریم سر اصل مطلب.
    گلناز خانم میتونم باهات راحت باشم. میخواستم اول کاری بهت بگم چرا قبل اینکه زندگیت رو با این آقا شروع کنی، یه مدت به صورت ازدواج موقت با هم نبودید؟ در این جور مواقع ما به افرادی که ازدواج دومشونه و همچنین بچه هم دارن و اینکه یکی از زوجین و یا هر دو در مسائل زناشویی گرم هستند، حتما پیشنهاد می کنیم که به طور موقت با هم باشند. حتما پیشنهاد میشه که پیش مشاور برن. حالا من نمی دونم شما این کارها رو کردی یا نه!. به طبع احساس می کنم اگه مدتی با هم موقت عقد بودید این جور مسائل دستتون می اومد. احتمالا….
    اما خوب اگه بخواییم از اینجور حرفها بگذریم. الان شرایطی پیش اومده که شما با این مشکلات درگیر هستی. یک سری عادتهای غلط که تو راوبط زناشویی برای همسرتون عادت شده. اشاره ای به سن همسرت نکردی. اشاره ای هم به دلیل جدایی خودت و همچنین علت جدایی همسر دومت از زن سابقش هم نکردی!!! با دونستن این مسائل کمک میشه ریشه مسائلتون در بیاد
    بهت حق میدم. شرایط یه کم سخته. و شاید بشه گفت خیلی سخته. ولی برا شما که یک زن هستی. مثل آب خوردن میمونه. یه نکته ای رو بگم اینجا و اون اینکه شما زن هستی. این یادت نره. با همون ظرافتهای زنانگی. با همون برنامه ریزی ها و مدیریتهای زنانه. وقتشه از اون ها استفاده کنی. نمی دونم چرا از شوهر اولت جدا شدی. مهم هم نیست. ولی اون چیزی که مهمه اینه که باید بهت بگم تو همه ی زندگی ها یک سری مشکلات هست. تو همه زندگی ها. فقط کافیه صبور باشی و یه روحیه مبارزه ای داشته باشی برای ساختن. برای ساختن یه زندگی آروم و خوب و سالم. منظورم از مبارزه تبدیل کردن خونه به میدون جنگ نیست. منظورم مبارزه با استفاده از اصلحه های زنانه است. همون صلاح هایی که میتونه مردی رو تغییر بده و بسازتش. پایبند به زندگیش کنه. اگه اون زن زندگی به موقع و درست ازش استفاده کنه. حالا چه جوری. کافیه فقط شروع کنی یک سری تغییرات رفتاری رو تمرین و اجرا کردن. برای یک چنین تغییراتی لازمه یه سری کارها رو براش برنامه ریزی کنی و اون اینکه:
    1-حالا که زنش شدی. بگرد ببین زن سابقش چه مشکلاتی داشت تو اونا رو نداشته باش. منظورم رفتارهای غلطه. ببین اون زن چی کار می کرده که از نظر این مرد سرد بوده. چی کار کرده که این آقا براش جا افتاده که خودارضایی بکنه ولی طرف زنش نیاد. البته اینجا باز یه نکته ای بگم و اون اینکه لطفا ذهن خوانی ممنوع. حالا یعنی چی. یعنی همین که میگی. ««« وقتی بهش میگم که چرا سردی میکنه میگه ترجیح میدم خودارضایی کنم ولی التماس نکنم.البته به این وضوح نمیگه ولی درکل منظورش همینه.»»»
    و یا اینکه همش دوست داری به خودت تلقین کنی که ««« احساس بدی دارم.گاهی بهش شک میکنم که شاید درحال حاضر با زنان هرزه ارتباط داره.خودش برای من تعریف کرده که درطی زندگی قبلی چون همسرش سرد مزاج بوده با زنان هرزه رابطه داشته.»»»
    بذار ببینم. نکنه تو وسواس گیر کردی. ها…؟؟؟ همین الان زود تند سریع این مدل فکرکردنهاتون بنداز دور. همین افکار زندگیتو بیچاره می کنه. باشه؟
    2-در مقابل مرد مغرور باید اتفاقا یه کاری کنی که بیشتر وقتی پیش تو هست احساس غرورش تحریک بشه. بیشتر احساس کنه که قبولش داری. یک ذره به خاطر این جور مسائل هم حتی از چشمش نیفتادی. ببین همه مردها غرور دارن و این لازمه ی مردونگی هستش. شما باید بیشتر به این احساس بها بدی. بیشتر شوهرت رو بالا ببری. مردی که از طرف زنش تایید بشه. اون وقت میبینی که براش چه کارها که نمیکنه. راستی به هیچ عنوان و با هیچ کس. نه با خاله. نه با عمه. نه با مادر نه با خواهر نه با دوست و… در مورد این مسائل شوهرت باهاشون حرف نزن. میزنی غرور شوهرت رو له می کنی. حالا چه ربطی داره. یه وقت یکی از سر دلسوزی یه چیزی میگه. یا از شوهرش تعریف میکنه. بیشتر شوهرت رو از چشمت می اندازه. بعد شما اون وقت نمی تونی که بری شوهرت رو تایید کنی. چون تو پس ذهنت برات بهایی نداره.
    3- جروبحث به کل ممنوع. چون جرقه اختلافات رو بیشتر و بدتر میکنه. رشته کار رو هم از دستت میگیره.
    4- این فکرها رو هم بنداز دور که من دوست ندارم پیش قدم بشم. ببین عزیزم. ایشون الان متاسفانه با خاطرات بدی که با همسر سابقش داشته سرد شده. شما باید دلگرمش کنی. در مورد این مسائل لطفا حیا و رو در بایسی رو بزار کنار. این رو بدون ایشون شوهر شماست. همون طور که شما زنشی تا نیازهاشو برطرف کنی. ایشون هم شوهر شماست تا نیازهای شما رو برطرف کنه. پس لازمه که با زمینه چینی های بالا بیشتر در مورد این مسائل باهاش حرف بزنی. و خواسته هاتو سرکوب نکنی. ازش بخوای. هر چی رابطه عاطفی و صمیمیت بینتون قوی تر بشه. مشکلات زناشویی از اون یکی در میره بیرون. این یه اصله. یادت نره.
    5- وقتی از حرکتی بدت میاد لطفا بهش بگو. مجبور نیستی سیگار بکشی یا… یه جور دیگه براش جبران کن. ولی به آرومی و ملایمت متوجه اش کن که دوست نداری. ببین همه ی این کارها با چاشنی محبت زنانه + عملی کردن بند 2 اون هم با دوز بالا عملی میشه. خواسته هات رو نذار تو رختخواب به شوهرت بگو. یا اینکه اگه از حرکتی بدت میاد نذار تو رختخواب یا وقتی با اون رفتار مواجه شدی بخوای امتناع کنی. اون موقع اگه امتناع کنی از نظر شوهرت یعنی سرد هستی.
    6- کم کم و ریزه ریزه میبینی که رفتارهای غلط با شیوه های صحیح و درست اصلاح تغییر رفتار جاشو به رفتارهای درست میده. نمی دونم چند وقته که زن اولش رو طلاق داده. ولی معمولا آقایون تقریبا یه چهار سالی در وضعیت نرمالش طول میکشه تا بتونن قضیه رو فراموش کنن.

    فکر کنم برای عملی کردن این برنامه ها خونه ی پرش یه یکی دو سالی وقت لازم داری. البته اگه آزمون و خطایی پیش بری. ولی اینو بدون. جهاد زن شوهرداریشه دیگه. جهاد هم که خوب آسون نمیشه. یه کم سختی رو داره دیگه. ولی اون دنیا اون مسئله مهمه که باید جواب بدی شوهرداریه دیگه.
    برات آرزوی خوشبختی و عاقبت بخیری می کنم.
    اگه باز سوالی هست در خدمتیم. اگر هم نه ممنون میشم گزینه حل شده رو انتخاب کنی و در نظرسنجی سایت هم شرکت کنی. باتشکر

    توسط خانم زهرا عباسی · 1380 روز 10 ساعت 20 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 1 vote

    یه دوتا مقاله هم هست برات میفرستم. فکر کنم به دردت بخوره. دوست داشتی مطالعه اش کن. چون یه کم سرعت مشکل داره مجبورم تیکه تیکه بفرستم.

    مقاله شماره 1

    میخواهم در این مطالبی که پیش رو دارید به بررسی رفتارهایی بپردازم که می تواند یک ارتباط سالم را بین زوجین رقم بزند. و یا عدم انجام درست ان را بیان کند که سبب ویرانی این رابطه می شود. از مواردی سخن می گویم که به علل روحی و روانی تشکیل خانواده در مورد مردان و یا زنان پرداخته است. پیشنهاد می کنم به مطالب و موضوعاتی که مطرح شده دقت کنید و با خود به جمع بندی برسید که اگر قرار باشد در این زندگی شما قدمی مثبت بردارید تا این مشکلات برطرف شود چه کارهایی می توانید انجام دهید. چرا تاکید دارم تغییر را از خودتان شروع کنید. چون مطمئن باشید زن در زنده نگاه داشتن رابطه زناشویی 70 درصد قضیه است و همچنین این مهم است که میخواهید این زندگی را، این مرد را و قلب و روحش را بدست بیاورید. مطالب ذیل در این راه شما را یاری خواهد کرد.
    علت اصلی ازدواج، رسیدن به احساس هویت است:
    نیاز و تمایل به ارتباط و تعامل با همنوعان، نیازی قدرتمند و جهانشمول در میان انسانهاست. ارتباط با دیگران اساس شکل گیری احساس هویت است. وقتی مردی در خانه اش احساس هویت نداشته باشد برای رسیدن به این احساس به ارتباط های بیرون از خانه کشیده میشود. اما این احساس هویت در مردان چگونه ایجاد می شود و یا بهتر بگویم چگونه از بین می رود. الگوهای منفی ارتباطی بین زوج ها به 4 الگو تقسیم می شود که زوج ها به اشتباه از انها استفاده می کنند.
    1- انتقاد در مقابل شکایت: گاهی اوقات زوج ها به جای بیان مناسب احساس نارضایتی خود، به انتقاد سرزنش آمیز از یکدیگر می پردازند. این مشکل زمانی اتفاق می افتد که به جای تمرکز بر شکایت از رفتار ناراحت کننده، از شخصیت فرد انتقاد می شود که گاهی بیان این مسئله شکل اتهام به خود می گیرد. مثل « من هیچ سرگرمی ندارم چون تو از بیرون رفتن خوشت نمی آید». و یا اینکه «من از تو لذت جنسی نمی برم و ارتباط جنسی مان با هم همیشه کوتاه است چون تو همیشه خسته ای و شاید هم با کس دیگری هستی؟» می بینید شما یک شکایتی از رابطه تان دارید. و آن نارضایتی جنسی است از روابط تان. اما آن را به مسائلی مثل خستگی و یا خیانت ارتباط می دهید. این مسئله به جای ایجاد راه حلی برای برطرف کردن مشکل به یک انتقاد تبدیل می شود که با بازخوردهای متفاوتی از طرف همسرتان مواجه می شوید. نوع و لحن گفتن بسیار مهم است. که در ادامه بیشتر بدان می پردازیم.
    2- تحقیر: تفاوت انتقاد و تحقیر در روابط زوجی این است که در انتقاد به صورت عمدی به همسر ضربه وارد نمی شود، در حالی که در تحقیر فرد تحقیرکننده به صورت عمدی و از روی قصد به همسر خود آسیب و ضربه ی روحی وارد می کند. توهین و فحاشی، عنادورزی، مسخره کردن، حرکات بدنی تحقیر آمیز، به رخ کشیدن برتری خود و خانواده خود، برچسب زدن مریضی و مشکلات روحی، اتهام به خیانت کردن و… همه از نشانه های انتقاد های شدید که می تواند همراه با تحقیر باشد، هستند. فردی که همسرش را تحقیر می کند، احساس دوست داشتن را در همسر خود کاملا از بین می برد.
    3- دفاعی رفتار کردن: وقتی زن و شوهر نسبت به هم حالت دفاعی می گیرند، نمی توانند به عنوان یک تیم با هم همکاری کنند. در این حالت، هر دو نفر مسئولیت خود را نادیده گرفته و خود را تبرئه می کنند.
    4- عدم همکاری: وقتی در رابطه ی زن و شوهر مشکل ایجاد می شود، یکی از آنها ممکن است قهر کند و از صحبت کردن امتناع ورزد. قهرکردن به نوعی حالت تحقیر را در طرف مقابل ایجاد می کند. این حالت به این دلیل ایجاد می شود که فرد احساس می کند به او بی اعتنایی می شود.

    توسط خانم زهرا عباسی · 1380 روز 1 ساعت 21 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  3. 1 vote

    ادامه مقاله شماره 1

    • برقراری ارتباط و ایجاد صمیمیت از دیگر مسائل ازدواج است:
    1- برقراری ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی بوده و در سطح کاربردی، به زوج ها اجازه می دهد که مشکلاتشان را مورد بحث قرار داده و حل کنند. همسرانی که نمی توانند احساساتشان را برای یکدیگر بیان کنند، در بحث بر سر مسائل جنسی مشکل خواهند داشت. این زوج ها گاهی برای حل مشکلاتشان به سرزنش یکدیگر می پردازند که این عمل باعث می شود دامنه ی مشکلات انها گسترش پیدا کند. زوج هایی که نمی توانند عدم توافق را به توافق تبدیل کنند، اغلب گرفتار چرخه ای از گرفتاری های پایان ناپذیر می شوند که برای سالها تکرار می شود. مشکلات ارتباطی شایع ترین و مخرب ترین مشکلات در ازدواج های شکست خورده است. اغلب زوج ها در هنگام بروز یک مشکل جدی، علاقه ی کمتری به برقراری ارتباط دارند. بنابراین، اطلاعات کمتری بین آنها رد و بدل شده و به تبع آن، احتمال سوء تفاهم افزایش پیدا می کند.
    2- صمیمیت یکی از نیازهای زندگی زن و شوهر است و در عین حال از ویژگی های بارز یک زوج موفق و شادمان است. رابطه ی صمیمانه، با خودافشایی واقعی و درک نیازهای فرد دیگر(همسر) در رابطه ای برابر تعریف می شود. و همچنین صمیمیت میزان احساس نزدیکی و حمایتی است که زن و شوهر نسبت به یکدیگر دارند.
    3- صمیمیت در دیدگاه مردان و زنان متفاوت است. به طور سنتی برای مردان عدم وابستگی عاطفی با ارزش است و برای زنان ایجاد و ابقاء وابستگی های عاطفی اهمیت دارد. مردان از ارتباط بیشتر به منظور حفظ استقلال و نگه داشتن جایگاه و منزلت خود استفاده می کنند، در حالی که زنان از آن بیشتر برای ایجاد و ابراز صمیمیت استفاده می کنند. در رابطه تان میزان استقلال و جایگاه و منزلت یک مرد را جستجو کنید. ببینید تا چه حد به همسرتان در خانه و در رابطه تان شخصیت داده اید. به مثال زیر توجه کنید: « شهلا پس از 10 سال زندگی با رامین متوجه شد که همسرش زن دیگری هم اختیار کرده و پنهانی زندگی دوم دیگری هم دارد. تقاضای طلاق و جدایی داد. وقتی روابط و علت این مسئله را جستجو کردیم، از تیپ شخصیتی سحر و رامین متوجه شدیم که سحر بسیار استقلال طلب و روابطش بسیار خود محورانه و مختارانه است. دقیقا نقطه مقابل رامین. چون رامین هم مردی بود استقلال طلب که حفظ جایگاه و منزلتش به عنوان یک مرد برایش در درجه اول قرار داشت. اما در زندگی با سحر نتوانسته بود به آن برسد. چون از طرف سحر بسیار محدود می شد. در صحبت با رامین به این نکته رسیدیم که رامین بسیار در خانه تحت سلطه سحر بوده و هیچ آزادی نداشته. حتی او در برقراری رابطه زناشویی هم با کمبود و ممانعت های سحر مواجه می شده. این مسئله سبب شده که رامین برای ایجاد استقلال مجدد شخصیتی خود زن دیگری اختیار کند.»

    توسط خانم زهرا عباسی · 1380 روز 1 ساعت 19 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  4. 1 vote

    ادامه مقاله شماره 1

    4- در بیان الگوهای ناموفق برقراری ارتباط، اصلی وجود دارد به نام بن¬بست مضاعف. در این اصل بیان می کند مهم نیست رابطه چگونه است مهم این است که در روند این الگوهای رفتاری رابطه هر چه باشد به ناکامی و انزوا ختم می شود. به مثال زیر توجه کنید: «سحر با همسرش آرش برای اولین بار رابطه جنسی برقرار می کنند، سحر در این رابطه احساس می کند که آرش قبلا سکس را تجربه کرده و به او می گوید تو قبلا با کسی بوده ای؟ و او را مورد ظن و گمان قرار می دهد. آرش در اثر چنین برخورد سحر سعی می کند رابطه اش را با همسرش معمولی تر کند. و طوری نشان دهد که خیلی در مورد روابط جنسی اطلاعات ندارد و خود را مشتاق برای چنین رابطه ای نشان ندهد و همچنین وقتی سحر احساس می کند همسرش با کس دیگری رابطه دارد به طور ناخودگاه از میزان علاقه اش نسبت به برقراری ارتباط با آرش کم می شود و این مسئله در پس ذهنش باقی می ماند و در برقراری ارتباط عاطفی و صمیمی به آرش موثر می افتد در این میان آرش وقتی بی میلی همسرش را می بیند سعی می کند برای اینکه او اذیت نشود ارتباطشان به یک نوع و معمولی و کم باشد. باز هم سحر به شک می افتد که وقتی رابطه ی جنسی با همسرش کم است پس همسرش باز هم با کس دیگری هست که با او ارتباط برقرار نمی کند.» می بینید مهم نیست آرش چگونه رفتار می کند. آرش به هر الگوی رفتاری دست بزند باز هم محکوم به خیانت است. و در بن بست مضاعفی قرار گرفته است.
    5- درمانگران مدت هاست درک کرده اند که قدرت ارتباط غیرکلامی می تواند به اندازه و یا بیشتر از قدرت کلماتی باشد که انسانها در ارتباط به کار می برند. یکی از دلایل این مسئله این است که پیام های غیرکلامی می توانند بار عاطفی را منتقل کنند. 7 درصد هیجانات و احساسات به وسیله ی معانی کلمات منتقل می شوند. 38 درصد به وسیله ی صورت و 55 درصد به وسیله ی چهره. پیام های غیرکلامی به هیجاناتی که به وسیله ی کلمات بیان می شوند، نشانه هایی را اضافه می کنند: «وقتی می گویید نگران هستید و در این حالت دست هایتان را دور گردن کسی حلقه می کنید، این عمل می تواند پیام شما را مورد تاکید قرار دهد». صمیمیت عاطفی عمدتا از طریق پیام های غیرکلامی منتقل می شود. زوج های آشفته وقتی گرفتار مشکل می شوند کمتر ارتباط برقرار می کنند. این عمل در خصوص ارتباط غیرکلامی هم مصداق دارد. زوج های آشفته نسبت به انهایی که مشکلی ندارند تماس چشمی کمتری برقرار می کنند. درمانگران در درمان زوج ها از انها میخواهند که به پیام های غیرکلامی خود توجه بیشتری کنند. آنان معتقدند وقتی پیامی برای همسر فرستاده می شود، جنبه ی غیرکلامی پیام صادقانه تر عمل می کند.
    6- زن ها و مردها در شیوه های برقراری ارتباط، با هم تفاوت هایی دارند. این تفاوت ها هم در نیروی برقراری ارتباط و هم در هدفی است که از ارتباط دارند. مردها برای تبادل اطلاعات و حقایق ارتباط برقرار می کنند، در حالی که برای زن ها خود ارتباط اهمیت دارد. این تفاوت در انتظار از ارتباط، گاهی باعث ایجاد مشکلاتی می گردد. وقتی یک زن می گوید «بنشین میخواهم با تو صحبت کنم» ممکن است منظور این باشد، «بگذار لحظاتی در کنار هم باشیم». ولی مردان از این سخن ممکن است برداشت کنند که « میخواهی درباره ی چه صحبت کنی؟» در اینجا محتوای سخن برای زن اصلا اهمیت ندارد اما چون مردان در برقراری ارتباط اطلاعات و حقایق برایشان مهم است این چنین برداشت می کنند.
    7- بی پرده گویی ضمن این که نشان دهنده ی هیجانات و احساسات واقعی فرد است، شامل عوامل دیگری مثل ابراز عادت های شخصی، صحبت کردن درباره ی گذشته ی خود، مطرح کردن امیدها، رویاها و تخیلات و خواسته های فرد نیز می شود. بعضی از مطالعات نشان داده اند که بین بی پرده گویی و رضایت زناشویی در زوج ها، همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد. با توجه به وجود رابطه بین صمیمیت و بی پرده گویی، بسیاری برنامه هایی که به منظور ارتقاء روابط زوجی طراحی شده اند، از طریق کمک به ایجاد بی پرده گویی در زوج ها، سعی در بهبود روابط انها دارند.
    8- یکی از مشکلات خاص ناسازگارانه در زوج ها ذهن خوانی است. ذهن خوانی زمانی صورت می گیرد که یکی از اعضاء زوج، دائما براساس ادراکی که از رفتار و نیت همسر خود دارد، بدون اینکه از حلقه ی بازخورد استفاده کند، عمل می کند. « من درباره ی سینما رفتن با تو صحبت نکردم زیرا می دانستم که مخالفت می کنی». « من با نگاه کردن به چهره ی تو فهمیدم که دوست نداری در کنار من بنشینی». « من از نوع ارتباط جنسی که با من داری فهمیدم که تو قبلا با کس دیگری هم بوده ای». « من از لحن صحبت تو با تلفن همراهت فهمیدم که با یک زن سخن می گویی». ذهن خوانی معمولا در زوج هایی که مدت طولانی تری از ازدواج انها می گذرد، بیشتر مشاهده می شود. در این موارد، چون زوج ها فکر می کنند در دوره ی طولانی با هم بودن، به خوبی یکدیگر را شناخته اند، احساس می کنند که نیازی به بازخورد ندارند. به همین دلیل بیشتر براساس ادراک و برداشتی که از رفتار همسر خود دارند، واکنش نشان می دهند. ذهن خوانی گاهی مشکلات بسیاری را در ارتباط بین زن و شوهر، ایجاد می کند.

    توسط خانم زهرا عباسی · 1380 روز 1 ساعت 17 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  5. 1 vote

    ادامه مقاله شماره 1

    • صمیمیت به دلیل اینکه عاملی اساسی در ارتباطات انسانی است، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. صمیمیت در روابط زوج ها را ترکیبی از هشت عنصر زیر می دانیم:
    1- عاطفه: زوج ها به چه میزان احساسات و عواطف خود را به صورتی راحت برای یکدیگر بیان می کنند.
    2- بیانگری: زوج ها تا چه حد افکار، عقاید و نگرش های خود را به یکدیگر ابراز می کنند.
    3- سازگاری: میزان همکاری صمیمانه ی زوج با هم. اینکه تا چه میزان زوج می توانند با آسودگی خاطر با هم همکاری کنند.
    4- همبستگی: میزان تعهدی که زوج نسبت به هم احساس می کنند.
    5- رابطه جنسی: میزان رضایت از رابطه ی جنسی با همسر
    6- حل تعارض: تا چه حد زوج می توانند اختلاف نظرهای خود را با هم حل کنند.
    7- خودمختاری: تا چه میزان زن و شوهر برای ارتباط با اعضای خانواده و دوستان، احساس استقلال می کنند.
    8- هویت: میزان اعتماد به نفس و عزت نفس زن و شوهر. برداشتی که زوج از خود به عنوان یک خانواده ی کوچک دارند.
    • ارتباط و تفاوت های جنسیتی
    1- مثلث عشق: عشق بر پایه ی سه عنصر «شهوت»، «صمیمیت» و «تعهد و تصمیم» تعریف می شود. میزان عشقی که یک فرد تجربه می کند بر قدرت این سه عنصر مبتنی است. همچنین نوع عشقی که هر فرد تجربه می کند به تعامل این سه عنصر وابسته است. صمیمیت شامل ابراز احساس و احساس وابستگی عاطفی به یکدیگر می شود.
    2- رابطه ی صمیمانه رابطه ای است که در آن احساس آرامش وجود دارد. در اغلب موارد زوجی که از رابطه ی جنسی خود شکایت می کنند، مشکل انها مربوط به میزان صمیمیت موجود در رابطه است.
    3- کیفیت صحبت کردن درباره ی مسائل جنسی بین زوج ها به میزان زیادی به کیفیت رابطه ی کلی انها مرتبط است. همچنین آن چه مهم است مهارت در صحبت کردن درباره ی رابطه ی جنسی برای پایداری رضایت جنسی زوج از یکدیگر بسیار مفید است. باز هم یادآور می شویم اکثر مشکلات جنسی علت عاطفی و ارتباطی دارند. و اغلب این مشکلات به خاطر ترجیحات جنسی، میزان، مکان و شیوه ی گفت و گو درباره ی مسائل جنسی می باشد.

    توسط خانم زهرا عباسی · 1380 روز 1 ساعت 10 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  6. 1 vote

    ادامه مقاله شماره 1

    • ویژگی های زوج های سالم
    1- عقیده به نسبی بودن واقعیت نه مطلق بودن آن: زوج های سالم به تفاوت در نقطه نظرات و دیدگاه های یکدیگر احترام گذاشته و اماده ی شنیدن نقطه نظرات همسر خود، هرچند که با نظرات خودشان اختلاف داشته باشند، هستند.
    2- اعتقاد به این که قصد و نیت همسر خوب است: گاهی اتفاق می افتد که رفتارهای زوج ها مخالف خواست یکدیگر است. در این موارد، همسرانی که به نیت و قصد همسر خود فکر نمی کنند، احساس عصبانیت و ناراحتی در انها ایجاد نمی شود. زوج های سالم ضمن اینکه به همسرشان احترام می گذراند، هرگز حس نمی کنند که همسرشان دشمن انهاست. خیلی وقت ها اگر به نیت انجام عمل از طرف همسر خوب و درست توجه شود، رفتارهای او آزاردهنده نخواهد بود.
    3- اعتقاد به اینکه مشکلات حل می شود: در زندگی زناشویی گاهی مشکلاتی ایجاد می شود که دیدگاه زوج ها نسبت به مشکلات، تاثیر زیادی در آینده ی آنها خواهد داشت. زوج هایی که اعتقاد دارند مشکلات قابل حل هستند، برای حل مشکل تلاش می کنند. این افراد تاثیر خود را در فرآیند حل مشکل موثر می دانند. به همین دلیل هنگامی که با مشکلی در زندگی روبه رو می شوند، انتظار ندارند که رابطه ی خوب با همسر مشکلات را حل خواهد کرد. بلکه برای ایجاد رابطه ی مناسب و برای حل مشکل، تلاش می کنند.
    4- عقیده به عواملی فراتر از خود: عشق نگاه کردن به چشمان یکدیگر نیست بلکه نگاه کردن به یک جهت است. اگر این اعتقاد وجود داشته باشد، زوج ها خیلی درگیر خودمحوری نمی شوند و به همین دلیل مشکلات برای انها ساده خواهد شد.
    5- تمرین رفتارهای سالم: تمرین کردن رفتارهای سالم توسط زوج ها می تواند باعث شود که این رفتارها نهادینه شده و بخشی از گنجینه ی رفتاری انها شوند. جدایی از مشکلات و بروز رفتارهایی که این مشکلات را بوجود آورده، همیشه در روابط بین زوجین روابط و رفتارهایی وجود دارند که سالم و مفید هستند. شناسایی و نمایان کردن این رفتارها سبب تقویت و تکرار انها می شود. و رضایت بیشتر را حاصل شده و سبب می شود به فراگیر شدن رفتار سالم در مقابل رفتارهای ناسالم.
    اما این رفتارهای سالم کدام است که سبب بالاتر رفتن سطح رضایت زن و مرد از یکدیگر می شود:
    1- مسئولیت: زن و شوهر باید نقش خود را در بهبود رابطه مورد تایید قرار داده و از سرزنش یکدیگر خودداری کنند.
    2- هدف گذاری: هر یک از زن و مرد باید اهداف خود را مشخص کرده و به منظور دستیابی به اهداف واقع بینانه ای که رضایت ارتباطی را به دنبال دارد تلاش کند.
    3- تشویق: زوج های سالم تلاش می کنند که یکدیگر را تشویق کرده و از همدیگر قدردانی و تحسین به عمل آورند.
    4- گفت و گوی باز: هر عضو زوج باید بتواند احساسات مثبت خود را به صورتی بی پرده و صادقانه بیان کند.
    5- گوش دادن همدلانه: این رفتار وسیله ای است برای آنکه زن و شوهر بتوانند احترام و مراقبت به همسر را به او نشان دهند. گوش دادنی دقیق و همدلانه( نشان دادن واکنش های غم و شادی و مهر و عاطفه زبانی و کلامی و رفتاری و غیرکلامی در بدن) سبب تقویت رابطه زوج می شود.
    6- میل به تحلیل ارتباطات: برای اینکه زن و شوهر همدیگر را بهتر درک کنند، باید بین انها گفت و گوی مداوم وجود داشته باشد. گفت و گو می تواند مسائل با اهمیت برای زوج ها را مشخص کرده و به انها کمک کند که بیشتر به انها بپردازند.
    7- نشان دادن پذیرش: هر یک از عضو باید به صورت کلامی و غیرکلامی ارزشی را که برای عضو دیگر قائل است را بیان کند مخصوصا وقتی که عقاید زوج با هم متفاوت است.
    8- همایت از اهداف مثبت ازدواج: هر عضو باید بتواند به همسرش نشان دهد که برای او و گفته هایش اهمیت قائل است.
    9- حمایت از اهداف تعیین شده.
    10- توافق به منظور پل ارتباطی.
    11- تعهد به مشارکت.
    تمام مطالب این چند صفحه را به طور سلسله وار بیان کردیم. اگر بخواهیم مو به مو در مورد ش صحبت کنیم 1000 صفحه هم کم می اید. و البته مصداقی و قدم به قدم در مورد نحوه و کیفیت و شدت و قوت این رفتارها در رابطه بین شما و همسرتان مسئله مهمی است که باید بررسی گذاشته شود. شما می توانید به مواردی که پررنگ و زیر ان خط کشیده شده بود مراجعه کنید و لیستی از آن تهیه کنید. و به خودتان و به درجه ی این رفتار در بین خود و همسرتان نمره بدهید. چه مثبت و چه منفی. فقط توجه داشته باشید که با رویکرد خودمحور پاسخگوی رفتارها نباشید. با نگاه همسرتان به مسائل بپردازید.

    توسط خانم زهرا عباسی · 1380 روز 1 ساعت 8 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  7. 1 vote

    مقاله شماره 2

    مرد همیشه روحیه ی عمل کننده دارد. روحیه ی تعقیب کننده. پس بیایید با ارسال سیگنالهایی این حس تعقیب کنندگی را در او بیدار و تشنه کنید حال چگونه؟ به متن زیر توجه کنید:
    میخواهیم در مورد راز مهمی درباره ی مردان صحبت کنیم که حتی شاید خودشان هم خبر نداشته باشند. اما با استفاده از همین تکنیک رگ خواب وی در دست شما خواهد بود و در عین حال او را نیز خوشحال خواهید کرد. پس شما مدتی است با مردی زندگی میکنید، چند ماه یا چند سال. مطمئنا می توانید روزهای اول آشنایی خود را به یاد بیاورید. زمانی که دل هر دوتایتان در تب و تاب بود. همه چیز تازگی داشت. عطش عشق در سرتاپای وجودتان موج می زد. رنگ های دنیای اطراف زیباتر بود. همه ی صداها دلنواز بود. و هر لحظه می توانستید صدای تپیدن قلب خویش را بشنوید. اتفاقی که بعد افتاد این بود که مدت زمانی سپری شد. وقت بیشتری را با شوهرتان سپری کردید. وی را بهتر شناختید و حتی تا حدودی رفتارش قابل پیش بینی شد. و اگر هشیارانه به این قضیه نگاه کنید می بینید که همه این ماجراها در سیاره ی دیگر هم رخ داده: مرد شما نیز پس از مدتی شما را شناخته، به رفتارتان عادت کرده و تا حدی می تواند رفتارتان را پیش بینی کند. از طرفی، مشکلات زندگی و درگیری های روزمره و فامیلی، این فرصت را از شما گرفته که بتوانید زمان بیشتری را به رابطه ی عاطفیتان اختصاص دهید. پس در چنین شرایطی، با توجه به تمام دلمشغولی های روزمره و پس از گذشت زمان، چطور می توان آتش عشق را هنوز شعله ور نگاه داشت؟ چطور می توانید کاری کنید که جذابیت شما همچنان مثل سابق باشد و شوهرتان باز هم مثل سابق تحت تاثیر شما قرار بگیرد؟ خودتان خوب می دانید که لازم است همیشه شور و عشق روزهای اول در رابطه شما حضور داشته باشد. چون وجود حرارت عشق، اولا سلامتی ازدواج شما را تضمین می کند و دوم اینکه شما را شاد میسازد. از زندگی، از هر لحظه اش، لذت می برید. و هر اتفاق مثبت دیگری که در زندگیتان روی دهد حتی طعمی شیرین تر خواهد داشت. قبل از اینکه روش خودم را توضیح دهم، می خواهم درباره ی راهنمایی هایی که سایر مشاوران و نویسنده ها درباره ی این مشکل می دهند، حرف بزنم. به نظرم بررسی شیوه برخورد آن ها با این مشکل و توصیه هایشان به زنان میتواند تفاوت روش های من را بهتر نشان دهد. اگر شما پیشتر کتاب “مردان مریخی و زنان ونوسی” را خوانده باشید، یا هر کتابی از این دست، می دانید که مهمترین توصیه نویسنده ی آن ایجاد حس دوستی و همدلی بیشتر بین زن و شوهر است. آنها به شما درباره ی تفاوت های جنسیتی می آموزند. به تفاوت در شیوه ی ارتباط دو جنس می پردازند. به اینکه مردان نیازهای متفاوتی دارند. و بعد از شما می خواهند که دنیای شوهرتان را بیشتر درک کنید. یعنی سعی کنید که به زبان وی صحبت کنید. چند سال قبل تکه ای از سمینار “جان گری” نویسنده کتاب “مردان مریخی زنان ونوسی” را دیدم. وی درباره این موضوع صحبت می کرد که مردان در درک و دریافت سیگنال های زنان ضعیف هستند و باید هر چیزی را به طور روشن و شفاف برایشان توضیح داد. اگر مردتان چیزی می خواهد، باید خیلی شفاف و روشن آن را به زبان بیاورید.از نظر وی بیشتر درگیری های عاطفی بین زن و مرد به خاطر ضعف در ارتباط برقرار کردن رخ می دهد. پس با واضح و شفاف بودن در شیوه ی ارتباط، سوتفاهم ها از بین می رود و آرامش به زندگی شما بر میگردد. حرفش منطقی به نظر می رسد، نه؟! و جالب است بدانید که خیلی از خانم ها نیز چنین نگرشی دارند. من بارها و بارها از زبان خود خانم ها شنیده ام که دلیل انتخاب کردن شوهرشان این بوده که فکر کرده اند “وی میتواند دوست خوبی برایشان باشد.” و همچنان نیز می بینم که ظاهرا “دوست خوب بودن” مهمترین عامل تصمیم گیری برای زنان، به خصوص در مورد ازدواج است .

    توسط خانم زهرا عباسی · 1380 روز 1 ساعت قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  8. 1 vote

    ادامه مقاله شماره 2

    اگر شما هم همین نظر را دارید، من می خواهم از شما دعوت کنم که ادامه ی این نامه را با دقت خیلی بیشتری بخوانید! اگر شما حقیقتا می خواهید “دوست خوبی” برای مردتان باشید، باید این نکته را بدانید که وی قبل از شما دوستانی داشته، مگر نه؟ وی دوستانی داشته که از زمان دبستان با وی بوده اند. در کوچه های خاکی با هم فوتبال بازی می کردند. بعد دعوایشان می شد. همدیگر را کتک می زدند و بعد از بازی، با هم آشتی کرده و دست در دست هم می رفتند به بقالی سرکوچه و با پول توجیبشان ساندویچ با نوشابه نارنجی می خریدند. بعضی از اوقات یکی از آنها پول کم می آورد که در چنین شرایطی معمولا دوستش به وی قرض می داد. همان دوستی که چند دقیقه قبل با وی گلاویز شده بود. دوستان شوهر شما احتمالا بارها جان وی را به شکلی نجات داده اند. از وی در برابر یک بچه قلدر دیگر دفاع کرده اند. یا در امتحانات آخر ترم با رساندن به موقع تقلب وی را از رفوزه شدن نجات داده اند. اگر این ها را مینویسم به این خاطر است که شما بدانید مردتان با دوستان مذکر خود مطمئنا سابقه ی دوستی طولانیتر و بسیار صمیمی دارد. حتی بعضی از آن ها اکنون همکار وی هستند و از نظر مالی با هم همبستگی دارند. و اگر شما هدفتان این باشد که “بهترین دوست” شوهرتان باشید، باید از همین الان بدانید که رقیبان خیلی جدی پیش روی خود دارید! به همین خاطر است که بعضی از خانم ها بعد از ازدواج مانع ارتباط گسترده ی شوهرشان با دوستان سابقش می شوند. البته منظورم این نیست که همه ی خانم ها اینگونه هستند. (بعضی جاها من مجبورم برای رساندن یک پیغام کمی کلی گوی کنم. اما امیدوارم که شما متوجه پیغام اصلی من شوید و آن را دریافت کنید). یادتان باشد که اگر شما برای یاد گرفتن منش و زبان مردان نیاز به صرف وقت و یاد گیری دارید، دوستان وی ندارند! چون آن ها ذاتا مرد هستند و خیلی خوب زبان هم را می فهمند! همچنین می خواهم از خودتان بپرسید که آیا شوهر شما از فوتبال بازی کردن بیشتر خوشش می آید یا رفتن به خرید در فروشگاه و صرف ساعت ها برای انتخاب رنگ مناسب برای پرده خانه؟ فرق این دو فعالیت آن است که یکی از آنها را شما (به عنوان یک زن) با کمال میل و عشق انجام می دهید اما از دیگری متنفر هستید. و فکر می کنید که شوهر شما کدام فعالیت را بیشتر دوست دارد؟ فوتبال بازی کردن با دوستانش یا صرف ساعت ها در فروشگاه ها برای خرید وسایل خانه! و مهم نیست که کدامیک از آن فعالیت ها به مصلحت باشد! مهم این است که شوهر شما از یکی از آنها واقعاً خوشش می آید اما دیگری را فقط تحمل میکند! همه ی این ها را گفتم تا بدانید که اگر شما قصد دارید “بهترین دوست ” همسرتان باشید، دوباره فکر کنید. خوب به این فکر کنید که این رقابتی سخت و نابرابر است و احتمالا در آخر شکست خواهید خورد. اما راه چاره چیست؟ به نظر من راه چاره این است که اساسا هرگز خود را به عنوان یک “دوست” برای شوهرتان طبقه بندی نکنید. البته خیلی خوب است که دوست خوبی برای وی باشید و او نیز همینطور نسبت به شما باشد. اما اساسا باید بدانید که شما در رقابت با دوستان دیگر وی نیستید و نمی خواهید که “بهترین دوست” وی باشید! چون شما چیزی بالاتر از دوست هستید: شما معشوق وی هستید. من می توانستم در جمله ی بالا بگویم “شما همسر وی هستید.” اما این کار را نکردم. چون هر زنی می توانست “همسر” وی باشد. اما فقط یک نفر است که می تواند “معشوقه” وی باشد. و شما می دانید که چه کسی بایست “معشوقه” وی باشد. شوهر شما می تواند دوستان فوق العاده ای داشته باشد اما هرگز قادر نخواهد بود که آن ها را “معشوقه” بداند. این جایگاهی است که شما منحصرا و بدون جنگ و خونریزی اشغال خواهید کرد. اما برای نگه داشتن این جایگاه نیاز به کمی آموزش دارید که من با کمال میل همینجا در اختیارتان قرار خواهم داد! برای درک روش من، شما اول باید درباره ی انرژی مردانه و زنانه بیشتر بدانید. دقت کنید که منظور من خصلت ها و شخصیت های مردانه و زنانه که در کتاب “مردان مریخی و زنان ونوسی” خوانده اید نیستند. من در مورد یک انرژی خاص صحبت می کنم. شاید بتوان آن را “روح” نیز نامید. انرژی مردانگی در برابر انرژی زنانگی و جالب است بدانید که همه ی ما هر دو این انرژی ها را در وجود خودمان داریم. شما می توانید به همان اندازه انرژی مردانه از خود بروز دهید که می توانید انرژی زنانه از خود بتابانید. اما اکثر مردم، در ذات خود، با یکی از این دو نوع انرژی ارتباط نزدیک تری دارند. یعنی در هسته وجودشان یک نوع از انرژی بیشتر حضور دارد و از آن بیشتر لذت می برند. و همانطور که می توانید حدس بزنید اکثر مردها انرژی مردانگی بیشتر دارد و زن ها انرژی زنانگی بیشتر.

    توسط خانم زهرا عباسی · 1380 روز 58 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  9. 1 vote

    ادامه مقاله شماره 2

    در ادامه، بیشتر تفاوت این دو انرژی را نشان خواهم داد اما می خواهم اول بدانید که جذابیت وعشق شدید در یک رابطه، به خاطر “اختلاف بار انرژُی” و “قطبیت” به وجود می آید. به یاد دارید که در مدرسه چه یاد گرفتید؟ قطب های غیرهمنام هم دیگر را جذب می کنند و قطب های همنام همدیگر را دفع می کنند. و این قانون دقیقا در رابطه ی زناشویی نیز صدق می کند. هر چقدر که شما انرژی زنانگی بیشتری از خود بروز دهید، مرد شما نیز انرژی مردانگی بیشتر از خود بروز خواهد داد. این باعث ایجاد قطبیت و تضاد انرژی بیشتری در رابطه خواهد شد واین یعنی جذابیت بیشتر بین دوتای شما. اگر فکر می کنید که قبلا این کار را کرده اید ولی فایده ای نداشته، اصلا در قضاوت عجله نکنید. من هنوز روش انجام آن را یاد نداده ام. به نظر من مهمترین خصوصیتی که در حال حاضر باید درباره ی این دو انرژی یاد بگیرید این است. قلم و کاغذ خود را حاضر کنید: انرژی مردانه هدایت می کند. انرژی زنانه دعوت می کند. این یعنی چه؟ اجازه دهید با مثالی آن را نشان دهم: در یک روز سرد زمستانی در خانه با شوهرتان نشسته اید. هوا سرد است و شما می خواهید که همسرتان دمای بخاری را زیاد کند. اگر میخواهید در کلامتان لج همسرتان را در بیاورید و هیچ گاه به طور مطلوب به خواسته تان نرسید و یا اینکه همسرتان به اکراه رفتار کند و به طور ناخواسته از جملاتی استفاده کنید که تخریب شخصیتی مردتان را سبب شوید این است که توانایی های همسرتان را در درخواستتان زیر سوال ببرید و اینکه درخواستتان را اینگونه بیان کنید: ” عزیزم … میتونی بخاری رو زیاد کنی” . متاسفانه بسیاری از زنان از این کلمه میتونی و یا میشه استفاده می کنند که دقیقا دست روی نقطه ضعف همسرشان می گذارند. و این سیگنال را به آنها منتقل می کنند که زنم به توانایی های من ایمان ندارد و سوال می کند که من می توانم یا نه!؟ پس شاید به توصیه ی خیلی از روانشناسان به وی درخواستتان را اینگونه بگویید: “عزیزم…. میشه درجه حرارت بخاری را زیاد کنی لطفا؟” و این دقیقا همان دستور العملی است که اکثر روانشناسان و نویسنده ی کتاب “مردان مریخی و زنان ونوسی” به شما می گویند. شفاف و روشن درخواست خود را بیان کنید. نه سوتفاهمی پیش خواهد آمد و نه مشکلی در برقراری ارتباط. اما دقت کنید که در جمله بالا شما دارید به شکلی یک درخواست یا دستور را مطرح می کنید. در واقع شما دارید با این جمله شوهرتان را “هدایت” می کنید به سمت انجام یک کار مشخص. این یعنی اینکه شما دارید قسمتی از انرژی مردانگی خود را به سوی وی می فرستید. و با این کار تضاد و قطبیت رابطه را به شکل نامحسوسی کم میکنید. شما زمانی قطبیت و تضاد عشقی می توانید ایجاد کنید که از انرژی زنانگی استفاده کنید. چگونه؟ به این شکل: “عزیزم….. اطاق خیلی سرد شده، من سردمه!!!” و این یعنی همان “دعوت کردن”. انرژی زنانه، مرد را دعوت به انجام کار میکند، نه “هدایت به انجام کار”. شما به عنوان یک زن، همیشه باید دری را به سمت شوهرتان باز کنید. اما نباید از وی بخواهید که از آن رد شود! فقط در را باز کنید… فقط حس دعوت را در فضا رها کنید. همین. زمانیکه احساس و عواطف خود را در هوا رها میکنید، بلافاصله باعث ایجاد تضاد و قطبیت در رابطه می شوید و تنها راه حل شوهر شما نیز این است که به آنسوی نیروی مردانگی خود برود و بلافاصله برای گرم شدن شما کاری بکند. انرژی مردانه می خواهد که هدایت کند، می خواهد که محافظت کند. وی می خواهد که قابل اعتماد باشد. و این هم همان چیزی است که اکثر خانم ها می خواهند: مردی که بشود به وی تکیه کرد. و این درخواست درست و زیبایی است. هیچ چیزی زیباتر از داشتن یک مرد قابل اعتماد و اتکا نیست. حال یک مثال دیگر: فرض کنید که سطل آشغال پر شده است و شما میخواهید که وی آن را خالی کند. راه حل مستقیم و شفاف این است که بگویید: “عزیزم…. لطفا آشغال را ببر بیرون”من خودم مشابه این جملات را از زبان زنان شنیده ام و شاید دوست داشته باشید که واکنش درونی من را بدانید.

    توسط خانم زهرا عباسی · 1380 روز 56 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  10. 1 vote

    ادامه مقاله شماره 2

    زمانیکه خانمی از من اینگونه درخواست کند، اول از همه حس مقاومتی را در درون خودم احساس میکنم. و بعد لحظه ای جذابیت وی برایم کم می شود. یعنی تاثیرگذاری حرفش به شدت افت می کند. به همین خاطر سریع خودم را با چیز دیگری مشغول می کنم و در جواب وی می گویم “باشه، می برمش”اما مشغول کار دیگری می شوم. در این حالت نیروی زنانه وی آنقدر جذاب نبوده که من را بتواند از پشت کامپیوتر بلند کند تا آشغال ها را از خانه بیرون ببرم. اما حال اگر وی از نیروی زنانه خودش استفاده کند چه می شود؟ “عزیزم … بوی خیلی بدی از آشپزخونه میاد. فکر کنم سطل آشغل پر شده.” وقتی زنی این حرف را به من می زند و حتی احساسش را با اخم کردن و فرم بدنش به من نشان می دهد، در یک آن، سیگنالی بسیار قدرتمند به ریشه ی مغز من ارسال می شود. دلیلش را احتمالا هیچ کس نمی داند، اما همین را می دانیم که این پیغام زنانه قسمتی از وجود مرد را تحریک می کند که سریعا واکنش نشان دهد. و حتی دانستن این مطلب هم تاثیری در کارکرد آن ندارد. اگر زنی همین الان این حرف را به خود من بزند، من بی اختیار واکنش نشان خواهم داد و به سمت سطل آشغال خواهم دوید! کلید ماجرا فقط در همین اصل ساده است: “همیشه دری را به سمت شوهرتان باز کنید و از وی دعوت کنید. اما از وی نخواهید که از در عبور کند.” شاید این تفاوت برایتان ظریف و نامحسوس باشد اما اینکه از چه جمله ای استفاده می کنید در حس و حال اطاق خوابتان تاثیر خواهد گذاشت. یک مثال دیگر: “عزیزم میشه بچه رو از مدرسه بیاری؟” حال اگر به جای جمله بالا بگویید: “عزیزم من نگران بچه ها هستم که در مدرسه هنوز منتظرند.” در را باز کنید اما از وی نخواهید که از آن رد شود. حال شاید بپرسید که اگر این حرف تاثیری رویش نداشت چه؟ پاسخ این است که این بار با انرژی زنانه بیشتری دعوتتان را منتقل کنید. از بدن و عواطفتان بیشتر استفاده کنید. اگر هوای اطاق سرد است، لرزیدن و به خود پیچیدن را به طور کامل به وی نشان دهید. هر چقدر قطبیت و تضاد بیشتری در رابطه بوجود آورید. شوهر شما بیشتر مجذوب و مسحور شما و پیغامتان خواهد شد. همین تفاوت کوچک باعث اختلاف های بزرگ می شود. شاید استفاده از انرژی زنانگی، وضوح و صراحت نیروی مردانگی را نداشته باشد. اما مسلما طعمش شیرین تر است! به هرحال این تصمیمی است که خودتان باید بگیرید. کدامیک برایتان، در آن لحظه، اهمیت بیشتری دارد؟ عشق و شور و حال بیشتر در رابطه عاطفی یا اینکه شوهرتان پیغامتان را واضح بفهمد و انجام دهد؟ این برعهده ی شماست و من نمی توانم در آن دخالتی کنم. امیدوارم که فلسفه و فرمول من را فهمیده باشید. اگر این طور باشد خودتان الان می دانید که در موقعیت های مختلف چگونه با انرژی زنانگی خود دری را به سمت وی باز کنید. تمرین شب شما در منزل: جملات زیر را که درخواست هایی با انرژی مردانه هستند بخوانید و آن ها را به فرمی مطلقاً زنانه تبدیل کنید.
    -“عزیزم، لطفا کت و شلوار سرمه ایت با پیراهن سفید رو امشب برای مهمونی بپوش”
    – “عزیزم، تو باید به مادر من احترام بیشتری بذاری و امشب با من بیای”
    “- عزیزم، لطفا این لباس رو برام بخر”
    ” عزیزم، من دوست ندارم تو اینقدر با لب تاپ بازی کنی”
    ” عزیزم، پاشو برو سر کار. چرا یه کار پیدا نمیکنی ”
    عزیزم بیا تو رابطه زناشوییمون معاشقه بیشتر داشته باشیم… (بر گرفته از نوشته های مهدی خردمند)
    برای شما و همسرتان آرزوی خوشبختی و سلامتی را از خداوند منان خواستاریم.

    توسط خانم زهرا عباسی · 1380 روز 54 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  11. 1 vote

    سلام
    سوال من کمی شبیه به سوال این خانومه ولی یه کم فرق داره…
    متوجه شدم همسرم دچار خودارضایی هست،وقتی فهمیدم شدیدا احساسی برخورد کردم.و چون همسرم به من علاقه ی زیادی داره گفت دیگه این کارو نمیکنه…
    اما من نمیتونم بهش اعتماد کنم،از لحاظ رابطه ی زناشویی مونم باید بگم هر کاری که میگه رو انجام میدم و اون خیلی راضی به نظر میاد
    من با مشکلاتم خوب کنار میام ولی حس میکنم این کار خیانت به منه…
    لطفا کمکم کنید

    توسط neginezamin · 1167 روز 3 ساعت 7 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

  12. 1 vote

    GOLNAR,

    گلنار خانم در این مورد بهترین راه حل اینه که باهاش رک و راست حرف بزنی و این کارو در وقتی که در آرامش هستید و موقعیت خوبی هستش
    بزنید … در این باره باهاش حرف بزن و بهش بگو که چی فکر میکنی و دوست داری زندگی خوبی رو داشته باشی و اینکه دیگه نمیخوای تلخی دیگه ای رو تجربه کنید … به هرحال بهتره با خودش حرف بزنی و اگه راضی شده به مشاوره مراجعه کنی …
    امیدوارم جواب بده وگرنه اگر در قبل به این کار عادت کرده باشه دیگه تغییرش خیلی سخته …

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1166 روز 17 ساعت 17 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  13. 1 vote


    neginezamin,

    خب دوست عزیز اگه به اینکار در قبل از زندگی مشترک عدت کرده باشه … دیگه نمیشه کاری کرد … و باید خودش بخواد که از این وضع خارج بشه … در این مورد بهش بگو که هر وقت این حالت به سراغش اومد بهتره شمارو در جریان بذاره که بتونید کمکش کنید …
    اینطوری شما در برآورده شدن میل جنسیش در کنارش هستی و میتونی شرایط رو کنترل کنی …
    بعد از مدتی این حالت تبدیل به یک رابطه جنسی دوطرفه خواهد شد و هردوتون ازش لذت خواهید برد …

    مشاوره آنلاین با شماره تلفن های :
    ۸۸۴۲۲۴۹۵
    ۸۸۴۷۲۸۶۴
    سایت تخصصی مشاوره
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1166 روز 17 ساعت 14 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  14. 1 vote

    با این حرفتون منو حسابی ترسوندین
    چون اون روز که با هم حرف میزدیم گفت من عادت کردم و نمیتونم یه شبه ترک کنم…
    شوهرم روی من حساسه و یه لحظه ناراحت باشم سریعا متوجه میشه اما با این تفاسیر یعنی ممکنه دوباره …؟؟؟
    ممکنه بگین اگه دوباره تو اون حالت دیدمش چیکار کنم؟؟؟؟
    فک نکنم بتونم منطقی رفتار کنم…

    توسط neginezamin · 1159 روز 3 ساعت 56 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

  15. 0 votes

    این روزا اعصاب ندارم
    تاشوهرم یه حموم بی موقع میره اعصابم میریزه به هم…

    توسط neginezamin · 1145 روز 58 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 2

  16. 1 vote

    با سلام، بنده 27سالمه و دارای تحصیلات کارشناسی ارشد ، دارای ظاهری معمولی از یک خانواده متوسط و با هیچ دختری دوستی نداشتم.
    حدود 10 ماه پیش از همسرم که 19سالشه خواستگاری کردم و و 5ماه پیش بعد از آماده شدن مقدمات عقد کردیم. تا قبل از محرمیت جز چند بار بیرون رفتن عادی هیچ گونه رابطه ای نداشتیم. بعد از عقدمون و محرمیت برای اینکه فکر می کردم خانمم خجالت بکشه من سعی کردم که از نظر عاطفی بهش نزدیک بشم و سعی کردم در اوقات تنهایی ببوسمش و ناز و نوازشش کنم و باهاش معاشقه داشته باشم، ولی در بیشتر اوقات ناراحت می شد و می گفت بدم میاد و علاقه ای نداره و من از اون دخترای لوس نیستم. بعضی اوقات که خیلی خوب بود شاید نهایتاً 2 دقیقه اجازه می داد فقط بغلش کنم، همین… دو ماه پیش تصمیم گرفتم بریم مسافرت و اونجا سعی کردم که بهش نزدیکتر بشم ولی اجازه نداد و گفت تا بعد از عروسی خوشش نمیاد، ولی من براش توضیح دادم که فعلاً نمیخوام باهاش سکس داشته باشم. ولی گفت از هیچ رابطه ای خوشش نمیاد. تا الآنم ادامه داشته و شاید یکسال دیگه تا عروسیم طول بکشه. حسابی افکارم بهم ریخته و نمی دونم باید چکار کنم.
    لطفاً کمکم کنید.

    توسط mosi2666 · 1102 روز 18 ساعت 31 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

  17. 1 vote

    neginezamin,

    خب دوست عزیز به هرحال این یک عادته که یک شبه بدست نیومده که یکشبه ترکش کنه …بهتره در این مورد واقع بین باشید و با مشاوری متعهد مشورت کنید تا روش برخورد با این رفتار شوهرتون رو به شما آموزش بده … به هرحال خودارضایی یک اختلال به حساب میاد و عادت کردن اون به این کار بهش احساس لذت بیشتری میده و باید آرام آرام اونو از این مسیر خارج کرد

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1102 روز 13 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  18. 2 votes

    mosi2666,

    خب در این مواقع تا سیستم بدن دختر و ترشح هورمونها ریتم و روال خودشونو بدست بیارن زمانی خواهد گذشت ولی خب ممکنه این حالت نشون دهنده سردمزاجی باشه که باید از نظر جسمی و روحی بررسی بشه و شما در مراجعه حضوری به مشاور میتونید این مشکلو حل و فصل کنید … از طرفی بهتره در این رابطه رفتارتون تهاجمی نباشه و خیلی آرام و متین رفتار کنید …به هرترتیب شما در نوع رفتار و گفتار ایشون میتونید متوجه بشید که علت این سرد برخورد کردن ممکنه چه چیزی باشه … چون دیده شده در این دوران افراد در نزدیکی جنسی باردار شده ان و فشار عصبی زیادی برای عروسی و حرف مردم رو تحمل کردن …ایشون هم از این مورد ترس داره … بهتره صحبت کنید تا مواضع همدیگرو بشناسید و بدونید دلیل چه هست

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1102 روز 9 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  19. 1 vote

    سلام
    من مشکلم دقیقا مثل مشکل گلنار جون هست.
    من 28 سالمه و همسرم 31 سالشه و یک سال و نه ماهه که ازدواج کردیم. همدیگرو خیلی دوست داریم و کاملا به هم اطمینان داریم. اما رابطه مون تقریبا دیر به دیر بود. از همون اول هفته ای 1 بار یا 2 هفته ای یکبار.که منو خیلی ازار میداد.من ادم گرمی بودم و همسرم در این خصوص بی تفاوت. تو این مدت بارها وبارها باهش صحبت کردم. خیلی اروم و منطقی و گاهی وقتا با جدیت و عصابانت. هیچ وقت علتشو بهم نگفت. تا اینکه 1 سال پیش متوجه شدم وقتی من خوابم یا نیستم سراغ عکسها و فیلم های بدی میری. و در واقع مچش رو گرفتم. یه جور سرهم بندی کرد و قول داد دیگه اینکارو نمیکنه. منم دیگه اهمیت خاصی ندادم. و منطقی برخورد کردم.2 ماه پیش مجددا مچش رو در حال خودارضایی گرفتم. خیلی خجالت کشید و قول داد دیگه اینکارو نکنه.اما چند روز پیش زیر نظر گرفتمش و دیدم عجیب به این مسئله معتاده. به موقعش باهش صحبت کردم خیلی اروم. اما اول انکار کرد و بعد قبول کرد . اما دیگه حرف خاصی نزد. بهش گفتم اینهمه قسمت میدادم مشکل چیه چرا نگفتی که حالا من به این روز دچار شم. من خیلی وقته بینهایت سرد شدم و اعتمادمو نسبت بهش از دست دادم. و علاقه شدیدم داره کم ترو کمتر میشه . تا جایی که خیلی وقتا بدم میاد بهم دست بزنه….. لطفا راهنمایی بفرمایید.
    ممنون از سایت بسیار خوبتون

    توسط pixygirl · 1097 روز 21 ساعت 31 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

  20. 1 vote

    pixygirl,

    خب واقعا” چه راهنمایی میشه کرد وقتی ایشون خودش رو چنان معتاد به خودارضایی کرده که تمام احساس و انرژیش رو در این مسیر داره صرف میکنه ؟؟؟!!!!…شما هرچقدرم که ایشون رو کنترل کنید فقط و فقط خودش میبایست از این کار دست برداره … لااقل میتونه در این مواقع که چنین احساسی به سراغش میاد خیلی صادقانه به شما بگه تا در کنارش باشید و این خودارضایی رو تبدیل به یک رابطه جنسی دوطرفه کنید … وگرنه تغییر فردی که تمایلی به تغییر نداره خیلی سخت خواهد بود

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1096 روز 10 ساعت 22 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  21. 1 vote

    سلام.
    من ی سوال دارم هرچی گشتم نفهمیدم کجا بپرسم گفتم اینجا شاید بیشتر ربط داشته باشه
    من ی پسرم، 21 سالمه کلا از وقتی یادمه تو کتاب بزرگ شدم، درس و درس و درس…
    آخرش هم با رتبه 2رقمی کشور شهید بهشتی حقوق قبول شدم…
    به خاطر ی سری مسایل بهم گیر میدن ک زن بگیر و اینا…
    ولی من از رابطه جنسی بدم میاد…
    عصبیب میشم وقتی بهش فک میکنم، همشم با خودم میگم آخرش اونی ک باهام ازدواج کنه بدبخت میشه..
    نه اینکه از دخترا بدم بیادا نه ، اتفاقا خیلی هم دوس دارم با دخترا بگم و بخندم ولی سکس… اصلا.. عصبی میشم…. الان من چیکا کنم خب؟

    توسط nima1993 · 1089 روز 16 ساعت 24 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

  22. 1 vote

    nima1993,

    خب هیچ فردی به طور کامل سردمزاج نیست و باید از نظر غددبررسی بشید و متخصص ارولوژیست میتونه همراه با مشاوره روانشناس این مشکل رو حل کنه .. ولی میتونه خیلی هم طبیعی باشه چون شما همش در درس و مطالعه بودید و وقت برای نگاه به این مسایل نداشتید …. بهتره تا شرایط زندگیتون با ثبات نشده به ازدواج فکر نکنید تا در آینده دچار مشکلات نشید …پس برای شروع با مشاور مشورت کنید

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1087 روز 22 ساعت 20 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  23. 0 votes

    سلام خسته نباشید.
    منم یه سوال دارم ازتون ممنون میشم جواب بدید.
    من 4 ساله که نامزد دارم باهم رابطه داریم در اول همه چیز خوب بود هرجیزی که ایشون رو تحریک میکرد من رو هم تحریک میکرد اما چند وقت هست که وقتی میخوان تحریک شن یه حرفای میزنن که ازارم میده مثلا میگن که میخوان سکس گروهی داشته باشیم…(البته همش در حد حرف هست) و من بارها با لطافت گفتم که من از این قضیه ناراحت میشم ولی ایشون هی سعی میکنن که منو قانع کنن که فقط در حد حرعه و هیچ حس قلبی به این قضیه ندارن.یا اینکه دفعه اخری بگفتن که میخوان هنگام رابطه با من یکی از دوستای منم باشه که ببینه و اونو لمس کنه(در حد حرف)ولی من اصلا این برام جا نمیوفتهو حس میکنم ایشون به دوست من حس دارن که همچین فکری از تو ذهنش میگذره

    درضمن نامزد من 26 سالش هستش.
    فقط خواهش میکنم زود جوابم رو بدید من خیلی وقت ندارم

    توسط Sheyda sh · 544 روز 23 ساعت 52 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر قیطریه: ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه دفتر سعادت آباد: ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه دفتر شریعتی: ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه خیالپردازی جنسی امری طبیعی است. همه انسان‌ها خیالپردازی جنسی دارند و در ذهن خود به فانتزی‌های جنسی فکر می‌کنند. در واقع احساسات و شهوت طبیعی نهفته موجود در درون هر فردی با خیالپردازی جنسی امکان بروز پیدا می‌کند. هر فردی در حین نزدیکی و برای کسب لذت بیشتر، به نوعی در تخیلات خویش، به رویاهای جنسی می‌پردازد و تلاش می‌کند با عملی‌کردن آن، تجربه جنسی متفاوت و شیرین‌تری را نسبت به قبل لمس کند. تصویر افراط و تفریط در​خیالپردازی جنسی میزان و درجه خیالپردازی‌های جنسی از فردی به فرد دیگر کاملا متفاوت است و برحسب سن، جنسیت، قدرت تخیل و خیالپردازی، سابقه رابطه جنسی و توان جسمی دامنه متغیری دارد. مثلا برخی افراد فقط یک رویه ثابت و مشخصی را برای رابطه جنسی خود تعیین می‌کنند و در همه حال آن را می‌پسندند و راضی به آن بوده و از این طریق هم کسب لذت می‌کنند تا آنجا که تا آخر عمر فعالیت جنسی خود نیز همان طور باقی می‌مانند، اما در مقابل، افرادی هستند که تنوع در روش برقراری ارتباط جنسی را ترجیح می‌دهند و دائم به دنبال تغییر این رابطه بوده و برای چگونگی رابطه جنسی، کمیت و کیفیت آن و بهبود این رابطه، تخیل داشته و فکر می‌کنند. برای برخی تنوع در نزدیکی و جستجوی لذتی جدید، بسیار حائز اهمیت است. رابطه جنسی خیالی؛ میلی برخاسته از درون شاید از خودتان سوال کنید خیالپردازی جنسی و رابطه جنسی خیالی چگونه است و اهمیت آن چیست؟ خیالپردازی جنسی اساس یک رابطه جنسی سالم و با کیفیت است. فرد با تصورات خیالی خود وارد رابطه جنسی با همسر می‌شود و در حین رابطه به شناخت حقایق خیالات خود می‌پردازد و از بهترین آنها که مناسب حال خود و همسر است، نهایت استفاده را می‌برد و در رابطه‌های بعدی برای تکمیل یا بهبود آن قدم برمی‌دارد. بنابر نظر روان‌شناسان و متخصصان مسائل جنسی، ضمیر ناخودآگاه هر فردی در شکل‌گیری خیالپردازی جنسی نقش بسزایی دارد و قدرت تخیل در رابطه جنسی، با میزان شهوت و هوس هر فردی در ارتباط مستقیم است. به این معنی که هر چقدر میزان شهوت فرد بالا باشد شدت و قدرت خیالپردازی جنسی هم بالا خواهد بود. از سوی دیگر، تحقیقات نشان داده است بسیاری از زنان طی یک رابطه جنسی خیالی، با کمک تصورات و خیالات خود به ارگاسم رسیده و به آرامش درونی دست می‌یابند، به همین دلیل می‌توان گفت میزان خیالپردازی جنسی در زنان نسبت به مردان بیشتر است. خیال داشتن رابطه جنسی و میل به مقاربت از حالات درونی هر فردی است که باید ارضاء شود. گاهی فکر و ذهن فرد بشدت درگیر این مسأله می‌شود و گاهی نیز ارضای این میل به قدری قوت می‌یابد که ممکن است زمینه‌ای برای بروز مشکلات درونی و روحی در شخص شود. مثلا، اگر هنگام نیاز به رابطه جنسی، پاسخ درستی به این حالت فرد داده نشود؛ شهوت و هوس، ارضاء نشده باقی می‌ماند و در نهایت نیز ممکن است سرکوب شود. به دلیل واپس‌رانی این غریزه، فرد دچار استرس و پریشانی شده، احساس ناراحتی می‌کند و همیشه نگران و مضطرب خواهد بود. در صورت تکرار این حالت و ارضا نشدن مکرر آن، اندک‌اندک شخص احساس سرخوردگی و ناکامی می‌کند، اعتماد به نفسش کاهش می‌یابد و حس غالب فرد از خود، احساس حقارت خواهد بود. فواید احتمالی خیالپردازی جنسی روان‌شناسان معتقدند خیالپردازی جنسی فواید بسیاری دارد که از جمله آنها می‌توان به این موارد اشاره کرد: ـ تنوع در روش و چگونگی مقاربت ـ کاهش اضطراب، استرس و نگرانی ـ آشنایی با خصوصیات روانی و روحی خود و همسر ـ آگاهی از علایق و تمایلات خود و همسر ـ افزایش علاقه و محبت زوجین نسبت به یکدیگر در زندگی مشترک ـ افزایش هیجانات مثبت در حین رابطه جنسی ـ صمیمیت بیشتر زوجین در زندگی زناشویی ـ افزایش اعتماد به نفس به سبب جلب رضایت همسر ـ آرامش خاطر از فعال جنسی‌بودن ـ کسب رضایت از زندگی جنسی داستان‌های ناگفته از خیالپردازی‌ جنسی همان‌طور که در سطور پیشین مطرح شد، رویاپردازی در رابطه جنسی امری طبیعی و مفید است و حقیقت خیالپردازی جنسی چیزی جز آنچه گفته شد نیست، اما با وجود محسنات خیالپردازی جنسی، گاهی این حقیقت مطلوب چهره‌ای متفاوت به خود می‌گیرد و نامطلوب می‌شود. به عبارت دیگر، گاهی خیالپردازی‌های جنسی، نه‌تنها مفید نیست، بلکه ضرر و زیان جبران‌ناپذیری دارد که ممکن است سال​ها فرد را به خود مبتلا کند و به ورطه خاموشی سوق دهد. روان‌شناسان معتقدند: افراط و تفریط در خیالپردازی‌های جنسی خوب نیست و ممکن است پیامدهای ناخوشایندی را برای فرد به وجود آورد. تفریط در خیالپردازی‌های جنسی، برخلاف ذات بشری است و موجب رخوت درونی فرد شده و در نهایت دلزدگی زناشویی را برایش رقم می‌زند، این در حالی است که افراط در آن هم خالی از عیب نیست. متأسفانه، در سال‌های اخیر به واسطه افزایش عوامل تحریک‌کننده جنسی همچون ماهواره و امکانات ارتباطی پیشرفته، فیلم‌ها و عکس‌های مبتذل، مجلات و کتاب‌های تبلیغاتی نامناسب، ارتباطات گسترده اجتماعی زنان و مردان و... بسیاری از افراد دچار خیالپردازی‌های نامتعارف و به دور از نیاز و طبیعت انسانی خود شده‌اند و سرانجام به موجب آنها نیز با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم می‌کنند. متخصصان جنسی می‌گویند: خارج‌شدن و فراتر رفتن از حد و حدود واقعی تخیلات طبیعی، برای فرد مضر است و موجب بروز بسیاری از بیماری‌ها و اختلالات روانی می‌شود، آنها معتقدند این افراد بیش از هر گروه دیگری در معرض ابتلا به مشکلات و انحرافات جنسی، وسواس فکری، اضطراب، افسردگی و اختلالات شخصیت هستند. از سوی دیگر، خیالپردازی‌های افراطی و بی‌حد و حصر باعث می‌شود فرد در میل جنسی و هوی و هوس خود غرق شود و حتی گاهی ممکن است تا آنجایی که قدرت عقل و استدلال زائل شود، پیش رود و در نهایت، کار به جایی برسد که صرفا با پاسخگویی به هیجانات منفی به مدیریت رفتارهای خویش بپردازد و اینجا دقیقا همان نقطه‌ای است که خواسته‌ها و تمایلات نامعقول و نامطلوب فرد شکل می‌گیرد. افراد تنوع‌طلب با شهوت جنسی بالا مثال بارز این حالت هستند. افزایش شهوت جنسی و بالا رفتن قدرت خیالپردازی باعث می‌شود برخی از مردان یا زنان به طور ناخودآگاه باوجود همسر، میل زیادی به برقراری رابطه جنسی با فردی غیر از زن یا شوهر خود نشان دهند. کم نیستند زن و شوهرهایی که به موجب این میل سرکش، بیراهه رفته‌اند و به همسرشان خیانت کرده‌اند یا آن که فقط به خاطر وجود فکر وسواسی خیانت به همسر و اصرار ذهن به انجام آن رفتار، با آن که مرتکب هیچ اشتباه و خطایی نشده‌اند، خود را گناهکار می‌دانند، دائم آشفته هستند و عذاب وجدان دارند. از طرفی دیگر، برخی افراد به خاطر قدرت بالای خیالپردازی و شهوت جنسی، آنچنان در خیالپردازی‌های مرضی خویش پیش می‌روند که علاقه به جنس مخالف را از دست می‌دهند و تمایل افراطی به برقراری رابطه با همجنسان خویش پیدا می‌کنند. شاید شنیده یا دیده باشید زنان و مردان متاهل یا مجردی را که به همجنسان خود تمایل جنسی دارند و تنها راه ارضای جنسی خود را همجنس‌بازی می‌دانند. عده‌ای دیگر نیز دچار اعتیاد جنسی می‌شوند و تمایلات دگرجنس‌خواهی یا همجنس‌خواهی خود را در دنیایی به غیر از واقعیت جستجو می‌کنند. تجسم ذهنی رابطه جنسی با افراد خیالی یا تصاویر بازیگران خوش‌اندام پورنو در دنیای مجازی، آنچنان لذت کاذبی را برایشان فراهم می‌کند که ارضای خیالی و مجازی را که غالبا با خودارضایی همراه است، بر رابطه جنسی سالم و حقیقی ترجیح دهند. اعتیادجنسی، یکی از عوامل مهم در تمایل جوانان به تجرد است و همچنین یکی از مهم‌ترین دلایل سردی روابط عاطفی زوجین و علت اصلی مشکلات زناشویی و اختلالات جنسی مانند سرد مزاجی، انزال زودرس، بی‌میلی جنسی و... در متاهلین است. آنچه گفته شد فقط خلاصه‌ای کوتاه از مشکلات خیالپردازی‌های جنسی مرضی است و اصل مطلب چیزی فراتر از آن است که بیان شد. چگونه خیالپردازی‌های جنسی مرضی را کنترل کنیم؟ بی‌گمان دریافته‌اید در صورت کنترل نشدن این شهوت و رابطه جنسی خیالی، وضعی به وجود می‌آید که شخص به طور ناخودآگاه گرفتار عذاب وجدان و احساس گناه می‌شود. همچنین به مرور زمان، چنین فردی خود را موجودی منحرف و بی‌مصرف در اجتماع خواهد یافت. لذا، شکل‌گیری عقده‌های روحی و احساس حقارت در فرد از پیامدهای اجتناب‌ناپذیر و حتمی‌الوقوع این گونه افکار است که موجب اختلافاتی در روابط اجتماعی و زناشویی فرد می‌شود. حال می‌پرسید: چگونه می‌توان این حس را کنترل کرد؟ روان‌شناسان تدابیر ذیل را برای پیشگیری و پرهیز از مشکلات خیالپردازی جنسی بیان می‌کنند. اولین گام: آگاهی از علت این حس تنها خود شما هستید که می‌توانید تشخیص دهید، دلیل هوی و هوس و شهوت‌تان چیست؟ از خود بپرسید: آیا این خیالپردازی‌ها، هوس و شهوت، فقط به دلیل زیاده‌روی میل درونی شماست یا این که فقط به عنوان نشانگری از میل ذاتی و مفیدی است که برای تقویت و لذت بیشتر از رابطه جنسی لازم و ضروری است؟ برای پاسخگویی به این سوال، لازم است بدانید این گونه خیالپردازی‌ها، توهمات و هوی و هوس درباره رابطه جنسی، بخشی از طبیعت درونی هر انسانی است و فقدان آنها جای بسی سوال دارد، لذا توصیه می‌کنیم از وجود آنها در ذهن خود احساس شرم و خجالت نداشته باشید. اما اگر این افکار، بیش از اندازه هستند و وجود آنها موجب آزردگی و تکدر خاطرتان شده، باید بگوییم، شرایط به​گونه‌ای دیگر است و شما باید آن را تهدیدی جدی در نظر گرفته و سهل‌انگاری نکنید. روان‌شناسان پیشنهاد می‌کنند در چنین مواقعی بهتر است به درون خود مراجعه و در جستجوی علت اصلی باشید و آن را پیدا کنید. به طور مثال، آزار جنسی یا وجود رابطه جنسی ناموفق می‌تواند دلیلی باشد که جهت فکر و تخیل فرد درباره رابطه جنسی به سوی خلاف پیش رفته و به مشکلات و انحرافات جنسی منجر شود. دومین گام:‌ پذیرش میل جنسی برخی به اشتباه تصور می‌کنند تنها چاره کار، دوری و پرهیز از خیالپردازی است؛ اما این که صرفا بخواهید دست از این رویاپردازی‌ها بردارید راه حل مشکل نیست. این فراموشی‌های ظاهری، نه تنها موجب ایجاد استرس و اضطراب‌های درونی می‌گردد، بلکه تبعات بعدی آن، می‌تواند مشکل را نیز دو صد چندان کند. بدانید و بپذیرید که این تصورات و خیالپردازی‌های جنسی، برای همه انسان‌ها، حتی در بسیاری از مردم اطراف شما، وجود دارد و هرگز حس غریبی برایشان نیست و این در حالی است که هیچ یک از آنها منحرف و فاسد اجتماعی نیستند! سومین گام: غلبه بر تصورات ذهنی خود برای غلبه بر خیالپردازی‌های جنسی افراطی، سعی کنید تصورات صحیح و مناسبی را در ذهن خود پرورش دهید. روان‌شناسان می‌گویند: در این مرحله مهم و حیاتی، به​جای احساس، منطق خود را حاکم و عاقلانه برخورد کنید. بهتر است در حین خیالپردازی به روابطی معقول و طبیعی فکر کنید و از اندیشیدن به روابط یا حالاتی که ممکن است به جسم یا روح شما آسیب بزند، بشدت پرهیز کنید. بهتر است به رویاهای دست‌یافتنی و واقعی فکر کنید نه خیالی. توجه به این نکته بسیار حائر اهمیت است زیرا نبود دسترسی و ارضاء در رویاهای خیالی، باعث می‌شود استرس و اضطراب تمام وجود شما را دربر گیرد و مانعی بزرگ در پیشرفتان محسوب شود. اگر تا کنون چنین رویاهایی داشتید، می‌توانید از این پس، با ورزشی منظم و اصلاح رویاهای خیالی خود به رویاهایی واقعی، درصدد جبران این اشتباه برآیید و از پریشانی و عقده‌های حقارت درونی خود رهایی یابید. در ضمن، فکرکردن به رابطه جنسی زیبا و دلنشینی که قبلا تجربه کرده‌اید و از آن لذت برده‌اید، می‌تواند به شما در پیشبرد اهدافتان کمک شایانی کند. علاوه بر آنچه گفته شد، سعی کنید در خیالاتتان، خود را جای هیچ شخصیت خارجی دیگری نگذارید! (منظور این است که نقش افرادی را که در عکس‌ها یا فیلم‌های پورنو می‌بینید، ایفا نکنید.) بهترین کار این است که در خیالاتتان هم، خود واقعی‌تان را حفظ کنید. چهارمین گام: حرکت به سمت یک رابطه جنسی حقیقی گاهی لازم است با این حس آزاردهنده مواجه شوید و آن را برای همیشه خاموش کنید. اگر احساس می‌کنید که دیگر نمی‌توانید میل جنسی خود را کنترل کنید یا در خیالپردازی‌های جنسی خود، با روشی افراطی پیش می‌روید، بهتر است با همسرتان نزدیکی داشته باشید و خود را ملزم به رابطه جنسی عملی و اصولی کنید. احتمالا با پرداختن به آن، نه تنها می‌توانید بخشی از رویاهای جنسی منطقی خود را ارضاء کنید، بلکه همچنین به این طریق خواهید توانست تمام انرژی خود را صرف یک رابطه جنسی حقیقی و واقعی کنید نه خیالات واهی. لازم به ذکر است، با هدایت این حس خیالپردازی جنسی در جهت غیرافراطی و واقعی، خواهید توانست با به کارگیری تصورات خیالی خود در راستای رابطه جنسی واقعی نهایت لذت را ببرید و به سبب آن به آرامش درونی و احساس خوشنودی برسید. البته همواره به یاد داشته باشید کنترل این حس سرکش، نیازمند زمان و اراده قوی شماست.

      توسط مدیریت سایت · 544 روز 22 ساعت 9 دقیقه قبل

  24. 0 votes

    با سلام من دو سالیه که ازدواج کردم همسرم در هنگام رابطه حرفای خیلی زشت رکیکی میزنه یا از زنان دیگه حرف میزنه و یا منو با دوستاش تصور میکنه و لذت زیادیم از این کار میبره یا همیشه از تصور رابطه داشتن من با یک حیوان احساس لذت میکنه و مجبورم یکنه همراهیش کنم ودر غیر این صورت لدت زیادی نمیبره ولی من میشکنم و خرد میشم البتهه اینا فقط موقع رابطه و در حد تصوره چون ایشون فوق العاده غیرتی اند وخارج از زمان رابطه اصلا چنین حرفایی نمیزنند بسیار هم شخص محترم و باابرو و مذهبی و استاد دانشگاه هستند ما بارها در مورد راطمون حرف زدیم و من مجبور شدم برای اینکه راضیش کنم و ب لذت برسه حرفایی که دوست داره بزنم براش و بعدش فقط گریه میکنم و از خودم و شوهرم بدم میاد در بقیه مسایل خیلی مرد خوبیه ولی من حتی یکبار هم از رابطمون لذت نبردم لطفا مراجعه به روانپزشک و…را توصیه نکنید چون غیر ممکنه مراجعه کنه قصد جدایی از ایشونم هرگز ندارم فقط ب من بگین مشکل ایشون چیه و چطور درمانش کنم؟ضمن اینکه وقتی بهشون میگم این حرفا و این تصورات گناهه میگه خدا گفته هر نوع لذتی رو که دوس دارین از همسرتون ببرید تورو خدا کمکم کنید

    توسط negin71 · 363 روز 21 ساعت 29 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • در این مورد چون هر دو میتونید به اوج برسید و لذت ببرید هیچ مشکلی نیست ...پس بهتره رابطه خودتون رو با چنین طرز تفکری سرد نکنید چون میتونه در سرد شدن همسرتون و بروز سایر مشکلات تاثیر گذار شود کلمات رکیک زناشویی رو می تونید به عنوان ابزاری برای گرم تر کردن روابط جنسی زناشویی در نظر بگیرید . با توجه به محدودیت هایی که اینجا داریم نمی تونم کلمات رکیک تحریک کننده رو براتون لیست کنم . منتهی سعی می کنم یه سر نخ هایی در مورد حرفهای رکیک زناشویی بهتون بدم . سبک خشونت آمیز : معمولا کلمات رکیک تحریک کننده عاطفی و نرم نیستند بلکه گفتن اون ها باید همراه خشونت گفتاری باشه . یعنی وقتی مردی خواست که در حین رابطه جنسی خانمش رو با کلمات رکیک زناشویی، بیشتر تحریک کنه ، باید لحن گفتار خشونت آمیز باشه . مثل زمانی که دارید یه نفر رو در جمع به صورت مخفیانه تهدید می کنید ! عامل دوم خشونت چهره هستش ، یعنی در چهره هم باید کمی خشونت دیده بشه . طبیعتا نمیشه گفتار خشن رو با چهره خندان و آرام بیان کرد . عامل سومی که باید در نظر داشته باشید ، اینه که تن صدا نباید در حدی باشه که همسایه ها خبر دار بشن ! سبک التماسی : برخی از کلمات رکیک تحریک کننده التماس گونه هستند . یعنی زن یا مرد اون چیزی رو که می خواد با استفاده از کلمات رکیک به همسرش منتقل می کنه . سبک دستوری : این سبک به سبک خشونت آمیز شباهت زیادی داره ، با این تفاوت که همون کلمات رو میشه با کمی تغییر به حالت دستوری بیان کرد . سبک عاطفی : منظور اینه که از اندام طرف مقابل تعریف و تمجید بشه . چهار کلمه در حرف های رکیک مشترک هستند . در مردان یک کلمه که با "ک" شروع میشه و در زنان سه کلمه که دو تای اون با "ک" و یکی هم با "پ" شروع میشن . معمولا محور کلمات رکیک تحریک کننده این 4 کلمه هستند . جلمه سازی با این کلمات می تونه شما رو به هدف تون نزدیک کنه . با این توضیحات میرم سر اصل مطلب ؛ سبک خشونت آمیز برای زنان : وقتی یه زن در حال تحریک شدنه ، از شوهرش چی می خواد ؟ تلمبه زدن سریع تر و عمیق تر ، تحریک بیشتر و عمیق تر فلان اندام با دست ، دهان و ... ، بیان کلمات تحریک آمیز از جانب شوهر و ... کمی خلاقیت به خرج دادن باعث میشه که بتونید با استفاده از همون 4 کلمه ، جملات مناسبی درست کنید . در اون جملات کلماتی مثل بکن،بخور ، تندتر، فشار بده و ... می تونه به کار بره . سبک خشونت آمیز برای مردان : با همون توضیحات بالا میشه از این عبارات جملات خوبی ساخت : پاره کردن ، جر دادن ، خوردن و ... بقیه سبک های دستوری و التماسی ، نیاز به تغییر لحن دارن . یعنی همون کلمات سبک خشونت آمیزرو میشه با تغییر لحن ، التماسی یا دستوری بیان کرد . سبک عاطفی بیشتر به درد زمانی می خوره که در حال معاشقعه هستید . زن و مرد می تونن از شکل ، اندازه، رنگ ، زیبایی و شهوت انگیز بودن اندام جنسی همدیگه تعریف و تمجید کنن . موفق باشید

      توسط مدیریت سایت · 361 روز 21 ساعت 40 دقیقه قبل

© tribuneazad.ir 2013. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است