پرسشتان را مطرح کنید

خانه » ازدواج » خیانت همسرم
1 امتیاز
Vote Con!

خیانت همسرم

خیانت

سلام
من مردی 35 ساله هستم.7 سال از ازدواجمون میگذره.به زنم مثل همه مردای ایرانی عشق می ورزم.اوایل سال 91 فهمیدم با چند تا پسر از طریق تلفن و اس ام اس رابطه داره،بعد کلی دعوا بخشیدمش.اما الان بعد 1 سال و نیم با زم با یه مرد رابطه داره.دارم دیونه میشم.موندم طلاقش بدم یا بارم ببخشمش.ولی دیگه چجوری باهاش ادامه بدم؟؟؟!!!!!!!
با کدوم اعتماد؟؟
تورو خدا از این برزخ نجاتم بدید.
ممنون

توسط farhad21 درازدواج · پاسخ 1174 روز 21 ساعت 48 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (28)

  1. 1 vote

    با سلام به شما دوست گرامی
    در ابتدا به نظر بنده باید روابط عاطفی شما و همسرتان مورد ارزیابی منطقی قرار بگیرد که آیا همسر شما از زندگی با شما رضایت کافی را دارد یا به طور بهتر عرض کنم رضایت از زندگی زناشویی دو طرفه است؟ازدواج شما با رضایت کامل ایشان هم بوده است؟آیا شما به تمام خواسته های شرعی و عرفی همسرتان توجه لازم را میکنید؟لازمه این کار صحبت صادقانه دو طرف با یکدیگر و شنیدن خواسته های همدیگر است علت بررسی شود که چه خلایی در همسرتان است که به این کار می پردازند !مطمئنا خلا هایی در فکر ایشان است که با ارتباط گیری دوطرفه و انجام مشاوره های حضوری می توان آنها را رفع کرد.خواهش بنده از شما این است که خود را بیرون از گود نبینید و چه بسا به علت بعضی بی توجهی از جانب شما این رابطه ایجاد شده است که انشاءالله با صبر و حوصله و توکل بر خدای متعال می توان این مشکل را حل نمود.

    توسط سرکار خانم عطیه عبودتیان · 1169 روز 23 ساعت 11 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 1 vote

    سلام .

    متاسفانه من هم همین الان متوجه شدم همسرم بصورت پنهانی با کسی دوسته که اون مرد هم زن داره . پیامهای عاشقانه و …

    دارم دیوانه میشم . اصلا نمیتونم باور کنم . پیامها رو مخفی میکرد .

    من چیکار کنم . آقا باورم نمیشه زندگیم سیاه شده و نمیتونم با این موضوع کنار بیام و ه . اخه چرا زنم بهم خیانت کرده . الان که نگاه میکنم شماره چند نفر رو سیو کرده . . چرا آخه .

    میخوام با پدرم صحبت کنم اما عروس بزگ خونس و مطمئنن باور نمیکنن .

    خودمم نمیتونم بهش بگم . میخوام فعلا گوشیش رو بگیرم .

    الان هزار و یک فکر تو سرم میاد . یعنی وقتی میرفت دانشگاه …. ؟ وقتی بیرون بود /. ////

    خدایا منو بکش راحت کن که این روز رو نبینم .

    توسط onlytest · 1028 روز 8 ساعت 50 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

  3. 1 vote

    onlytest,

    دوست عزیز بجای این همه بی قراری بهتره درست فکر کنید ، تا بتونید تصمیم بگیرید …
    اینکه ایشون اینکارارو میکنه باید ببینید که چه چیزی در زندگی اونو به این راه کشونده … در ضمن نباید به طور مستقیم کار خلافشو به روش
    میاوردی چون طبق قانون مذاکرات پل طلایی پشت سر ایشون رو خراب کردیدو ترسش رو ریختید …
    الان دیگه راحت تر ممکنه رفتار کنه ولی در قبل باز به حرمت شما شاید بروز نمیداد …
    خب مثل همه دوستان منم میگم که مشاوره برید ، و یک بارم با ایشون برید .. تا بتونید این مشکل رو درست و حسابی حل کنید
    به هرحال هیچ کسی نمیخواد به زندگی و همسرش خیانت کنه … به همین خاطر بهتون توصیه مشاوره رو دارم

    درضمن برای مشاوره ، به سایت تخصصی مشاوره مراجعه فرمایید .
    http://www.moshaver.co

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 974 روز 2 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  4. 1 vote

    سلام. در تیر 92 با همسرم عقد کردیم و در اسفند 92 هم رفتیم سر زندگیمون . بسیار همدیگه را دوست داشتیم البته مشکلاتی بود مثل اینکه قرار بود به جای عروسی بریم سفر که پدر شوهرم زد زیرش. در تیر 93 به تهران اسباب کشی کردیم(تک پسره). برای تحویل دو روزه کارها به اصفهان برگشتیم که متوجه شدم همسرم با یکی از دوست دخترهای سابقش در ارتباطه ( در حد سکس تلفنی) حتی این خانم به شوهرم گفته بود زنت را طلاق بده و من پای همه چیزت هستم. خلاصه کار کشید به دادگاه مجرمیت صادر شد. فهمیدم که شوهرم پیشنهادی از این دست به خانم های دیگری هم داده است و درواقع به نوعی بیمار است. بعد از خواهش های او و گریه هایش از او خواستم که حق طلاق و مسکن را به من بدهد تا برای زندگیم اصمینان داشته باشم و در دادگاه هم تعهد بدهد و برای درمان بیماری به روانپزشک مراجعه کند تا رضایت داده و به زندگی برگردیم. اما علارغم قولی که داد به هیچ یک عمل نکرد و منجر به صدور قرار مجرمیت شد. چطور به او بفهمانم که این حقوق را صرفا برای اطمینان می خواهم و نمی خواهم از آن ها تا زمانی که کاری علیه مصالح خانوادگی نکرده استفاده کنم چون می ترسد طلاق بگیرم. اگر این حقوق را ندهد مجبورم با همین قرار مجرمیت طلاق بگیرم آن وقت با قلب شکسته و عشقی که هنوز هست چه طور کنار بیایم؟ شوهرم هنوز هم عنوان می کند که دوستم دارد و از اشتباه خود پشیمان است.

    توسط nanaz · 893 روز 19 ساعت 42 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  5. 1 vote

    nanaz,

    به این جمله خودتون توجه کنید ” آن وقت با قلب شکسته و عشقی که هنوز هست چه طور کنار بیایم؟” … این همون جمله ایه که خیلی از افراد بخاطرش تمام زندگی خودشون و خانواده شونو به سقوط میکشونن … دوست عزیز چرا اینقدر حرف از قلب شکسته میگید شما قراره برای زندگی خودتون راه حلی پیدا کنید و اگه با توجه به تمام این مسایل اتفاقی نیفته و ایشون برای برون رفتش از مشکلات کاری نکنه پس چاره ای جز به جدایی نیست .. چون حرف قانون در این رابطه بسیار روشنه … متاسفانه خیلی از خانواده ها و افراد بخاطر حرف مردم و ترسشون تن به زندگی هایی میدن که نتیجه ای جز حسرت و نگرانی و افسردگی براشون نداره ..پس کمی از احساسات دور بشید و منطقی عمل کنید

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 892 روز 23 ساعت 14 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  6. 1 vote

    سلام و ممنون از پاسخ شما. من به حرف مردم کاری ندارم نه که مهم نباشه ولی چیزای مهم تری هم هست. از طلاق هم اگر قرار باشه شوهرم باز همچین کاری کنه نمی ترسم و گمونم اینه که زندگی همیشه جریان داره و آدم را شگفت زده می کنه . اما می دونید نمی خوام تصمیمی بگیرم که پشیمون بشم واسه همین کمک فکری می خوام . دارم به شوهرم هم کمک می کنم . به هر حال هنوز جزیی از این زندگی هست و باید راهنماییش کنم . فکر می کنم وظیفمه همه ی تلاشم را برای این که این زندگی نپاشه بکنم. و اگر بعد از همه ی تلاشم این عشق یک طرفه موند عشقم را خاک کنم و فراموشش کنم. ممنون می شم بازم بهم کمک فکری بدید.

    توسط nanaz · 892 روز 22 ساعت 30 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  7. 1 vote

    nanaz,

    راستشو بخوای باید رفتارتون قاطع باشه .. و در این مورد با ایشون صحبت کنید تا مواضع شمارو متوجه بشه … ولی من چیزی رو صادقانه میگم وقتی کار به دادگاه کشیده میشه خیلی از آقایون سر لجبازی میفتن و دیگه گوش شنوایی ندارن و دوست دارن یه جورایی تلافی دربیارن … بهتره دراین مورد اگه میخوایت بهش فرصتی بدید کاملا” حواستون به این رفتارش باشه … و از طرف دیگه خود فرد باید خوددار باشه وگرنه شما اگه اونو تو شیشه ام بکنید باز کارشو میکنه … در این میان میتونید برای اینکه بتونید بهتر عمل کنید در این مورد با مشاوری متعهد مشورت کنید تا به شما طریقه برخورد با شوهرتونو بر اساس نوع رفتارو خلق و خوووش بگه …پس بهتره فعلا” صبور باشید و تلاش کنی ایشون واقعا” از کارش پشیمون بشه

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 892 روز 17 ساعت 9 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  8. 1 vote

    سلام من واقعا ممنونم که برای من وقت می گذارید. امروز شنیدم که شوهرم چند تایی کتاب حقوقی خریده ببینه اگر حق طلاق و مسکن را به من بده باز هم خودش این حقوق را داره یا نه. سعی کردم بهش منظور اصلی این دختر را بفهمونم و بهش گفتم که دختره یه جایی گفته چون مال من نیست زندگی اونم می پاشم و بعد از زندگیش می رم. شوهرم گفت گویا واقعا می خواد زندگیمون را بپاشونه . حتی بهش گفتم اگر به این دختر علاقه ای داره من نمی خوام این وسط باشم و حاضرم تمامش کنم سعی کردم خودمو سرد و بی تفاوت تر نشون بدم . شوهرم باز گفت نمی خواد از دستم بده به هیچ وجه و من گفتم اگر برات کیفر خواست صادر بشه مطمئن باش از دستم میدی .دلم میسوزه برای زندگی ای که همه می گفتند مثل لیلی و مجنون می مونند. دلم برای زندگی عاشقانه ای می سوزه که به خاطر وجود یک دختر که به گفته خودش کمر به جدایی ما بسته بپاشه. می خوام این زندگی را حفظ کنم و واقعا دارم تلاشمو می کنم. برام دعا کنید. خودم و زندگیمو سپردم دست خدا و خودم هم دارم محکم قدم برمی دارم. امیدوارم خداوند ذات واقعی این دختر را بهش نشون بده و سر عقل بیاد.

    توسط nanaz · 892 روز 16 ساعت 9 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  9. 1 vote

    nanaz,

    اگه سریال ” او یک فرشته بود” رو دیده باشید متوجه خواهید شد که وسوسه شیطانی چطور میتونه یک انسان رو به بیراهه بکشونه …
    و تمام ابهت و عشق اونو به تباهی بکشونه به هرحال انسان ها در همه حال مورد امتحان قرار خواهند گرفت و این امتحان خیانت امتحان سختیه … امیدوارم چشمشون باز بشه و بتونه حقیقت رو ببینه … شما در همین راه استوار باشید و توکل بخدا کنید

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 891 روز 18 ساعت 20 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  10. 1 vote

    متنم طولانیه اما هزار خواهش دارم دوستان حتماً بخونید مطمئنم خیلی هامون دچاریم

    سلام منم یک مرد 30 ساله متاهل هستم
    حدود 5سال قبل متوجه شدم همسرم در اینترنت با پسری مجرد آشنا شده و ارتباطتشون به موبایل رسیده،ازش پرسیدم دلیلشو گفت چون تو کنارم نیستی و به من توجه نداشتی این کارو کردم،راست میگفت خیلی ازش دور شده بودم و بهش توجه نداشتم،بخشیدم اما خودمو اصلاح نکردم.
    5ماه قبل دوباره متوجه شدم باکسی در نرم افزار های موبایل آشنا شده و با اون ارتباط داره البته در حد همون موبایل، این بار خودم به همون دلیل قبل بخشیدمش اما بازم خودمو اصلاح نکردم، دوماه قبل ناخودآگاه پیامهای ذخیره شده در سیم کارتشو خوندم یک پیام بود که هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه:(سروش من تورو خدا امشبو با من باش بس که گریه کردم بالشم خیسه خیسه) فهمیدم که ارتباط دیگه ای هم وجود داشته،
    ناگفته نمونه در دفعات قبلی ازش تعهد کتبی گرفتم،و گفتم در صورت تکرار مجدد اینبار خانوادشو در جریان میگذارم،ساعت حدود 12 شب بود که فهمیدم از خواب بیدارش کردم و ازش پرسیدم گفت آره توی تانگو آشنا شدیم و با هم بیرون هم میرفتیم وبعد ها خودش گفت واسش عکسهای لخت میفرستاده و حتی حضوراً رابطه جنسی داشتن ، با اشخاص دیگه تلفنی صحبت میکرده ،سکس چت میکرده و … ،این حرفاش دنیارو روی سرم خراب کرد.
    خلاصه تماس گرفتم پدرش بیاد ببرتش اما یه حسی به من میگفت تو خودتو اصلاح کردی که اون به شخص دیگه ای نیاز پیدا نکنه؟
    خلاصه پدر و مادرش اومدنو پدرش بعد از شنیدن همه چیز گفت هرتصمیمی که تو بگیری ما مطیعیم و کلی گریه کرد و شکه شده بود،
    اینبارم بخشیدمش.
    الان داریم مشاوره میریم و من خودمو مقصر صد درصد این رفتارهای همسرم میدونم.
    دوستان عزیزم قبل از هر تصمیم غلطی اول به رفتار خودمون رجوع کنیم و ببینیم آیا برای همسرمون کم گذاشتیم یا نه؟
    اول ببینیم اگه ما جای همسرمون بودیم با این همه خلع چیکار میکردیم؟
    من هم مثل همه ی کسانی که بهشون خیانت شده دنیایی غم دارم و درد دل هایی که به هیچ کس نمیتونم بگم.
    اما اینکه خودم باعث این رفتارها شدم تسکینم میده و از طرفی آزارم میده که دیر سرم به سنگ خورد.
    دوستان دو ماه از این ماجرا میگذره خودمو بشدت اصلاح کردم، لحظه به لحظه در فکر و در کنار همسری هستم که 8 سال کنارم بود و من ندیدمش و سرم رو با کارم و کامپیوترم گرم کردم، وقتی میخواست بازار بره نیرفتم یا اگه میرفتم با دلخوری بود، همیشه سرکوفتش زدم و خانواده و رفتارهای بد پدرش که مسبب اصلی دور شدن من از همسرم بودو به اون کوبیدم، خلاصه بگم همیشه تحقیرش کردم و از موضع بالا بهش نگاه کردم،هر وقت خواست باهم بیرون بریم گفتم حوصله ندارم ، خواست باهم چای بخوریم چایم بردم پای کامپیوتر خوردم، خلاصه 8 سال ندیدمش و به احساساتش و وجودش توجه نکردم و این شد نتیجه.
    اما…
    اما حالا خوب میبینمش، خوب میفهممش و کنارش آرامش دارم و بهش ثابت کردم و میکنم که تغییر کردم و دیگه پشتوانه هستم براش نه فقط یک هم خونه.
    زندگیم خیلی باصفا شده، هر لحظه دلم واسش تنگ میشه هر لحظه دوست دارم کنارم باشه و هر لحظه دوست دارم قربون صدقش برم نه فقط واسه جبران گذشته، خدا میدونه روز به روز حس علاقه و عشقم نسبت بهش بیشتر و بیشتر میشه،
    دوستان همیشه راه جبران هست اما بشرطی که واقع بین باشیم و خدارو شکر میکنم که یه ذره شعور ته اون همه حماقتی که کردم واسم گذاشت تا ببخشم و بفهمم منننننننننننننن مسبب بودم و اگه هر کاری غیر از بخشش میکردم تهش عذاب وجدان واسه خودم بود/
    دوستان گلم خواهش خواهش خواهش و هزاران خواهش دارم تا دیر نشده خودمونو مقصر کنیم و خودمونو اصلاح کنیم.

    توسط bcm2045a · 854 روز 22 ساعت 5 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

  11. 1 vote

    bcm2045a,

    دوست عزیز ممنون که با صداقت حرف زدید و مشکل رو خیلی راحت و ساده عنوان کردید …

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 853 روز 22 ساعت 34 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  12. 1 vote

    جناب محمدی گرامی مدیر سایت
    ضمن سلام سوالی دارم از شما.
    در حال حاضر همون طور که عرض کردم زندگی ما بسیار عاشقانه و بدور از مشاجرات و حاشیه هاست البته من که بطور کل تغییر کردم و کاری جز عشق ورزی و ابراز علاقه به همسرم ندارم.
    بنظر شما آیا امکان این وجود داره که همسرم برحسب علاقه به اون دوست پسرش هنوز هم با اون مخفیانه در ارتباط باشه یا خیر؟
    البته اینو بگم که همسرم هم از شرایط فعلی بسیار ابراز خوشحالی و رضایت دارن و در این مدت همیشه عنوان کرده که رابطش با افراد دیگه برحسب علاقه به اونها نبوده و احساس زیادی حتی با اون شخص که رابطه جنسی داشته نداشته و ندارد تنها برای اینکه حرفهایش را میشنیده و آرومش میکرده تن به هر رابطه ای داده و الان نیازی به کسی دیگه نداره.
    و متعاقباً اینو هم عرض کنم که بدلیل این سوء رفتار همسرم حتی نزدیک بود پدر و مادرش هم از هم جدا بشن و خواهرش هم از رفتن به دانشگاه منع بشه.
    باتشکر منتظر پاسخگویی تان هستم

    توسط bcm2045a · 853 روز 2 ساعت 59 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

  13. 1 vote

    bcm2045a,

    خب دوست عزیز بسیار خوشحالم که تونستید راه درست رو انتخاب کنید … مسلما” تا مدتی ذهنتون در این مورد مشغول خواهد بود و با شک و تردید رفتار خواهید کرد … پس بهترین راه اینه که با همسرتون در مورد نگرانیتون صحبتی دوستانه در موقعیتی مناسب داشته باشید … و از ایشون تایید بگیرید که تمام ماجراهای گذشته مربوط به گذشته بوده و جای هییچ نگرانی نیست …..چون رابطه ایشون یک رابطه ساده بوده برای درددل کردن و هیچ مورد خاصی درش نیست که برای شما نگرانی خاصی رو ایجاد کنه … همین راه رو ادامه بدید و سعی نکنید برای جبران گذشته بیش از اندازه و کلیشه ای محبت کنید تا در آینده باعث خستگی و دلزدگی بشه … همون روش معمول خودتون رو در پیش بگیرید … و هر وقت خواستید در مورد گذشته ناراحت بشید خودتون رو یک لحظه جای ایشون بذارید … به هرحال خانم ها عواطفشون بسیار بسیار غالب تره تا آقایون …

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 852 روز 23 ساعت 58 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  14. 1 vote

    با سلام ،بنده سال 90 با همسر خود ازدواج کردم که طریقه آشنایی ما نیز از دانشگاه بود در مقطع کارشناسی با هم همکلاس بودیم آخرین سال تحصیل اصرار های من برای آمدن به خاستگاری شروع شد چون می خواستم مطمةن شوم که قصدش ازدواج هست نه فقط دوستی و دیگر اینکه من بعد از اتمام درس باید به شهر خود بازمی گشتم و فکر ندیدنش کلافه ام می کرد خلاصه با چند با تاخیر بعد از فارغ التحصیلی به خاستگاری آمدند و همه چیز بسیار عالی پیش می رفت تا اینکه در دوران نامزدی بهش مشکوک شدم و وقتی یک روز اس مس هاش رو چک کردم متوجه شدم بله با یکی از همکلاسی های دوران کاردانیش رابطه من می گویم اس مسی عاشقانه داره خیلی داغون شدم چند ماه باهاش قهر بودم ولی جلو خانواده حفظ ظاهر می کردم که متوجه نشوند تو خانواده ما این اتفاق ها فوق العاده دور از انتظار هست با عشق فرائانی که بهش داشتم خیلی برام جدایی نا ممکن بود و همسرم هم کلی گریه و معذرت خواهی که اشتباه کردم بهش می گم نامزد دارم دیگه پیام نده خلاصه بعد از گذر زمان همه چیز فراموش شد و باز رابطه ما به مانند قبل برگشت و ما ازدواج کردیم بعد از دو سال و نیم زندگی بنده باردار شدم و از ماه های پنج بارداری بود که باز به همسرم مشکوک شدم بگم که از زمان شروع بارداری رابطه جنسی من و همسرم قطع شد تا این که دو روز مانده به زایمانم باز اس مسی توی مبایلش دیدم که به همون خانم ابراز علاقه کرده بود نمی تونید تصور کنید چه قدر ناراحت کننده بود برام اون صحنه و بیشتر اینکه باردار بودم و دو روز بیشتر به تولد پسرم نمانده بود موضوع را باهاش در میان گذاشتم باز گریه و اظهار تاسف که جبران می کنم رابطه ای نبوده در مورده تو و پسرمون با هاش حرف می زدم از این صحبت ها الان هشت ماه از اون جریان می گذره و من احساسم و اعتمادم رو کلا بهش از دست دادم و هنوز اون درد برام تازگی داره و کهنه نشده اصلا هم بهش اجازه نمی دم بهم نزدیک شه خیلی سعی می کنه این رابطه رو درست کنه ولی نمی شه ناراحتم بخاطر پسرم که یه مامان بابای عاشق نداره دوست دارم فرلموش کنم اما نمی دونم چه جوری تو رو خدا کمکم کنید ببخشید زیاد نوشتم

    توسط saharnazi · 849 روز 9 ساعت 26 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

  15. 1 vote

    saharnazi,

    خب دوست عزیز این موارد هیچ وقت فراموش نخواهند شد… شاید در گذر روزگار کمرنگ بشه ولی خب فراموش شدنی نیست … به هرحال شما با توجه به اینکه میدونستید چه رفتاری داره باهاش ازدواج کردید … پس این موضوع رو از همین الان برای خودتون هضم کنید و با بی اعتنا کردنش اونو وادار نکنید تا راهی دیگه رو در پیش بگیره … به هرحال آقایون تنوع طلب هستند و رابطه هاشون صرفا” جنسی نیست … یه جور رفتار تنوع طلبانه و طبیعیه … بهتره آروم باشید و این موضوع رو برای همیشه بین خودتون و در ذهن خودتون حلش کنید … وگرنه زندگی کوناه این دنیا رو به کام خودتون تلخ کردید

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 847 روز 20 ساعت 12 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  16. 1 vote

    همونطور که گفتم همسرم بر اثر بی توجهی های من و کم بود عاطفی از ناحیه من با مردهای دیگه ارتباط میگرفته و حتی با یک نفر تا چند مرتبه رابطه جنسی هم داشته.چون مقصر بودم بخشیدم والان خیلی خوب داریم باهم زندگی میکنیم اما فکر کارایی که همسرم کرده همیشه آزارم میده.
    لطفاً راهنماییم کنید چطور از این فکر و خیالها بیرون بیام؟

    توسط bcm2045a · 844 روز 1 ساعت 7 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

  17. 1 vote

    bcm2045a,

    دوست عزیز در دنیا قانونی هست که تغییری در اون به وجود نیمیاد و اون قانون تاوانه … ولی گاهی تاوان بعضی اشتباهات ما بسیار سنگین و خارج از تصور میشه … مثلا” فردی در رانندگی بی احتیاطی میکنه و منجر به تصادف میشه و برای همه عمر فلج …این تاوان بسیار سنگینتر از خطای ایشون بوده و راهی برای جبران نیست … چون زمان رو از دست دادیم … در مورد شما هم وقتی به فکر گذشته میفتید باید اونو با رفتارهای خودتون همطراز کنید تا بتونید راحت رفتار کنید … شما هیچوقت فراموش نخواهید کرد .. فقط با یاری گرفتن از خدا و به این خاطر که برای جبران خطاهاتون و رضایت خداوند از خطای ایشون گذشتید باید بتونید به خودتون انرژی بدید … دوست عزیز مهم نیست ما با کی ازدواج میکنیم مهم اینه در زندگی به آرامش برسیم … مواقع ناراحتی بنویسید و 5 بار بخونید و بعد پاره کنید و دور بریزید … سعی کنید گذشته رو همون پشت پنجره نگه دارید .. درسته اونو میبینید ولی اجازه ورود به زندگیتون رو بهش نمیدید … شما با خانمتون همطراز هستید پس با هم آینده رو بسازید

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 844 روز قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  18. 1 vote

    بله شما درست میگید و باور کنید بزرگترین عامل تسکین من هم همین هست که باخودم میگم تو مسبب این رفتارهای همسرت بودی.
    اما اینکه همسرم در اون مدت ذره ای به من و پسرم که 7سالش هست فکر نکرد؟
    از ما خجالت نکشید؟
    چطور به خودش اجازه داد تا حد رابطه جنسی پیش بره؟
    اینها همیشه آزارم میده.

    توسط bcm2045a · 838 روز 21 ساعت 20 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

  19. 1 vote

    bcm2045a,

    دوست عزیز قبلا عرض کردم هر کاری در زندگی برای انسان تاوانی داره و در مورد یک زن که بسیار عاطفی و احساساتیه نوع رفتارش هم میتونه فرق کنه … شاید مسخره به نظر بیاد ولی بخاطر دوست داشتن شما نتونسته خوب فکر کنه و وارد این رابطه دوستی بسیار ساده شده وگرنه اگر شمارو نمیدید مسلم بدونید برای ایشون مهم نبود که رفتارشما چی بوده … بهتره مثل کلاغ پر کردن که برای بچه ها انجام میدادن تمام خاطرات گذشته رو پر بدید و هر وقت ناراحت هستید تمام حرفا و ناراحتی های خودتون رو بنویسید و چندبار بخونید و پاره کنید و دور بریزید …

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 838 روز 5 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  20. 0 votes

    مدیر محترم سایت
    متوجه منظورتون از رابطه ساده درجواب بالا نشدم.چون عرض کردم که همسرم چند مرحله رابطه جنسی هم با یکی از افراد داشته.و مشکل اصلی من و دغدغه فکری من هم بیشتر روی این مسله هست

    توسط bcm2045a · 819 روز 2 ساعت 9 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

    • دوست خوبم در این مورد هرچقدتر بخوایت به این موضوع فکر کنید بیشتر در اون فرو میرید ....در این مورد باید تکلیفتون رو در زندگی با خودتون مشخص کنید ...وگرنه در هر لحظه ای که به گذشته فکر میکنید این حس و حال به شما رو میاره ... حالا رابطه همسر شما در گذشته در هر سطحی میخواسته باشه ولی الان که بخشیدید دیگه این صحبت ها معنی خاصی نداره جز به اینکه باز راه گذشته رو برای این زندگی تکرار کنید ... دوست عزیز شما در زندگی اشتباهاتی داشتید که الان بصورت تاوانی دارید پسش میدید ... بهتره رابطه معنوی خودتون رو افزایش بدید تا بتونید اگر کسی رو میبخشید واقعا" بخشیده باشیدش

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 818 روز 23 ساعت 12 دقیقه قبل

  21. 0 votes

    من یک سوال از کاربران عزیز دارم.
    آیا زشتی خیانت برای هر دو جنس زن و مرد یکی هست؟ یا نه مثلاً برای زن بیشتر و یا مرد بیشتر هست.؟
    امیدوارم منظورمو فهمیده باشید.
    میخوام بدون آیا همونقدر که یک مرد خیانتکار زشت و وقیح محسوب میشه زن خیانتکار هم بله و بالعکس یا نه عرف جامعه میگه زشتی برای یکی از دو جنس بیشتر هست.
    لطفاً عقل و عرف را درنظر بگیرید

    توسط bcm2045a · 797 روز 20 ساعت 42 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

    • خیانت در هر سطحی که باشه برای زن و مرد نکوهیده و زشته و ربطی به جنس زن و مرد نداره … ولی در کشور مذهبی و سنتی ما چون مرد میتونه ارتباط با زنهای دیگه رو در زیر لوای ازدواج مجدد پنهان کنه این مورد برای مرد تحملش بهتر از زن هست ..در صورتی که زن اگر چنین کاری بکنه برای همیشه ترد خواهد شد و جالب اینجاست که خود خانم ها در این مورد با شدت بیشتری رفتار میکنن

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 797 روز 17 ساعت 49 دقیقه قبل

  22. 0 votes

    یک سوال مدتیست ذهنم رو مشغول کرده/
    قبلاًٌ گفتم که بدلیل بدرفتاریهای من همسرم خیانت کردو تا روابط جنسی هم پیش رفت.
    الان با جبران رفتارهای خودم و بخشیدن خیانت همسرم به خوبی با هم زندگی میکنیم.
    آیا ممکن هست هنوز هم همسرم در فکر گذشته خودش با اون فرد سیر کنه و از لحظاتی که کنارش بوده هنوز خرسند باشه؟

    توسط bcm2045a · 769 روز 23 ساعت 4 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

    • خب در گذشته دو پسر مردی رو به حضور حضرت علی اوردن و گفتن این مرد به مادر ما نیت بد کرده ... و باید مجازات بشه ... حضرت علی در این مورد دستور داد مرد رو به درختی ببندن و به سایه اش حد بزنن ...دوست عزیز اینکه ایشون در فکرش چی میگذره جز خداوند کسی بهش اگاه نیست ... ولی اینو بدونید اگر رفتارتون رو عوض کردید و رفتار و زندگی مشترک بسیار خوب شده پس شک نکنید همسرتون در ذهنش کوچکترین تصوری از گذشته نیست چون دلیلی وجود نداره که چنین فکر بکنه چون محبت شما جای خالی برای این کار باقی نمیذاره و زنان برعکس مردان تنوع طلب نیستند ...به همین خاطر اگر شما به ایشون محبت کنید برای تمام عمر عاشقانه به شما عشق میورزن .... بهتره شما هم در این مورد دیگه شک و تردید نکنید چون مجال دادن به این تفکرات زندگی شما رو مسموم خواهد کرد

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 769 روز 21 ساعت 55 دقیقه قبل

  23. 0 votes

    آیا فراموش کردن یک رابطه عاشقانه با شخصی غیر از همسر برای خانم ها براحتی انجام میگیره؟

    توسط bcm2045a · 720 روز 23 ساعت 31 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

    • بله فراموش کردن یک رابطه عاشقانه با شخصی غیر از همسر برای خانم ها بهتر و زودتر اتفاق میفته ... چون خانم ها به مسایل عاطفی بیشتر وابسته هستند تا مسایل جنسی به همین خاطر اگر مورد حمایت عاطفی قرار بگیرند زودتر و بهتر از فضای قبلی رابطه خارج میشوند ...

      توسط مدیریت سایت - محمدی · 720 روز 22 ساعت 23 دقیقه قبل

  24. 0 votes

    ممنونم این آرام بخش ترین پیامی بود که در این چند ماه گرفتم

    توسط bcm2045a · 720 روز 22 ساعت 5 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 5

© tribuneazad.ir 2013. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است