پرسشتان را مطرح کنید

خانه » متفرقه » با این ناامیدی چیکار کنم؟
1 امتیاز
Vote Con!

با این ناامیدی چیکار کنم؟

افسردهناامید

سلام من 24 سالمه سه سال ÷یش عاشق شدم وبه زندگی خیلی امیدوار بودم تا اینکه بعد دوسال عشقم بدون اینکه منو در نظر بگیره زن گرفت بعد اون همه آرزو هام و هدفام خراب شدن ناامید شدم همش مرگ جلوی چشامه بخصوص پدرومادرم رو خیلی میترسم ازین که اونارو از دست بدم و رو مرگ اونا حساس شدم و همینکه میخوام دست به کاری بزنم پشیمون میشم میگم میمیرم چرا باید این کارو یا تلاشو هدفو داشته باشم کمکم کنید که به زندگی اومیدوار بشم این ترس مرگ خودم و÷درو مادرم شده کابوس زندگیم

توسط onesky درمتفرقه · پاسخ 1758 روز 20 ساعت 33 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (4)

  1. 0 votes

    با سلام. از اینکه این سایت را برای مشاوره انتخاب کردید ممنونیم. بابت تاخیر در پاسخگویی به سوالات عذرخواهی می کنیم.
    چرا باید چنین مسئله ای شما رو به طرف مرگ بکشونه؟؟؟؟ من نمی فهمم؟؟؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا اینقدر دایره ی زندگی و دنیاتون رو کوچیک کردید؟ الان یعنی به نظر شما دنیا به اخر رسیده؟
    خوب رفته ازدواج کرده که کرده!!!! یعنی واقعا این مسئله باید باعث بشه که فردی به خودکشی اون هم احمقانه ترین کاری که یه فرد ممکنه انجمش بده فکر کنید؟ یعنی اینقدر زندگی رو برای خودتون بی ارزش کردید؟ یعنی من الان باور کنم که دنیای شما اونقدر کوچیکه که با نبود یه ادم میخواید نابودش کنید و نباشه….؟؟؟
    نگید که شما نمی دونید عشق یعنی چی؟ شما نمی دونید از دست دادن عشق یعنی چی؟ که دیگه کلاهمون میره تو هم. خیلی هم خوب می دونم. خیلی خیلی خیلی هم خوب می دونم از دست دادن عشق یعنی چی….
    اما میگم کسی این جوری میشه که هدفهاش کوچیک باشن. که نگاهش به زندگی 20 سانت جلو تر خودش باشه. آدمی این مدلی میشه که ندونه این چندصباحی که قراره تو این دنیا زندگی کنه از کجا اومده. برا چی اومده. چی کار باید بکنه. کجا میخواد بره.
    دختر جون ول کن این حرفها رو . 24 سالته. بچه که نیستی. بزرگ شدی.
    به قسمت اعتقاد داری؟ قسمت هم نبودید. همین. تمومش کن و بگذر. درست تموم شده؟ برو برا ارشد بخون. برو سر کار. برو دنبال علایقت. اصلا میدونی در یک کلام لیاقت تو رو نداشت. تو براش زیادی بودی. والسلام. بذار اونی که لیاقت تو رو داره بیاد جلو. دلت رو عشقت رو نگه دار برای مردی که تمام قد می ایسته جلوت.
    بعدشم تا تو باشی که برای هر کسی دل و قلوه ات رو به سیخ نکشی. یاد جمله معروفم دوباره افتادم. که در ادامه امـــــــــــــان از دست شما جوونا امـــــــــــــــــان. که میرید عاشق می شید بعد که نمیشه به چه کنم چه کنم می افتید. و اینجاست که باید بگم خربزه خوری پا لرز نشستن هم داره. شربت پر شکر خوردن دیابت هم یاره.
    بابا دختر جون ارزش تو خیلی بالاتر از این حرفهاست. برو خودتو مسخره نکن. خیالت راحت همه ما رفتنی هستیم آخرش هم باید تو 2 متر جا بخوابیم. پس برا رفتن عجله نکن. موقع اش که برسه خودشون میان سراغت. نمیخواد تو هیچ اقدامی بکنی. برا زندگیت برنامه ریزی کن. عوض کن اون راه و روش غلط زندگیتو. این عشق و عاشقی های دو دستی رو . برات بهترین زندگی رو آرزو می کنم. موفق باشی
    اگر باز سوالی هست در خدمتیم. اگر هم نه ممنون می شم گزینه پذیرفته شده را انتخاب کنید . باتشکر

    توسط خانم زهرا عباسی · 1751 روز 7 ساعت 52 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  2. 1 vote

    ONESKY

    خب دوست خوب شما باید از قبل میدونستید که این روابط طوری هستن که ممکنه هر لحظه با شکست روبرو بشن و اینکه بخوای در موردش اینقدر امیدوار باشی کاری اشتباهه .. به هرحال شما از این زاویه ضربه خوردید و میتونید با مشاور مشورت کنید تا راه برون رفت از این مشکل رو به شما بگه .. و دیگه اینکه وقتی ذهنتون منفی باشه پس چیزای منفی رو هم به سمت خودش میکشونه و اتفاقی که دوست ندارید براتون میفته پس بهتره در طرز فکر کردن خودتون تغییر ایجاد کنید تا دنیا طور یدیگه با شما رفتار کنه

    توسط مدیریت سایت - محمدی · 1539 روز 2 ساعت 27 دقیقه قبل

    اطلاعاتی در دسترس نیست

  3. 0 votes

    سلام. ناامیدم
    یعنی طبیعتا نباید باشم اما خیلی زندگی بهم سخت گرفته. الان سی و دو سالمه. نه سال قبل داشتم برای دوره ارشد آماده میشدم که مبتلا به ام اس شدم. به حمد الله بیماری کم آزاریه و غیر از یکی دوتا حمله زیاد اذیتم نکرده. تونستم بهش غلبه کنم و از این بابت مشکلی ندارم. ارشد با رتبه ای عالی و در دانشگاهی عالی پذیرفته شدم و با معدل عالی فارغ التحصیل شدم. اتفاقاتی که میدونم اگه ام اس نبود هرگز نمی افتاد. بعد از فارغ التحصیلی به خونه برگشتم… بیکاری… بی پولی…مشکلات بیش از حد خانوادگی (که اگه نبودن شاید اصلا ام اس هم نبود) و معزل مجردی در خانواده و شهرستانی کاملا سنتی که دختر مرده رو به دختر ازدواج نکرده ترجیح میدن. بیکاری و بی پولی هم که…. برای دوره دکتری میخواستم شرکت کنم اما همه مدارک تحصیلیم گم شد و بخاطر مضیقه مالی نتونستم برای گرفتن المثنی اقدام کنم. مشغول به کار پاره وقتی شدم که مصائب زیادی رو بهم تحمیل کرد. امیدوار به لطف و کرم خدا بودم و سعی میکردم توکلم رو از دست ندم اما…. فشارهای روحی بیش از حد و نیاز شدید جنسی و گناه…. بارها توبه کردم و خواستم خودم رو اصلاح کنم خیلی به خودم سختی دادم باوجود مشکلات جسمی ماهها روزه گرفتم تا از این بدبختی خودمو نجات بدم اما مواقعی که فشار روحی بیش از حد آزارم میده تنها با این راه آروم میشم. معتاد به این مصیبت نیستم اما هر چند وقت یک بار به سراغم میاد و ارتکاب بهش زندگیم رو تلخ میکنه. الان بعد از بارها توبه شکستن و این که هر بار به هدفم نزدیک میشم چنین عملی بازم فرسخها منو از خواسته ام دور میکنه… ناامیدم و نمیتونم تصور کنم گشایشی در کارم به وجود میاد. نمیتونم ازدواج کنم و به هر هدفی هم میخوام برسم درهای بسته جلوم سبز میشه و توان جسمیم که قدرت ریسک رو برام کم کرده و مشکلات مالی که واقعا معزلی بزرگ برای کل خانواده ام شده.
    مدتهاست سعی میکردم خوش بین و مثبت نگر باشم اما درنهایت وقتی مشکلی جلوی پام سبز میشه فقط با ارتکاب به اون گناه کمی پریشونی احوالم بهتر میشه و بعد ناامیدی از اینکه توان مقابله با هیچ مشکلی رو دیگه ندارم و هر مشکلی منجر به تکرار گناه میشه…
    از توان خودم ناامیدم از به دست آوردن سلامتیم ناامیدم. از اینکه بتونم ازدواج کنم و از شر این گناه راحت بشم ناامیدم از داشتن یه کار خوب ناامیدم از بهتر شدن اوضاع از همه چی ناامیدم… چکار کنم؟

    توسط 31mahtab · 1048 روز 18 ساعت 41 دقیقه قبل

    سوال: 0 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

    • دوست عزیز اینجا کسی قصد نداره شما به انجام چنین کاری ترغیب کنه ... ولی این یک حس طبیعی برای انسانه و باید مثل گرسنگی ارضاء بشه ... وقتی شما تحریک میشید و یا در شرایطش قرار میگیرید .. هورمون هایی در بدن شما ترشح خواهد شد که شمارو به ارضاء شدن سوق میده ... در این جا نکته اول اینه که از معتاد شدن به این عمل دوری کنید ... و گرنه وقتی تحریک شدید چاره ای جز به ارضاء ندارید ... شاید مزیتش این باشه که شمارو از روابط پرخطر دور کنه ... پس عنوان مشکل و گناه رو ازش بردارید ... چون حس طبیعیه برای زندگی خودتون باید حرکت کنید ... کار و یا حرفه ای رو یاد بگیرید ... از طریق اون برای کسب درآمد اقدام کنید کسی نمیدونه فردا چه چیزی برای شما رقم خواهد زد ... ولی اینو بدونید تا وقتی که اینطور ناامید هستید هیچ اتفاقی نمی افته ... در بسته یعنی اینکه کلیدی هم وجود داره ... پس اگر ناامیدی تاثیر داشت تا امروز کار و بار همه درست شده بود از طرف دیگه به حرف های خاله زنکی که تاریخ مصرفشون دیگه یراومده توجه نکنید ... آزاد و رها باشید و از زندگی خودتون لذت ببرید ... ورزش کنید ... دوره ای رو شروع کنید تا دوستان و موقعیت های جدیدی رو بتونید بیابید و توکل و راز و نیاز با خدا رو فراموش نکنید چون همه ما نیاز داریم به منبعی بی پایان وصل باشیم و نیرو بگیریم برای فرار از افکار پریشان از نوشتن کمک بگیرید و بعد چند بار بخونید و آتیشش بزنید ... بر عکس آروزهای خودتون رو بنویسید و هدفی رو مشخص کنید تا بتونید انگیزه پیدا کرده و به طرفش حرکت کنید در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر قیطریه: ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه دفتر سعادت آباد: ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه دفتر شریعتی: ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      توسط مدیریت سایت · 1048 روز 6 ساعت 40 دقیقه قبل

© tribuneazad.ir 2013. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است