پرسشتان را مطرح کنید

خانه » دسته‌بندی نشده » از کجا برای درمان کم هزینه وسواس شدید شروع کنم؟
0 پاسخ
Vote Con!

از کجا برای درمان کم هزینه وسواس شدید شروع کنم؟

افکار ناخواستهوسواس

با سلام

من خانمی باردار ۳۲ ساله ای هستم که ۱۲ سال است به وسواس فکری شدید مبتلا هستم. خیلی مبارزه کردم و وسواس بسیار عجیبی را پزشکان را درمانده کرده بود تقریبا درمان کردم ولی از آنجا که این افکار را از در بیرون کنی از پنجره می آیند تغییر شکل داده و بازگشتند.

من عاشق همسر مهربانم هستم و افکارم مستقیما رفتند سر این موضوع مهم.روزی احساس کردم صدایی ذهنی به من گفته که اگر کاری کنی که خیانت به همسرت محسوب شود او را از دست خواهی داد. من همیشه وفادار بودم و عاشق همسرم ولی از آن روز دیوانه وار مراقب افکار و رفتارم شدم که مبادا خیانتی مرتکب شده باشم. این مراقبت در عرض یکسال از من دیوانه ای ساخته که قادر به کنترل افکارش نیست. افکار ناخواسته جنسی در مورد غریبه ها که گاه معلوم نیست خواسته بوده یا ناخواسته. مرور افکار برای کشف درجه وحشتناک بودنشان کار را بدتر کرده و اصلا یادم نمیماند چرا چنین فکری کردم و معمولا بدترین حالت ممکن به ذهنم می رسد. عذاب وجدان مرا می کشد. گاهی احساس می کنم از این افکار مرا تحریک کرده. گاهی به جنب شدن شک می کنم.

گاهی شک 90 درصدی می کنم که خودم عمدا به بعضی افکار پرداخته ام و حتی نمی دانم قصدم لذت بوده یا نه.

حتی گاه فکر می کنم که از کسی خوشم آمده و در دل به آن شخص برای لحظه ای احساس عشق می کنم! ( در حالی که در حالت کلی مقید به همسر و زندگیم هستم و فورا پشیمان کمی شوم.)گاهی احساس می کنم خودم عمدا به شخصی و دوست داشتن آن شخص(هر تصویر و شخص و صدایی می تواند باشد) فکر کرده ام. در حالی که من نمی خواهم. از کجا بدانم چرا این افکار می اید و آیا از ته دل است یا نه.
آیا من خیانت کرده ام؟
اگر این طور است فرد خیانتکار باید چه کند؟ غسل توبه؟ غسل جنابت احتیاطی؟ کفاره؟ چگونه سرنوشتی که نگران آن هستم را تغییر بدهم؟

مرتب میل به غسل دارم ولی از طرفی به خودم می گویم اگر غسل کنی ممکن است سرنوشت بدتر شود و آنوقت گیر می کنم که غسل کنم یا نه.

من نگرانم که مبادا با این اتفاقات به همسرم آسیبی برسد. دیگران معمولا از تعلل ها و حرکات ناگهانی صورتم برای دور کردن افکار متوجه درگیری دروحی من می شوند. حالت تهوع وسواس من از بارداری هم بدتر است.

خواب ندارم. وقتی هم می خوابم راحت ندارم. یا استرس دارم یا درمانده و غمگینم.

دلم برای کودکم می سوزود که مادرش اینقدر پریشان است. دلم برای همسرم می سوزد که مرا نگران و ناراحت می بیند.

به هیچ چیز مطمئن نیستم. نعوذ بالله به قدرت خدا شک دارم و نگرانم قوانین طبیعت به دعاهای من بی اعتنا بوده و فقط غسل را به عنوان قربانی و راه حل بخواهند.

گاهی نمی دانم نیت کرده ام یا نه و آیا نیت عین عمل است یا نه.

اصلا توانایی مالی درمان را ندارم.

دارو هم به دلیل بارداری، بسیار اندک مصرف می کنم.

ببخشید پرحرفی من رو ولی این ها رو گفتم تا بفرمایید آیا می شود بیخیال شد؟ آیا می شود چنین افکار قبیحی را آزاد گذاشت؟ آیا کسی می تواند بر سر زندگی عزیزترین هایش ریسک کند؟

من فقط 4 ماه است که نماز می خوانم و سالها درگیر تحقیق دینی بودم دو در حال حاضر چون حس نماز را دوست دارم و بین ادیان، اسلام را منطقی تر یافتم نماز می خوانم. وگرنه شک همیشه با من همراه و یار بوده متاسفانه.

خیلی سپاسگذارم

توسط aamg5050 دردسته‌بندی نشده · پاسخ 142 روز 7 ساعت 43 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 0

 

© tribuneazad.ir 2013. All rights reserved. تمام حقوق برای تریبون آزاد محفوظ است انتشار با ذکر منبع مجاز است